دومین نفتکش ژاپنی، «پس از تماس توکیو با تهران» از تنگه هرمز عبور کرد
بندر فجیره در امارات
نخستوزیر ژاپن از عبور موفقیتآمیز یک
نفتکش این کشور حامل نفت خام روز پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت از تنگه هرمز عبور
کرده و در راه ژاپن است.
سانائه تاکایچی
با اعلام این خبر در شبکه ایکس نوشت پس از عبور یک کشتی متعلق به ژاپن در
نهم اردیبهشت از تنگه هرمز، عبور کشتی دوم بهعنوان یک تحول مثبت ارزیابی
میشود.
میاتا توموهیده، مدیرعامل شرکت انیوس، بزرگترین گروه
پالایشی ژاپن که این نفتکش هم زیرمجموعهٔ آن است، گفت این نفتکش با موفقیت
از تنگه هرمز عبور کرده و انتظار میرود اواخر ماه مه یا اوایل ژوئن به
ژاپن برسد.
بر اساس دادههای شرکت «کلپر»، این کشتی حامل ۱.۲ میلیون بشکه نفت خام کویت و ۷۰۰ هزار بشکه نفت امارات است.
ژاپن
پیش از آغاز جنگ حدود ۹۵ درصد نفت خود را از کشورهای حوزه خلیج فارس وارد
میکرد، اما اختلال در مسیر هرمز توکیو را وادار کرده است واردات جایگزین
از آمریکا و حوزه دریای خزر را افزایش دهد و همزمان از ذخایر راهبردی خود
استفاده کند.
وزارت خارجهٔ ژاپن اعلام کرده دولت این کشور برای عبور
ایمن کشتیها مستقیماً با حکومت ایران در تماس بوده است. بهگفتهٔ این
وزارتخانه، هنوز ۳۹ کشتی مرتبط با ژاپن در خلیج فارس باقی ماندهاند.
نخستوزیر
ژاپن اعلام کرد که دولت او، برای عبور این کشتی، هماهنگیهای مختلفی انجام
داده و از جمله خود او به طور مستقیم با مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران،
تماس گرفته است.
خانم تاکایچی همچنین به فشار زیاد بر خدمه کشتیهای وابسته به ژاپن در خلیج فارس و نگرانی عمیق خانوادههای آنها اشاره کرده است.
او
تأکید کرده که دولت ژاپن همچنان بهطور فعال تمام تلاشهای دیپلماتیک و
هماهنگیهای لازم را دنبال خواهد کرد تا عبور همه کشتیها، از جمله
کشتیهای وابسته به ژاپن، از تنگه هرمز در سریعترین زمان ممکن محقق شود.
عبور این نفتکش در شرایطی انجام میشود که آمریکا محاصرهٔ دریایی بنادر ایران را ادامه داده است.
ستاد
فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، روز چهارشنبه اعلام کرد در چهار
هفتهٔ گذشته ۶۷ کشتی تجاری را وادار به تغییر مسیر کرده و چهار شناور را
نیز در جریان اجرای محاصره «از کار انداخته» است.
سنتکام همچنین گفت
تنها به ۱۵ کشتی حامل کمکهای بشردوستانه اجازهٔ عبور داده شده و دو کشتی
تجاری دیگر نیز اوایل این هفته پس از تماس رادیویی و شلیک تیر هشدار از سوی
نیروهای آمریکایی، از حرکت بهسمت بنادر ایران منصرف شدند.
آمریکا
پس از شکست مذاکرات حضوری با ایران در پاکستان، محاصرهٔ دریایی بنادر ایران
را آغاز کرد. این مذاکرات چند روز بعد از برقراری آتشبس در اسلامآباد
برگزار شده بود و دو طرف پس از آن نیز طرحهای پیشنهادی متقابلی رد و بدل
کردند، اما گفتوگوها به نتیجه نرسید.
در مقابل، حکومت ایران از
ابتدای جنگ تنگهٔ هرمز را مسدود کرده و همین مسئله باعث افزایش نگرانیها
دربارهٔ امنیت انرژی و حملونقل دریایی در منطقه شده است.
پیش از این
نیز نفتکش «ایدِمیتسو مارو» تحت مدیریت شرکت ژاپنی «ایدِمیتسو کوسان»
اواخر آوریل با محمولهٔ نفت عربستان از تنگهٔ هرمز عبور کرده بود.
شرکت
ایدمیتسو، دومین گروه بزرگ پالایشی ژاپن، این هفته اعلام کرد انتظار دارد
تنگه هرمز بین ماههای ژوئیه تا سپتامبر دوباره بازگشایی شود و قیمت شاخص
نفت دوبی تا پایان سال مالی آینده در مارس ۲۰۲۷ به سطح پیش از جنگ بازگردد.
در
همین حال، یک ابرنفتکش چینی حامل نفت عراق نیز روز چهارشنبه از تنگهٔ هرمز
عبور کرد؛ رخدادی که همزمان با نشست رهبران آمریکا و چین در پکن مورد
توجه رسانهها قرار گرفت.
سایه جنگ غزه همچنان بر سر یوروویژن سنگینی میکند؛ وضع قوانین تازه
اجرای نوام بتان از اسرائیل در نخستین دور مسابقات نیمهنهایی یوروویژن ۲۰۲۶ در وین
مسابقات یوروویژن که اکنون برای هفتادمین سال در وین در حال برگزاری است، با بزرگترین چالش در تاریخ خود روبهرو شده است.
این
مسابقه که معمولاً جشنی شاد و پر زرق و برق برای موسیقی پاپ و تنوع
فرهنگی اروپا محسوب میشود، بهدلیل جنگ غزه با تنش و نوعی بحران مواجه شده
است.
شبکههای ملی پخش پنج کشور شامل اسپانیا، ایرلند، هلند، ایسلند
و اسلوونی در اعتراض به حضور اسرائیل، از رقابتهای امسال کنارهگیری
کردهاند.
این موضوع باعث شده تعداد شرکتکنندگان این دوره به ۳۵
کشور برسد و یوروویژن امسال کوچکترین دوره از سال ۲۰۰۳ تاکنون باشد. این
موضوع همچنین با توجه به اینکه کشورهای تحریمکننده آن را پخش نمیکنند،
احتمالاً میزان بینندگان را نسبت به رقم تخمینی ۱۶۶ میلیون نفری سال گذشته
کاهش خواهد داد که از ۱۲۸ میلیون بیننده سوپر بول هم بیشتر بود.
بهرغم
تحریمها، اجرای اسرائیل در نخستین مرحله نیمهنهایی مسابقه یوروویژن در
روز ۲۳ اردیبهشت در وین، با ترانه «میشل» که توسط نوام بتان اجرا شد،
توانست با کسب امتیاز کافی از هیئتهای داوری ملی و رأی مردمی، به فینال
روز شنبه راه پیدا کند.
نوام بتان به روزیترز گفته که هنگام ورود به
صحنه صدای هو کردن شمار اندکی از معترضان حامی فلسطینیان را شنیده است،
هرچند بسیاری از حاضران در سالن چنین صداهایی را نشنیده بودند.
اجرای سال داوینچی، نماینده ایتالیا در این دور از مسابقات
به گزارش رویترز، شماری از بینندگانی که نیمهنهایی را از
تلویزیون تماشا میکردند، هنگام آغاز اجرای نوام بتان، از دور شعارهای
«نسلکشی را متوقف کنید» و «فلسطین آزاد» را شنیدند. اما بسیاری از افراد
حاضر در سالن، از جمله خبرنگار رویترز، فقط صدای تشویق و سوتهای حمایتی را
شنیده بودند.
این موضوع باعث شد اتحادیه پخش اروپا و شبکه ملی
اتریش، میزبان امسال مسابقه، درباره اتفاقات دور نخست نیمهنهایی بیانیهای
منتشر کنند.
در این بیانیه آمده است: «یکی از تماشاگران که نزدیک یک
میکروفن قرار داشت، هنگام آغاز اجرای هنرمند اسرائیلی و در طول اجرای
ترانه، دیدگاههای خود را با صدای بلند بیان کرد؛ موضوعی که در پخش زنده
شنیده شد. این فرد بعداً به دلیل ادامه ایجاد اختلال برای تماشاگران از
سالن خارج شد. سه نفر دیگر نیز به دلیل رفتار اخلالگرانه از محل مسابقه
اخراج شدند.»
خبرگزاریها نوشتهاند که پیش از آغاز نیمهنهایی، تنش
در سطح شهر وین کاملاً محسوس بود، هرچند در داخل سالن کنسرت تنها صدای
تشویق برای اجرای اسرائیل شنیده میشد. پرچمهای زیادی از اسرائیل در میان
جمعیت دیده میشد.
پلیس وین نیز اعلام کرده برای برگزاری اعتراضات احتمالی در طول این هفته آماده میشود.
مایکل
لودویگ، شهردار وین از حزب سوسیالدموکرات، نیز روز جمعه در واکنشی تند به
گروه کوچکی از معترضان حامی فلسطینیان که هنگام سخنرانی او در یک کنسرت
سوت زده بودند، گفت: «ما اجازه نمیدهیم با ایجاد رعب و وحشت ما را به سکوت
وادار کنند.»
او افزود: «متأسفانه بهخاطر افرادی مثل شما مجبوریم
تدابیر امنیتی گستردهای اتخاذ کنیم. این مسئله هزینه زیادی خواهد داشت،
اما با این وجود جشن همبستگی را برگزار خواهیم کرد، این را به شما قول
میدهم.»
در واکنش، شورا هاشمی، یکی از مدیران عفو بینالملل اتریش،
در شبکه ایکس نوشت که لودویگ باید بابت اظهارات «غیرقابلتحمل، نادرست و
تفرقهافکنانه» خود علیه معترضان مسالمتآمیز عذرخواهی کند.
اجرای آکیلاس میتیلینایوس نماینده یونان در این مسابقات
مقامهای رسمی اتریش بهشدت از اسرائیل حمایت میکنند و اعتراضات
حامیان فلسطینیان در این کشور، کوچک هستند. قرار است این هفته چند تجمع
اعتراضی برگزار شود که تخمین زده میشود حداکثر سه هزار نفر در آنها شرکت
کنند.
با این حال بر اساس گزارشها، تجمع حامیان فلسطینیان در
بعدازظهر سهشنبه که ابتدا انتظار میرفت حدود ۵۰۰ نفر در آن شرکت کنند، در
نهایت تنها حدود ۳۰ نفر را جذب کرد.
اسرائیل نخستین بار در سال ۱۹۷۳ وارد مسابقات یوروویژن شد و چهار بار برنده این رقابتها شده است.
آزمون تازه برای یوروویژن
اسرائیل بارها مدعی شده که یک کارزار جهانی برای تخریب وجهه این کشور علیه آن جریان دارد.
اسرائیلیها
معتقدند این کارزار بعد از جنگ غزه تقویت شده است. این جنگ پس از آن آغاز
شد که گروه افراطی حماس که آمریکا و اروپا هم آن ار یک سازمان تروریستی
میدانند، در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل حمله برد و بیش از ۱۲۰۰ نفر اغلب
غیرنظامی را کشت.
در پاسخ به این حمله، اسرائیل تهاجم گستردهای به
نواره غزه آغاز کرد که بنا بر گزارشها به کشته شدن بیش از ۷۲ هزار
فلسطینی، عمدتاً غیرنظامی و شامل کودکان و زنان، و ویرانی بخشهای بسیار
وسیعی از نوار غزه انجامید.
اجرای سم بتل، خواننده بریتانیایی و گروهش
شرکتکنندهٔ اسرائیل در سال گذشته، یووال رافائل، که از
بازماندگان حمله ۷ اکتبر بود، به لطف رأی گسترده مردمی مقام دوم را به دست
آورد.
شرکتکننده امسال اسرائیل، نوام بتان، ظاهراً پیام سیاسی
مستقیمی ندارد، اما روز شنبه به دلیل انتشار ویدئوهایی که در آنها از مردم
میخواست ۱۰ بار، حداکثر تعداد مجاز رأی، به او رأی بدهند، اخطار رسمی
دریافت کرد.
مسابقه یوروویژن امسال علاوه بر موضوع تحریم برخی
کشورهای بهدلیل حضور اسرائیل، با آزمونی تازه درباره قوانین جدید رأیگیری
مردمی روبهرو شده است؛ قوانینی که برای پاسخ به انتقادها درباره توانایی
اسرائیل در بسیج رأیدهندگان در دورهٔ قبلی وضع شدهاند.
این مسابقه پیشتر نیز بارها شاهد اختلافات بر سر آرای مردمی و رقابت میان شبکههای ملی شرکتکننده بوده است.
اتحادیه
پخش اروپا (EBU)، برگزارکنندهٔ مسابقه، برای سال ۲۰۲۶ مقررات جدیدی وضع
کرده تا کشورها و دیگر طرفها را از انجام «کارزارهای تبلیغاتی نامتناسب»
بازدارد. این تصمیم پس از آن گرفته شد که چند شبکه تلویزیونی نسبت به نتایج
مسابقه اعتراض کرده و به عملکرد بسیار قوی اسرائیل در رأی مردمی سال گذشته
اشاره کرده بودند.
اسرائیل که میگوید طبق قوانین عمل میکند،
پارسال برای ترانه «روز تازهای طلوع خواهد کرد»، ۸۳ درصد امتیازهای خود را
از رأی مردمی دریافت کرد و در مجموع دوم شد. در مقابل، برندهٔ مسابقه یعنی
اتریش با ترانه «عشق هدررفته» تنها ۴۱ درصد آرای خود را از مردم گرفت و
برای رسیدن به مقام نخست، به حمایت هیئتهای داوری ملی متکی بود.
پستها
و تصاویر منتشرشده در حساب رسمی اسرائیل در شبکه ایکس، که توسط وزارت
خارجه این کشور اداره میشود و در روز نیمهنهایی سال گذشته منتشر شده
بودند، مردم را تشویق میکردند به خواننده اسرائیلی، یووال رافائل، رأی
بدهند و یادآور میشدند که «میتوانید تا ۲۰ بار رأی بدهید.»
اجرای گروه نماینده قبرس
مارتین گرین، مدیر مسابقه یوروویژن، بدون اشاره مستقیم به این
پستها، به رویترز گفت: «سال گذشته فعالیتهایی دیدیم که میتوان آنها را
تبلیغات و بازاریابی نامتناسب توصیف کرد؛ اقداماتی که به نظر ما با ماهیت
مسابقه همخوانی نداشت. به همین دلیل مقرراتی در این زمینه وضع کردیم.»
یکی
دیگر از تغییرات قوانین این بود که هر رأیدهنده، که از طریق روش پرداخت
شناسایی میشود، تنها بتواند ۱۰ رأی به ترانههای مورد علاقه خود بدهد؛
یعنی نصف سقف ۲۰ رأیی که سال گذشته مجاز بود.
گرین گفت که به شبکه
ملی اسرائیل، «کان»، بهدلیل ویدئوهایی که شرکتکننده امسال، نوام بتان،
منتشر کرده و در آنها از مردم خواسته بود «۱۰ بار به اسرائیل رأی بدهند»،
اخطار رسمی داده است. بر اساس بیانیه مسابقه، درخواست مستقیم برای دادن ۱۰
رأی به یک شرکتکننده با قوانین یوروویژن و روح رقابت سازگار نیست.
اسرائیل
مستقیماً به پرسشها درباره فعالیتهای تبلیغاتی سال گذشته پاسخ نداد، اما
شبکه «کان» در واکنش به اخطار مربوط به ویدئوهای بتان اعلام کرد: «ما تمام
قوانین اتحادیه پخش اروپا را رعایت میکنیم.»
این شبکه افزود:
«موضوع مورد بحث مربوط به ابتکاری مستقل از سوی تیم نزدیک شخصی این هنرمند
بوده و هیچ تأمین مالی ممنوعهای در آن وجود نداشته است؛ مشابه فعالیتهایی
که دیگر شرکتکنندگان نیز انجام دادهاند.»
در حالی که اتحادیه پخش
اروپا تلاش میکند حدود و قواعد رقابت را در چیزی که خود آن را بزرگترین و
پیچیدهترین سامانه رأیگیری تلویزیونی جهان میداند، بازتعریف کند، این
ماجرا نشاندهنده چالشهایی است که مسابقات یوروویژن با آنها روبهروست.
مارتین
گرین، مدیر این مسابقات در مصاحبهای گفت: «همه کشورها از مردم خود،
بهویژه جوامع مهاجرشان، میخواهند از آنها حمایت کنند؛ چون طبیعتاً
نمیتوانید در کشور خودتان به کشور خود رأی بدهید. این یک رقابت است. ما
المپیک موسیقی هستیم، بنابراین چیز غیرعادیای در این مسئله وجود ندارد.»
اتحادیه
پخش اروپا اعلام کرده مردم را تشویق میکند رأیهای خود را میان چند ترانه
تقسیم کنند. همچنین تدابیری برای جلوگیری از تقلب در نظر گرفته شده است.
دومین
مرحله نیمه نهایی مسابقات یوروویژن سال ۲۰۲۶ قرار است روز چهارشنبه ۲۴
اردیبهشت برگزار شود و صعودکنندگان امروز و دور نخست نیمهنهایی، در فینال
روز شنبه به رقابت خواهند پرداخت.
نمایندگان کشورهای بلژیک، کرواسی،
فنلاند، یونان، اسرائیل، لیتوانی، لهستان، صربستان و سوئد در فینال بزرگ
شنبه شرکت خواهند داشت. اتریش به عنوان میزبان این دور از رقابتها به
همراه چهار حامی مالی بزرگ این مسابقه شامل فرانسه، آلمان، ایتالیا و
بریتانیا نیز به طور خودکار واجد شرایط شرکت در دور نهایی شدهاند.
۱۵ کشور دیگر روز چهارشنبه در دومین مرحله نیمهنهایی شرکت خواهند کرد و برای ۱۰ جایگاه دیگر در فینال رقابت خواهند کرد.
لِگو، هیپهاپ و هوش مصنوعی؛ ایران چگونه بر افکار عمومی غرب اثر میگذارد
حکومت ایران بهطور فزایندهای تبلیغات تولیدشده با
هوش مصنوعی، عملیات سایبری، جنگ روانی و کارزارهای نفوذ را در قالب یک
اکوسیستم دیجیتال پیچیده برای مخاطبان داخلی و خارجی در هم آمیخته است
جنگ ایران درسهای تازهای دربارهٔ نحوهٔ
استفاده از هوش مصنوعی بهعنوان ابزاری در جنگهای مدرن و حکمرانی دولتی
آشکار کرده است. حکومت ایران بهطور فزایندهای تبلیغات تولیدشده با هوش
مصنوعی، عملیات سایبری، جنگ روانی و کارزارهای نفوذ را در قالب یک اکوسیستم
دیجیتال پیچیده برای مخاطبان داخلی و خارجی در هم آمیخته است.
از
ویدئوهای وایرالشده به سبک لگو و قطعات هیپهاپ ساختهشده با هوش مصنوعی
گرفته تا عملیات پنهانی در شبکههای اجتماعی و تصاویر جعلی میدان جنگ،
تاکتیکهای حکومت ایران برای نفوذ بیشتر بهسرعت در حال تحول است و بیش از
پیش مخاطبان غربی را هدف قرار میدهد.
رادیو
اروپای آزاد/رادیو آزادی برای بررسی چگونگی استفادهٔ جمهوری اسلامی از هوش
مصنوعی در تبلیغات و جنگ اطلاعاتی، با مکس لِسِر، تحلیلگر ارشد تهدیدهای
نوظهور در مرکز نوآوری سایبری و فناوری بنیاد دفاع از دموکراسیها، گفتوگو
کرده است.
رادیو اروپای
آزاد/رادیو آزادی: شما عملیات نفوذ ایران را از نزدیک دنبال کردهاید.
ایران تا چه اندازه در فضای آنلاین پیشرفت کرده؟ آیا اکنون شاهد نخستین جنگ
واقعی مبتنی بر هوش مصنوعی در جهان پیرامون ایران هستیم؟
مکس لسر: عملکرد
ایران در عملیات نفوذ آنلاین بهطور فزایندهای پیچیدهتر شده است. بدون
تردید تغییر بزرگی رخ داده است. ویدئوهای لگویی مبتنی بر هوش مصنوعی
احتمالاً یکی از موفقترین تلاشهای تبلیغاتی است که تاکنون دیدهام از سوی
ایران برای هدف قرار دادن مخاطبان خارجی تولید شده باشد.
اما
این فقط یکی از انواع عملیات نفوذ ایران است. آنها برای مثال علیه کارزار
انتخاباتی ترامپ پیش از انتخابات ۲۰۲۴ عملیات موفق هک و افشا انجام دادند و
سابقهای طولانی در عملیات نفوذ تهاجمی علیه مخاطبان خارجی دارند.
بنابراین، بهنظر من ویدئوهای لگویی ایران، که تبلیغات آشکار حکومت ایران
هستند و نه یک تلاش پنهانی، از وایرالترین و اثرگذارترین ویدئوهای
تبلیغاتی ایرانیاند که تاکنون در اینترنت منتشر شدهاند.
مکس لسر
اینکه آیا این نخستین جنگ هوش مصنوعی
است یا نه، شخصاً چنین نظری ندارم. در درگیریهای قبلی، برای مثال در
جریان جنگ ۱۲ روزه، ایران دیپفیک تولید میکرد و آنها را از طریق
رسانههای دولتی و جاهای دیگر منتشر میکرد. اما بخش زیادی از آن بیشتر
متوجه مخاطب داخلی بود و هدفش متقاعد کردن مردم داخل ایران دربارهٔ
موفقیتهای نظامی حکومت بود.
آنچه این
مقطع را متمایز میکند این است که ایران سابقهای طولانی در استفاده از هوش
مصنوعی در عملیات نفوذ علیه مخاطبان خارجی دارد، اما فکر نمیکنم تا امروز
در این زمینه چندان موفق نبود. اکنون موفقتر عمل میکند، چون دریافته که
چگونه از هوش مصنوعی برای ارتباط با آمریکاییها به شیوهای استفاده کند که
برای آنها جذاب باشد؛ با استفاده از موسیقی هیپهاپ و ویدئوهای لگویی.
ظاهراً حتی آمریکاییهای همدل با این محتوا به آنها میگویند در ویدئوی
بعدی چه چیزی قرار دهند.
لذا، این نخستین
بار نیست که ایران از هوش مصنوعی در تبلیغات و عملیات نفوذ استفاده میکند
و نخستین بار هم نیست که در زمان جنگ چنین کاری انجام میدهد. اما فکر
میکنم نخستین بار است که استفادهٔ آنها از هوش مصنوعی در عملیات نفوذ تا
این اندازه سروصدا بهپا کرده است.
آیا
ایران از هوش مصنوعی عمدتاً برای انتشار تبلیغات استفاده میکند یا هدفش
ایجاد عمدی سردرگمی و وحشت در غرب است؟ دقیقاً چه پیامی را میخواهند از
طریق این کارزارها منتقل کنند؟
بخش
بزرگی از این تلاشها روایتسازی و ترویج این دیدگاه است که آمریکا کشوری
امپریالیستی است و ایران خود را در حال مقاومت در برابر این سرکوب نشان
میدهد. بخش زیادی از پیامها تلاش میکند حکومت ایران و مبارزهاش علیه
آمریکا را با موضوعات مورد حمایت جریانهای مترقی در آمریکا همسو جلوه دهد.
در یکی از ویدئوهای لگویی اخیر، مردی ایرانی را نشان میدادند که با یک
لیبرال ضدترامپ در پورتلند صحبت میکند. آنها همچنین به اعتراضهای «جان
سیاهپوستان مهم است» و تظاهرات ضدترامپ اشاره کردند.
بنابراین،
پیامهای زیادی طراحی شده تا برای گروههای خاصی در آمریکا جذاب باشد؛
افرادی که ضدجنگ و ضدترامپ هستند. جالب اینکه حتی از تصاویر رنگینکمانی
استفاده میکردند، در حالی که ایران کشوری بهشدت ضدهمجنسگرایان است.
آنها بهصورت راهبردی از تصاویر و روایتهایی استفاده میکنند که تصور
میکنند برای مخاطبان غربی جذاب است.
موضوع
مهم دیگر اِپستین است. آنها مرتب از نخبگان آمریکایی و اسرائیلی با عنوان
«طبقهٔ اپستین» یاد میکنند و تلاش دارند خود را بخشی از یک جنبش مقاومت
جهانی علیه نخبگان فاسد نشان دهند. باز هم، قدرتمندترین ابزار، داستانگویی
است. این همان چیزی است که کلیک جذب میکند.
آنها
همچنین از ابزارهای هوش مصنوعی مانند «سورا» و دیگر پلتفرمهای تولید
ویدئو برای ساخت تصاویر جعلی از حملات یا دستکاری تصاویر استفاده میکنند.
اما همهٔ این موارد الزاماً مستقیماً از سوی حکومت ایران هدایت نمیشود.
گاهی بازیگران تجاری یا افراد همسو با حکومت برای جذب بازدید چنین محتوایی
تولید میکنند. ممکن است فردی در پاکستان یا جنوب شرق آسیا باشد که برای
جلب توجه، ویدئوهای جنجالی منتشر میکند.
ما
حتی شبکهای را شناسایی کردیم که خود را بهجای حسابهای دولتی کرهٔ
شمالی، چین و روسیه جا زده بود و ادعا میکرد اگر آمریکا حمایت از اسرائیل
علیه ایران را متوقف نکند، آن کشورها آمادهٔ حمله به آمریکا هستند.
بنابراین، تاکتیکهای گوناگونی در حال استفاده است.
آیا
میدانیم چه کسانی در داخل ساختار حکومت ایران این کارزارها را اداره
میکنند؟ و چه میزان از این فعالیتها خودکار است؛ شامل رباتها،
اینفلوئنسرهای مصنوعی و حسابهای ساختهشده با هوش مصنوعی؟
یکی
از بازیگران مهم، بسیج است؛ نیروی شبهنظامی [زیرمجموعهٔ سپاه]. بسیج
واحدهایی دارد که مشخصاً بر تبلیغات و عملیات روانی متمرکز هستند. بخش
زیادی از این فعالیتها داخلی است. بسیج از عملیات نفوذ بهعنوان ابزاری
برای کنترل داخلی جمعیت ایران استفاده میکند.
آنها
شبکههای اجتماعی ایرانی و همچنین پلتفرمهای غربی مانند ایکس را با
تبلیغات فارسیزبان برای ایرانیان و جامعهٔ مهاجر پر میکنند. ما در «بنیاد
دفاع از دموکراسیها» صدها حساب از این نوع را مستند کردهایم، هرچند باور
داریم احتمالاً هزاران حساب در این فعالیتها مشارکت دارند.
سپس
واحدهای مختلفی در داخل سپاه پاسداران و همچنین وزارت اطلاعات ایران وجود
دارند. همهٔ این گروهها در عملیات نفوذ، حملات سایبری و جنگ اطلاعاتی دخیل
بودهاند.
رسانهٔ دولتی ایران،
صداوسیما، نیز با انتشار تبلیغات در داخل کشور که بعداً به خارج گسترش
مییابد، نقش ایفا میکند. اما در عین حال، یک منطقهٔ خاکستری هم وجود دارد
که در آن غیرنظامیان حامی حکومت بهطور مستقل یا نیمهمستقل مشارکت
میکنند. برای مثال، سازندگان ویدئوهای لگویی ابتدا هرگونه ارتباط با حکومت
ایران را رد کردند، اما بعداً پذیرفتند که حکومت ایران یکی از مشتریان
آنها بوده است. آنچه همچنان روشن نیست این است که آیا آنها مستقیماً از
تهران دستور میگیرند یا صرفاً محتوایی تولید میکنند که بعداً از سوی
حکومت پخش میشود.
با توجه به
این تواناییها، اینکه ایران بتواند همزمان از پهپادها، ابزارهای سایبری و
تبلیغات مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده کند تا چه اندازه خطرناک است؟
این
موضوع خطرناک است، چون جنگ روانی نقش حیاتی دارد. حتی پیش از آنکه ایران
به کشتیرانی در تنگهٔ هرمز حمله کند، من پیشتر تبلیغاتی دربارهٔ آن دیده
بودم. بخش زیادی از این اقدامات به تأثیر روانی و اختلال اقتصادی مربوط
است. مردم نمیدانند آیا در امان هستند یا آسیبپذیر.
حکومت
ایران میداند که نمیتواند در یک نبرد متعارف، آمریکا را از نظر نظامی
شکست دهد. بنابراین، بهدنبال برتری نامتقارن از طریق جنگ اطلاعاتی، حملات
سایبری، تبلیغات و عملیات روانی است.
حملات
سایبری نیز بخشی از این راهبرد است. ممکن است چند هدف آسیبپذیر در آمریکا
را هدف قرار دهند و سپس با بزرگنمایی ترسها و هراسها در فضای آنلاین
این تصور را ایجاد کنند که همه در معرض خطر هستند. آنچه نگرانکننده است
این است که آنها تا چه اندازه مؤثر با آمریکاییها ارتباط برقرار میکنند،
آن هم با استفاده از روایتهایی که از نظر احساسی اثرگذار است.
بسیاری
از آمریکاییهایی که با این پیامها همدلی میکنند، شاید بهطور کامل درک
نکنند که حکومت ایران تا چه اندازه سرکوبگر و خشن است. ایران زنان،
همجنسگرایان و مخالفان سیاسی را سرکوب میکند. اما آنها از صحبت دربارهٔ
این واقعیتها پرهیز میکنند و در عوض از روایتهایی استفاده میکنند که
برای مخاطبان غربی جذاب باشد.
آیا ایالات متحده برای چنین جنگ روانی مبتنی بر هوش مصنوعی آماده است؟
نه.
فکر نمیکنم. میتوانید به ماجرای ویدئوهای لگویی نگاه کنید. واقعاً واکنش
معناداری از سوی ایالات متحده دیده نشد. البته مشخص کردن اینکه واکنش
مناسب چه باید باشد هم دشوار است. ما نمیتوانیم بهسادگی این ویدئوها را
حذف کنیم. اینترنت آزاد و باز داریم و آزادی بیان نیز تحت حمایت قرار دارد.
حتی
اگر این محتوا را از یک پلتفرم حذف کنید، در جای دیگری دوباره ظاهر خواهد
شد؛ تلگرام یا پلتفرمهای دیگری با نظارت کمتر. بنابراین، مسئله فقط حذف
محتوا نیست. آمریکا باید مردم خود را دربارهٔ ماهیت حکومت ایران، نحوهٔ
سرکوب مردم این کشور و استفادهٔ راهبردیاش از تبلیغات آگاه کند. در نهایت،
همین موضوع باعث میشود مردم کمتر در برابر این کارزارها آسیبپذیر باشند.
کاخ سفید: ترامپ و شی جینپینگ بر باز ماندن تنگه هرمز توافق کردند
دیدار ترامپ با مقامات چینی پیش از آغاز نشست در «تالار بزرگ خلق» در پکن
کاخ سفید روز پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت اعلام کرد
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، در
دیدار خود درباره گسترش همکاریهای اقتصادی، باز ماندن تنگه هرمز و جلوگیری
از دستیابی ایران به سلاح هستهای گفتوگو و توافق کردند.
این در
حالی است که ساعتی پیش از آن، شی جینپینگ، رئیس جمهور چین، دیدار خود با
دونالد ترامپ را با تأکید بر همکاری و مشارکت آغاز کرد: «وقتی ما همکاری
میکنیم، هر دو طرف منتفع میشوند، و وقتی روبهروی هم قرار میگیریم، هر
دو طرف ضرر میکنند.»
بر اساس بیانیه کاخ
سفید، شی جینپینگ مخالفت چین با «نظامیسازی» تنگه هرمز و هرگونه تلاش
برای دریافت عوارض برای استفاده از آن را اعلام کرد و نسبت به خرید بیشتر
نفت آمریکا برای کاهش وابستگی چین به این مسیر در آینده ابراز علاقهمندی
کرد.
کاخ سفید همچنین اعلام کرد که آمریکا و چین توافق دارند ایران «هرگز» نباید به سلاح هستهای دست یابد.
شی
جینپینگ در آغاز دیدار دو ساعتهاش با دونالد ترامپ که صبح روز پنجشنبه
به وقت محلی در «تالار بزرگ خلق» در پایتخت چین انجام شد، همچنین تأکید کرد
که اکنون مسئله مهم این است که آیا چین و آمریکا میتوانند «پیشگام
پارادایم جدیدی از مناسبات کشورهای بزرگ» باشند یا خیر.
در پاسخ به
سخنان رئیسجمهور چین، رئیسجمهور آمریکا نیز گفت: «شما رهبر بزرگی هستید،
گاهی بعضیها خوششان نمیآید من این را بگویم، ولی من حرفم را میزنم.»
دو
طرف در پی این سخنرانی مقدماتی مذاکرات خود پشت درهای بسته را آغاز کردند
که به نوشته شینهوآ، خبرگزاری رسمی چین، هم شامل مسائل اقتصادی و تجاری
بین دو کشور بود و هم شی در آن موضوع تایوان را پیش کشید.
کشور جزیرهای تایوان که با ایالات متحده روابطی دوستانه دارد، مورد ادعای چین است که این جزیره را یکی از استانهای خود میداند.
به نوشته شینهوآ به نقل از رهبر چین در گفتوگو با دونالد ترامپ،
تایوان «مهمترین مسئله در مناسبات چین و آمریکا» است،؛ مسئلهای که اگر
بهدرستی حل و فصل نشود به درگیری و ایجاد «وضعیتی بسیار خطرناک» خواهد
انجامید.
مقامات چینی روز چهارشنبه تأکید
کردند که پکن همچنان قاطعانه با فروش تسلیحات آمریکایی به تایوان مخالف
است. نهایی شدن یک معاملۀ تسلیحاتی جدید با تایوان به ارزش ۱۴ میلیارد
دلار منوط به موافقت دونالد ترامپ است.
ایالات
متحده بر اساس قانون و به رغم عدم روابط رسمی دیپلماتیک، موظف است که
تجهیزات مورد نیاز تایوان برای دفاع از خود را تأمین کند. این در حالی است
که چین این جزیره را بخشی از سرزمین خود میداند.
رئیسجمهور
ایالات متحده و هیئت بلندپایه همراهش روز چهارشنبه ۲۳ اردیبهشتماه برای
یک دیدار رسمی دو روزه وارد پکن پایتخت چین شده و با استقبال گرم مقامهای
چینی روبهرو شدند.
ایلان ماسک، سهامدار
اصلی شرکتهای تسلا و ایکس، جنسِن هوانگ، مدیر غول تراشهسازی اِنویدیا، و
تیم کوک، رئیس کمپانی اپل، از جمله حاضران در هیئت همراه دونالد ترامپ
هستند. رئیسجمهور آمریکا قصد دارد از شی ژینپینگ همتای چینیاش بخواهد
بازارهای چین را بهروی شرکتهای آمریکایی باز کند.
دونالد
ترامپ بهعنوان نخستین رئیسجمهور ایالات متحده که در نزدیک به یک دهۀ
اخیر به پکن سفر کرده، امیدوار است در این نشست دو روزه به موفقیتهای
تجاری رسیده و «آتشبس شکنندۀ تجاری» میان دو ابرقدرت را، حفظ کند.
در
این زمینه، شی جینپینگ در نشست خود با ترامپ اشاره کرده است که مذاکرات
تجاری دو طرف در روز چهارشنبه به «نتیجهای به طور کلی متعادل و مثبت»
رسیده است.
پیشتر اعلام شده بود که
دونالد ترامپ قرار است از چین بخواهد که تهران را برای توافق با واشینگتن
با هدف پایان دادن به جنگ متقاعد کند؛ هرچند که رئیسجمهور آمریکا پیش از
ترک آمریکا گفته بود که فکر نمیکند نیازی به کمک پکن داشته باشد.
جنگ
ایران مسئلهای حیاتی برای چین است، چرا که بخش اعظم نفت وارداتی این
کشور برای چرخاندن چرخ صنایع چینی از تنگه هرمز عازم این کشور میشود.
بر
اساس گزارشی که فاکسنیوز از اظهارات مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در
راه سفر به چین پخش کرد، او معتقد است که به نفع چین است که حکومت ایران را
برای باز کردن تنگه هرمز تحت فشار بگذارد.
روبیو
با اشاره به بحران تنگه هرمز گفت این وضعیت بیش از هر کشور دیگری به زیان
چین است و پکن باید ایران را برای عقبنشینی از اقداماتش تحت فشار بگذارد.
او
افزود کشتیهای چینی در خلیج فارس گرفتار شدهاند و حتی یک کشتی باری
متعلق به چین در هفتهٔ گذشته «هرچند ناخواسته» هدف قرار گرفت.
زنده«بیش از ۳۰ کشتی» از تنگه هرمز عبور کردند؛ «تنش لفظی» ایران و امارات در نشست بریکس
زنده«بیش از ۳۰ کشتی» از تنگه هرمز عبور کردند؛ «تنش لفظی» ایران و امارات در نشست بریکس
رسانههای ایران میگویند «بیش از ۳۰ کشتی» اجازه یافتند از تنگه هرمز عبور کنند
رسانههای حکومتی ایران روز پنجشنبه گفتند نیروهای نظامی جمهوری اسلامی
از شامگاه گذشته به گروهی از کشتیهای چینی اجازه عبور از تنگه هرمز را
دادهاند.
ساعتی بعد صداوسیمای جمهوری اسلامی اعلام کرد «بیش از ۳۰
کشتی» اجازه عبور از این آبراه را یافتهاند، اما مشخص نکرد که آیا همه
آنها چینی بودهاند یا نه.
خبرگزاریهای فارس و تسنیم، هردو نزدیک به
سپاه پاسداران، به نقل از منابع آگاه خبر دادند که «با تصمیم جمهوری
اسلامی» امکان عبور تعدادی از کشتیهای چینی از تنگه هرمز «با رعایت پروتکل
مدیریت ایرانی تنگه» فراهم شده است.
این اتفاق همزمان با حضور
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در چین رخ داده است. کاخ سفید گفته
واشینگتن و پکن توافق کردند که تنگه هرمز باید برای حفظ جریان آزاد انرژی
باز بماند و رئیسجمهور چین مخالفت چین با «نظامیسازی» این آبراه و هرگونه
تلاش برای دریافت عوارض برای استفاده از آن را اعلام کرده است.
ایران
از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل در نهم اسفند سال گذشته، تنگه هرمز
را مسدود کرده و آمریکا نیز بعد از آتشبس دست به محاصره دریایی ایران زده
است.
تنگه هرمز پیش از این جنگ محل عبور حدود یک پنجم نفت و گاز مایع برای رسیدن به بازارهای جهانی بود.
رکوردشکنی شمار نویسندگان زندانی در جهان؛ ایران با ۵۳ نویسندهٔ زندانی در رده دوم
انجمن قلم آمریکا در تازهترین گزارش سالانهٔ خود دربارهٔ وضعیت آزادی
بیان در جهان اعلام کرد شمار نویسندگان زندانی در سال ۲۰۲۵ برای نخستین بار
از سال ۲۰۱۹ که این شاخص منتشر میشود، از مرز ۴۰۰ نفر عبور کرده است.
این گزارش از افزایش چشمگیر بازداشت نویسندگان و فعالان فرهنگی در ایران نیز خبر میدهد.
این
گزارش که روز سهشنبه ۲۲ اردیبهشت منتشر شد، میگوید در سال ۲۰۲۵ میلادی
در مجموع ۴۰۱ نویسنده در ۴۴ کشور زندانی بودهاند، در حالیکه این رقم در
سال پیش ۳۷۵ نفر در ۴۰ کشور بود.
انجمن قلم آمریکا در شاخص «آزادی
نوشتن» خود تأکید کرده است که طی هفت سال گذشته شمار نویسندگان زندانی در
جهان ۶۸ درصد افزایش یافته و این روند نشاندهندهٔ تشدید مداوم سرکوب آزادی
بیان و خاموشکردن صداهای منتقد در کشورهای مختلف است.
بر اساس این
گزارش، چین همچنان بزرگترین زندان نویسندگان در جهان است و با ۱۱۹ مورد در
صدر فهرست قرار دارد. ایران با ۵۳ نویسندهٔ زندانی در رتبهٔ دوم ایستاده و
بهگفتۀ پن آمریکا، شدیدترین افزایش بازداشتها در ایران طی سال گذشته رخ
داده است.
این سازمان میگوید مقامهای جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۵
دستکم ۱۷ بازداشت تازه انجام دادند و شمار نویسندگان زندانی را بار دیگر
به سطح دوران اعتراضهای «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ نزدیک کردهاند.
کارین
دویچ کارلکار، مدیر برنامهٔ نویسندگان در معرض خطر در پن آمریکا، در
اینباره گفت مقامهای جمهوری اسلامی در میان کشورهای جهان «کارزاری
بهویژه خشن علیه صداهای مستقل» به راه انداختهاند.
او افزود
شاعران، مترجمان، پژوهشگران، ترانهسرایان، تحلیلگران آنلاین، مدافعان حقوق
بشر و ستوننویسان همگی هدف بازداشت و سرکوب قرار گرفتهاند، زیرا حکومت
ایران در تلاش است «بحث و مخالفت» را خاموش کند.
این گزارش میگوید
موج تازهٔ سرکوبها در ایران پس از جنگ ۱۲ روزه خرداد و تیر ۱۴۰۴ میان
ایران و اسرائیل، شدت گرفت و علاوه بر چهرههای شناختهشدۀ منتقد، دامان
گروهی از پژوهشگران و مترجمان را هم گرفت.
در میان افرادی که نام
آنها در گزارش آمده، از حسین رونقی، فعال مدنی و تحلیلگر آنلاین، پرویز
صداقت و محمد مالجو، اقتصاددان، مهسا اسداللهنژاد، جامعهشناس، و شیرین
کریمی، نویسنده و مترجم، نام برده شده است.
پن آمریکا همچنین به
بازداشت دوبارۀ نرگس محمدی، برندۀ جایزۀ نوبل صلح، و سپیده قلیان اشاره
کرده که بهگفتۀ این سازمان در جریان یک مراسم یادبود در آذر پارسال بهطور
خشونتآمیز بازداشت شدند.
در بخش دیگری از گزارش آمده که ایران یکی
از سه کشوری است که همزمان درگیر جنگ بوده و در فهرست ۱۰ زندانبان اصلی
نویسندگان نیز قرار داشته است. دو کشور دیگر روسیه و «اسرائیل/سرزمینهای
اشغالی فلسطینی» هستند.
پن آمریکا میگوید در هر سه کشور، نویسندگانی
که در آثار، نوشتهها یا اظهارنظرهای خود مواضع ضدجنگ بیان کردهاند، هدف
بازداشت و پیگرد قرار گرفتهاند.
بر اساس این گزارش، اسرائیل در سال
۲۰۲۵ دستکم شش نویسنده و روزنامهنگار را بهدلیل مواضع ضدجنگ بازداشت
کرده و روسیه نیز ۱۸ نویسنده را بهدلیل مخالفت با جنگ اوکراین زندانی یا
بازداشت کرده است.
این گزارش همچنین از ورود نام ایالات متحده به شاخص آزادی نوشتن برای نخستین بار خبر داده است.
پن
آمریکا بازداشت چندهفتهای سامی حمدی، تحلیلگر و ستوننویس بریتانیایی
منتقد اسرائیل، توسط مأموران ادارۀ مهاجرت آمریکا را نمونهای از «استفادۀ
ابزاری» از سازوکارهای مهاجرتی برای «خاموشکردن صداهای مستقل» توصیف کرده
است.
بر اساس این گزارش، پس از چین و ایران، عربستان سعودی، ویتنام،
ترکیه، اسرائیل و سرزمینهای فلسطینی اشغالی، روسیه، بلاروس، مصر و میانمار
در ردههای بعدی زندانبانان نویسندگان قرار دارند.
پن آمریکا
همزمان اعلام کرد پایگاه دادهٔ «نویسندگان در معرض خطر» این سازمان امسال
برای نخستین بار از هزار پروندهٔ فعال عبور کرده است.
این پایگاه،
۱۰۵۹ مورد آزار و پیگرد نویسندگان در ۸۳ کشور را ثبت کرده که شامل ۵۳ مورد
قتل، ۱۳ مورد ناپدیدسازی اجباری و ۱۷۰ مورد تبعید یا مهاجرت اجباری
نویسندگان است.
کارین دویچ کارلکار در پایان این گزارش هشدار داده که
حمله به نویسندگان تنها محدود به یک فرد یا یک کشور نیست، بلکه نشانهای
از تهدید گستردهتر علیه آزادی اندیشه، خلاقیت و حق مخالفت در سراسر جهان
است.
پنتاگون: جنگ آمریکا با ایران تاکنون ۲۹ میلیارد دلار هزینه داشته است
پیت هگست، وزیر دفاع (نفر وسط)، ژنرال دن کین، رئیس
ستاد مشترک نیروهای مسلح (نفر اول از راست) و جولز هرست، مسئول موقت
حسابرسی پنتاگون
یک مقام ارشد پنتاگون روز سهشنبه ۲۲
اردیبهشت اعلام کرد که جنگ ایالات متحده با ایران تاکنون ۲۹ میلیارد دلار
هزینه داشته است، رقمی که نسبت به برآورد ارائهشده در اواخر ماه گذشته،
چهار میلیارد دلار افزایش نشان میدهد.
به
گزارش خبرگزاری رویترز، در حالی که تنها شش ماه تا انتخابات میاندورهای
کنگره آمریکا باقی مانده است، دموکراتها در نظرسنجیهای عمومی موقعیت
بهتری پیدا کردهاند و تلاش میکنند این جنگ را به مسائل مربوط به
هزینههای زندگی پیوند بزنند.
پنتاگون در ۲۹ آوریل اعلام کرده بود که هزینه جنگ تا آن زمان ۲۵ میلیارد دلار بوده است.
جولز
هرست، که بهطور موقت وظایف حسابرس ارشد را بر عهده دارد، روز سهشنبه به
قانونگذاران گفت که برآورد جدید شامل هزینههای بهروزشده تعمیر و
جایگزینی تجهیزات و همچنین هزینههای عملیاتی است.
او گفت: «تیم ستاد مشترک و تیم حسابرسی بهطور مداوم این برآورد را بررسی میکنند».
هرست در کنار پیت هگست، وزیر دفاع، و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح، سخن میگفت.
مشخص نیست پنتاگون چگونه به رقم ۲۹ میلیارد دلار رسیده است.
یک
منبع در ماه مارس به رویترز گفته بود که دولت ترامپ برآورد کرده بود تنها
شش روز نخست جنگ دستکم ۱۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار هزینه داشته است.
هگست کم شدن ذخایر مهمات آمریکا را رد کرد
در
جلسه استماع کنگره آمریکا وقتی از پیت هگست پرسیده شد که قانونگذاران چه
زمانی گزارش کاملتری از هزینههای جنگ دریافت خواهد کرد، او گفت دولت «هر
آنچه فکر کنیم نیاز داریم» را جدا از بودجه اصلی پنتاگون درخواست خواهد
کرد، اما نگفت این درخواست تکمیلی چه زمانی ارائه خواهد شد.
این
شهادت در حالی مطرح شد که آتشبس شکننده میان آمریکا و ایران بهنظر
میرسید هرچه بیشتر متزلزل شده است و دونالد ترامپ آخرین پیشنهاد تهران
برای توافق را رد کرده است.
دموکراتها
در این جلسه دولت آقای ترامپ را بهدلیل افزایش سرسامآور هزینههای جنگ و
آنچه فقدان شفافیت دربارهٔ اهداف آمریکا توصیف کردند، مورد حمله قرار
دادند.
روزا دلائورو، ارشدترین دموکرات
کمیته تخصیص بودجه مجلس نمایندگان، گفت: «در پایان باید به این سؤال پاسخ
داده شود: ما چه چیزی به دست آوردهایم و به چه قیمتی؟»
بتی
مککالوم، دیگر نماینده دموکرات، پنتاگون را به «فقدان مداوم شفافیت» متهم
کرد و خواستار توضیح روشنتری دربارهٔ راهبرد بلندمدت دولت شد، پیش از
آنکه کنگره بودجه بیشتری را تصویب کند.
جنگ با ایران نگرانیها دربارهٔ کاهش سریع ذخایر تسلیحاتی آمریکا را پس از ماهها عملیات سنگین موشکی و پدافند هوایی تشدید کرده است.
وزیر دفاع آمریکا هشدارها دربارهٔ اینکه این درگیری بهشدت ذخایر مهمات آمریکا را کاهش داده، رد کرد.
هگست
گفت: «موضوع مهمات بهشکل احمقانه و غیرمفیدی بیش از حد بزرگنمایی شده
است. ما دقیقاً میدانیم چه چیزی در اختیار داریم. هر آنچه نیاز داشته
باشیم، به اندازه کافی داریم.»
سناتور
دموکرات مارک کلی اخیرا هشدار داد که ذخایر موشکهای تاماهاوک، رهگیرهای
پاتریوت و دیگر سامانههای پیشرفته بهشدت کاهش یافته و ممکن است سالها
طول بکشد تا دوباره تأمین شوند؛.
این
جلسات نخستین حضور هگست در کنگره از زمانی بود که کاخ سفید بهطور رسمی به
کنگره اطلاع داد که درگیریهایی که آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸
فوریه آغاز کرده بودند، «پایان یافتهاند.»
کنارهگیری چند عضو کابینه بریتانیا؛ استارمر میگوید قصد استعفا ندارد
کییر استارمر نخستوزیر بریتانیا زیر فشار مضاعف رأیدهندگان و نمایندگان حزب کارگر برای کنارهگیری
در پی شکست سنگین حزب کارگر بریتانیا در
انتخابات شوراهای محلی انگلستان و پارلمانهای اسکاتلند و ولز، استعفای چند
وزیر و معاون وزیر دولت، کییر استارمر را بهشدت تحت فشار قرار داده است.
صبح
روز سهشنبه ۲۲ اردیبهشتماه، نخستوزیر بریتانیا در حالی در خانۀ شماره
۱۰ داونینگاستریت میزبان اعضای کابینهاش بود که میدانست دستکم ۸۰ تن
از نمایندگان حزب کارگر، یعنی تقریباً یکی از هر پنچ نماینده این حزب در
پارلمان، خواستار کنارهگیری او از مقامش شدهاند؛ یا بلافاصله و یا بر
اساس یک برنامۀ زمانبندی مشخص.
در
حالیکه قرار است چارلز سوم پادشاه بریتانیا، روز چهارشنبه در مراسم سنتی
افتتاح پارلمان، سخنرانی و برنامههای دولت کییر استارمر برای یکسال
آینده را اعلام کند، مشخص نیست چقدر از عمر این دولت باقی مانده باشد.
پیش
از ظهر سهشنبه کییر استارمر در جلسۀ کابینه تأکید کرد که کنارهگیری
نخواهد کرد و قصد دارد به رغم «۴۸ ساعت ناخوشایند گذشته»، رهبری کشور و
تلاش برای اجرای برنامههای دولت را ادامه دهد.
این
وکیل حقوق بشر که کمتر از دو سال از نخستوزیریاش میگذرد، در جلسۀ
کابینه تکرار کرد که گرچه مسئولیت شکست سنگین حزبش در انتخابات آخر هفتۀ
قبل را میپذیرد، هنوز دلیل قاطعی برای کنارهگیری نمیبیند.
در این جلسه چندین تن از معاونان وزرا و اعضای ارشد کابینه بر ادامۀ حمایت از کییر استارمر تأکید کردند.
با
وجود این دقایقی پس از پایان جلسه کابینه، جِس فیلیپس و الکس دیویس-جونز،
دو معاون وزیر با انتشار مطالبی در شبکۀ ایکس از کنارهگیری خود از مقام
دولتی خبر دادند.
پیش از این دو، میاتا
فَنبوله، معاون وزیر در امور جوامع و اقلیتها هم از تصمیمش برای
کنارهگیری از دولت خبر داده بود. اقدامی که با کنارهگیری زبیر احمد معاون
وزیر بهداشت دنبال شد.
در همین حال همراهی شعبانه محمود وزیر
کشور کابینۀ کییر استارمر با نمایندگانی که خواهان کنارهگیری نخستوزیر
شدهاند، میتواند برای رهبر حزب گران تمام شود.
به
گفتۀ منابع نزدیک به داونینگ استریت، انتظار میرود در ساعات آینده تعداد
بیشتری از اعضای دولت از کنارهگیری خود خبر داده و خواهان تغییر در رأس
حزب کارگر شوند.
آیندۀ کیمیر استارمر
اما شمار بالای نمایندگان خواهان کنارهگیری کییر استارمر، بهتنهایی برای تغییر نخستوزیر کافی نیست.
بر
اساس مقررات داخلی حزب کارگر، دستکم ۲۰ درصد از مجموع نمایندگان حزب در
پارلمان، باید از یک نامزد مشخص برای رقابت با نخستوزیر حمایت کنند. حزب
کارگر در حال حاضر ۴۰۳ نماینده دارد و از اینرو، باید دستکم ۸۱ نماینده،
پشت سر یک نامزد قرار بگیرند؛ موضوعی که فعلاً چندان عملی به نظر نمیرسد.
بیش
از نیمی از ۸۷ نمایندهای که تاکنون خواهان کنارهگیری کییر استارمر
شدهاند، به جناح چپ حزب تعلق دارند. حدود یکچهارم دیگر هم، میانهرو به
حساب میآیند.
از سوی دیگر بیش از یکصد
نمایندۀ حزب کارگر هم با امضای بیانیهای، استدلال کردهاند که الان زمان
مناسبی برای رقابت بر سر رهبری حزب نیست.
امضاکنندگان
این بیانیه، با اشاره به شکست «ویرانگر» حزب در انتخابات هفتۀ پیش، این
نتیجه را نشانهای از «کار دشوار پیش رو برای جلب دوبارۀ اعتماد
رأیدهندگان» دانسته و خواهان تمرکز همۀ نمایندگان بر ایجاد تغییرات مورد
نیاز و عملیکردن وعدههای دولت برای بهبود زندگی مردم بریتانیا شدهاند.
کییر
استارمر هم در جلسه کابینه تأکید کرده بود که «مردم از ما انتظار دارند که
کشور را اداره کنیم. این همان کاری است که در حال انجامش هستم و همۀ ما به
عنوان دولت، باید بر آن تمرکز کنیم».
یکی
از معدود افرادی که میتوانست حمایت تعداد قابل توجهی از نمایندگان را
داشته و به رقیبی جدی برای کییر استارمر تبدیل شود، اندی بِرنام، شهردار
منچستر است؛ یک چهرۀ شناختهشدۀ حزب کارگر، که برای در اختیار گرفتن
شهرداری منچستر، از نمایندگی پارلمان کناره گیری کرده بود. موضوعی که طبق
مقررات حزبی، مانع رهبری و در نتیجه نخستوزیری او خواهد شد. رهبر حزب
کارگر، باید حتماً عضو پارلمان باشد.
اندی
برنام چند ماه پیش قصد داشت در انتخابات میاندورهای پارلمان، نامزد شده و
به وستمینستر بازگردد؛ اما کمیتۀ رهبری حزب، با این استدلال که شهرداری
منچستر از اهمیت بیشتری برخوردار است، با نامزدی او مخالفت کرد. اقدامی که
در همان زمان هم، شائبۀ نگرانی کییر استارمر و حامیانش از احتمال تلاش
برنام برای رهبری حزب را مطرح کرده بود.
در
حال حاضر، نام سه نفر به عنوان رقبای احتمالی کییر استارمر به گوش
میرسد: وِز استریتینگ، وزیر بهداشت و خدمات اجتماعی، که بارها از تمایلش
به رسیدن به نخستوزیری صحبت کرده؛ رِیچل ریوز وزیر دارایی و از مهمترین
چهرههای دولت کنونی، و انجِلا رِینِر، معاون پیشین نخست وزیر. سه چهرهای
که استارمر فعلاً از سوی هیچکدام، احساس خطر نمیکند؛ هرچند حامیان انجلا
رینر از آمادگی او برای نخستوزیری خبر میدهند.
با
وجود این، بعید نیست افزایش فشارهای درونحزبی و نارضایتی رأیدهندگانی که
به امید بهبود شرایط اقتصادی، کاهش هزینههای زندگی و از جمله نرخ بهرۀ
وامهای مسکن، سکان ادارۀ کشور را به حزب کارگر به رهبری کییر استارمر
سپرده بودند، در نهایت او را وادار به کنارهگیری از رهبری حزب، یا حتی
اعلام انتخابات زودهنگام کند.
این ریسک
سیاسی ممکن است نه تنها به قیمت از دسترفتن صدارت خودش، بلکه کنار رفتن
حزب کارگر از رهبری بریتانیا تمام شود؛ بخصوص در شرایطی که برای نخستینبار
در تاریخ معاصر بریتانیا، هر دو حزب اصلی یعنی محافظهکار و کارگر با
بحران بیاعتمادی رأیدهندگان روبرو شده و حزب راست افراطی «اصلاح پادشاهی
متحد»، شاهد اقبال غیر منتظرۀ مردم جزیره است.
جنگ
چهار سالۀ اوکراین و حالا جنگ ایران، هزینههای عمومی و بخصوص بهای
حاملهای انرژی در بسیاری از کشورهای اروپایی را بهشدت افزایش داده و باعث
تشدید نارضایتی رأیدهندگان از دولتهایشان شده است. با ادامۀ بحرانهای
بینالمللی، کییر استارمر، نه نخستین رهبر اروپایی است که با چنین
فشارهایی روبرو میشود و نه احتمالاً آخرینشان.
احسان افراشته، متهم به «جاسوسی برای اسرائیل که داوطلبانه به ایران برگشته بود»، اعدام شد
احسان افراشته
قوه قضائیه ایران روز چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت اعلام کرد حکم اعدام احسان
افراشته که به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» زندانی بود، اجرا شد.
دو
منبع به رادیو فردا گفتند احسان افراشته، متخصص شبکه و امنیت سایبری، پیش
از بازگشت به ایران از ترکیه در اوايل سال ۱۴۰۳، بهطور «داوطلبانه» خود را
به نهادهای اطلاعاتی ایران معرفی کرده و تلاش یک سرویس امنیتی خارجی برای
سوءاستفاده از خود را با آنها در میان گذاشته بود.
با این حال،
دستگاه قضایی در گزارش خود بدون ارائه مدارک نوشت که او «در نپال توسط
موساد آموزش دیده بود و اطلاعات حساس کشور را به اسرائیل میفروخت».
در بخشی از گزارش نیز بدون اشاره به جزئیات آمده که او «بهعنوان کارشناس سایبری در یک شرکت وابسته نهاد نظامی مشغول به فعالیت» بود.
منابع
رادیو فردا میگویند اعدام احسان افراشته به اتهام جاسوسی در حالی است که
او پس از خروج از کشور و اقامت در ترکیه، زمانی که متوجه میشود یک سرویس
امنیتی خارجی در حال سوءاستفاده از او است، موضوع را با پدرش در میان
میگذارد و در پی هماهنگی با وزارت اطلاعات تصمیم به بازگشت داوطلبانه به
ایران میگیرد، اما پس از بازگشت بلافاصله در فرودگاه بازداشت و به انفرادی
منتقل میشود.
میزان نیز در گزارش خود بدون اشاره به زمان
بازداشت، نوشته که افراشته پس از خروج از «نپال» و کسب آموزشهای لازم توسط
«موساد»، برای ادامه «فعالیتهای جاسوسی» خود، از ترکیه به ایران بازگشت و
در فرودگاه خمینی تهران بازداشت شد.
منابع رادیوفردا همچنین
میگویند پس از انتقال افراشته به بند عمومی در زندان اوین، حدود ۲۰ روز
پیش از بمباران این زندان در جریان جنگ ۱۲ روزه، پدر احسان افراشته که از
روند بازداشت و محاکمهٔ پسرش دچار فروپاشی شده بود، بر اثر سکته فوت کرد.
خبرگزاری
میزان، وابسته قوه قضائیه، ادعا کرده که احسان افراشته «با دستور افسر
موساد، تلاش کرده بود اطلاعات مختلفی را دربارهٔ شرکت و افراد شاغل در آن
منتقل کند. هویت و مشخصات کارکنان، سلسله مراتب و چارت دقیق سازمانی و
مأموریتهای شرکت از جمله اطلاعاتی بوده که افرشته تلاش داشته به سرویس
موساد منتقل کند.»
در گزارش مفصلی که ارگان رسمی دستگاه قضایی
دربارهٔ این متهم به جاسوسی منتشر کرده، موارد بسیاری بر اساس «اقرار و
اعتراف» متهم آمده اما به جزئیات روند محاکمهٔ او اشارهای نشده است.
احسان
افراشته، متولد سال ۱۳۷۲ و فارغالتحصیل کارشناسی ارشد مهندسی عمران و
متخصص شبکه، اوایل سال ۱۴۰۳ پس از بازگشت از ترکیه بازداشت شد و پنج ماه را
در انفرادی گذراند.
#احسان_افرشته هم اعدام شد.
از فضایل اخلاقی قضات جمهوری اسلامی بگویم.
پدر احسان فوت شده بود و مادرش به قاضی پرونده #قاضی_صلوتی ، مراجعه کرده بود تا احسان بتواند با پدرش وداع کند. صلواتی به مادر احسان گفته بود نگران نباشید به زودی پدرش را ملاقات میکند.
بر اساس گزارش هرانا، احسان افراشته در مهرماه ۱۴۰۳،
پس از چندین ماه حبس در انفرادی، به بند عمومی و سپس به بند هفت زندان اوین
منتقل شده بود.
قوه قضائیه در گزارش خود میگوید احسان افراشته
«توسط موساد آموزشهای مختلفی در حوزه «حفظ امنیت شخصی، گزارشنویسی و
تحلیل اطلاعات، عکسبرداری مخفیانه، تهیه سیستم ارتباطی امن، روش رمزنگاری و
انتقال اطلاعات، نقطه زنی و ارسال لوکیشن اماکن به صورت پنهانی، آموزش
فعالیت در بازار ارز دیجیتال و ...» دیده بود.
ارگان دستگاه قضایی
حکومت ایران جزئیات فعالیتهای این متهم را بر اساس «اقاریر و اعترافات» او
شرح داده و افزوده او «در طول همکاری خود با موساد حداقل ماهانه ۴ الی ۵
پست الکترونیک فارغ از تماسهای صوتی و ... با افسران اطلاعاتی موساد داشته
و بیش از ۳۰۰ پیام بین آنها رد و بدل شده است.»
با این حال، برخی
منابع حقوقبشری میگویند احسان افراشته به همبندیهای خود گفته بود «من
با پای خودم آمدم، همهٔ مکاتباتم موجود است. به من گفتند کاری با تو
نداریم. من بر خلاف ادعای نوشته شده در کیفرخواست هیچ سند محرمانه حکومتی
را به کسی ندادم.»
استفاده از «اعترافات اجباری» بهعنوان مستندات
صدور حکم علیه زندانیان سیاسی و امنیتی در شمار بسیاری از پروندههای قضایی
بهخصوص منجر به حکم اعدام دیده میشود.
خبرگزاری میزان در عین
اشاره به فرجامخواهی این زندانی در دیوان عالی کشور، مدعی شده «از
آنجایی که مستندات غیر قابل کتمانی از همکاری وی با سرویس اطلاعاتی رژیم
اسرائیل به دست آمده بود، با رؤیت مستندات مجبور به پذیرش اقدامات مجرمانه
خود میشود.»
پایگاه حقوق بشری هرانا، مستقر در آمریکا، پیش از این
به نقل از یک منبع آگاه نوشته بود که اعترافات اجباری افراشته علیه خودش
«ساختگی بوده و این زندانی اتهامات مطرحشده علیه خود را رد کرده است.
همچنین، بخشی از داراییهای احسان افراشته و خانوادهاش توقیف شده و
خانواده وی نیز تحت فشار و تهدید نهادهای امنیتی قرار دارند.»
از
زمان حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، جمهوری اسلامی اجرای احکام اعدام را
افزایش داده است و در برخی روزها چند نفر را اعدام کرده است. طی این مدت،
در بعضی هفتهها، چند روز پشت سر هم، اخبار اجرای احکام اعدام منتشر شده
است.
بر اساس گزارش مشترک سازمان «حقوق بشر ایران» مستقر در نروژ و
سازمان «با هم علیه مجازات اعدام» مستقر در پاریس، که ۲۴ فروردین امسال
منتشر شد، ایران در سال ۲۰۲۵ دستکم «یک هزار و ۶۳۹ نفر» را اعدام کرده
است. این «بالاترین» تعداد اعدام طی یکسال در ایران از سال ۱۳۶۸ تاکنون
است.
موریاسو: اولویت راهبردی پکن در دیدار سران آمریکا و چین، بقای حکومت ایران است
یک سرباز ایرانی پرچم ایران و چین را در جریان یک مانور نظامی مشترک ایران، روسیه و چین در دست گرفته است
جنگ آمریکا با ایران و تنشهای بعدی آن در
خاورمیانه بر دیدار حساس و تعیینکنندهٔ دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا،
با شی جینپینگ، رهبر چین، که اواخر این هفته در پکن برگزار میشود، سایه
انداخته است. انتظار میرود موضوع ایران به یکی از چالشبرانگیزترین
سرفصلهای دستور کار این نشست بدل شود.
طبق
برنامه، دونالد ترامپ روز ۲۳ اردیبهشت وارد پکن خواهد شد و در روزهای ۲۴ و
۲۵ اردیبهشت با شی جینپینگ دیدار خواهد کرد. این سفر پیشتر در سال جاری
بهدلیل جنگ ایران به تعویق افتاده بود. مقامات ارشد ایالات متحده میگویند
ترامپ قصد دارد مستقیماً همتای چینی خود را در خصوص پیوندهای اقتصادی و
فناورانهٔ پکن با تهران، از جمله خرید نفت و ادعای انتقال کالاهای دارای
کاربرد دوگانه، تحت فشار بگذارد.
کن
موریاسو، پژوهشگر ارشد اندیشکدهٔ هادسون، در گفتوگو با رادیو اروپای
آزاد/رادیو آزادی میگوید پکن ممکن است برای کاهش تنشها دست به مانورهای
تاکتیکی بزند، اما در برابر هر اقدامی که بقای حکومت جمهوری اسلامی ایران
را تهدید کند، ایستادگی خواهد کرد؛ چرا که از دید او، ایران نقشی کلیدی و
محوری در استراتژی بلندمدت چین در منطقه اوراسیا ایفا میکند.
رادیو
اروپای آزاد/رادیو آزادی: با توجه به اینکه انتظار میرود رئیسجمهور
ترامپ دربارهٔ ایران بر شی جینپینگ فشار وارد کند و واشینگتن نیز
تحریمهای تازهای علیه شبکههای نفتی ایران مرتبط با چین اعمال کرده، این
مقطع در دیپلماسی آمریکا و چین دربارهٔ تهران تا چه اندازه مهم است؟
کن موریاسو:
مطمئنم رئیسجمهور ترامپ از شی جینپینگ برای حل مسئلهٔ ایران کمک خواهد
خواست و مطمئنم چین نیز همانند ترامپ بسیار مایل است این جنگ پایان یابد.
اما همچنین بسیار مطمئنم که شی جینپینگ خواهان تغییر حکومت در تهران نیست.
بنابراین،
هرچند ممکن است او با تشویق تهران به دستیابی به نوعی مصالحه موافقت کند،
اما بسیار بعید است در برابر فشار ترامپ برای مجازات ایران بهگونهای که
بتواند به تغییر حکومت بینجامد، کوتاه بیاید.
وقتی به روابط امروز چین و ایران نگاه میکنید، پکن واقعاً تا چه حد بر تهران نفوذ دارد؟
این رابطه همچنان ادامه دارد، اما باید آن را در چارچوب راهبرد بلندمدت چین و اهمیت ایران در آن درک کنیم.
اگر
در تهران تغییر حکومت رخ دهد و کشور به سمت آمریکا و غرب متمایل شود و از
چین فاصله بگیرد، این تحول مستقیماً با راهبرد بلندمدت قارهای چین در تضاد
خواهد بود.
چین در ۱۵ سال گذشته تلاش
زیادی کرده تا وابستگی خود را به مسیرهای تجاری دریایی، بهویژه برای
انرژی، کاهش دهد، زیرا نفتکشها باید از گلوگاههایی مانند تنگهٔ هرمز و
تنگهٔ مالاکا عبور کنند.
به همین دلیل چین به سمت خطوط لولهٔ زمینی حرکت کرده و در این راهبرد قارهای، ایران نقش لنگر یا محور جنوبی را ایفا میکند.
اگر
ایران به کشوری متمایل به غرب تبدیل شود، اتصال زمینی چین به خاورمیانه و
اروپا مختل خواهد شد. همچنین مسیرهای انرژی و کریدورهای نظامی مرتبط با
ابتکار «کمربند و جاده» پیچیدهتر میشود و ایدهٔ ایجاد یک فضای پیوستهٔ
درونقارهای اوراسیا که از قدرت نظامی آمریکا مصون باشد، تضعیف خواهد شد؛
ایدهای که چین طی ۱۵ سال گذشته در پی تحقق آن بوده است.
با
توجه به این روابط اقتصادی عمیق، بهویژه در زمینهٔ صادرات انرژی و خرید
نفت، آیا این روابط به نفوذ سیاسی معناداری برای پکن تبدیل میشود؟
این
روابط بیشتر به ایران اهرم فشار میدهد تا به چین. اگر ایران راهبرد
بلندمدت چین را درک کند، آنگاه تهران دارای اهرم فشار خواهد بود. آمریکا
نیز باید سیاست چین را درک کند و بداند که چین هرگز از سیاستهایی که ممکن
است به تغییر حکومت منجر شود، حمایت نخواهد کرد.
این
مسئله به تایوان هم مربوط است. تا زمانی که آمریکا کنترل گلوگاههای
واردات انرژی چین از طریق تنگهٔ مالاکا یا تنگهٔ هرمز را در دست دارد، چین
واقعبینانه نمیتواند تایوان را با زور تصرف کند.
حتی اگر چین بتواند از نظر نظامی به تایوان حمله کند، آمریکا میتواند با مسدود کردن این مسیرها اقتصاد چین را فلج کند.
بنابراین،
چین ابتدا تلاش میکند یک کریدور قارهای ایجاد کند که آن را در برابر
اقدامات تلافیجویانهٔ آمریکا محافظت کند. وقتی این پناهگاه یا دژ
اوراسیایی کامل شود، پکن در قبال تایوان گزینههای بیشتری خواهد داشت.
نمیگویم اگر این کریدور تکمیل شود چین حتماً به تایوان حمله خواهد کرد، اما بدون تردید، انعطاف راهبردی بیشتری به پکن خواهد داد.
اگر رئیسجمهور ترامپ از شی بخواهد از این اهرم نفوذ بر ایران استفاده کند، انتظار دارید پکن چه واکنشی نشان دهد؟
چین
همزمان دو هدف بلندمدت را دنبال میکند. میخواهد از مسیرهای تجاری
دریایی فاصله بگیرد و همچنین وابستگی خود به نفت را کاهش دهد.
به
همین دلیل چین به شدت در حال تشویق گذار از خودروهای بنزینی به خودروهای
برقی است؛ خودروهایی که برق آنها از انرژی هستهای یا زغالسنگ تأمین
میشود. بخش زیادی از این زغالسنگ از منابع داخلی یا مغولستان تأمین
میشود که از مداخلهٔ نظامی آمریکا مصون هستند.
با
این حال، چین هنوز به آن نقطه نرسیده و همچنان به نفت نیاز دارد. به همین
دلیل این جنگ و افزایش قیمت نفت اکنون به چین آسیب میزند.
اما در بلندمدت، چین میخواهد هم وابستگی به حملونقل دریایی و هم وابستگی به خودِ نفت را کاهش دهد.
بنابراین،
پکن در آیندهٔ قابل پیشبینی به ثبات نیاز دارد، اما هیچ علاقهای ندارد
به ترامپ کمک کند کنترل تنگهٔ هرمز را به دست بگیرد یا از تغییر حکومت در
تهران حمایت کند. این مسئله با منافع راهبردی بلندمدت چین سازگار نیست.
شما
به خطوط قرمز چین دربارهٔ ایران، بهویژه در موضوع تغییر حکومت، اشاره
کردید. در چه نقطهای ممکن است بحران آنقدر جدی شود که پکن تصمیم بگیرد
قاطعانهتر، چه دیپلماتیک و چه راهبردی، وارد عمل شود؟
گفته
میشود چین ذخایر راهبردی نفت دارد که میتواند حدود چهار ماه دوام
بیاورد. هرچه این بازهٔ زمانی کوتاهتر شود، فشار بر پکن برای یافتن
مسیرهای جایگزین یا همکاری با واشینگتن و تهران برای باز نگهداشتن تنگهٔ
هرمز بیشتر خواهد شد.
اما فکر میکنم هنوز تا رسیدن چین به آن نقطه زمان باقی مانده است.
هفتادوپنجمین روز قطع اینترنت؛ پزشکیان «ستاد ویژه ساماندهی» تشکیل داد
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، در هفتادوپنجمین روز قطع اینترنت در ایران،
معاون اول خود را با حفظ سمت بهعنوان رئیس «ستاد ویژهٔ ساماندهی و راهبری
فضای مجازی کشور» منصوب کرد.
در حکم آقای پزشکیان که روز چهارشنبه ۲۳
فروردین منتشر شد، آمده است که انتصاب محمدرضا عارف با توجه «به ضرورت
فوری استقرار حکمرانی یکپارچه، منسجم و کارآمد در فضای مجازی» انجام
میشود.
پزشکیان یک روز پیش از این نیز در شبکهٔ ایکس نوشته بود که
«ارتباطات مبتنی بر فناوری اطلاعات و اینترنت به بخش جدانشدنی زندگی مردم
تبدیل شده» و به محمدرضا عارف مأموریت داده تا «با لحاظ حساسیتهای
حکمرانی، نظر رهبری و وعدهای که به مردم داده بودم، در قالب ساختاری چابک
موجبات خدمترسانی بهتر دولت و تحقق انتظارات عمومی را فراهم سازند.»
این
در حالی است که اینترنت در ایران، بهرغم سانسور و اعمال فیلترینگ گسترده،
از نهم اسفند پارسال همزمان با شروع جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران و به
بهانهٔ آن بهطور کامل قطع شد و بهرغم گذشت ۷۵ روز همچنان قطع است.
برخی
مقامات دولتی در هفتههای اخیر بارها از بسته ماندن اینترنت بهخصوص با
توجه به آسیبهای گستردهٔ اقتصادی و اجتماعی آن انتقاد کرده و آن را به
نهادهای امنیتی نسبت دادهاند، اما مسعود پزشکیان تاکنون توضیحی درباره
ادامهٔ قطع اینترنت پس از پایان جنگ ارائه نکرده است.
این در حالی
است که او در جریان انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ وعده داده بود برای «رفع
فیلترینگ»، «اصلاح نظام ناکارآمد فیلترینگ» و «آزادسازی اینترنت» تلاش
خواهد کرد و همان زمان هم گفته بود محدودیتهای اینترنتی به کسبوکارها و
زندگی مردم آسیب زده است.
این وعدهها اما نهتنها عملی نشد، بلکه از
زمان آغاز جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل، قطع اینترنت نیز به آن افزوده
شد. در تازهترین اظهارنظر رسمی، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، روز سهشنبه
۲۲ اردیبهشت از قطع اینترنت «بهدلیل فضای جنگی» دفاع کرد و در پاسخ به
اعتراض خبرنگاران گفت «در این فضا چه انتظاری دارید؟»
قطع اینترنت در
حالی است که دولت جمهوری اسلامی چند روز پس از شروع جنگ در نهم اسفند
پارسال اعلام کرد تنها خبرنگاران و فعالان رسانهای همسو با حکومت به
اینترنت جهانی دسترسی خواهند داشت.
در این مدت، شمار قابلتوجهی از
فعالان رسانهای نزدیک به حکومت با استفاده از اینترنت موسوم به «سفید» در
شبکههای اجتماعی از عملکرد جمهوری اسلامی حمایت کردهاند.
همزمان،
در هفتههای اخیر برخی اپراتورها اقدام به تبلیغ و فروش اینترنت موسوم به
«طبقاتی» یا «پرو» کردهاند؛ اینترنتی که با عنوان ویژهٔ «کسبوکارها» و با
هزینهای بسیار بالا عرضه میشود.
واگذاری این نوع اینترنت بهدلیل
سازوکار نامشخص، ابهام دربارهٔ نحوهٔ تخصیص و همچنین درآمدزایی گستردهٔ آن
برای اپراتورها، به موضوع ججنجالی فضای سیاسی و اجتماعی ایران تبدیل شده
است.
حسن اسدی زیدآبادی، فعال سیاسی در ایران، اینترنت «پرو» را
مصداقی از نوعی فعالیت اصلاحطلبانه برای حفظ حکومت تحت عنوان معروف به
«روزنهگشایی» خوانده و نوشته است: «میگویند نمیتوانید مانع را بهکلی و
اساسی خراب کرد، پس سوراخی در آن ایجاد کنیم تا خدایی نکرده سد نشکند و
توازن برقرار باشد.»
محمد مالجو، اقتصاددان و پژوهشگر اقتصادی، نیز
در کانال تلگرامی خود نسبت به عملکرد دولت پزشکیان در قبال «اینترنت
طبقاتی» انتقاد کرده و با اشاره به «فروپاشی» نقش دولت در کشور نوشته است:
«فروپاشی را کجا عریانتر از اینترنت طبقاتی میتوان دید؟ تقسیم جامعه به
اقلیتی از برخورداران و اکثریتی از نابرخورداران، به متصلان و گسستگان. این
خطمشی نه فنی است نه اضطراری. اعلان صریح تبعیض است. این تبعیض
نفرتانگیز را نیروهایی رقم زدهاند که نه انتخاب شدهاند و نه پاسخگو
هستند، اما شما دقیقاً همانجایی که باید جلویشان میایستادید، کنار
رفتهاید.»
آقای مالجو در ادامه افزوده است «به این حتی نمیگویند
انفعال. میگویند مشارکت در تضییع حق از طریق بیعملی. شما اجازه دادهاید
حق به امتیاز تقلیل یابد و قانون به شوخی بدل شود و شهروند به سوژهای
مفلوکتر تنزل پیدا کند».
در سوی دیگر، علی قلهکی، فعال رسانهای
نزدیک به حکومت، به جنبههای درآمدزایی اینترنت پرو برای اپراتورها و
جنبههای امنیتی و سیاسی ماجرا اشاره کرده و نوشته است تاکنون «بیش از چهار
میلیون پیامک تبلیغاتی» برای اینترنت «پرو» ارسال شده و تنها اپراتور
همراه اول موفق شده «بیش از ۴۵۰ هزار سیمکارت «پرو» فعال کند».
او همچنین مدعی شد اپراتور دیگری که بیش از ۵۰۰ هزار پیامک تبلیغاتی ارسال کرده، تنها حدود ۴۰ هزار سیمکارت فعال داشته است.
بهگفتۀ
او، هدفگذاری اولیهٔ این طرح جذب یک میلیون کاربر برای اینترنت «پرو» است
و در صورت تحقق این هدف، فروش بستههای ۵۰ گیگابایتی میتواند بیش از دو
هزار میلیارد تومان درآمد نصیب اپراتورها کند.
این
فعال رسانهای نزدیک به حکومت انتقاد کرده که سرمایه اجتماعی کشور، که
بهگفتهٔ او «بابت جنگ تقویت شده»، نباید «دستمایهٔ اقدامات مشکوک و
منفعتمحور مدیرانِ اِبنالوقت قرار گیرد».
بهگفتهٔ
علی قلهکی، «طرحهای تبعیضآمیزی چون اینترنت پرو این انگاره را در جامعه
جا میاندازد که هزینههای اقداماتی چون تحریم و جنگ از جیب مردم باید
پرداخت شود».
این فعال رسانهای نزدیک به حکومت همچنین مدعی شد که در
ابتدا قرار بود اینترنت «پرو» فقط برای کسبوکارها و با احراز هویت ارائه
شود، اما اکنون شمار کاربران مجاز افزایش یافته و احراز هویت اولیه نیز
«عملاً انجام نمیشود».
او همچنین از شکلگیری «بازار سیاه اینترنت
پرو» خبر داد و نوشت برخی دلالان در ازای دریافت «پولهای نجومی» این نوع
اینترنت را برای افراد غیرشرکتی نیز فعال میکنند.
عبور زمان قطع
اینترنت در ایران از ۷۵ روز در حالی است که بر اساس برآوردهای منتشرشده از
سوی مقامهای دولتی و فعالان بخش خصوصی، قطع گستردهٔ اینترنت روزانه
خسارتهای سنگینی به اقتصاد کشور وارد میکند.
ستار هاشمی، وزیر
ارتباطات جمهوری اسلامی، در دورۀ قطع اینترنت در جریان اعتراضات دیماه
۱۴۰۴ گفته بود قطع اینترنت روزانه حدود پنج هزار میلیارد تومان به اقتصاد
کلان ایران زیان وارد میکند.
افشین کلاهی، رئیس کمیسیون اقتصاد
دانشبنیان اتاق بازرگانی ایران، اخیراً خسارت مستقیم ناشی از اختلال
اینترنت را روزانه ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار برآورد کرده و گفته است که با
احتساب پیامدهای غیرمستقیم، این رقم میتواند به حدود ۸۰ میلیون دلار در
روز برسد.
این خسارتها تنها محدود به فروشگاهها و کسبوکارهای
اینترنتی نیست و بخشهایی مانند بانکداری و پرداختهای آنلاین، حملونقل،
خدمات دیجیتال، تجارت، تبلیغات، صادرات خدمات فناوری و همچنین درآمدهای
شخصی فعالان شبکههای اجتماعی را نیز در بر میگیرد.
آسیبهای عمیق
اجتماعی و روانی که اقشار گوناگون جامعه متحمل میشوند، بخش دیگری از
آسیبهای قطع اینترنت است که جامعهشناسان و روانشناسان بر آن تأکید
دارند.
زندهبلومبرگ: بارگیری نفت از جزیره خارگ متوقف شده است؛ نسرین ستوده بهطور موقت آزاد شد
تصویر قدیمی هوایی از جزیره خارگ
زندهبلومبرگ: بارگیری نفت از جزیره خارگ متوقف شده است؛ نسرین ستوده بهطور موقت آزاد شد
بلومبرگ: بارگیری نفت از جزیره خارگ متوقف شده است
خبرگزاری بلومبرگ بر اساس تصاویر ماهواری که خود گردآوری کرده، از «توقف
بارگیری» محمولههای نفتی ایران از پایانه اصلی صادرات نفت کشور در جزیره
خارگ خبر داد.
در این گزارش که روز سهشنبه ۲۲ اردیبهشت منتشر شد،
آمده در تصاویر ماهواری یادشده، «نخستین نشانههای یک توقف طولانیمدت
بارگیریِ» محمولههای نفتی در خارگ از آغاز جنگ در اسفند پارسال قابل
مشاهده است.
بر اساس این تصاویر ماهوارهای، در روزهای ۱۸، ۱۹ و ۲۱ اردیبهشت «هیچ نفتکش اقیانوسپیمایی در جزیره خارگ مشاهده نشده است».
بلومبرگ
نوشته: «اگرچه از زمان آغاز درگیریها روزهایی بوده که اسکلهها خالی
بودهاند، اما این طولانیترین دورهای است که هیچ نفتکشی در منطقه دیده
نشده است.»
این خبر در شرایطی منتشر میشود که ایران در «تمام مدت»
جنگ با آمریکا و اسرائیل، همچنان در این پایانه نفت بارگیری میکرد و با
پرکردن نفتکشها از آنها بهعنوان مخازن شناور ذخیره نفت استفاده میکرد.
این
روزنامه نوشته اگر جزیره خارگ همچنان غیرفعال بماند، فشار بر دیگر تأسیسات
ذخیرهسازی نفت ایران افزایش خواهد یافت؛ چرا که «تصاویری ماهوارهای نشان
میدهند این مخازن نیز در حال پر شدن هستند».
این گزارش حاکی است
«برآوردها درباره میزان ظرفیت باقیمانده متفاوت است، اما اگر همه مخازن به
ظرفیت کامل برسند، ایران ممکن است ناچار به کاهش بیشتر تولید نفت شود. این
کشور پیشتر نیز بخشی از تولید خود را کاهش داده است.»
تصاویر
ماهواره «سنتینل ۲» اتحادیه اروپا که در ۲۱ اردیبهشت ثبت شدهاند، نشان
میدهند «تمام اسکلههای جزیره خارگ خالی بودهاند. تصاویر ثبتشدهٔ دو و
سه روز قبل از آن نیز هیچ نفتکش اقیانوسپیمایی را در این پایانه نشان
نمیدهند».
بلومبرگ همچنین بر اساس تحلیل تصاویر ماهوارهای نوشته با
توقف ظاهری بارگیری نفتکشها، مخازن ذخیره در جزیره خارگ در حال «پر شدن»
هستند.
بر اساس این گزارش، این مخازن دارای سقف شناور هستند که با پر
شدن مخزن بالا آمده و فاصله میان سقف و لبه مخزن کاهش مییابد. در نتیجه
سایهای که دیواره مخزن روی سقف میاندازد، کوچکتر میشود. بنابراین
مقایسه تصاویر ثبتشده در زمان مشابه در روزهای مختلف میتواند تغییر حجم
نفت داخل مخازن را نشان دهد.
تصاویر مخازن نفتی جزیره خارگ در ۲۱
اردیبهشت نشان میدهد «چندین مخزن» در این پایانه، «سایههایی بهمراتب
کوچکتر نسبت به تصویر ۱۷ فروردین یعنی درست پیش از آغاز محاصره دریایی
توسط نیروی دریایی آمریکا دارند».
این گزارش حاکی است این تصاویر
نشان میدهند ظرفیت خالی جزیره خارگ «تقریباً به صفر» نزدیک شده و اگر
ایران دیگر جایی برای ذخیره نفت نداشته باشد، «ممکن است مجبور شود تولید
برخی میادین نفتی را کاهش دهد».
از زمان آغاز محاصره بنادر ایران،
دونالد ترامپ و مقامهای دولت او پیشبینی کردهاند که ایران بهسرعت ناچار
به تعطیل کردن چاههای نفت خواهد شد. برخی ناظران دیگر، از جمله شرکت
تحلیلی کپلر برآورد کردهاند که شاید تهران بتواند تا اواخر ماه جاری
میلادی، ماه مه، پیش از به پایانرسیدن فضای ذخیرهسازیاش به تولید نفت
ادامه دهد.
نسرین ستوده به قید کفالت بهطور موقت آزاد شد
مهراوه خندان، فرزند نسرین ستوده، فعال حقوق بشر، از آزادی موقت مادرش
به قید کفالت خبر داد. خانم خندان این خبر را بعد از ظهر روز چهارشنبه ۲۳
اردیبهشت در اینستاگرام منتشر کرده است.
خانم ستوده ۱۲ فروردین در
منزل خود در تهران بازداشت شد و دختر او که ساکن هلند است، چند روز بعد از
بازداشت از بیخبری از محل نگهداری و وضعیت مادرش ابراز نگرانی کرده بود.
نسرین
ستوده، برنده جایزه ساخاروف و وکیل حقوق بشری بارها به زندان افتاده و تحت
فشار قرار گرفته است. او پیش از شروع جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه
ایران، در مصاحبه با نشریه فرانسویزبان «لوپوئَن» خواستار «مداخلۀ
بشردوستانه» در حفاظت از مردم ایران شده بود.
رضا خندان فعال حقوق
بشر و همسر خانم ستوده نیز در حال حاضر در زندان اوین زندانی است و بارها
به دلیل مخالفت با حجاب اجباری و مجازات اعدام تحت فشار قرار گرفته است.
زنده توهم ترامپ: ۱۰۰ درصد مطمئنم که ایران اورانیوم خود را به ما تحویل خواهد داد
زنده توهم ترامپ: ۱۰۰ درصد مطمئنم که ایران اورانیوم خود را به ما تحویل خواهد داد
زنده توهم ترامپ: ۱۰۰ درصد مطمئنم که ایران اورانیوم خود را به ما تحویل خواهد داد
توهم
ترامپ میگوید «۱۰۰ درصد» مطمئن است که ایران اورانیوم خود را به آمریکا تحویل خواهد داد
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز سهشنبه گفت که «۱۰۰ درصد»
اطمینان دارد که ایران غنیسازی اورانیوم را متوقف خواهد کرد و ذخیره
اورانیوم خود را به آمریکا تحویل خواهد داد.
او در گفتوگو با برنامه
رادیویی سید رازنبرگ اعلام کرد که ایرانیها متعهد شدهاند غنیسازی
اورانیوم را متوقف کنند: «آنها قرار است متوقف شوند، و به من گفتند که
«غبار» را به ما خواهند داد.»
«غبار» اصطلاحی است که ترامپ به دفعات
برای اشاره به اورانیوم غنیشده بعد از حملات آمریکا در اول تیر ماه سال
گذشته به تأسیسات هستهای ایران در جریان جنگ ۱۲ روزه به کار میبرد.
رئیسجمهور
آمریکا در بخش دیگری از این گفتوگوی رادیویی گفت: «ما لازم نیست برای
هیچچیز عجله کنیم. ما یک محاصره داریم که هیچ پولی برای آنها باقی
نمیگذارد. مسئله خیلی ساده است: ما نمیتوانیم اجازه دهیم آنها سلاح
هستهای داشته باشند، چون از آن استفاده خواهند کرد.»
آقای ترامپ
شامگاه دوشنبه نیز تأکید کرده بود فشار بر جمهوری اسلامی را تا زمان
دستیابی به توافق ادامه خواهد داد و از ادامهٔ جنگ فرسایشی خسته نخواهد شد.
او
همچنین پاسخ ایران به طرح پیشنهادی آمریکا برای رسیدن به توافق پایان جنگ
را «فوقالعاده ضعیف» و «کاملا غیر قابل قبول» خوانده است.
جنگ ۳۹
روزه از ۱۸ فروردین با اعلام آتشبس متوقف شد. از آن زمان یک دور مذاکرات
ایران و آمریکا بهطور مستقیم در پاکستان برگزار شد و نتیجهای نداد.
بهرغم اینکه این آتشبس بهمدت نامعین تمدید شده، اما تنشها و درگیریها
در تنگه هرمز همچنان بهطور پراکنده ادامه دارد.
زندهترامپ: اهداف دیگری در ایران باقی مانده که میتوانیم به آنها حمله کنیم
زندهترامپ: اهداف دیگری در ایران باقی مانده که میتوانیم به آنها حمله کنیم
ترامپ: اهداف دیگری در ایران باقی مانده که میتوانیم به آنها حمله کنیم
رئیسجمهور آمریکا میگوید عملیات نظامی در ایران تمام نشده و ارتش ایالات متحده میتواند اهداف دیگری را نیز هدف قرار دهد.
دونالد
ترامپ در گفتوگویی با شریل اتکیسون، مجری آمریکایی، که هفته گذشته ضبط و
روز یکشنبه ۲۰ اردیبهشت پخش شده است، در پاسخ به این سوال که آیا عملیات
رزمی در ایران تمام شده است، گفت: «نه، من چنین چیزی نگفتم. من گفتم آنها
شکست خوردهاند، اما این به آن معنا نیست که کارشان تمام شده است. ما
میتوانیم به مدت دو هفته بیشتر هم وارد عمل شویم و تکتک اهداف را هدف
قرار دهیم.»
او با اشاره به این که در حملات آمریکا و اسرائیل طی جنگ
اخیر «احتمالا ۷۰ درصد» اهداف مورد اصابت قرار گرفتند، افزود: «ما اهداف
دیگری هم داریم که احتمالاً میتوانیم به آنها حمله کنیم. اما حتی اگر این
کار را نکنیم، سالها طول میکشد تا آنها دوباره بازسازی شوند.»
جنگ
آمریکا و اسرائیل علیه ایران که از روز ۹ اسفند سال گذشته آغاز شد، بعد از
۴۰ روز با برقراری آتشبس متوقف شده و تهران و واشینگتن مشغول مذاکره برای
رسیدن به توافقی برای پایان دادن به جنگ هستند.
به نظر میرسد
اظهارات آقای ترامپ پیش از ارسال پاسخ ایران به آخرین پیشنهاد آمریکا برای
این توافق انجام شده است. هرچند که او پیشنهادات قبلی ایران را رد کرده
بود.
رئیسجمهور آمریکا در مصاحبه با شریل اتکیسون همچنین دربارهٔ
اورانیوم غنیشده ایران که در عمق زمین و در تأسیسات هدف قرار گرفته در جنگ
۱۲ روزه سال گذشته مدفون شدهاند، گفت: «ما در مقطعی آن را به دست خواهیم
آورد… ما آنجا را تحت نظارت داریم.»
ترامپ اضافه کرد: «من چیزی به
نام نیروی فضایی ایجاد کردم و آنها آنجا را زیر نظر دارند… اگر کسی به آن
محل نزدیک شود، ما مطلع خواهیم شد و آنها را نابود خواهیم کرد.»
او
بارها اشاره کرده است که توافق با ایران باید شامل تحویل ذخایر اورانیوم
غنیشده ایران به آمریکا باشد. تهران چنین درخواستی را رد کرده است.
زندهترامپ میگوید درباره ایران دو گزینه وجود دارد؛ یا توافق یا بمباران شدید
زندهترامپ میگوید درباره ایران دو گزینه وجود دارد؛ یا توافق یا بمباران شدید
ترامپ میگوید درباره ایران دو گزینه وجود دارد؛ یا توافق یا بمباران شدید
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز جمعه گفت که از تازهترین پیشنهاد
تهران که برای پایان دادن به جنگ رضایت ندارد و گفت دو گزینه درباره ایران
وجود دارد: توافق یا بمباران شدید.
او در محوطه بیرونی کاخ سفید به
خبرنگاران گفت: «گزینههایی وجود دارد. آیا میخواهیم برویم و حسابی آنها
را بمباران کنیم و برای همیشه کارشان را تمام کنیم؟ یا میخواهیم تلاش کنیم
یک توافق انجام دهیم؟ اینها گزینههاست.»
ترامپ همچنین تأیید کرد
که روز پنجشنبه از سوی فرماندهی مرکزی یالات متحده، سنتکام، گزارشی
بهروزشده درباره گزینههای نظامی دریافت کرده است.
او گفت ترجیح
میدهد کارزار بمباران از سر گرفته نشود و توضیح داد: «از نظر انسانی ترجیح
میدهم این کار را نکنیم. اما این همان گزینه است: آیا میخواهیم با شدت
وارد شویم و آنها را کاملاً از بین ببریم یا میخواهیم کار دیگری انجام
دهیم؟»
رئیسجمهور آمریکا همچنین نسبت به توانایی تهران برای پذیرش
یک توافق تردید ابراز کرد و گفت: «آنها میخواهند به یک توافق برسند، اما
من از آن راضی نیستم.»
او در ادامه بار دیگر تأکید کرد که در حال حاضر «از چیزی که آنها پیشنهاد کردهاند، رضایت ندارم».
اشاره او به پیشنهادی بود که رسانههای ایران اعلام کردند شامگاه پنجشنبه به پاکستان به عنوان میانجی مذاکرات تحویل داده شد.
رئیسجمهور
آمریکا توضیح نداد که در پیشنهاد جدید ایران چه چیزی برایش قابل قبول نیست
و در ادامه اشاره کرد که ممکن است مقامهای تهران هرگز به یک راهحل
مذاکرهای برای پایان جنگ نرسند.
ترامپ با اشاره به «اختلافات شدید» میان رهبران ایران گفت: «آنها پیشرفتهایی داشتهاند، اما مطمئن نیستم که هرگز به نتیجه برسند.»
او
افزود: «رهبری (ایران) بسیار ناهماهنگ است. دو تا سه گروه دارد، شاید هم
چهار تا، و رهبری بسیار پراکندهای است. با این حال، همه میخواهند به
توافق برسند، اما همهچیزشان بههمریخته است.»
رئیسجمهور ایالات
متحده همچنین اشاره کرد که مذاکرات با تهران از طریق «تلفن» در جریان است.
او گفت: «ما در حال حاضر همه کارها را در زمینه مذاکره، تلفنی، انجام
میدهیم. آنها پیشرفتهایی داشتهاند، اما مطمئن نیستم که آیا هرگز به آنجا
برسند.»
ترامپ هفته گذشته سفر نمایندگان خود با پاکستان را لغو کرد و گفت ایران میتواند با تماس تلفنی برای مذاکره اقدام کند.