سه‌شنبه، بهمن ۲۱، ۱۴۰۴

معاون رئیس‌جمهور آمریکا: تصمیم‌گیری دربارهٔ پروندهٔ هسته‌ای ایران مستقیماً برعهده ترامپ است

 

معاون رئیس‌جمهور آمریکا: تصمیم‌گیری دربارهٔ پروندهٔ هسته‌ای ایران مستقیماً برعهده ترامپ است

جی دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری ایالات متحده
جی دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری ایالات متحده

معاون رئیس‌جمهوری ایالات متحده می‌گوید تصمیم‌گیری درباره پرونده هسته‌ای ایران و تعیین خطوط قرمز آن، مستقیماً بر عهده دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور، است.

جی دی ونس روز دوشنبه ۲۰ بهمن‌ در یک نشست خبری مشترک با نیکول پاشینیان، نخست‌وزیر ارمنستان، ضمن تأکید بر این‌که موضوع اعتراضات و سرکوب خشونت‌بار آن‌ها در ایران هم بخشی از موضوعات مورد بحث میان نمایندگان واشینگتن و تهران است، خاطر‌نشان کرد که در نهایت تصمیم با شخص دونالد ترامپ خواهد بود.

او افزود: «همه از بخش‌های عمومی و رسانه‌ای مذاکرات باخبر می‌شوند؛ اما این تنها رئیس‌جمهور آمریکا است که می‌داند از این گفت‌وگوها چه نتیجه‌ای را مد نظر دارد».

معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده قرار است در ادامۀ سفر منطقه‌ای خود، روز چهارشنبه از ایروان راهی باکو پایتخت جمهوری آذربایجان شود.

گراهام به ترکیه و قطر: تمایل شما برای حفظ آیت‌الله با شرافت همخوانی ندارد

در همین حال، لیندزی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه حامی دونالد ترامپ، خطاب به متحدان منطقه‌ای آمریکا نوشت که تمایل آن‌ها به حفظ وضع موجود در ایران، هم در تضاد با منافع امنیت ملی آمریکا است، و هم با «شرافت و انسانیت» هم‌خوانی ندارد.

آقای گراهام این پست را ساعاتی پس از گفت‌و‌گوی هاکان فیدان،‌ وزیر خارجه ترکیه، با سی‌ان‌ان ترک، در شبکۀ ایکس نوشته است.

او در ساعات پایانی روز دوشنبه، ۲۰ بهمن، نوشت: «خطاب به به‌اصطلاح متحدان منطقه‌ای ما: اگر حتی برای یک لحظه فکر می‌کنید که پس از همه مقاومت‌ها و واکنش‌های مردم ایران، باقی ماندن آیت‌الله و رژیم خون‌خوار او در قدرت ایدۀ خوبی است، در دنیایی خیالی زندگی می‌کنید».

گراهام، علی خامنه‌ای را کسی معرفی کرده که مردم خود را «سلاخی» می‌کند و «یک نازی مذهبی است».

این سناتور ارشد جمهوری‌خواه تأکید کرده که «اکنون زمان آن رسیده و حتی دیر هم شده که منطقه {باید} با شجاعت و به‌طور منسجم در برابر آیت‌الله آدم‌کش بایستد».

او در بخشی از این پست خطاب به ترکیه، قطر، مصر و دیگران، افزود: «تمایل شما به حفظ وضع موجود و نادیده گرفتن مطالبات به‌حق مردم ایران، به نظر من، نه‌تنها کاملاً در تضاد با منافع امنیت ملی آمریکا است، بلکه با ابتدایی‌ترین معیارهای شرافت و انسانیت نیز هم‌خوانی ندارد».

گراهام بار دیگر به وعدۀ دونالد ترامپ خطاب به مردم ایران مبنی بر این‌که «به اعتراض ادامه دهید، کمک در راه است»، اشاره کرده و افزوده که «او در سمت درست تاریخ خواهد ایستاد. من او را مردی پایبند به قولش می‌دانم».

هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، در گفت‌وگو با شبکه سی‌ان‌ان ترک گفته است: «منطقه تحمل یک جنگ دیگر را ندارد...تمام تلاش ما با هدف جلوگیری از وقوع یک درگیری نظامی است».

او در پاسخ به سؤال مجری برنامه دربارۀ کشتار اخیر معترضان در ایران و تمایل آن‌ها برای تغییر رژیم نیز افزود به نظر او حکومت ایران با «یک حملۀ هوایی ساقط نخواهد شد، بلکه سیستم تضعیف خواهد شد».

هاکان فیدان در این مصاحبه همچنین اعلام کرد که مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده، پیش از شروع جنگ ۱۲ روزه و حمله اسرائیل با او تماس گرفته و خواسته بود به ایرانی‌ها بگوید «در چند ساعت آینده هر اتفاقی ممکن است بیفتد».

شهریور امسال رسانه‌های اسرائیل در گزارش جزئیاتی از عملیات بامداد ۲۳ خرداد اسرائیل نوشته بودند که فرماندهان ارشد سپاه ابتدا از طریق حزب‌الله لبنان مطلع شده بودند که آن شب، شب حمله اسرائیل به ایران است اما بعد از تشکیل نشستی در ستاد به این نتیجه رسیدند که خبر دریافتی نادرست است.

بر اساس گزارش این رسانه‌ها، زمانی که فرماندهان قصد ترک ستاد را می‌کنند، «فرماندهی عملیات نیروی هوایی اسرائیل به تمامی ۱۴۰ جنگنده اسرائیلی که در آسمان ایران بودند، فرمان می‌دهد سیستم راداری خود را روشن کنند تا بر صفحات راداری ایران ظاهر شوند و فرماندهان در محل بمانند». فرماندهان ارشد سپاه دقایقی بعد در بمباران این ستاد کشته شدند.

چین چگونه به ایران برای سرکوب دیجیتال کمک می‌کند؟

 

چین چگونه به ایران برای سرکوب دیجیتال کمک می‌کند؟

چین دست‌کم از سال ۲۰۱۰ به‌طور مادی و فنی به تقویت توان نظارتی و سانسور اینترنت در ایران کمک کرده است
چین دست‌کم از سال ۲۰۱۰ به‌طور مادی و فنی به تقویت توان نظارتی و سانسور اینترنت در ایران کمک کرده است

گزارش تازهٔ سازمان حقوق بشری «آرتیکل ۱۹» (ARTICLE 19) با عنوان «تنگ‌تر کردن تور: زیرساخت سرکوب چین در ایران» تصویری کم‌سابقه و مستند از نقش چین در شکل‌گیری و تقویت سامانهٔ سرکوب دیجیتال در ایران ارائه می‌دهد؛ نقشی که بنابر این پژوهش، طی بیش از یک دهه به‌تدریج زیرساخت‌های نظارت، سانسور و قطع اینترنت جمهوری اسلامی را به سطحی بی‌سابقه رسانده است.

حکومت جمهوری اسلامی متهم شده است که از فناوری‌های روسی و چینی برای کمک به سرکوب خشن اعتراضات اخیر و قطع تقریباً کامل اینترنت، از جمله اختلال در اینترنت ماهواره‌ای، بهره برده است. گزارش تازۀ «آرتیکل ۱۹» از معدود بررسی‌های دقیق دربارۀ نقش چین در ساخت و تداوم دستگاه سرکوب دیجیتال در ایران است.

این گزارش در شرایطی منتشر می‌شود که حکومت ایران در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از اعتراضات گسترده در دی‌ماه، بارها به قطع یا محدودسازی شدید اینترنت روی آورده و هم‌زمان دامنهٔ نظارت دیجیتال بر شهروندان را گسترش داده است. پژوهش «آرتیکل ۱۹» نشان می‌دهد که این توانایی صرفاً محصول تصمیم‌های داخلی تهران نیست، بلکه نتیجهٔ همکاری ساختاری و بلندمدت با چین و بهره‌گیری مستقیم از الگوی اقتدارگرایانه این کشور در حکمرانی اینترنت است.

بر اساس این گزارش، چین دست‌کم از سال ۲۰۱۰ به‌طور مادی و فنی به تقویت توان نظارتی و سانسور اینترنت در ایران کمک کرده است. شرکت‌های بزرگ فناوری چینی، از جمله زد‌تی‌ئی (ZTE)، هوآوی، تیاندی (Tiandy) و هیک‌ویژن (Hikvision) با وجود تحریم‌های بین‌المللی، همچنان به اشکال مختلف در ایران فعال بوده‌اند؛ گاه به‌طور مستقیم و گاه از طریق شرکت‌های واسطه. به گفتهٔ نویسندگان این گزارش، تجهیزات و سامانه‌هایی که این شرکت‌ها فراهم کرده‌اند، مستقیماً در پایش شهروندان، شناسایی معترضان و سرکوب اعتراضات نقش داشته‌اند.

پیش از گزارش تازۀ «آرتیکل ۱۹»، در گزارشی تحت عنوان «اینترنت فرسایشی» که روزنامهٔ «شرق» چاپ تهران در روز ۱۴ بهمن منتشر کرده بود، آمده بود که جمهوری اسلامی ایران پس از قطع و محدودسازی گسترده اینترنت، در حال گذار از فیلترینگ سنتی به مدلی هوشمندتر مبتنی بر تحلیل الگوی ترافیک و رفتار اتصال است؛ مدلی که به‌گفتهٔ کارشناسان شباهت زیادی به سیستم فیلترینگ چین دارد و «حتی احتمال پیاده‌سازی سامانه‌های شرکت هواوی در زیرساخت ارتباطی ایران مطرح شده است».

ایران و چین در سال ۲۰۲۱ از توافق همکاری اقتصادی ۲۵ساله‌ای خبر دادند که به‌دلیل منتشر نشدن متن آن و نتایج محدودش زیر سایهٔ تحریم‌ها، با تردید و انتقاد افکار عمومی ایران روبه‌رو شد.

گزارش تازۀ «آرتیکل ۱۹» تأکید می‌کند که همکاری تهران و پکن تنها به انتقال فناوری محدود نمی‌شود، بلکه شامل همسویی در سطح هنجارها و سیاست‌های کلان نیز هست. یکی از محورهای اصلی این همسویی، پذیرش و ترویج مفهوم «حاکمیت سایبری» است؛ ایده‌ای که دولت‌ها را صاحب اختیار کامل فضای دیجیتال در مرزهای ملی می‌داند و دست آن‌ها را برای سانسور، نظارت و قطع ارتباطات باز می‌گذارد.

این رویکرد، به‌گفتهٔ گزارش آرتیکل ۱۹، شالودهٔ «دیوار آتش بزرگ اینترنت» چین را تشکیل داده و اکنون الگویی برای پروژهٔ «شبکه ملی اطلاعات» در ایران شده است.

دیوار آتش یا فایروال، سامانه‌ای است که ترافیک شبکه را بر اساس مجوزهای خاصی پایش و فیلتر می‌کند. «دیوار آتش بزرگ اینترنتی چین» هم نامی است برای سامانه‌ای سراسری از فیلترینگ، نظارت و کنترل ترافیک اینترنت در این کشور که ارتباطات آنلاین را زیر نظر دولت نگه می‌دارد.

به باور نویسندگان گزارش «آرتیکل ۱۹»، هدف هر دو سامانهٔ «دیوار آتش بزرگ اینترنت» چین و پروژه «شبکه ملی اطلاعات» جمهوری اسلامی یکی است: جدا کردن شهروندان از اینترنت آزاد و جهانی، متمرکز کردن کنترل اطلاعات در دست دولت و نهادینه کردن نظارت در لایه‌های زیرین زیرساخت ارتباطی.

مقام‌های ایرانی در سال‌های اخیر بارها به‌طور علنی از توان فنی و «الگوی موفق» چین در کنترل اینترنت تمجید کرده‌اند و هم‌زمان در مجامع بین‌المللی، از جمله سازمان ملل متحد، از مواضع پکن در برابر آنچه که «مداخله خارجی» در حکمرانی اینترنت خوانده می‌شود، حمایت کرده‌اند.

مایکل کاستر، مدیر بخش جهانی چین در «آرتیکل ۱۹»، در این گزارش می‌گوید ایران در تلاش برای کنترل کامل فضای دیجیتال، «مستقیماً از کتابچهٔ اقتدارگرایی دیجیتال چین الگوبرداری می‌کند». به گفتهٔ او، از حضور و نفوذ شرکت‌های چینی در زیرساخت‌های ایران تا حمایت تهران از اصول حاکمیت سایبری چین، هر دو کشور در هدفی مشترک همسو شده‌اند: قطع ارتباط شهروندان با اینترنت آزاد و جلوگیری از گردش مستقل اطلاعات.

مو حسینی، رئیس بخش تاب‌آوری «آرتیکل ۱۹»، نیز هشدار می‌دهد که تقلید از «زیرساخت سرکوب» چین به جمهوری اسلامی امکان می‌دهد که قدرت خود را تثبیت کند، بدون آن‌که پاسخ‌گوی نقض گستردهٔ حقوق بشر باشد. او می‌گوید در چنین مدلی، اعتراض تنها سرکوب نمی‌شود، بلکه اساساً امکان شکل‌گیری و دیده‌شدن آن از بین می‌رود.

گزارش همچنین این همکاری ایران و چین را در بستر تحولات ژئوپولیتیک گسترده‌تر تحلیل می‌کند؛ جایی که هر دو کشور می‌کوشند در نظمی جهانی که در حال تغییر است، جایگاه خود را تثبیت کنند و هم‌زمان از پاسخ‌گویی بابت نقض حقوق بشر بگریزند. به گفتهٔ «آرتیکل ۱۹»، این «هم‌پیمانی اقتدارگرایانه دیجیتال» پیامدهایی فراتر از ایران دارد و می‌تواند به الگویی برای دیگر حکومت‌های سرکوبگر بدل شود.

در بخش پایانی، این گزارش مجموعه‌ای از توصیه‌ها را مطرح می‌کند. از جمله، درخواست برای اعمال تحریم‌های هدفمند و هوشمند علیه شرکت‌ها و نهادهای غیرایرانی که به تقویت سامانهٔ سرکوب دیجیتال ایران کمک می‌کنند؛ تحریم‌هایی که در عین حال نباید دسترسی جامعه مدنی به ابزارهای امنیتی و ارتباطی را محدود کند. گزارش همچنین بر ضرورت سرمایه‌گذاری بیشتر در فناوری‌های اینترنت ماهواره‌ای، ابزارهای امن دور زدن سانسور، و حمایت از روزنامه‌نگاران، فعالان حقوق بشر و سازمان‌های ایرانی خارج از کشور تأکید می‌کند.

«آرتیکل ۱۹» در نهایت هشدار می‌دهد که سرکوب اینترنت در ایران دیگر یک پدیده صرفاً داخلی نیست، بلکه بخشی از روندی جهانی در عادی‌سازی اقتدارگرایی دیجیتال است. روندی که اگر با دفاع فعال از حقوق بشر و اینترنت آزاد مقابله نشود، می‌تواند آزادی بیان و حق دسترسی به اطلاعات را نه‌فقط در ایران، بلکه در نقاط دیگر جهان نیز بیش از پیش محدود کند.

پالایشگاه‌های هند خرید نفت از روسیه را «متوقف کرده‌اند»

 

پالایشگاه‌های هند خرید نفت از روسیه را «متوقف کرده‌اند»

تصویر آرشیوی از یک نفتکش در نزدیکی بندر بمبئی هند
تصویر آرشیوی از یک نفتکش در نزدیکی بندر بمبئی هند

خبرگزاری رویترز روز یکشنبه ۱۹ بهمن گزارش داد پالایشگاه‌های هندی از خرید نفت روسیه برای تحویل در ماه آوریل خودداری می‌کنند و انتظار می‌رود برای مدت طولانی‌تری نیز از چنین معاملاتی فاصله بگیرند.

ایالات متحده و هند روز جمعه با اعلام چارچوبی برای یک توافق تجاری که امیدوارند تا ماه مارس نهایی شود، به این توافق نزدیک‌تر شدند؛ توافقی که هدف آن کاهش تعرفه‌ها و تعمیق همکاری‌های اقتصادی است.

به گفته یکی از معامله‌گرانی که با مسئولان پالایشگاه‌های هندی تماس گرفته است، شرکت‌های ایندین اویل، بهارات پترولیوم و ریلاینس اینداستریز پیشنهادهای معامله‌گران برای بارگیری نفت روسیه در ماه‌های مارس و آوریل را نمی‌پذیرند.

با این حال، به گفته منابع پالایشی، این پالایشگاه‌ها از قبل برخی محموله‌های نفت روسیه برای تحویل در ماه مارس را برنامه‌ریزی کرده بودند. بیشتر پالایشگاه‌های دیگر هند نیز خرید نفت خام روسیه را متوقف کرده‌اند.

وزیر تجارت هند روز شنبه پرسش‌ها دربارهٔ نفت روسیه را به وزارت امور خارجه ارجاع داد.

سخنگوی وزارت امور خارجه هند گفت: «متنوع‌سازی منابع تأمین انرژی، متناسب با شرایط عینی بازار و تحولات بین‌المللی در حال تغییر، در کانون راهبرد ما برای تضمین امنیت انرژی پرجمعیت‌ترین کشور جهان قرار دارد.»

اگرچه در بیانیه مشترک آمریکا و هند دربارهٔ چارچوب توافق تجاری اشاره‌ای به نفت روسیه نشده بود، اما دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، تعرفه ۲۵ درصدی بر کالاهای هندی را که به دلیل خرید نفت روسیه اعمال شده بود لغو کرد، چون به گفته او دهلی‌نو «متعهد شده است به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم» واردات نفت روسیه را متوقف کند.

با این حال، دهلی‌نو تاکنون برنامه‌ای رسمی برای توقف واردات نفت روسیه اعلام نکرده است.

هند پس از حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، به بزرگ‌ترین خریدار نفت خام تخفیف‌دار روسیه از مسیر دریا تبدیل شد و این اقدام واکنش منفی کشورهای غربی را در پی داشت. این کشورها بخش انرژی روسیه را با تحریم‌هایی هدف قرار دادند تا درآمدهای مسکو را کاهش دهند و تأمین مالی جنگ را دشوارتر کنند.

یکی از خریداران ثابت نفت روسیه در هند، پالایشگاه خصوصی نایارا است که با حمایت روسیه فعالیت می‌کند و برای پالایشگاه ۴۰۰ هزار بشکه‌ای خود به‌طور کامل به نفت روسیه وابسته است.

برخی منابع به رویترز گفته‌اند ممکن است به نایارا اجازه داده شود به خرید نفت روسیه ادامه دهد، چون پس از آنکه اتحادیه اروپا در ماه ژوئیه این پالایشگاه را تحریم کرد، سایر فروشندگان نفت عقب‌نشینی کردند.

با این حال، به گفته منبعی آگاه از فعالیت‌های این شرکت، نایارا نیز به دلیل توقف یک‌ماهه فعالیت پالایشگاه برای تعمیرات، قصد ندارد در ماه آوریل نفت خام روسیه وارد کند.

نایارا به ایمیلی که برای دریافت نظر ارسال شده بود پاسخ نداد.

در دستور دونالد ترامپ آمده است که مقام‌های آمریکایی وضعیت را زیر نظر خواهند داشت و در صورت ازسرگیری خرید نفت از روسیه توسط هند، بازگرداندن تعرفه‌ها را توصیه خواهند کرد.

منابع ماه گذشته گفتند هند در حال آماده‌سازی برای کاهش واردات نفت روسیه به کمتر از یک میلیون بشکه در روز تا ماه مارس است و انتظار می‌رود این حجم در نهایت به ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار بشکه در روز کاهش یابد؛ در حالی که میانگین واردات در سال گذشته ۱٫۷ میلیون بشکه در روز بود.

واردات نفت هند از روسیه در اواسط سال ۲۰۲۵ به بیش از ۲ میلیون بشکه در روز رسیده بود.

بر اساس داده‌های منابع تجاری و صنعتی، میزان نفت روسیه دریافتی هند به عنوان سومین مصرف‌کننده و واردکننده بزرگ نفت در جهان، در ماه دسامبر به پایین‌ترین سطح خود در دو سال گذشته کاهش یافت.

پالایشگاه‌های هندی همزمان با کاهش خرید نفت روسیه، واردات خود از کشورهای خاورمیانه، آفریقا و آمریکای جنوبی را افزایش داده‌اند.

ائتلاف سانائه تاکایچی، نخست‌وزیر ژاپن، در انتخابات به یک پیروزی تاریخی رسید

 

ائتلاف سانائه تاکایچی، نخست‌وزیر ژاپن، در انتخابات به یک پیروزی تاریخی رسید

ائتلاف سانائه تاکایچی، نخست‌وزیر ژاپن، روز یکشنبه ۱۹ بهمن طبق برآوردها توانست تا ۳۲۸ کرسی از مجموع ۴۶۵ کرسی مجلس نمایندگان را برای حزب لیبرال دموکرات به دست آورد و به یک پیروزی تاریخی دست یابد.

حزب لیبرال دموکرات به‌تنهایی کمتر از دو ساعت پس از بسته شدن حوزه‌های رأی‌گیری از مرز ۲۳۳ کرسی لازم برای اکثریت عبور کرد و در مسیر ثبت یکی از بهترین نتایج انتخاباتی تاریخ خود قرار گرفت.

تاکایچی که نخستین رهبر زن ژاپن است، با شریک ائتلافی‌اش، حزب نوآوری ژاپن (ایشین)، اکنون به اکثریت فوق‌العاده دوسومی کرسی‌ها دست یافته است؛ امری که دستور کار قانون‌گذاری او را آسان‌تر می‌کند، زیرا می‌تواند مجلس اعلا را که تحت کنترل او نیست، دور بزند.

او در گفت‌وگویی تلویزیونی هم‌زمان با اعلام نتایج گفت: «این انتخابات شامل تغییرات عمده سیاستی بود؛ به‌ویژه یک چرخش بزرگ در سیاست‌های اقتصادی و مالی، و همچنین تقویت سیاست‌های امنیتی. این سیاست‌ها با مخالفت‌های زیادی روبه‌رو بوده‌اند… اگر حمایت مردم را دریافت کرده‌ایم، پس واقعاً باید با تمام توان به این مسائل بپردازیم.»

تاکایچی ۶۴ ساله این انتخابات زودرس و نادر زمستانی را برگزار کرد تا از محبوبیت زیاد خود که از زمان رسیدنش به رهبری حزب حاکم در مهر ماه امسال به دست آورده بود، بهره ببرد.

رأی‌دهندگان جذب تصویر صریح، پرتلاش و عمل‌گرای او شده‌اند، اما گرایش‌های ملی‌گرایانه و تأکید او بر امنیت، روابط با همسایه قدرتمند ژاپن یعنی چین را تحت تأثیر قرار داده و وعده‌های کاهش مالیاتش نیز بازارهای مالی را نگران کرده است.

در برخی مناطق، بارش بی‌سابقه برف رفت‌وآمد را مختل کرد و حتی باعث شد برخی حوزه‌های رأی‌گیری زودتر تعطیل شوند، اما مردم با وجود سرما و برف برای رأی دادن به پای صندوق‌ها رفتند.

این سومین انتخابات پس از جنگ جهانی دوم بود که در ماه فوریه برگزار می‌شد؛ چرا که انتخابات معمولاً در ماه‌های معتدل‌تر برگزار می‌شوند.

وعده انتخاباتی تاکایچی برای تعلیق مالیات فروش ۸ درصدی بر مواد غذایی به‌منظور کمک به خانوارها در برابر افزایش قیمت‌ها، سرمایه‌گذاران را نگران کرده است؛ چون مشخص نیست کشوری که بالاترین بدهی را در میان اقتصادهای پیشرفته دارد، چگونه می‌خواهد هزینه این طرح را تأمین کند.

نخست‌وزیر ژاپن روز یکشنبه گفت بررسی کاهش مالیات فروش را تسریع خواهد کرد، اما هم‌زمان بر پایداری مالی تمرکز خواهد داشت.

حزب لیبرال دموکرات که تقریباً در تمام دوران پس از جنگ ژاپن را اداره کرده است، در ۱۵ ماه گذشته و در دوران شیگرو ایشیبا، نخست‌وزیر پیشین، اکثریت را در هر دو مجلس از دست داده بود.

تاکایچی توانسته با جلب نظر رأی‌دهندگان جوان، ورق را به نفع حزب برگرداند. او حتی موجی موسوم به «ساناکاتسو» به راه انداخته و کیف دستی او و خودکار صورتی‌رنگی که با آن در پارلمان یادداشت برمی‌دارد، به کالاهایی پرطرفدار تبدیل شده‌اند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، هفته گذشته «حمایت کامل» خود را از سانائه تاکایچی اعلام کرد و گفت ماه آینده او را در کاخ سفید میزبانی خواهد کرد.

چین نیز با دقت نتیجه انتخابات را بررسی خواهد کرد.

چند هفته پس از آغاز به کار، تاکایچی با تشریح علنی این‌که توکیو چگونه ممکن است به حمله احتمالی چین به تایوان واکنش نشان دهد، بزرگ‌ترین تنش با پکن در بیش از یک دهه گذشته را رقم زد.

چین در پاسخ، چند اقدام متقابل انجام داد؛ از جمله توصیه به شهروندانش برای سفر نکردن به ژاپن.

لای چینگ‌ته، رئیس‌جمهور تایوان، از نخستین رهبران خارجی بود که پیروزی تاکایچی را تبریک گفت و ابراز امیدواری کرد این پیروزی «آینده‌ای امن‌تر و شکوفاتر برای ژاپن و شرکایش در منطقه به همراه داشته باشد.»

اختیار گسترده‌ای که نخست‌وزیر به دست آورده، می‌تواند برنامه‌های او برای تقویت توان دفاعی ژاپن را شتاب ببخشد؛ اقدامی که احتمالاً خشم پکن را بیش از پیش برخواهد انگیخت، چرا که چین او را متهم می‌کند در پی احیای گذشته نظامی‌گرایانه ژاپن است.

شکوری‌راد و حسین کروبی در ادامهٔ برخورد با چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب بازداشت شدند

 

شکوری‌راد و حسین کروبی در ادامهٔ برخورد با چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب بازداشت شدند

حسین کروبی (راست) و علی شکوری راد (چپ)
حسین کروبی (راست) و علی شکوری راد (چپ)

در ادامه برخورد حکومت با چهره‌های شاخص سیاسی داخل کشور، از جمله اصلاح‌طلبان، علی شکوری‌راد، عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت، و حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی، هم روز دوشنبه ۲۰ بهمن بازداشت شدند.

این چهره‌ها عمدتا کسانی هستند که در پی کشتار دی‌ماه در انتقاد از برخورد حکومت با معترضان بیانیه‌های تندی منتشر کردند.

برخورد با این افراد که در دو روز گذشته بر تعدادشان افزوده شده درست پس از آن آغاز شد که غلامحسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه، روز ۱۹ بهمن بدون نام بردن از افراد گفت: «کسانی که یک روز با انقلاب بودند امروز چه بیانیه‌هایی صادر می‌کنند؛ اینها بیچاره و مفلوک هستند و خسارت می‌بینند.»

وی اضافه کرد: «کسانی که از داخل بیانیه علیه جمهوری اسلامی می‌دهند، هم‌صدای رژیم صهیونیستی و آمریکا هستند.»

محسنی اژه‌ای روز دوشنبه هم در ادامه همین موضع‌گیری گفت: «متأسفانه عده‌ای امروز همصدا با دشمن، مشغول پمپاژ یأس و ناامیدی در جامعه و در میان جوانان هستند. عده‌ای دیگر نیز نوکری و مزدوری سردمداران جنایتکار رژیم صهیونیستی و آمریکا را می‌کنند و ستون خیمه انقلاب یعنی ولایت را نشانه رفته‌اند و به مقدسات ما جسارت می‌کنند.»

در پی همین گونه اظهار نظرهای تند بود که رسانه‌های ایران روز یک‌شنبه خبر دادند که آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات ایران، و دست‌کم دو تن دیگر از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب و از اعضای این جبهه بازداشت شده‌اند.

علی شکوری راد که خبر بازداشتش روز دوشنبه منتشر شده هفته گذشته در جمعی یک سخنرانی کرده بود که بسیار در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بازتاب داشت.

او در جمع معاونان رئیس جمهور گفته بود که نهادهای حکومتی برای به‌دست آوردن «بهانه سرکوب» معترضان از روش «کشته‌سازی از نیروهای خودی» استفاده کرده و خود خشونت را به جامعه «تزریق کرده‌اند.»

همزمان با شکوری راد، روزنامه شرق هم خبر داد که فرج کمیجانی، عضو هیئت رئیسه جبهه اصلاحات ایران و دبیرکل مجمع فرهنگیان ایران اسلامی، نیز توسط سازمان اطلاعات سپاه احضار شده است.

حجت کرمانی، وکیل مدافع جواد امام، دبیرکل مجمع ایثارگران نیز از بازداشت موکلش در ساعات اولیه صبح دوشنبه ۲۰ بهمن خبر داده بود. حسین کروبی فرزند مهدی کروبی هم امروز بازداشت شد.

روز دوشنبه بلافاصله پس از انتشار خبر بازداشت‌های جدید، رسانه قوه قضاییه در خبری چنین اعلام کرد که علی شکوری راد، قربان بهزادیان‌نژاد و حسین کروبی برای پرونده‌هایی که در «دادگاه تجدید نظر تأیید شده» روانه زندان شده‌اند.

امتداد یکشنبه شب خبر داد که خانم منصوری توسط مأموران سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در منزل خود در قرچک ورامین دستگیر شد. او دبیرکل حزب اتحاد ملت، از تشکل‌های اصلی جریان اصلاح‌طلبی نیز هست.

دقایقی بعد، خبرگزاری فارس که به سپاه پاسداران نزدیک است، خبر داد علاوه بر آذر منصوری، دو عضو دیگر جبهه اصلاحات شامل ابراهیم اصغرزاده و محسن امین‌زاده نیز بازداشت شدند.

این خبرگزاری به نقل از یک مقام آگاه، اتهامات این افراد را «هدف‌گیری انسجام ملی، موضع‌گیری علیه قانون اساسی، هماهنگی با تبلیغات دشمن، ترویج تسلیم‌طلبی، انحراف گروه‌های سیاسی و ایجاد سازوکارهای مخفی براندازانه» اعلام کرد.

این در حالی است که حجت کرمانی، وکیل آذر منصوری، به خبرگزاری ایلنا گفت: «دلیل بازداشت خانم منصوری هنوز مشخص نیست و اعلام نشده است. همچنین هنوز نمی دانیم ایشان به کجا منتقل شده‌اند و تماسی هم بعد از بازداشت نداشته‌اند.»

ساعتی بعد مرکز رسانه قوه قضائیه بدون نام بردن از افراد بازداشت‌شده اعلام کرد که «عناصر فعال در جهت فعالیت به نفع رژیم صهیونیستی و آمریکا» بازداشت شدند و علیه چهار نفر نیز اعلام جرم شده است.

قوه قضائیه با اشاره به اعتراضات دی‌ماه گفته است که اعضای یک «حلقه» که شامل «عناصر تندرو» است و به یک جریان سیاسی وابستگی دارد، «اقدام به تحریک فضای داخلی کشور» کرده‌اند و با «اتهام زنی و انتشار مواضع خلاف واقع علیه کشور در جهت تخریب انسجام ملی فعالیت می‌کردند».

برخی رسانه‌های نزدیک به اصلاح‌طلبان می‌گویند ماموران سازمان اطلاعات سپاه با مراجعه به منازل محسن آرمین، نایب رئیس، و بدرالسادات مفیدی، دبیر جبهه اصلاحات، از آنان خواسته‌اند روز سه‌شنبه به دادسرای امنیت مراجعه کنند.

کانال تلگرام مصطفی تاجزاده اعلام کرد برای فیض‌الله عرب‌سرخی، یکی دیگر از فعالان اصلاح‌طلب، نیز ابلاغیه حضور در دادسرا صادر شده است.

حجت کرمانی، وکیل مدافع جواد امام، دبیرکل مجمع ایثارگران نیز از بازداشت موکلش در ساعات اولیه صبح دوشنبه ۲۰ بهمن خبر داد.

وب‌سایت سهام‌نیوز نزدیک به حسین کروبی هم به نقل از محمد جلیلیان وکیل حسین کروبی نوشته که او که به دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شده بود، روز دوشنبه بعد از مراجعه، بازداشت شد.

خبرگزاری فارس نزدیک به سپاه پاسداران نیز در گزارش خود دربارۀ حسین کروبی، او را «عامل تحریک‌کننده، تدوین‌کننده و منتشرکنندۀ بیانیۀ ساختارشکنانۀ» مهدی کروبی معرفی کرده است.

غلامحسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه، ساعاتی قبل گفت: «کسانی که از داخل بیانیه علیه جمهوری اسلامی می‌دهند، هم‌صدای رژیم صهیونیستی و آمریکا هستند.»

او افرادی را که بیانیه صادر کرده‌اند، «بیچاره و مفلوک» خواند و تهدید کرد که «خسارت می‌بینند».

جبهه اصلاحات چند روز بعد از سرکوب خونین اعتراضات، در بیانیه‌ای اعلام کرد که «بخش گسترده‌ای از شهروندان ایران، اعتماد خود را به تمامی نهادها و ظرفیت‌هایی که قرار بود پناه، نماینده و پیگیر مطالبات آنان باشند، از دست داده‌اند».

این تشکل که شامل ۲۷ حزب اصلاح‌طلب است و در انتخابات سال گذشته از مسعود پزشکیان در انتخابات ریاست‌جمهوری حمایت کرده بود، همچنین خواستار تشکیل یک کمیته حقیقت‌یاب مستقل و ارائه «گزارش شفاف و بی‌پرده» به مردم ایران شد و از نهادهای امنیتی انتقاد کرد.

جبهه اصلاحات همچنین خواستار آن شده بود که شورای عالی امنیت ملی توضیح دهد «چگونه با وجود این حجم از نهادهای امنیتی، اطلاعاتی و انتظامی، بنا بر روایت‌های رسمی خودشان چنین تعداد گسترده‌ای از «عناصر ناشناس مسلح» توانسته‌اند در سراسر کشور فعال باشند و هزاران شهروند ایرانی را به طور سازمان‌یافته و بی‌رحمانه به قتل برسانند؟»

قوه قضائیه جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل نیز برای برخی اعضای جبهه اصلاحات پرونده اتهامی دیگری به دلیل انتشار یک بیانیه باز کرده بود. وکیل آذر منصوری گفته است آن پرونده روند خود را طی می کند.

روز یکشنبه همچنین چند نماینده مجلس، روز یک‌شنبه در نشست علنی به شدت از اظهارات و بیانیه‌های میرحسن موسوی، مهدی کروبی، محمد خاتمی و حسن روحانی انتقاد کردند.

میرحسین موسوی، از رهبران «جنبش سبز»، روز نهم بهمن سرکوب خشن و خونین اعتراضات دی‌ماه امسال را «خیانت و جنایتی بزرگ در حق مردم» خواند و خواستار برگزاری همه‌پرسی قانون اساسی و تغییر حکومت در ایران بدون مداخلهٔ خارجی شد.

مهدی کروبی، دیگر رهبر اعتراضات بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸، روز دهم بهمن در بیانیه‌ای، «وضعیت اسفبار» امروز ایران را «نتیجهٔ مستقیم دخالت‌ها و سیاست‌های ویرانگر داخلی و بین‌المللی» علی خامنه‌ای دانست.

حسن روحانی، رئیس‌جمهور پیشین، نیز روز ۸ بهمن با اشاره به اعتراضات گفت که «مردم یک سری درخواست‌هایی دارند و نیاز هست که با یک اصلاح بزرگ به مردم پاسخ بدهیم، نه با اصلاح کوچک.»

گارد ساحلی هند سه نفتکش «مرتبط با شبکهٔ قاچاق نفت ایران» را در دریای عرب توقیف کرد

 

گارد ساحلی هند سه نفتکش «مرتبط با شبکهٔ قاچاق نفت ایران» را در دریای عرب توقیف کرد

یکی از نفتکش‌های ایران. عکس از آرشیو
یکی از نفتکش‌های ایران. عکس از آرشیو

گارد ساحلی هند اعلام کرد که سه نفتکش مرتبط با «یک شبکهٔ بین‌المللی قاچاق نفت» را در جریان عملیاتی در دریای عرب توقیف کرده است؛ اقدامی که در بحبوحهٔ تشدید فشارهای آمریکا بر صادرات نفت ایران و افزایش تنش‌های منطقه‌ای صورت می‌گیرد.

شرکت ردیابی کشتیرانی «تانکر ترکرز» خبر می‌دهد که هر سه شناور توقیف‌شده مشمول تحریم‌های آمریکا هستند. این شرکت آن‌ها را «ال جفزیا» با نام پیشین «چیلترن»، «اسفالت استار» و «استلار روبی» معرفی کرده که با پرچم‌ها و هویت‌های جعلی یا متغیر، از جمله پرچم نیکاراگوئه، مالی و ایران، فعالیت می‌کرده‌اند.

شرکت اطلاعات کالا، کپلر، نیز خبر می‌دهد که این سه شناور در سال ۲۰۲۵ از سوی دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا، اوفک، به دلیل مشارکت در حمل نفت تحریم‌شدهٔ ایران در فهرست سیاه قرار گرفته بودند.

برخی رسانه‌های داخلی ایران نظیر «رکنا» و «تابناک» نیز این سه نفتکش را «ایرانی» یا مرتبط با ایران گزارش کرده‌اند.

به گفتهٔ گارد ساحلی هند، این سه شناور حدود ۱۰۰ مایل دریایی در غرب بمبئی و در آب‌های بین‌المللی، پس از ردیابی الگوهای حرکتی و تحلیل داده‌های الکترونیکی، متوقف شدند.

مقام‌های هندی می‌گویند بازرسی‌های میدانی، بررسی داده‌های ناوبری و بازجویی از خدمه نشان می‌دهد که این کشتی‌ها بخشی از «شبکهٔ بین‌المللی قاچاق نفت» هستند که از انتقال نفت در وسط دریا برای دور زدن تحریم‌ها و پنهان‌سازی منشأ محموله‌ها استفاده می‌کردند.

گارد ساحلی هند در پیامی که ۱۸ بهمن در این باره منتشر کرده نوشت: «این شبکه با سوءاستفاده از انتقال نفت در وسط دریا و در آب‌های بین‌المللی، نفت ارزان را از مناطق درگیر بحران به نفتکش‌های موتوری منتقل می‌کرد و با این روش از پرداخت عوارض و حقوق متعلقه به کشورهای ساحلی می‌گریخت.»

 

On 06 Feb 26, @IndiaCoastGuard busted an International oil-smuggling racket in a meticulously coordinated sea–air operation. The syndicate exploited mid-sea transfers in international waters to move cheap oil from conflict ridden regions to motor tankers, evading duties owed to نمایش 
 

این سه نفتکش اکنون برای پیگیری‌های حقوقی به بندری در سواحل غربی هند منتقل شده‌اند.

به نوشته رسانه‌های هندی،‌ گزارش‌ها حاکی است که این کشتی‌ها با استفادهٔ گسترده از جعل داده‌های سامانه شناسایی خودکار، مسیرهایی را طی می‌کردند که مناطق شناخته‌شدهٔ انتقال نفت ایران در نزدیکی بصره و خورفکان را به بنادر غربی هند متصل می‌کرد.

توقیف این نفتکش‌ها هم‌زمان با اعلام بستهٔ تازه‌ای از تحریم‌های آمریکا علیه صادرات نفت ایران صورت می‌گیرد.

واشینگتن روز ۱۸ بهمن از اعمال تحریم‌های جدید علیه ۱۴ کشتی با پرچم کشورهایی از جمله ترکیه، هند و امارات متحده عربی خبر داد. پیش‌تر نیز دونالد ترامپ اعلام کرده بود هر کشوری که با جمهوری اسلامی ایران دادوستد کند، مشمول تعرفهٔ ۲۵ درصدی در تجارت با آمریکا خواهد شد.

تحولات اخیر همچنین بر روابط اقتصادی دهلی‌نو و تهران سایه انداخته است. هند و آمریکا به‌تازگی یک توافق تجاری امضا کرده‌اند که واشینگتن تعرفهٔ ۲۵ درصدی پیشین علیه هند را لغو کرد، مشروط به این‌که دهلی‌نو خرید نفت روسیه را افزایش ندهد.

در این میان، وزیر بازرگانی هند گفته است واردات نفت و گاز از آمریکا در راستای منافع راهبردی این کشور و تنوع‌بخشی به منابع انرژی انجام می‌شود. با این حال، مقام‌های کاخ سفید از اقدام اجرایی برای «پایش» واردات نفت هند خبر داده‌اند؛ اقدامی که برخی تحلیلگران آن را نوعی فشار اقتصادی توصیف کرده‌اند.

در ارتباط با پروژه‌های مشترک تهران و دهلی‌نو، سفیر ایران در هند اعلام کرده که هنوز تصمیم روشنی دربارهٔ آینده بندر چابهار به طرف هندی ابلاغ نشده است. همچنین در بودجه سال ۲۰۲۶ هند، که اوایل فوریه منتشر شد، هیچ اعتباری برای این پروژه در نظر گرفته نشده است.

 

کوبا در پی تشدید کمبود سوخت، ارائۀ بنزین به هواپیماهای خارجی را متوقف می‌‌کند

 

کوبا در پی تشدید کمبود سوخت، ارائۀ بنزین به هواپیماهای خارجی را متوقف می‌‌کند

فرودگاه بین‌المللی خوزه مارتی هاوانا
فرودگاه بین‌المللی خوزه مارتی هاوانا

دولت کوبا به همۀ شرکت‌های هواپیمایی خارجی اطلاع داده که به مدت یک‌ ماه از ارائۀ سوخت به آنها معذور است.

روز یکشنبه ۱۹ بهمن‌ماه یکی از مسئولان یک شرکت هوایی اروپایی این موضوع را تائید کرده و به نقل از مسئولان کوبایی، دلیل آن را بحران انرژی ناشی از «حمله ایالات متحده به ونزوئلا» ذکر کرد.

بر این اساس، کوبا به شرکت‌های هوایی هشدار داده که از نیمه‌شب دوشنبه، ۲۰ بهمن‌ماه، امکان سوخت‌گیری در این جزیره را نخواهند داشت.

از زمان بازداشت نیکلاس مادورو رئیس‌جمهور مخلوع ونزوئلا به‌دست نیروهای آمریکا حدود یک ماه پیش، واشینگتن جلو انتقال نفت این کشور به کوبا را گرفته است.

با شرایط جدید، هواپیماهایی که از کوبا راهی مقاصد دوردست می‌شوند، ناچار خواهند بود برای سوخت‌گیری در جایی دیگر فرود بیایند.

هواپیمایی ایرفرانس تأیید کرده که هواپیماهایش در نقطه‌ای در منطقۀ کارائیب سوخت‌گیری خواهند کرد.

اما این تنها تصمیم اضطراری جدیدی نیست که از سوی هاوانا با هدف مقابله با بحران انرژی اعلام شده است.

بر اساس تدابیر ویژه‌ای که از جمعه ۱۷ بهمن‌ماه اعلام شد، شرکت‌ها و کارخانه‌های دولتی، در هر هفته به‌جای پنج روز، چهار روز کار خواهند کرد و برای فروش سوخت هم محدودیت‌های تازه‌ای وضع شده است.

همچنین تعداد سرویس‌های اتوبوس و قطار بین استان‌های کوبا کاهش یافته و برخی اماکن توریستی هم تعطیل خواهند بود.

همزمان ساعات کار مدارس هم کمتر شده و از سختگیری برای حضور دانشجویان در کلاس‌های درس حضوری هم کاسته شده است.

واشینگتن در طول هفته‌های اخیر، فشار بر دولت کمونیستی کوبا را دوچندان کرده و از جمله، جلو ورود محموله‌های نفتی از ونزوئلا را گرفته است.

همزمان دونالد ترامپ رئیس‌جمهور ایالات متحده با امضای یک فرمان اجرایی، کشورهایی را که به کوبا نفت بفروشند با تعرفه‌های جدیدی روبه‌رو کرده است.

بر همین اساس، مکزیک که از سه‌ سال پیش به کوبا نفت می‌فروخته هم، با تغییر سیاست خود ارائه سوخت به هاوانا را متوقف کرده است.

کمبود نفت و سوخت، نیروگاه‌های برق کوبا را با مشکلات جدی روبه‌رو کرده و این جزیره با خطر قطع کامل برق مواجه است.

واشینگتن از سال‌ها پیش به‌دنبال سرنگونی یا دست‌کم تضعیف حکومت کمونیستی کوبا بوده است.

میگِل دیاز- کانِل رئیس‌‌جمهور کوبا می‌گوید هاوانا حاضر است با واشینگتن مذاکره کند؛ مشروط به این‌که تحت فشار مضاعف قرار نداشته باشد.

معاون رئیس‌جمهور آمریکا در ارمنستان؛ دو کشور قرارداد‌های هسته‌ای و پهپادی امضا کردند

 

معاون رئیس‌جمهور آمریکا در ارمنستان؛ دو کشور قرارداد‌های هسته‌ای و پهپادی امضا کردند

امضای پیمان‌ همکاری‌های هسته‌ای و پهپادی ایالات متحده آمریکا و ارمنستان در دیدار ونس و پاشینیان
امضای پیمان‌ همکاری‌های هسته‌ای و پهپادی ایالات متحده آمریکا و ارمنستان در دیدار ونس و پاشینیان

در جریان سفر معاون دونالد ترامپ به غرب آسیا، ایالات متحده آمریکا و جمهوری ارمنستان یک پیمان همکاری در زمینه فعالیت‌های غیرنظامی هسته‌ای امضا کردند.

روز دوشنبه، ۲۰ بهمن‌ماه، جِی. دی. وَنس معاون دونالد ترامپ و نیکول پاشینیان نخست‌وزیر ارمنستان با برگزاری یک نشست خبری، از امضای این توافق جدید خبر دادند.

جِی دی ونس در همین روز برای دیداری دو روزه وارد ارمنستان شده بود و پیمان همکاری‌های هسته‌ای را در نخستین روز این دیدار امضا کرد.

به گزارش خبرگزاری‌ها، بر اساس این پیمان، ایالات متحده ۹ میلیارد دلار در صنعت هسته‌ای ارمنستان سرمایه‌گذاری خواهد کرد.

نیکول پاشینیان با «تاریخی‌»‌ خواندن سفر ونس به ایروان،‌ قرارداد همکاری‌های هسته‌ای را «راهگشای فصلی جدید در تعمیق شراکت دو کشور در زمینه انرژی» توصیف کرد.

معاون دونالد ترامپ در نشست خبری مشترکش با نخست‌وزیر ارمنستان تأکید کرد که «آمریکا نه‌تنها به‌دنبال بازگرداندن صلح به ارمنستان است، بلکه قصد دارد رفاه و شکوفایی را، هم برای ارمنستان و هم آمریکا به ارمغان بیاورد».

آقای ونس از فروش فناوری پهپادی به ارمنستان به ارزش ۱۱ میلیون دلار هم خبر داد.

شش ماه پس از دیدار سران ارمنستان و جمهوری آذربایجان با دونالد ترامپ در کاخ سفید و امضای یک توافق صلح برای پایان‌ دادن به یک جنگ تقریباً چهل‌ساله، معاون رئیس‌جمهور آمریکا برای پیگیری این توافق راهی منطقۀ جنوب قفقاز شده است.

آقای ونس، به‌عنوان نخستین معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده که از ارمنستان دیدار کرده، به‌دنبال پیشبرد راه‌اندازی مسیر ترانزیتی ۴۳ کیلومتری دالان زنگزور است؛ جاده‌ای که به «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی» مشهور شده و قرار است با عبور از جنوب ارمنستان، دسترسی مستقیم و بی‌واسطۀ جمهوری آذربایجان به منطقۀ نخجوان و ترکیه را میسر سازد؛ موضوعی که مقامات تهران را هم به‌شدت نگران کرده است.

در طول ماه‌های اخیر این دو همسایه که دو بار بر سر منطقه قره‌باغ کوهستانی جنگیده‌اند، تا حدی در مسیر عادی‌سازی روابط پیشرفت داشته‌اند؛ هرچند هنوز موانع عمده‌ای بر سر راه صلح پایدار باقی مانده است. از جمله، اصرار جمهوری آذربایجان برای تغییر قانون اساسی ارمنستان و حذف آنچه از نگاه باکو، «دست‌اندازی به بخش‌های سرزمینی آذربایجان» به حساب می‌آید.

ارمنستان تا همین اواخر از متحدان نزدیک مسکو به‌شمار می‌رفت؛ اما روسیه از زمان درگیر‌شدن در تهاجم تمام‌عیار علیه اوکراین، بخش قابل‌ توجهی از نفوذ منطقه‌ای خود را از دست داده است.

معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده قرار است در ادامۀ سفر منطقه‌ای خود، روز چهارشنبه از ایروان راهی باکو پایتخت جمهوری آذربایجان شود.

مذاکرات ایران و آمریکا

جی‌ دی ونس روز دوشنبه در نشست خبری مشترک با نیکول پاشینیان به دو سوال در ارتباط با ایران هم پاسخ داد.

معاون رئیس جمهور ایالات متحده ضمن تأکید بر اینکه موضوع اعتراضات و سرکوب خشونت‌بار آنها در ایران هم، بخشی از موضوعات مورد بحث میان نمایندگان واشینگتن و تهران است، خاطر‌نشان کرد که در نهایت تصمیم با شخص دونالد ترامپ خواهد بود.

جی‌ دی ونس گفت: «همه از بخش‌های عمومی و رسانه‌ای مذاکرات باخبر می‌شوند؛ اما این تنها رئیس جمهور آمریکا است که می‌داند از این گفت‌وگوها چه نتیجه‌ای را مد نظر دارد».

زنده جبهه اصلاحات بازداشت اعضایش را محکوم کرد؛ دستورالعمل

 

زنده جبهه اصلاحات بازداشت اعضایش را محکوم کرد؛ دستورالعمل

یک هواپیمای عمودپرواز در حال نشستن بر ناو آمریکایی آبراهام لینکلن در دریای عرب
یک هواپیمای عمودپرواز در حال نشستن بر ناو آمریکایی آبراهام لینکلن در دریای عرب

زنده جبهه اصلاحات بازداشت اعضایش را محکوم کرد؛ دستورالعمل 

 

جبههٔ اصلاحات بازداشت اعضایش را محکوم کرد و خواستار آزادی فوری زندانیان سیاسی شد

جبههٔ اصلاحات ایران با صدور بیانیه‌ای بازداشت و احضار اعضای خود، از جمله آذر منصوری، جواد امام، ابراهیم اصغرزاده و محسن امین‌زاده را به‌شدت محکوم کرد و از رئیس‌جمهور، رئیس قوهٔ قضائیه و وزیر کشور خواست با اقدام فوری، آزادی بی‌قید و شرط بازداشت‌شدگان و دیگر زندانیان سیاسی را فراهم کنند.

این تشکل این بازداشت‌ها و احضارها را «بهت‌آور» توصیف کرد و هشدار داد تداوم این روند به تشدید انسداد سیاسی و افزایش تنش در کشور می‌انجامد و به تقویت «جریان‌های خشونت‌طلب و جنگ‌طلب» منجر خواهد شد.

افراد بازداشت‌شده از جناح اصلاح‌طلب در ماه‌های گذشته با مواضع علنی درباره سیاست خارجی، وضعیت داخلی و حقوق شهروندی شناخته می‌شدند و برخی از آنان پیش‌تر نیز تجربه احضار یا محکومیت داشته‌اند.

خبرگزاری میزان، وابسته به قوهٔ قضائیه، اتهام این افراد را «تحریک فضای داخلی کشور» و «انتشار مواضع خلاف واقع علیه کشور در جهت تخریب انسجام ملی» اعلام کرده است.

در ادامه برخورد حکومت با چهره‌های سیاسی داخل کشور، از جمله اصلاح‌طلبان، علی شکوری‌راد، عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت، و حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی، هم روز دوشنبه ۲۰ بهمن بازداشت شدند.

علی شکوری راد هفته گذشته در جمع معاونان رئیس جمهور گفته بود که نهادهای حکومتی برای به‌دست آوردن «بهانه سرکوب» معترضان از روش «کشته‌سازی از نیروهای خودی» استفاده کرده و خود خشونت را به جامعه «تزریق کرده‌اند.»

برخورد با این افراد که در دو روز گذشته بر تعدادشان افزوده شده درست پس از آن آغاز شد که غلامحسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه، روز ۱۹ بهمن بدون نام بردن از افراد گفت: «کسانی که یک روز با انقلاب بودند امروز چه بیانیه‌هایی صادر می‌کنند؛ اینها بیچاره و مفلوک هستند و خسارت می‌بینند».

زنده دستورالعمل جدید آمریکا برای کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز

 

زنده دستورالعمل جدید آمریکا برای کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز

زنده دستورالعمل جدید آ

سخنگوی وزارت خارجه ایران می‌گوید در مذاکرات اخیر با آمریکا وارد جزئیات نشدیم

سخنگوی وزارت خارجه ایران روز سه‌شنبه گفت که در مذاکرهٔ اخیر با آمریکا در عمان، «دو طرف وارد جزئیات نشدند» و به گفتهٔ او، «تمرکز بر کلیات» بود.

اسماعیل بقایی دربارهٔ روند ادامه این مذاکرات گفت باید منتظر ماند و دید که در گام‌های بعدی، این روند دیپلماتیک به چه شکلی ادامه خواهد یافت.

او در عین حال در آستانهٔ سفر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، به آمریکا و دیدار با دونالد ترامپ، دربارهٔ آنچه که «تاثیر مخرب بر دیپلماسی» خواند، هشدار دارد.

بقایی همچنین در پاسخ به سئوالی دربارهٔ حضور فرماندهٔ «سنتکام» در مذاکرات گفت: «فراموش نکنید که وزیر خارجه ما هم به نوعی یک ژنرال نظامی و جنگ‌دیده است».

به نظر می‌رسد اشاره سخنگوی وزارت خارجه ایران به سوابق عضویت عباس عراقچی در سپاه پاسداران باشد.

مریکا برای کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز

یکشنبه، بهمن ۱۹، ۱۴۰۴

افشای پروژه حکومت برای «کشته‌سازی» و سرکوب در دی‌ماه توسط فعال سیاسی اصلاح‌طلب

 

افشای پروژه حکومت برای «کشته‌سازی» و سرکوب در دی‌ماه توسط فعال سیاسی اصلاح‌طلب

علی شکوری‌راد، فعال سیاسی اصلاح‌طلب و نماینده پیشین مجلس
علی شکوری‌راد، فعال سیاسی اصلاح‌طلب و نماینده پیشین مجلس

علی شکوری‌ راد، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، در سخنانی تازه گفت که دور تازه اعتراضات در ایران ناشی از انباشت نارضایتی‌های قبلی مانند اعتراضات معلمان و بازنشستگان بود، اما زمان شروع آن با «تدبیر خود نهادهای اطلاعاتی» و همزمان با تعطیلات دانشگاه‌ها «برنامه‌ریزی شده بود تا» قابل مهار باشد.

این فعال سیاسی و نماینده پیشین مجلس در سخنان خود در نشست «معاونین ستاد پزشکیان» گفت که نهادهای حکومتی برای به‌دست آوردن «بهانه سرکوب» معترضان از روش «کشته‌سازی از نیروهای خودی» استفاده کرده و خود خشونت را به جامعه «تزریق کرده‌اند.»

بر اساس تحلیل آقای شکوری راد، این اعتراضاتِ تازه را خود نهادهای حکومتی آغاز کردند ولی «از دستشان دررفت.»

او توضیح داد که فراخوان شاهزاده رضا پهلوی و پاسخ غیرمنتظره و گسترده مردم به آن، محاسبات را به‌هم زد و مهار اوضاع از دست مقامات حکومت خارج شد.

اعتراضات دی ۱۴۰۴ از روز هفتم دی درپی سقوط بیش از پیش ارزش ریال از بازار بزرگ تهران و مراکز تجاری اطراف آن آغاز شد و سپس در سراسر کشور تبدیل به بزرگ‌ترین و گسترده‌ترین اعتراضات ضد حکومتی پس از انقلاب ۱۳۵۷ شد.

با ادامه این اعتراضات، همزمان با فراخوان رضا پهلوی برای شکل‌گیری تجمعات اعتراضی، شمار زیادی از مردم معترض طی روزهای ۱۸ و ۱۹ دی در تعداد زیادی از شهرهای ایران با سر دادن شعارهای ضد حکومتی به خیابان آمدند اما توسط نیروهای حکومتی به رگبار بسته شدند.

علی شکوری‌ راد در نشست یادشده که روز ۱۴ بهمن برگزار شده، اما فایل صوتی آن تازه روز جمعه در کانال تلگرامی «جمهوریت» قرار داده شده، تأکید کرد که هیچ‌کس و هیچ نهاد و گروهی «فکر نمی‌کردند که این مقدار به فراخوان رضا پهلوی پاسخ داده بشود.»

دبیرکل سابق «حزب اتحاد ملت» اضافه کرد که «ظاهراً» برآورد نهادهای اطلاعاتی یا امنیتی یا افراد دخیل دیگر این است که در کل کشور «۱.۵ میلیون نفر» در تظاهرات شرکت کردند و «این همه را غافلگیر کرد.»

آقای شکوری‌ راد در ادامه گفت که «آمار تقریباً رسمی می‌گوید که تجمعات اعتراضی در ۴۰۰ شهر کشور و در ۹۰۰ نقطه» رخ داد.

مقام‌های جمهوری اسلامی در پی کشتار روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه بلافاصله مسئولیت نیروهای امنیتی و نظامی در کشتار معترضان را انکار کرده‌ و معترضان را «تروریست مسلح» خواندند.

از سوی دیگر، بر اساس گزارش نهادهای حقوق بشری و برخی رسانه‌ها، بیش از ۶ هزار نفر و حتی تا بیش از ۳۰ هزار نفر از مردم معترض طی روزهای ۱۸ و ۱۹ دی توسط نیروهای حکومتی کشته شده‌اند؛ آمارهایی که راستی‌آزمایی آن‌ها مستقلا برای رادیوفردا میسر نیست.

شبکۀ وکلای «یک کلمه» روز ۱۶ بهمن اعلام کرد «شکایتی» دربارهٔ سرکوب خونین اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در ایران به دیوان کیفری بین‌المللی در لاهه ارائه کرده است؛ شکایتی که با استناد به شواهد و تحلیل‌های حقوقی، این سرکوب را مصداق حمله‌ای گسترده و سازمان‌یافته علیه غیرنظامیان و در حد جنایت علیه بشریت توصیف می‌کند.

باور نداشتن به روایت‌های رسمی

علی شکوری‌ راد، در این نشست، ادعاهای حکومتی مربوط به دخالت مستقیم موساد یا تیم‌های عملیاتی خارجی در اعتراضات را زیر سؤال می‌برد و تأکید می‌کند که «من و بسیاری از مردم ما این را باور نمی‌کنیم.»

او می‌گوید که دولتمردان جمهوری اسلامی، ازجمله مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، با روایت‌های خود از وضعیت این اعتراضات «ملت را تحمیق کردند و این به شعور مردم برمی‌خورَد.»

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب اضافه کرد که «حاکمیت می‌گوید من مسلطم و منم که اینجا هستم و امنیت شما را تأمین می‌کنم… تا داعش نیاید اما بعد خودشان می‌گویند رویدادهای داعش‌گونه در ایران بوده.»

آقای شکوری‌راد بر این اساس می‌گوید که پس «نهادهای امنیتی باید بازخواست بشوند.»

او اضافه می‌کند که نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی «دروغ می‌گویند، خشونت ورزیده‌اند، به این استناد که نهادهای امنیتی در ایران، در هر اعتراضی خشونت تزریق کرده‌اند تا آن خشونت را بهانه کنند برای سرکوب.»

وی می‌افزاید که «از ابتدا این‌گونه بوده و حالا هم هست و روزبه‌روز هم بدتر شده است.»

راهبرد «کشته‌سازی از نیروهای خودی»

آقای شکوری راد در قسمتی دیگر از اظهارات خود با استناد به برخی «مقالات علمی» رشته دکترای انتظامی، ازجمله در نشریه دانشگاه امام حسین، به راهبرد «کشته‌سازی از نیروهای خودی» برای توجیه سرکوب اشاره می‌کند.

او می‌گوید که در این متن‌ها از «کشته‌سازی از نیروهای خودی صراحتاً به عنوان یکی از روش‌های سرکوب یاد شده» و توضیح می‌دهد که «سوزاندن مسجد و امامزاده و قرآن توسط نیروهای حکومتی برای توجیه سرکوب بعدی، پروژه این‌ها است.»

بر اساس گفته‌های این فعال سیاسی نزدیک به حکومت، «پروژهٔ کشته‌سازی» یک روایت ساختگی است که به طور سیستماتیک از سوی جمهوری اسلامی با هدف سلب مسئولیت از حکومت در کشتار معترضان و سرپوش گذاشتن بر سرکوب‌ و کشتار مطرح شده و توسط مقام‌ها و رسانه‌های وابسته برای توجیه سرکوب خشن به کار می‌رود.

این اصطلاح در پی سرکوب و کشتار معترضان در دی‌ماه جاری هم از سوی رسانه‌های حکومتی به تواتر استفاده و به خود معترضان نسبت داده شد.

علی شکوری راد، از چهره‌های سیاسی مطرح اصلاح‌طلبان، سپس با نقد عملکرد مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور گفت که پزشکیان با پذیرش بی‌چون‌وچرای گزارش‌های امنیتی و تکرار آن‌ها در تلویزیون، وجههٔ خود را به عنوان یک «نیروی میانه» تخریب کرد.

او توضیح داد که پزشکیان توسط رهبری «برکشیده شد» و رئیس‌ جمهور شدن او «پروژه رهبری» بود و در مورد تغییر احتمالی رئیس‌جمهور هم گفت که «رهبری در این سن و سال نمی‌تواند نظراتش را عوض کند.»

آقای شکوری راد در آخرِ تحلیل خود به ایجاد یک نفرت عمیق و دوقطبی خطرناک در جامعه ایران اشاره می‌کند؛ جایی که از یک سو بخشی از نیروهای بسیجی بر طبل خشونت می‌کوبند و از سوی دیگر، بخشی از معترضان به دنبال انتقام از هر نیروی وابسته به حاکمیت هستند.

او از این سطح از کینهٔ متقابل به عنوان سیاه‌ترین دوران تاریخ معاصر ایران یاد می‌کند.

وقتی جمهوری اسلامی سعی می‌کند «شیر و خورشید» را هم صاحب شود

 

وقتی جمهوری اسلامی سعی می‌کند «شیر و خورشید» را هم صاحب شود

علی‌اکبر صالحی که از اسفند ۱۴۰۳ به سِمت رئیس بنیاد ایران‌شناسی منصوب شده، روز یکشنبه ۱۹ بهمن «مالکیت» نشان شیر و خورشید را از آنِ جمهوری اسلامی دانست و به استفادۀ «دیگران» از نماد شیر و خورشید اعتراض کرد.

این اعتراض او در «نخستین کنگره ملی سیاست خارجی و تاریخ روابط خارجی» پس از آن بیان شد که شمار انبوهی از معترضان به حکومت جمهوری اسلامی که صالحی «دیگران» می‌خواند در تجمعات خود در داخل و خارج از کشور، پرچم ایران با نشان شیر و خورشید را به دست گرفتند.

علی‌اکبر صالحی در اظهارات خود در بخشی که ظاهراً به سابقه سازمان «شیر و خورشید سرخ» اشاره دارد گفت: «پرسیدیم آیا این شیر و خورشید بالاخره مال ما است یا نه؟ گفتند بله هنوز جمهوری اسلامی مالکیت این آرم را دارد.»

«جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران» در روز ۱۱ شهریورماه ۱۳۰۸ برابر با ۲ سپتامبر ۱۹۲۹ با نشان شیر و خورشید سرخ در جامعه صلیب سرخ جهانی به عنوان تشکلی از طرف ایران پذیرفته شد،‌ زمانی که هنوز حکومتی به نام جمهوری اسلامی بر سرِ کار نیامده بود.

در کنفرانس دیپلماتیک ژنو در سال ۱۹۲۹، یکی از محورهای اصلی بحث، مصونیت امدادرسانان در زمان جنگ و نشانه‌های رسمی آنان بود. مصر و ترکیه خواستار به‌رسمیت‌ شناخته شدن آرم «هلال احمر» شدند و ایران نیز درخواست کرد به‌جای صلیب سرخ و هلال احمر، از نشان ملی خود یعنی «شیر و خورشید سرخ» استفاده کند. با وجود مخالفت‌ها، در نهایت حق استفادهٔ انحصاری از آرم شیر و خورشید سرخ به ایران داده شد و استفاده از هلال احمر ابتدا فقط به مصر و ترکیه محدود شد.

پس از انقلاب ۱۳۵۷، جمهوری اسلامی ایران در ۱۳ شهریور ۵۹ اعلام کرد که دیگر از آرم شیر و خورشید سرخ استفاده نخواهد کرد و مانند دیگر کشورهای اسلامی به هلال احمر روی می‌آورد.

با این حال فدراسیون جهانی صلیب سرخ و هلال احمر تأکید کرد که حق استفاده از آرم شیر و خورشید سرخ همچنان به‌طور انحصاری متعلق به ایران است و این نشان از نظر حقوقی کاملاً هم‌ارز با صلیب سرخ و هلال احمر محسوب می‌شود و ایران هر زمان بخواهد می‌تواند دوباره از آن استفاده کند.

علی‌اکبر صالحی اما در اظهارات روز یک‌شنبۀ خود مدعی شد که «دیگران آمدند در صحنه بین‌المللی این شیر و خورشید را بردارند، ایران گفته نخیر این هنوز هست.»

او در ادامه ادعا کرد: «ما گفتیم بروید سوابقش را دربیاورید، بعد هم دیدیم فلسفه شیر و خورشید از حضرت علی و خدا و دین و فلان است. ما این شیر و خورشید را دادیم، حالا دارند دیگران از آن استفاده می‌کنند در صورتی که مال ما است.»

علی‌اکبر صالحی در حالی چندین بار از «استفادۀ دیگران» از نشان شیر و خورشید و «مالکیت» جمهوری اسلامی بر این نماد سخن گفته که افرادی که در هفته‌های اخیر در شهرهای متعدد ایران و جهان از این نشان استفاده کرده‌اند به‌طور عمده خود شهروند ایران هستند.


اظهارات آقای صالحی در مورد پیشینه و «مالکیت» این نماد نیز درحالی بیان می‌شود که بنا بر پژوهش‌های متعدد، ریشۀ نشان شیر و خورشید به پیش از اسلام و اختربینی کهن در ایران باستان و غرب آسیا بازمی‌گردد.

نشان شیر و خورشید از نمادهای ملی ایران بود که تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ به‌ طور رسمی استفاده می‌شد. ریشهٔ این نشان به ستاره‌بینی بازمی‌گردد و نمایانگر جایگاه خورشید در صورت فلکی شیر است و به‌تدریج از سدهٔ ششم هجری از اخترشناسی به هنر و فرهنگ راه یافت. این نماد از سدهٔ نهم هجری به‌طور ناپیوسته بر پرچم‌های ایران نقش بست و آن را یکی از موفق‌ترین نمادها در بازنمایی هویت ایرانی دانسته‌اند.

علی‌اکبر صالحی که تحصیلات او در زمینه مهندسی هسته‌ای بوده و در دوره‌ای رئیس سازمان انرژی اتمی ایران بود سال گذشته به ریاست بنیاد ایران‌شناسی منصوب شد.

در هفدهم اسفند ۱۴۰۳، کانون ایران‌شناسی دانشگاه تهران در نامه‌ای سرگشاده از علی‌اکبر صالحی خواسته بود از ریاست بنیاد ایران‌شناسی کناره‌گیری کند و این انتصاب را «نابجا» دانسته است. نویسندگان نامه تأکید کرده‌اند که صالحی تخصصی در حوزه‌های ایران‌شناسی ندارد و بنیاد ایران‌شناسی باید محل فعالیت پژوهشگران فرهنگ و تاریخ ایران باشد، نه جایگاه مدیران سیاسی.

این کانون با یادآوری «موج شگفتی‌ و اعتراضات پیدا و پنهان» نسبت به انتصاب صالحی به عنوان ریاست بنیاد ایران‌شناسی، از او خواسته بود «پیش از آن که چشم در چشم اهالی فرهنگ ایران» شود و «حس شرم» بر او «غالب» شود، به این «انتصاب ناصواب» نه بگوید و از این جایگاه استعفا کند.

پیش از این در اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۹، غلام‌حیدر ابراهیم بای‌سلامی، نمایندهٔ دورهٔ پنجم و ششم مجلس شورای اسلامی، گفته بود: «امکان بازگرداندن نشان شیر و خورشید سرخ برای ایران از طریق وزارت امور خارجه میسر است. وی اضافه کرد که «علامت هلال احمر یک نشان عثمانی است و جایگزینی آن با شیر و خورشید سرخ یک غفلت تاریخی بوده است.»

کمی پیشتر از او نیز در ۱۴ اردیبهشت ۹۳ علی یونسی، دستیار ارشد حسن روحانی در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی، در یک نشست خبری در شیراز این‌گونه اظهار نظر کرد که شیر و خورشید در پرچم سابق ایران «نماد حضرت علی و حضرت محمد» است و پیشنهاد کرد که نماد شیر و خورشید جایگزین نماد هلال احمر شود.

این صحبت‌های آقای یونسی واکنش‌های شدیدی بین برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی برانگیخت.

گزارش اختصاصی نیویورک تایمز؛ ایران بخش عمدۀ تأسیسات موشکی‌اش را بازسازی کرده است

 

گزارش اختصاصی نیویورک تایمز؛ ایران بخش عمدۀ تأسیسات موشکی‌اش را بازسازی کرده است

آزمایش موشک بالستیک خیبر، عکس از آرشیو
آزمایش موشک بالستیک خیبر، عکس از آرشیو

نیویورک تایمز در گزارشی اختصاصی که بر اساس تحلیل تصاویر ماهواره‌ای تهیه کرده، می‌گوید به نظر می‌رسد ایران توانسته به‌سرعت چندین مجتمع مربوط به برنامۀ موشک‌های بالستیکش را که در جریان جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل آسیب دیده‌بودند، تعمیر کند.

از سوی دیگر این گزارش تحلیلی که جمعه هفدهم بهمن‌ماه منتشر شده، نشان می‌دهد که تهران در زمینۀ بازسازی سایت‌های هسته‌ای عمده‌اش که در حملات تابستان گذشتۀ اسرائیل و آمریکا آسیب دیده بودند، موفقیت چندانی نداشته و تنها به تعمیر محدود آنها پرداخته است.

این روزنامه می‌گوید عدم تناسب سرعت بازسازی در سایت‌های موشکی و هسته‌ای، نشان‌گر اولویت امور نظامی برای ایران است؛ به‌خصوص با در نظر داشتن تقویت حضور نظامی ایالات متحده در منطقه و تهدیدهای دونالد ترامپ دربارۀ احتمال برخورد نظامی با تهران.

کارشناسانی که در تهیه این گزارش تحلیلی با نیویورک تایمز همکاری کرده‌اند، روند تحولات در اطراف حدود دوازده محل را که در جنگ ۱۲ روزه آسیب دیده بودند، زیر نظر گرفتند و در بیش از نیمی از آنها، شاهد عملیات ساختمانی، تعمیرات و بازسازی بوده‌اند.

در عین حال این کارشناسان یادآوری کرده‌اند که با توجه به اینکه در این بررسی‌ها، تنها به عکس‌های ماهواره‌ای دسترسی داشته‌اند، امکان ارزیابی دقیق میزان تعمیر و بازسازی، به‌خصوص در داخل سایت‌ها و اماکن سرپوشیده را نداشته‌اند.

با وجود این به‌نظر می‌رسد که تعمیرات در برخی تأسیسات موشکی، اندک‌زمانی پس از حملات اسرائیل آغاز شده بوده است؛ موضوعی که بیانگر اهمیت و اولویت مسائل نظامی و دفاعی برای ایران است.

به‌عنوان نمونه به نظر می‌رسد تأسیسات شاهرود، بزرگترین و جدیدترین تأسیسات تولید موشک‌های سوخت جامد ایران و محل آزمایش آنها به سرعت بازسازی و دوباره عملیاتی شده است. به گفتۀ یکی از تحلیلگران تصاویر ماهواره‌ای، در پی بارش برف در ماه گذشته، جاده‌های منتهی به این تأسیسات به سرعت برف‌روبی شدند و برف روی سقف تأسیسات هم خیلی زود آب شد؛ موضوعی‌که نشانه‌ای از فعال‌بودن این سایت تلقی می‌شود.

پیشتر شبکهٔ تلویزیونی «سی‌ان‌ان» روز چهارشنبه هفتم آبان گزارش داد که ایران به‌رغم اعمال مجدد تحریم‌های سازمان ملل در مهرماه که فروش سلاح به تهران و فعالیت‌های موشکی بالستیک‌ آن را ممنوع می‌کند، به سرعت در حال بازسازی این برنامه است.

این شبکه به نقل از منابع اطلاعاتی اروپایی گزارش داد که از زمان فعال شدن «سازوکار ماشه» و بازگشت تحریم‌های سازمان ملل در پنجم مهر، چندین محموله پرکلرات سدیم، ماده اصلی تولید سوخت جامد برای موشک‌های میان‌برد ایران، از چین به بندر عباس رسیده است.

از سوی دیگر، تصاویر تأسیسات آسیب‌دیدۀ هسته‌ای ایران نشان می‌دهد که تنها شاهد برخی تعمیرات جزئی و تقویت سازه‌ بوده‌اند و سرعت عملیات ساختمانی در آنها، تنها به‌تازگی افزایش یافته است.

به گفتۀ کارشناسان به رغم این تعمیرات جزئی، سه تأسیسات عمدۀ غنی‌سازی ایران، شامل اصفهان، نطنز و فوردو، همچنان غیر فعال هستند.

از حدود دو ماه پیش، ایران بخش‌هایی از تأسیسات نطنز و اصفهان را با سقف‌هایی سفید‌رنگ پوشانده است. به گفتۀ تحلیلگران، هدف از این‌کار، احتمالاً ممانعت از دیده‌شدن فعالیت‌ها در آن اماکن، از بالا و از جمله در تصاویر ماهواره‌ای بوده است. در عین حال بخش عمدۀ تخریب ناشی از حملات آمریکا و اسرائیل در تابستان گذشته، همچنان قابل مشاهده هستند.

مقام‌های غربی و اسرائیلی تأکید می‌کنند در طول شش ماه گذشته نشانه‌های چندانی دال بر پیشرفت قابل توجه ایران در زمینۀ بازسازی توان غنی‌سازی اورانیوم و حرکت احتمالی به‌سمت ساخت یک کلاهک هسته‌ای را مشاهده نکرده‌اند.

دونالد ترامپ رئیس‌جمهور ایالات متحده هم از زمان حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران در تابستان گذشته بارها تأکید کرده که برنامۀ هسته‌ای ایران را «به‌طور کامل نابود» کرده است. او در عین حال هشدار داده که در صورت اقدام ایران برای بازسازی تأسیسات آسیب‌دیده، یا ایجاد تأسیسات جدید هسته‌ای، آنها را هم با «حملاتی سهمگین‌تر» نابود خواهد کرد.

این در حالی‌است که تهران و واشینگتن از روز جمعه هفدهم بهمن‌ماه دور تازه‌ای از مذاکرات غیر مستقیم را آغاز کرده‌اند. مذاکراتی که یکی از موضوعات اصلی‌اش، برنامه هسته‌ای ایران و سرنوشت حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده با خلوص بالای این کشور است.