دوشنبه، اسفند ۰۴، ۱۴۰۴

فایننشال تایمز: ایران محرمانه هزاران موشک دوش‌پرتاب از روسیه می‌خرد

 

فایننشال تایمز: ایران محرمانه هزاران موشک دوش‌پرتاب از روسیه می‌خرد

عکس آرشیوی از یک موشک دوش‌پرتاب
عکس آرشیوی از یک موشک دوش‌پرتاب

روزنامه فایننشال تایمز روز سوم اسفند گزارش داد که ایران با روسیه یک توافق تسلیحاتی «محرمانه» به ارزش ۵۰۰ میلیون یورو امضا کرده تا هزاران موشک پیشرفتهٔ دوش‌پرتاب خریداری کند.

به نوشته این روزنامه بریتانیایی، این توافق که ماه دسامبر در مسکو امضا شده، روسیه را متعهد می‌کند طی سه سال، پانصد سامانهٔ پرتاب «وربا» و دو هزار و ۵۰۰ موشک «۹ام۳۳۶» به ایران تحویل دهد.

«وربا» یکی از مدرن‌ترین سامانه‌های پدافند هوایی روسیه است؛ موشکی دوش‌پرتاب که توانایی هدف قرار دادن موشک‌های کروز، هواگردهای در حال پرواز در ارتفاع پایین و پهپادها را دارد.

این سامانه که توسط تیم‌های کوچک و متحرک به کار گرفته می‌شود، به نیروهای زمینی امکان می‌دهد به‌سرعت دفاع‌های پراکنده ایجاد کنند، بدون آن‌که به سامانه‌های راداری ثابت متکی باشند؛ سامانه‌هایی که در برابر حملات آسیب‌پذیرتر هستند.

خبرگزاری رویترز نیز این گزارش را بازتاب داده است. رادیوفردا به طور مستقل نمی‌تواند این گزارش را تأیید کند.

در گزارش یادشده به اسناد فاش‌شدهٔ روسیه که فایننشال تایمز می‌گوید آن‌ها را مشاهده کرده و همچنین به چند منبع آگاه از جزئیات توافق استناد شده است.

بر اساس این توافق، تحویل‌ها در سه مرحله و در فاصله سال‌های ۲۰۲۷ تا ۲۰۲۹ انجام خواهد شد.

با این حال یکی از افراد آگاه از این معامله گفته که احتمال دارد تعداد محدودی از این سامانه‌ها زودتر به ایران تحویل داده شوند.

فایننشال تایمز نوشته که این قرارداد بعد از مذاکره میان شرکت دولتی صادرات تسلیحات روسیه و نمایندگی وزارت دفاع ایران در مسکو نهایی شده است.

تلاش تهران برای بازسازی سامانهٔ دفاعی آسیب‌دیده

بر اساس گزارش فایننشال تایمز، تهران به‌طور رسمی در تابستان سال جاری و در پی جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل درخواست این سامانه‌های موشکی را به روسیه ارائه کرده بود.

در جریان این جنگ، آمریکا سه تأسیسات هسته‌ای ایران را هدف حمله قرار داد و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، گفت که آن‌ها به طور کامل و مطلق نابود شده‌اند.

شبکهٔ یکپارچهٔ پدافند هوایی ایران در این جنگ به‌شدت تضعیف شد و این اتفاق به نیروی هوایی اسرائیل امکان داد که به‌سرعت بر بخش‌های وسیعی از کشور برتری هوایی پیدا کند.

فایننشال تایمز نوشته که این اقدام جمهوری اسلامی، «مهم‌ترین» تلاش تهران برای بازسازی سامانه‌های پدافند هوایی آسیب‌دیده در جریان جنگ با اسرائیل به شمار می‌رود.

جزئیات این توافق هم‌زمان با استقرار گسترده نیروهای نظامی آمریکا در خاورمیانه فاش می‌شود. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، تهدید کرده است که اگر ایران برنامهٔ هسته‌ای خود را متوقف نکند، با حملات نظامی روبه‌رو خواهد شد.

یک مقام ارشد پیشین آمریکایی در عین حال به این روزنامه گفته که روسیه احتمالاً این توافق را راهی برای بازسازی روابط با ایران تلقی می‌کند، چون در جریان جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل دست‌کم به‌طور علنی به کمک متحد خود نشتافت.

به گفتۀ این مقام که نام او فاش نشده است، «روس‌ها می‌خواهند ایران همچنان شریک‌شان باقی بماند. بنابراین حتی اگر نتوانند در میانهٔ بحران واکنش نشان دهند، پس از بحران تلاش خواهند کرد روابط را ترمیم کنند».

قرارداد جدید «وربا» میان شرکت «روس‌اوبورون‌اکسپورت»، نهاد دولتی صادرات تسلیحات روسیه، و نمایندگی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ایران در مسکو، معروف به «مودافل» (MODAFL)، منعقد شده است.

این قرارداد توسط روح‌الله کاتبی، مقام مستقر در نمایندگی وزارت دفاع ایران در مسکو، تنظیم شده است؛ فردی که پیش‌تر نیز در فروش صدها فروند موشک بالستیک کوتاه‌برد «فتح-۳۶۰» از سوی ایران برای استفاده در تهاجم روسیه به اوکراین نقش واسطه را ایفا کرده بود.

ایالات متحده در سال ۲۰۲۴ کاتبی را به‌دلیل نمایندگیِ مودافل تحریم کرد و وزارت خزانه‌داری آمریکا او را «نقطهٔ تماس دولت روسیه» با وزارت دفاع ایران توصیف کرده است.

«پروازهای نظامی» از مسکو به تهران

فایننشال تایمز نوشته است که سفیر ایران در مسکو این هفته ظاهراً تأیید کرد که چند پرواز اخیر از روسیه به ایران حامل محموله‌های نظامی بوده‌اند.

کاظم جلالی به تلویزیون دولتی ایران گفت: «چند سالی است که ما توافق‌های قوی نظامی و دفاعی با روسیه امضا کرده‌ایم. فقط می‌توانم بگویم این هواپیماها نشان می‌دهند که آن توافق‌ها در حال اجرا هستند». او توضیح بیشتری در این زمینه نداد.

بر اساس این گزارش، یک فروند هواپیمای باری روسی ایلیوشین دست‌کم سه بار طی هشت روز گذشته از «مینرالنیه وودی» در شمال قفقاز به شهر کرج در ایران پرواز کرده است. دست‌کم یک فروند دیگر از همین هواپیما نیز در اواخر دسامبر از مینرالنیه وودی به ایران پرواز کرده بود.

گزارش‌ها حاکی است که ایران در ماه ژانویه «شش فروند بالگرد تهاجمی روسی ام‌آی ۲۸ دریافت کرده و یکی از آن‌ها را در این ماه در تهران به کار گرفته شده است».

بر اساس اسنادی که فایننشال تایمز مشاهده کرده، روس‌اوبورون‌اکسپورت موشک‌های ۹ام‌۳۳۶ را به قیمت هر واحد ۱۷۰ هزار یورو و سامانهٔ پرتاب را به قیمت ۴۰ هزار یورو به ایران می‌فروشد. روسیه با وجود تحریم‌های اقتصادی غرب، فروش‌های بین‌المللی تسلیحاتی خود را به طور معمول به یورو و دلار قیمت‌گذاری می‌کند.

این قرارداد همچنین شامل ۵۰۰ دوربین دید در شب «موگلی-۲» برای ردیابی هواپیماها و دیگر اهداف در تاریکی است.

توافق ایران و روسیه نشان‌دهنده تداوم همکاری نظامی میان دو کشور در زمانی است که نظارت و حساسیت غرب نسبت به این همکاری‌ها افزایش یافته است.

تهران در جریان تهاجم روسیه به اوکراین، پهپادهای بسیاری در اختیار مسکو قرار داد و دو کشور در ژانویهٔ ۲۰۲۵ معاهده‌ای برای تقویت روابط دوجانبه امضا کردند.

ایران همچنین در پی خرید دو اسکادران از جنگنده‌های پیشرفته سوخو ای‌یو ۳۵ از روسیه بوده است و مقام‌های تهران از تأخیر در اجرای این سفارش گلایه کرده‌اند.

به گفتهٔ پاول لوزین، پژوهشگر ارشد مرکز تحلیل سیاست اروپا، تمایل مسکو به تأمین تسلیحات برای تهران همچنین نشان می‌دهد که روسیه علاقه‌ای به رعایت تحریم‌های «مکانیسم ماشه» سازمان ملل علیه ایران ندارد.

موج خشونت‌ها در پی کشته شدن «ال منچو»، سردستهٔ مواد مخدر، مکزیک را فرا گرفت

 

موج خشونت‌ها در پی کشته شدن «ال منچو»، سردستهٔ مواد مخدر، مکزیک را فرا گرفت

چند ساعت پس از کشته شدن نِمِسیو اوسِگوئرا، سردستهٔ مواد مخدر در مکزیک، که بیشتر با نام «ال مِـنچو» معروف بود افراد مسلحی که ظن آن می‌رود از هواداران او باشند، روز یکشنبه سوم اسفند بزرگراه‌ها را در چندین ایالت این کشور مسدود کردند و خودروها و کسب‌وکارها را به آتش کشیدند.

به گزارش خبرگزاری رویترز، در برخی شهرها از گردشگران و ساکنان محلی خواسته شد که در خانه بمانند و به رانندگان کامیون‌ها توصیه شد که مسیرهای امن را در پیش بگیرند یا تا فروکش کردن خشونت‌ها به پایانه‌های خود بازگردند.

چندین شرکت هواپیمایی، از جمله ایر کانادا، یونایتد ایرلاینز و آئرو‌مکزیکو، روز یکشنبه پروازهای خود به پوئرتو وایارتا را لغو کردند؛ شهری ساحلی و توریستی که در آن گردشگران شوکه‌شده ستون‌های دود برخاسته به آسمان از آتش‌سوزی‌ها را فیلم‌برداری کردند.

این موج خشونت که شماری از ایالت‌ها مکزیک را دربرگرفت، برای شهروندان این کشور که دو دهه است شاهد جنگ دولت‌های پیاپی با کارتل‌های مواد مخدر و ویران شدن بخش‌های وسیعی از کشور بوده‌اند، صحنه‌ای آشنا بود.

یکی از اعضای «کارتل نسل جدید خالیسکو» متعلق به اوسگوئرا به رویترز گفت: آتش‌سوزی‌ها و تیراندازی‌های پراکنده در انتقام از کشته شدن اوسگوئرا به دست دولت انجام شده و هشدار داد که با حرکت گروه‌ها برای به‌دست گرفتن کنترل کارتل او، خونریزی بیشتری در راه است.

او گفت: «حملات در انتقام مرگ رهبر انجام شد؛ در ابتدا علیه دولت و از سر نارضایتی». او که نخواست نامش فاش شود افزود: «اما بعد از آن، قتل‌های داخلی شروع می‌شود؛ توسط گروه‌هایی که می‌آیند تا کارتل را تصاحب کنند».

عملیات نظامی ارتش مکزیک در شهر تالپا صورت گرفت که به کشته شدن رهبر قدرتمند کارتل نسل جدید خالیسکو منجر شد. در ویدئویی که رویترز می‌گوید با این خبرگزاری به اشتراک گذاشته شد، گردشگران مبهوت در پوئرتو وایارتا در سواحل اقیانوس آرام را نشان می‌داد که روی اسکلهْ موبایل‌هایشان را درآورده‌اند تا از دودهای غلیظی که منظره آبی اقیانوس را پوشانده بود، فیلم‌برداری کنند.

دنیل درولِه، یک کانادایی که سال‌هاست زمستان‌ها را در پوئرتو وایارتا می‌گذراند، در مصاحبه‌ای تلفنی گفت نگران است که دوران تازه‌ای از خشونت در این منطقه تفریحی که معمولاً آرام است بار دیگر آغاز شود. او گفت: «تا حالا چنین چیزی ندیده‌ بودم».

در ایالت خالیسکو، مقام‌های محلی گزارش دادند که افراد مسلح به یک پایگاه گارد ملی حمله کرده‌اند و توصیه کردند که مهمانان در هتل‌ها بمانند و حمل‌ونقل عمومی را تعلیق کردند.

صحنه‌های دیگری از فعالیت‌های خرابکارانه و واکنش نظامی در ویدئوهایی که منابع امنیتی دولتی با رویترز به اشتراک گذاشتند ثبت شده بود: یک تانک سبزرنگ نظامی از محله‌ای مسکونی در ایالت آگوآسکالیِنتس عبور می‌کرد. راه‌بندان‌ها، بزرگراه پرتردد مکزیک-پوئبلا را فلج کرده بود. در ایالت کولیما، اعضای کارتل که روی وانت‌بارها ایستاده بودند جاده‌ای را مسدود کردند.

تصویری از «ال منچو» در سایت وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا که برای دستگیری او ۱۵ میلیون دلار پاداش تعیین شده بود
تصویری از «ال منچو» در سایت وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا که برای دستگیری او ۱۵ میلیون دلار پاداش تعیین شده بود

خشونت در پی بازداشت‌ها و کشتارهای کارتل‌ها

بازداشت‌ها و کشتارهای پیشین کارتل‌ها به موج‌هایی از خشونت انجامیده است؛ چه از سوی اعضایی که برای رهبر از دست‌رفته‌شان انتقام می‌گیرند و چه از سوی باندهای رقیب که می‌کوشند قلمرو آن‌ها را تصاحب کنند؛ موضوعی که باعث می‌شود مقام‌های مکزیکی پیش از آغاز کارزارهای بزرگ دچار تردید شوند.

در سال ۲۰۱۹، اوویدیو گوسمان، پسر رئیس کارتل سینالوآ، بازداشت شد اما خیلی زود آزادش کردند و این کار به درگیری‌های مسلحانهٔ گسترده‌ای انجامید. بازداشت او در سال ۲۰۲۳ نیز خشونت بیشتری به‌دنبال داشت.

بازداشت سال ۲۰۲۴ رئیس کارتل سینالوآ نیز درگیری‌های خونینی بر سر قدرت را در این گروه تبهکار برانگیخت که پس از بیش از یک سال همچنان بی‌وقفه ادامه دارد.

کریستوفر لاندو، معاون وزیر خارجه آمریکا که پیش‌تر سفیر آمریکا در مکزیک بوده، در پستی در شبکه‌های اجتماعی گفت: «با اندوه و نگرانی فراوان صحنه‌های خشونت در مکزیک را تماشا می‌کنم. عجیب نیست که تبهکاران با رعب‌آفرینی واکنش نشان می‌دهند. اما نباید هرگز جرأت‌مان را از دست بدهیم».

کلودیا شینباوم، رئیس‌جمهور مکزیک، در پستی در شبکه‌های اجتماعی خشونت‌ها را تأیید کرد، اما لحنی آرام داشت. او گفت: «در بیشتر قلمرو ملی، فعالیت‌ها به صورت عادی جریان دارد».

طرفداران ال منچو در انتقام از کشته شدن رهبر خود، بزرگراه‌ها را مسدود کردند
طرفداران ال منچو در انتقام از کشته شدن رهبر خود، بزرگراه‌ها را مسدود کردند

دونالد ترامپ تعرفه جهانی واردات به آمریکا را به ۱۵ درصد افزایش داد

 

دونالد ترامپ تعرفه جهانی واردات به آمریکا را به ۱۵ درصد افزایش داد

رئیس‌جمهور ایالات متحده، در پی لغو برنامهٔ قبلی تعرفه‌ای او در دیوان عالی آمریکا، اعلام کرد تعرفهٔ موقت واردات از همهٔ کشورها را از ۱۰ درصد به ۱۵ درصد افزایش می‌دهد. این بالاترین سطح مجاز طبق قانون محسوب می‌شود.

دونالد ترامپ روز جمعه یکم اسفند پس از اعلام ر‌أی دیوان عالی آمریکا بلافاصله تعرفه‌ای سراسری به میزان ۱۰ درصد اعلام کرده بود.

دیوان عالی آمریکا در حکم خود اعلام کرد رئیس‌جمهور آمریکا در اجرای برنامهٔ قبلی تعرفه‌ها با استناد به «قانون وضعیت اضطراری اقتصادی بین‌المللی» از حدود اختیارات قانونی خود فراتر رفته است.

این قانون به رئیس‌جمهور ایالات متحده اجازه می‌دهد در برابر تهدیدهای فوری خارجی مانند بحران‌های امنیتی یا اقتصادی اقدام‌های اضطراری اتخاذ کند، اما دادگاه تشخیص داد استفاده از آن برای اعمال تعرفه‌های گستردهٔ تجاری خارج از هدف و دامنهٔ این قانون است.

قضات تأکید کردند تعیین سیاست‌های تجاری و وضع تعرفه‌های عمومی اساساً در حوزه اختیارات کنگره قرار دارد و رئیس‌جمهور نمی‌تواند صرفاً با اعلام وضعیت اضطراری اقتصادی چنین اقدام‌هایی انجام دهد.

تعرفه‌های جدید ۱۵ درصدی که آقای ترامپ روز شنبه اعلام کرد، بر اساس قانونی موسوم به «بخش ۱۲۲» اعمال می‌شود. این قانون اجازهٔ وضع تعرفه تا سقف ۱۵ درصد را می‌دهد، اما تمدید آن پس از ۱۵۰ روز نیازمند تأیید کنگره است.

تاکنون هیچ رئیس‌جمهوری از این اختیار استفاده نکرده و خبرگزاری رویترز می‌گوید اجرای آن ممکن است با چالش‌های حقوقی تازه‌ای روبه‌رو شود.

رویترز همچنین می‌گوید کارشناسان تجارت و برخی دستیاران کنگره نسبت به تمدید این تعرفه‌ها تردید دارند به‌خصوص که نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد شمار فزاینده‌ای از شهروندان آمریکایی افزایش قیمت‌ها را به تعرفه‌های وارداتی نسبت می‌دهند.

ترامپ همچنین اعلام کرد دولت او در دوره ۱۵۰ روزه اجرای این تعرفه‌ها، برای اعمال سایر تعرفه‌هایی که از نظر قانونی امکان‌پذیر باشد تلاش خواهد کرد. به‌گفتۀ او، دولت آمریکا قصد دارد از قوانین دیگری استفاده کند که اجازهٔ وضع مالیات بر واردات کالاهای مشخص یا کشورهای خاص را بر اساس ملاحظات امنیت ملی یا شیوه‌های تجاری ناعادلانه می‌دهد.

او در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت که بسیاری از کشورها «دهه‌ها از آمریکا سوءاستفاده کرده‌اند» و افزایش تعرفه‌ها اقدامی در پاسخ به این وضعیت است.

کاخ سفید اعلام کرده است تعرفه‌های بخش ۱۲۲ برخی کالاها از جمله مواد معدنی حیاتی، فلزات و محصولات انرژی را شامل نمی‌شود.

وندی کاتلر، مقام ارشد پیشین تجاری آمریکا و از مدیران اندیشکده «انجمن آسیا»، گفت تغییر سریع سیاست تعرفه‌ای دولت ترامپ نشان‌دهنده فضای عدم قطعیت برای شرکای تجاری ایالات متحده است.

ترامپ در دورهٔ ریاست‌جمهوری خود بارها از تعرفه‌ها یا تهدید به اعمال آن‌ها برای دستیابی به توافق‌های تجاری با کشورهای دیگر استفاده کرده است. جیمیسون گریر، نماینده تجاری آمریکا، نیز تأکید کرده است کشورهایی که با واشینگتن توافق‌های تجاری دارند، باید به تعهدات خود پایبند بمانند، حتی اگر نرخ‌های توافق‌شده بالاتر از تعرفه‌های جدید باشد.

به‌گفتۀ او، صادرات کشورهایی مانند مالزی و کامبوج همچنان با نرخ توافق‌شده ۱۹ درصد مشمول تعرفه خواهد بود. در مقابل، کشورهایی مانند برزیل که برای کاهش تعرفه ۴۰ درصدی خود با آمریکا به توافق نرسیده‌اند، ممکن است دست‌کم به‌طور موقت با کاهش نرخ تعرفه به ۱۵ درصد روبه‌رو شوند.

ویتکاف: ترامپ خطوط قرمز با ایران را غنی‌سازی صفر و ضبط ذخیره اورانیوم تعیین کرده است

 

ویتکاف: ترامپ خطوط قرمز با ایران را غنی‌سازی صفر و ضبط ذخیره اورانیوم تعیین کرده است

استیو ویتکاف، فرستادۀ ویژۀ ایالات متحده
استیو ویتکاف، فرستادۀ ویژۀ ایالات متحده

در حالی که گفت‌وگوهای هسته‌ای میان تهران و واشینگتن بر سر مسائل کلیدی هنوز به جایی نرسیده و همه در انتظار طرح پیشنهادی تهران هستند، استیو ویتکاف، فرستادۀ ویژۀ ایالات متحده، بار دیگر تأکید کرد که خطوط قرمز روشنِ مورد نظر دونالد ترامپ غنی‌سازی صفر و ضبط ذخیره اورانیوم غنی‌شده ایران است.

استیو ویتکاف همچنین در تازه‌ترین مصاحبه خود می‌گوید دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، «کنجکاو» است بداند چرا حکومت جمهوری اسلامی با وجود فشارهای فزاینده و حضور پررنگ نیروی دریایی آمریکا در منطقه هنوز «تسلیم» نشده است.

همزمان، لیندسی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه، اعلام کرد شماری از نزدیکان ترامپ به او توصیه می‌کنند از بمباران ایران خودداری کند، اما او از رئیس‌جمهور خواسته این توصیه‌ها را نادیده بگیرد.

اظهارات ویتکاف

استیو ویتکاف، فرستاده ویژه، و جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، از طرف ایالات متحده با عباس عراقچی، وزیر خارجهٔ جمهوری اسلامی ایران، و تیم او گفت‌وگوهای غیرمستقیمی داشته‌اند که همچنان به نتیجهٔ ملموسی نرسیده است.

وزیر امور خارجه ایران روز جمعه اول اسفند گفت پیشنهاد تهران برای توافق هسته‌ای با واشینگتن طی دو تا سه روز آینده آماده می‌شود.

آقای ویتکاف روز شنبه دوم اسفند در گفت‌وگو با فاکس نیوز توضیح داد: «رئیس‌جمهور پیش از این‌که ما برویم آن‌جا، برای من و جَرد جهت را مشخص کرد و خط قرمزها را گفت که عبارتند از: غنی‌سازی صفر، و این‌که باید مواد [هسته‌ای غنی‌سازی‌شده در ایران] را پس بگیریم.»

او با اشاره به مقام‌های جمهوری اسلامی گفت: «آن‌ها می‌گویند همه‌چیز دربارهٔ برنامه‌شان غیرنظامی است، اما در عمل خیلی فراتر از میزانی که برای انرژی هسته‌ایِ غیرنظامی لازم است غنی‌سازی کرده‌اند؛ تا ۶۰ درصد. احتمالاً فقط یک هفته با رسیدن به مواد در حد صنعتیِ مناسبِ ساخت بمب فاصله دارند و این واقعاً خطرناک است. پس من نمی‌توانم این را بپذیرم و مجبورند با همین [موضع من] کنار بیایند تا وقتی به ما ثابت کنند می‌توانند رفتار قابل‌قبولی داشته باشند.»

استیو ویتکاف در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت خط قرمزهایی که ایالات متحده در قبال تهران دارد گفت: «رئیس‌جمهور این را همین صبح از من پرسید، و او — نمی‌خواهم از واژهٔ «کلافه» استفاده کنم… چون می‌داند گزینه‌های زیادی دارد، اما… کنجکاو است که چرا آن‌ها هنوز... تسلیم نشده‌اند. چرا زیر چنین فشاری، با این میزان توان دریایی و نیروی دریایی که ما آن‌جا داریم، نیامده‌اند بگویند ما اعلام می‌کنیم که سلاح نمی‌خواهیم و این کارهایی است که آماده‌ایم انجام بدهیم؛ و می‌شود گفت، به‌نوعی سخت است آن‌ها را به آن نقطه رساند.»

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، و دیگر مقام‌های آمریکایی بارها به‌صراحت از لزوم توقف غنی‌سازی اورانیوم در ایران و جلوگیری از رسیدن تهران به سلاح هسته‌ای صحبت کرده‌اند.

با این حال عباس عراقچی در گفت‌وگو با شبکه تلویزیونی آمریکایی «ام‌اس نا» (MS Now) درباره مذاکرات اخیر گفت: «واشینگتن از تهران نخواست که غنی‌سازی اورانیوم را به‌طور دائم کنار بگذارد. همچنین تهران به واشنگتن پیشنهاد تعلیق موقت غنی‌سازی اورانیوم را نداد.»

رضا پهلوی «برای کشورش فردی قوی است»

در ادامه گفت‌وگوی روز شنبۀ استیو ویتکاف با فاکس نیوز، خبرنگار این شبکه با اشاره به شاهزاده رضا پهلوی گفت که او «گام‌های نسبتاً روشنی را دربارهٔ این‌که از نگاه او گذار قدرت چگونه می‌تواند آن‌جا رخ بدهد ترسیم کرده است. آیا او در هیچ‌کدام از این‌ها نقشی داشته؟ شما با او گفت‌وگویی داشته‌اید؟»

ویتکاف در جواب گفت:‌ «من او را دیده‌ام؛ به دستور رئیس‌جمهور. در واقع، می‌دانید، این موضوع علنی است و مطرح شده. فکر می‌کنم او برای کشورش فردی قوی است و به کشورش اهمیت می‌دهد. اما اینجا حرف سر سیاست‌های رئیس‌جمهور ترامپ است، نه آقای پهلوی. فکر می‌کنم رئیس‌جمهور علاقه‌مند است دیدگاه‌های همه را بشنود.»

شاهزاده رضا پهلوی روز جمعه ۲۴ بهمن در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیح تأکید کرد که در گفت‌وگو با مردم ایران دریافته است که آنها خواستار «مداخله بشردوستانه» جهان بعد از اعتراضات دی‌ماه و سرکوب خونین آن توسط جمهوری اسلامی هستند.

این چهره مخالف جمهوری اسلامی در پاسخ به سوالی درباره نقش خود گفت که بسیاری از مردم ایران در چهار گوشه ایران در جریان اعتراضات نام او را صدا زدند، اما تأکید کرد که دچار جاه‌طلبی سیاسی و «در پی تاج و تخت نیست» و قصد دارد ایران را فقط در دوران گذار بعد از جمهوری اسلامی رهبری کند تا آ» که مردم در یک فرایند دموکراتیک درباره آینده کشور تصمیم بگیرند.

گراهام: برخی اطرافیان ترامپ علیه بمباران توصیه می‌کنند

هم‌زمان، روز شنبه دوم اسفند، لیندسی گراهام، سناتور ارشد جمهوری‌خواه و متحد نزدیک به ترامپ، به سایت خبری اکسیوس گفت که چندین نفر از اطرافیان رئیس‌جمهور ترامپ به او توصیه می‌کنند که از بمباران ایران خودداری کند. گراهام از رئیس‌جمهور خواست که به این توصیه‌ها توجه نکند.

آقای گراهام به اکسیوس گفت: «من نگرانی‌ها دربارهٔ عملیات‌های نظامی بزرگ در خاورمیانه را با توجه به گرفتاری‌های گذشته درک می‌کنم. اما صداهایی که توصیه می‌کنند وارد درگیری نشویم، به نظر می‌رسد پیامدهای رها کردن شرارت بدون مهار را نادیده می‌گیرند.»

در حالی که دو ناو هواپیمابر و صدها جنگنده برای آن چه می‌تواند یک عملیات نظامی بزرگ علیه جمهوری اسلامی ایران باشد در منطقه آماده می‌شوند، مشاوران ارشد ترامپ به اکسیوس می‌گویند که رئیس‌جمهور آمریکا هنوز تصمیم قطعی نگرفته است.

گزینه‌های نظامی که به او ارائه شده، شامل هدف قرار دادن علی خامنه‌ای، رهبر ایران، و فرزندش است. با این حال، تیم او در گفت‌وگوها با ایران نیز تا حدی انعطاف نشان می‌دهد.

لیندزی گراهام که به ترامپ نزدیک است، رهبری اردوگاه موافقان حمله را در حلقه اطرافیان ترامپ بر عهده دارد. او اوایل این هفته از خاورمیانه بازدید کرد و با سران اسرائیل، امارات متحده عربی و عربستان سعودی دربارهٔ ایران به گفت‌وگو پرداخت.

گراهام به اکسیوس گفت پس از سفر اخیرش به منطقه، فکر می‌کند فرصتی برای «ایجاد تغییری تاریخی» در ایران وجود دارد. او افزود: «اما برای من روزبه‌روز روشن‌تر می‌شود که صداهای مخالف درگیری و هراسان از خطراتِ اقدام قاطع، بلندتر می‌شوند. زمان نشان خواهد داد که این وضعیت چگونه پیش می‌رود.»

گراهام در ادامه گفت: «من احترام زیادی برای رئیس‌جمهور ترامپ قائلم. او مستقل تصمیم می‌گیرد و مانند همه رؤسای‌جمهور، مسئول تصمیمات خود در چنین مسائل سنگینی خواهد بود. در مورد من نیز، تاریخ به‌وضوح نشان خواهد داد که کجا ایستاده بودم، چه خوب و چه بد.»

سفیر آمریکا در سازمان ملل: زمان به نفع ایران نیست

مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، با اشاره به مذاکرات در جریان میان واشینگتن و تهران و همچنین وضعیت اقتصادی ایران هشدار داد که «زمان به نفع ایران نیست».

حساب فارسی وزارت خارجه آمریکا در شبکه ایکس بخش‌های از گفت‌وگوی آقای والتز با فاکس نیوز را منتشر کرده که در آن او حکومت ایران را متهم به «لاف‌زنی و هیاهو» می‌کند و می‌‌گوید به همین دلیل مذاکرات میان استیو ویتکاف و جرد کوشنر، نمایندگان آمریکا، با ایران «بسیار مهم» است.

این دیپلمات ایالات متحده همچنین به احیای سیاست حداکثری آمریکا علیه ایران بعد از بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید اشاره کرده و گفته اقتصاد ایران تحت فشار زیادی قرار دارد و واشینگتن نیز حضور نظامی خود در منطقه را تقویت کرده است.

سفیر آمریکا در سازمان ملل همچنین سرکوب اعتراضات دی‌ماه توسط ایران را «کشتار وسیع» خوانده و اعلام کرده که بین ۱۸ هزار تا ۴۰ هزار نفر توسط حکومت کشته شدند.

کشورهای مسلمان سخنان سفیر آمریکا درباره «حق» اسرائیل بر خاک خاورمیانه را محکوم کردند

 

کشورهای مسلمان سخنان سفیر آمریکا درباره «حق» اسرائیل بر خاک خاورمیانه را محکوم کردند

مایک هاکِبی، سفیر ایالات متحده در اسرائیل
مایک هاکِبی، سفیر ایالات متحده در اسرائیل

چندین کشور عرب و اسلامی به همراه سه نهاد منطقه‌ای، اظهارات مایک هاکِبی، سفیر ایالات متحده در اسرائیل، را دربارهٔ آن چه «حق انجیلی» اسرائیل بر بخش‌های گسترده‌ای از خاورمیانه خوانده محکوم کردند و آن را مغایر با حقوق بین‌الملل دانستند.

آقای هاکبی در گفت‌وگو با تاکِر کارلسون، مفسر محافظه‌کار آمریکایی، که جمعه یکم اسفند منتشر شد، در پاسخ به پرسشی دربارهٔ تفسیر تحت‌اللفظی یک آیه از کتاب مقدس مسیحیان گفت: «اگر اسرائیل همه‌اش را هم بگیرد، اشکالی ندارد.»

این آیه از انجیل گاه به‌عنوان «حق» اسرائیل بر سرزمین میان رود نیل در مصر تا فرات، در سوریه و عراق، تعبیر می‌شود.

هاکبی اما در ادامه می‌افزاید که اسرائیل «چنین درخواستی ندارد» و این سخن و گزاره را «اغراق‌آمیز» توصیف کرد.

در واکنش، وزارت خارجه امارات متحده عربی روز یک‌شنبه، سوم اسفندماه، در کنار چندین کشور عربی دیگر با انتشار بیانیه‌ای مشترک اعلام کرد این اظهارات «خطرناک و تحریک‌آمیز» است و با منشور سازمان ملل در تضاد قرار دارد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، این بیانیه به امضای عربستان سعودی، مصر، اردن، امارات، اندونزی، پاکستان، ترکیه، قطر، کویت، عمان، بحرین، لبنان، سوریه و دولت فلسطین رسید. همچنین سازمان همکاری اسلامی، اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس نیز آن را تأیید کردند.

با این‌که ایران عضوی از سازمان همکاری اسلامی به‌شمار می‌آید، در گزارش‌ خبرگزاری‌ها نام جمهوری اسلامی ایران در میان امضاکنندگان این بیانیه دیده نمی‌شود.

وزارت خارجه ایران خود جداگانه اما در شبکه اجتماعی ایکس، این سخنان سفیر ایالات متحده را نشانه «همدستی فعال آمریکا» در «جنگ‌های توسعه‌طلبانه اسرائیل» توصیف کرده است.

در بیانیه کشورهای عرب و اسلامی تأکید شده است که چنین مواضعی تلاش‌ها برای کاهش تنش در جنگ غزه و پیشبرد یک چشم‌انداز سیاسی برای حل‌وفصل جامع مناقشه را تضعیف می‌کند.

در مقابل امیر اوهانا، رئیس پارلمان اسرائیل، در شبکه اجتماعی «ایکس» از هاکبی به خاطر موضع کلی‌اش در حمایت از اسرائیل در مصاحبه‌اش تمجید کرد.

اسرائیل از زمان تأسیس در سال ۱۹۴۸ مرزهای کاملاً به‌رسمیت‌شناخته‌شده‌ای نداشته است. این کشور در جنگ شش‌روزه ۱۹۶۷ کرانه باختری و اورشلیم شرقی/بیت‌المقدس شرقی را به تصرف خود درآورد؛ مناطقی که اکنون حدود ۷۰۰ هزار شهرک‌نشین اسرائیلی در میان نزدیک به سه میلیون فلسطینی در آن زندگی می‌کنند.

فلسطینی‌ها این سرزمین‌ها را برای تشکیل کشور مستقل خود با پایتختی بیت‌المقدس شرقی می‌خواهند.

در همین حال، رسانه‌ها گزارش داده‌اند دولت اسرائیل اخیراً طرحی را برای تسهیل خرید زمین از سوی شهرک‌نشینان در کرانه باختری تصویب کرده است؛ اقدامی که با انتقاد آلمان و برخی کشورهای دیگر روبه‌رو شده است.

مقام وزارت بهداشت صحت عکس‌های اجساد رهاشده در بیمارستان الغدیر را تأیید کرد

 

مقام وزارت بهداشت صحت عکس‌های اجساد رهاشده در بیمارستان الغدیر را تأیید کرد

عکسی که کانال مملکته از بیمارستان الغدیر در تهران منتشر کرد
عکسی که کانال مملکته از بیمارستان الغدیر در تهران منتشر کرد

یک مقام وزارت بهداشت ایران در گفت‌وگو با روزنامه شرق صحت عکس‌های «دردناک» که از کوچه پشت بیمارستان الغدیر در تهران منتشر شد و اجسادی را نشان می‌دهد که در پی سرکوب مرگبار پنج‌شنبه، ۱۸ دی‌ماه، رها شده بودند تأیید کرد.

هفته گذشته کانال‌های خبری «مملکته» و «وحید آنلاین» در شبکه‌های اجتماعی عکس‌هایی از چندین جسد منتشر کردند که پیچیده در پتو یا ملافه و پارچه در کوچه‌ای میان دو ساختمان رها شده‌اند.

در غیاب گزارش‌های رسمی و سانسور و محدودیت کار رسانه‌ها، خبری در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد حاکی از این که اجساد این چند معترض در پی سرکوب مرگبار دو روز ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه رها شده‌اند.

سپس یک شهروند جسد خواهر خود را در میان این اجساد شناسایی و نام او را «آیدا عقیلی» اعلام کرد.

جسد آیدا عقیلی
جسد آیدا عقیلی

حال حسین کرمانپور، رئیس مرکز روابط‌ عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت بهداشت، در پاسخ به پرسش‌های روزنامه شرق درستی این عکس‌ها را تأیید کرده و گفته است که اجساد به دلیل کمبود جا در خارج از ساختمان بیمارستان رها شده‌ و بعدا به کهریزک منتقل شده‌اند.

کرمانپور با ارائه آماری از تعداد مجروحانی که پنج‌شنبه شب ۱۸ دی‌ماه به این بیمارستان اعزام شده‌اند به روزنامه «شرق» گفته است:‌ «میدان الغدیر یکی از نقاط شلوغ شب‌ هجدهم دی‌ماه بود. به همین دلیل هم افراد زیادی را از آن نقطه به نزدیک‌ترین مرکز درمانی همان حوالی رساندند که طبعا مقصد می‌شود بیمارستان الغدیر.»

پیشتر نشریه تایم گزارش داده بود که در روزهای پنج‌شنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، همزمان با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای آمدن مردم به خیابان‌ها، آن قدر مخالف حکومت در خیابان‌ها کشته شده که جمع کردن اجساد از توان مأموران حکومت خارج بوده و ذخیره کیسه‌های جسد ته کشیده است.

به گفته دو مقام ارشد وزارت بهداشت ایران، تعداد اجساد آن قدر بوده که دیگر آمبولانس برای انتقال آنها جوابگو نبوده و به همین دلیل مأموران به سراغ کامیون‌های ۱۸ چرخ رفته‌اند.

حسین کرمانپور در همین زمینه گفته است:‌ «میدان الغدیر یکی از نقاط شلوغ شب‌ هجدهم دی‌ماه بود. به همین دلیل هم افراد زیادی را از آن نقطه به نزدیک‌ترین مرکز درمانی همان حوالی رساندند که طبعا مقصد می‌شود بیمارستان الغدیر. در نتیجه یک بیمارستان کوچک با موج عظیمی از مجروحان و فوتی‌ها روبه‌رو می‌شود.»

بیمارستان الغدیر تهران در حوالی میدان رسالت در شرق این شهر قرار دارد.

به گفته این مقام، «حدود ۱۵۰ مجروح به این بیمارستان مراجعه می‌کنند و همچنین پیکر ۳۶ نفر فوتی را به همین بیمارستان می‌رسانند. این در حالی است که سردخانه بیمارستان الغدیر تنها ظرفیت پنج فوتی را داشته است.»

کرمانپور در ادامه می‌گوید:‌ «بنابراین، تصاویر منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی که از قضا بسیار هم دردناک است، دور از واقعیت نیست و صحت دارد.»

مدیر و مسئول فنی بیمارستان از پاسخ به پرسش‌های شرق در این باره خودداری کرده‌اند. همایون سامه‌یح نجف‌آبادی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، نیز که خود پزشک است تنها گفته است: «نسبت به همه این ماجراها بسیار آزرده‌خاطرم، حرف دیگری نمی‌توانم بزنم. حتی امکان پیگیری این تصاویر هم وجود نداشت.»

هفته‌نامه تایم روز یک‌شنبه، پنجم بهمن‌ماه، به نقل از دو مقام ارشد در وزارت بهداشت ایران گزارش داده بود که در دو روز ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه که سرکوب خونین به دست حکومت به اوج خود رسید «احتمالا تا ۳۰ هزار نفر» در خیابان‌های شهرهای مختلف کشته شده‌اند.

رئیس‌جمهور آمریکا هم روز جمعه اول اسفند اعلام کرد که در اعتراضات دی‌ماه ایران «در مدتی کوتاه» ۳۲ هزار نفر کشته شدند. این نخستین بار است که دونالد ترامپ به‌صراحت به تعداد کشته‌شدگان اعتراضات گسترده اخیر در ایران اشاره می‌کند.

با این حال حکومت ایران اصرار دارد که در طول اعتراضات دی ماه امسال ۳۱۱۷ نفر، با احتساب مأموران حکومتی، کشته شده‌اند، آماری که هیچ یک از سازمان‌های مستقل حقوق بشری و دیگر دولت‌ها مستند نمی‌دانند. تمام نهادهای حقوق بشری اعلام کرده‌اند تعداد جان‌باختگان بسیار بیشتر است.

دومین روز اعتراض در دانشگاه‌ها؛ «دانشجویان شعارهای سیاسی سردادند»

 

دومین روز اعتراض در دانشگاه‌ها؛ «دانشجویان شعارهای سیاسی سردادند»

بالا گرفتن پرچم شیر و خورشید در دانشگاه شریف، سوم اسفند
بالا گرفتن پرچم شیر و خورشید در دانشگاه شریف، سوم اسفند

گزارش‌ها و تصاویر منتشر شده حکایت از آن دارد که روز یکشنبه سوم اسفند اعتراض دانشجویان در چند دانشگاه ایران از جمله در تهران و مشهد برای دومین روز ادامه دارد. خبرگزاری‌های رسمی ایران نیز به برگزاری این تجمع‌های گسترده اذعان کرده‌اند.

روز شنبه در نخستین روز کلاس‌های حضوری نیمسال تحصیلی جدید در دانشگاه‌های کشور، تعداد زیادی از دانشجویان مخالف حکومت در محوطه دانشگاه‌های خود تجمع کرده و علیه حکومت جمهوری اسلامی و علی خامنه‌ای شعار دادند.

بر اساس ویدئوهایی که از ایران در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، این اعتراضات در روز یک‌شنبه نیز ادامه یافته است.

در بیشتر دانشگاه‌های اصلی پایتخت از جمله بهشتی، علم و صنعت، تهران، امیرکبیر و شریف دانشجوها در حمایت از معترضان دی‌ماه و مخالفت با حکومت شعار داده‌اند.

ویدئوهای منتشر شده دانشجویان دانشگاه تهران را نشان می‌دهد که شعار «مرگ بر خامنه‌ای» سر می‌دهند. در دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی تهران نیز دانشجویان با شعار «می‌جنگیم می‌میریم ایران رو پس می‌گیریم» تجمع کردند.

ویدئوی دیگری نیز از دانشگاه فردوسی مشهد منتشر شده که دانشجویان معترض در آن شعار «امسال سال خونه سیدعلی سرنگونه» می‌دهند. ویدئوهایی نیز از اعتراض دانشجویان در دانشگاه بهشتی منتشر شده است.

همزمان با این اعتراضات، ویدئویی از بالا گرفتن پرچم شیر و خورشید در دانشگاه صنعتی شریف توسط شماری از دانشجویان منتشر شده است.

در ویدئوها شنیده می‌شود که دانشجویان پس از بالا رفتن پرچم شیر و خورشید شعارهایی را در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی سر می‌دهند.

ساعتی بعد، خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی این دانشگاه اعلام کرد ورود دانشجویانی که «رفتارهایی خلاف موازین و شئونات دانشگاهی» داشتند، ممنوع می‌شود و این موضوع به آنها ابلاغ می‌شود.

خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، اعلام کرد «جمع کثیری از دانشجویان» در دانشگاه‌های شریف و امیرکبیر با سر دادن «شعارهای سیاسی مخالف» در محوطه دانشگاه تجمع اعتراضی برپا کردند.

این خبرگزاری همچنین خبر داده در پی تجمع دانشجویان دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی، درگیری رخ داد و «شیشه‌های لابی دانشگاه شکسته شد».

ایرنا می‌گوید روز یکشنبه در دانشگاه‌های تهران، علم و صنعت و فردوسی مشهد نیز تجمع‌های اعتراضی برگزار شد.

در یکی از ویدئوهایی که از دانشگاه امیرکبیر (پلی تکنیک) منتشر شده مشاهده می‌شود که نیروهای موسوم به بسیج که از روز گذشته با سازماندهی، پرچم و امکانات در این دانشگاه حضور یافته‌اند با شعار «حیدر حیدر» با دانشجویان معترض درگیر شده‌اند.

شماری از دانشجویان معترض نیز در مقابل واکنش نشان داده و شعار «بی‌شرف، بی‌شرف» به گوش می‌رسد.

برخی رسانه‌های حکومتی ویدئوهایی منتشر کرده‌اند حاکی از این که دانشجویان حزب‌اللهیِ هوادار حکومت نیز در پاسخ به این معترضان تجمع کرده و در چند دانشگاه «نماز جماعت» برپا کرده‌اند.

به نظر می‌رسد این تلاشی باشد از طرف نیروهای هوادار حکومت در دانشگاه‌ها برای به حاشیه راندن دانشجویان معترض. خبرگزاری حکومتی دانشجو از این معترضان با عنوان «دانشجونما» یاد کرده و آنها را به خرابکاری در محوطه دانشگاه متهم کرده است.

به دلیل سانسور اخبار و محدود کردن رسانه‌های غیرحکومتی، رادیوفردا قادر به راستی‌آزمایی این اتهامات نیست.

این تجمعات دانشجویی همزمان با برگزاری مراسم چهلم کشته‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در سراسر ایران برپا شده است.

زنده «تمایل ترامپ» به انجام حمله‌ هدفمند به ایران؛هند از شهروندانش خواست ایران را ترک کنند

 

زنده «تمایل ترامپ» به انجام حمله‌ هدفمند به ایران؛هند از شهروندانش خواست ایران را ترک کنند

زنده «تمایل ترامپ» به انجام حمله‌ هدفمند به ایران؛هند از شهروندانش خواست ایران را ترک کنند

 

نیویورک‌تایمز می‌گوید دونالد ترامپ به انجام یک حمله هدفمند به ایران متمایل شده است

روزنامه نیویورک تایمز به نقل از منابعی در دولت آمریکا گزارش داده که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور این کشور، به انجام یک حمله هدفمند به ایران در روزهای آینده متمایل شده است تا به مقامات جمهوری اسلامی نشان دهد باید با توقف کامل توانایی ساخت سلاح هسته‌ای موافقت کنند.

بر مبنای این گزارش، رئیس‌جمهور آمریکا به مشاورانش گفته که حمله بسیار بزرگ‌تری را در ماه‌های آینده در سال جاری میلادی با هدف تضعیف و برکناری رهبران جمهوری اسلامی از قدرت مد نظر قرار خواهد داد.

به نوشته این روزنامه، در داخل دولت آمریکا درباره این‌که آیا چنین هدفی تنها با حملات هوایی محقق می‌شود یا خیر، تردیدهایی وجود دارد.

پیش از انتشار این گزارش، وب‌سایت اکسیوس به نقل از یک مقام دولت آمریکا، مذاکرات روز هفتم اسفند در ژنو را آخرین فرصت جمهوری اسلامی برای توافق با دولت دونالد ترامپ پیش از آغاز عملیات نظامی آمریکا عنوان کرده بود.

یکشنبه، اسفند ۰۳، ۱۴۰۴

روایت تنش و خشم هواداران؛ «بگو با مایی یا بر ما»؟

 

روایت تنش و خشم هواداران؛ «بگو با مایی یا بر ما»؟

پس از اعتراضات خونین دی‌ماه ۱۴۰۴، سوگی بزرگ بر شهرهای ایران حاکم شد؛ اما صدای اعتراض خاموش نماند و به بیرون از مرزها رفت. از آمریکای شمالی تا استرالیا و ژاپن و در شهرهای مختلف اروپا، ایرانیان در گرما و سرما به خیابان‌ها آمدند.

خیابان‌هایی دور از وطن، صحنهٔ همبستگی کسانی شد که با وجود تفاوت نگاه‌ها، کنار هم ایستادند تا پژواک صدای مردم داخل ایران باشند.

سارا، یک شهروند ساکن تهران می‌گوید:

با دیدن راهپیمایی گستردهٔ ایرانیان خارج از کشور، با حضور پیر و جوان، احساس غرور کردم و از خودم پرسیدم چه چیزی با وجود تفاوت دیدگاه‌ها آن‌ها را کنار هم آورده است. به این نتیجه رسیدم که جز «وطن» نیست؛ همان هویت و خانهٔ مشترک ما.

اما با دیدن برخی از اتفاقات در تجمعات و یا در حاشیهٔ آن‌ها، از همان ابتدا پرسش‌هایی در ذهن‌ها به وجود می‌آید: آیا «کنار هم ایستادن» به معنای «هم‌صدا بودن» است؟ آیا می‌توان در کنار هم ایستاد و همچنان متفاوت ماند؟ آیا مسئله فقط داشتن «حکومت خوب» است؟ یا داشتن سازوکاری که اجازه بدهد صداها بمانند، نقد کنند و بدون ترس کنار هم دوام بیاورند نیز مهم است؟

واتسلاو هاول که سال‌ها با حکومت کمونیستی چکسلواکی مبارزه کرد و پس از آن رئیس‌جمهور چک شد، بر این باور است که مبارزه فقط بر سر تغییر حاکمان نیست، بر سر این است که مردم یاد بگیرند در «حقیقت» زندگی کنند، نه در دروغی که قدرت می‌سازد. اگر مخالفان هم به همان زبان حذف و تحقیر پناه ببرند، فقط چهرهٔ قدرت عوض می‌شود، نه منطق و ماهیت آن.

این بار، برخلاف تجمعات و اعتراضات گذشته، طنین صدای حامیان شاهزاده رضا پهلوی بسیار بیشتر است.

پس از اعتراضات خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ و به‌ویژه فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، حکومت واکنشی فراتر از تصور نشان داد و دست به کشتاری بی‌رحمانه زد. هزاران نفر کشته، مجروح و بازداشت شدند.

در چنین شرایطی از کشتار هزاران جان عزیز، خشم و نفرت ایرانیان بیشتر شده؛ اما تاریخ نشان می‌دهد که خشم، اگر مراقبت نشود، می‌تواند از مطالبهٔ عدالت عبور کند و به‌سوی حذف و خشونت بیشتر پیش برود.

نلسون ماندلا، چهرهٔ نام‌آشنای ضد آپارتاید و نخستین رئیس‌جمهور آفریقای جنوبی که در یک انتخابات دموکراتیک عمومی برگزیده شد، پس از ۲۷ سال زندان گفت: اگر با نفرت از زندان بیرون بیایم، هنوز زندانی‌ام. او می‌دانست که پیروزی سیاسی بدون مهار خشم، می‌تواند یک کشور را وارد چرخهٔ تازه‌ای از انتقام و حذف کند.

پس از کشتار جمهوری اسلامی در دی‌ماه، خیابان‌های بسیاری از شهرهای جهان دوباره از ایرانیان پر شد؛ پر از ایرانیان خشمگین؛ پر از نمادهای سیاسی و قومی، پرچم‌های شیر و خورشید، عکس‌هایی از شاهزاده رضا پهلوی و این بار بیش از گذشته شعارهایی در حمایت از رهبری او.

در این بین، این صداهای اعتراضی، اما صداهای دیگری هم در برخی تجمعات و راهپیمایی‌ها شنیده می‌شود؛ صدای اختلاف؛ صدای نابردباری و عدم رواداری؛ صدای تحکم؛ صدای خشونت کلامی و حتی جنسی؛ صدای درگیری‌های فیزیکی.

با این حال، و با وجود صداهای گاه اختلاف‌برانگیز از سوی گروه‌ها و گرایش‌های سیاسی مختلف، شاهزاده رضا پهلوی بارها، از جمله در فوریهٔ ۲۰۲۵ در نشست همگرایی مونیخ، مخالفت خود را با رفتارهای تند اعلام کرده است.

 

اختلاف در سیاست طبیعی است. اما آن‌چه این صحنه‌های اعتراض برخی از ایرانیان در خیابان‌های شهرهای خارج از ایران را برای ناظران نگران‌کننده می‌کند، خود اختلاف نیست؛ شیوهٔ مواجهه با اختلاف است. چرا که سقوط یک نظام آسان‌تر از ساختن فرهنگ دموکراتیک است؛ دموکراسی پیش از صندوق رأی، در تحمل رقیب تمرین می‌شود.

هانا آرنت، نظریه‌پرداز سیاسی نامدار آلمانی، هشدار می‌داد که توتالیتاریسم فقط یک نظام سیاسی نیست؛ یک عادت فکری است: عادت به تک‌صدا کردن جهان و حذف پیچیدگی انسان…

سعید پیوندی، جامعه‌شناس در پاریس، به رادیو فردا می‌گوید:

ناسزاگویی می‌تواند نوعی کنش اجتماعی یا سیاسی باشد، چون ممکن است به عمل سیاسی بینجامد. در ایران امروز سه نوع ناسزاگویی دیده می‌شود: اول، از سوی حکومت علیه مخالفان، به‌ویژه در زندان‌ها و فضای مجازی با زبان تحقیر و تهدید؛ دوم، علیه حکومت که در جنبش ۱۴۰۱ به عرصهٔ عمومی آمد؛ سوم، میان خود مخالفان که با جایگزین کردن دشنام به‌جای گفت‌وگو، آن‌ها را در قبیله‌هایشان محدود می‌کند و رو به گسترش است.

صحنه‌هایی از اختلافات سیاسی و فکری، اگرچه فراگیر نیست، اما چهرهٔ خیابان‌های اعتراضی خارج از ایران را زشت، پرابهام و نگران می‌کند. همانند چند نفری که در وینِ اتریش جلو مغازه‌ها یا رستوران‌های ایرانی می‌رفتند و با تندی به آن‌ها فشار می‌آوردند که باید پرچم شیر و خورشید را نصب کنند.

البته این تصاویر و صداها که در شبکه‌های اجتماعی پخش می‌شود، همهٔ آن چیزی نیست که ما می‌بینیم. واقعیت آن جمعیت‌های بزرگ هزاران نفری یا چند صد هزار نفری است که همدلانه و برای کمک به مردم داخل ایران کنار هم قرار می‌گیرند.

اما برخی از شعارها و رفتارهای خشن، ذهن‌ها را درگیر سؤال می‌کند: آیا اپوزیسیون و مخالفان جمهوری اسلامی نیز می‌تواند پیش از رسیدن به قدرت، با اختلاف زندگی کنند؟ یا اختلاف، نخستین میدان حذف خواهد شد؟

چرا که اختلاف همیشه با فریاد شروع نمی‌شود؛ گاهی با الزام آغاز می‌شود؛ آنجا که یک نماد سیاسی از انتخاب شخصی، به یک اجبار تبدیل می‌شود. هرگاه «آزمون وفاداری» جای «گفت‌وگو» را بگیرد، جامعه وارد مسیر بسته‌شدن می‌شود؛ حتی اگر نامش آزادی باشد.

اینجا مسئله فقط یک درگیری خیابانی یا گروهی نیست. مسئله بازتولید یک الگوست: الگوی «یا با ما، یا علیه ما». همان دوگانه‌ای که سال‌ها سیاست رسمی جمهوری اسلامی را شکل داده است: یا طاغوتی هستی یا خط امامی! یا خودی هستی یا غیرخودی! یا ولایی هستی یا ضد ولایت! یا انقلابی هستی یا ضد انقلاب!

در زبان اقتدار همانند جمهوری اسلامی، «حریف» یا «رقیب» وجود ندارد؛ فقط «دشمن» وجود دارد. وقتی سیاست به دشمن‌سازی تقلیل پیدا کند، دموکراسی هنوز شروع نشده، تمام می‌شود.

همچنان که وقتی «همبستگی» تبدیل به «همسان‌سازی» می‌شود، مبارزه با استبداد، معنای خود را از دست می‌دهد.

عطا محامد تبریز، پژوهشگر ارشد علوم سیاسی، در بارسلونِ اسپانیا می‌گوید:

در هر تغییر اجتماعی، قطب‌بندی‌های سیاسی و اجتماعی شکل می‌گیرد. یک قطب جمهوری اسلامی است و دیگر جریان‌ها می‌کوشند در برابر آن هویت بسازند. بخشی از این هویت‌یابی به رفتارهای تند انجامیده است. جریان پادشاهی‌خواه که پیش‌تر در کنار یا زیر سایهٔ دیگر گروه‌ها بود، اکنون می‌خواهد خود را به‌عنوان آلترناتیو معرفی کند. رویدادهای خیابانی نیز برای بخشی از آن‌ها حس مشروعیت و غرور ایجاد کرده و این هیجانِ «برنده شدن» گاهی به رفتارهای انحصارگرایانه دامن زده است.

این صداها و دیدگاه‌های تند، همهٔ تجمعات و راهپیمایی‌های ایرانیان خارج از کشور را دربرنمی‌گیرد. همچنان که شاهزاده رضا پهلوی با آن مخالفت کرده است.

شروین سوادکوهی، از حامیان شاهزاده رضا پهلوی و از بانیان برگزاری راهپیمایی‌ها در لندن، به رادیو فردا می‌گوید:

این خشونت‌های کلامی یا فیزیکی هرگز دیدگاه‌های شاهزاده رضا پهلوی را نمایندگی نمی‌کند. ایشان بارها گفتند کسانی که به نام طرفداری از من دست به توهین می‌زنند، هیچ نسبتی با منش من ندارند. اما باید فراموش نکنیم جامعهٔ ایران بیش از چهار دهه تحت خشونت سازمان‌یافته بوده و طبیعی است که گاهی چنین رفتارهایی دیده شود.

یک صرافی در لندن
یک صرافی در لندن

در بسیاری از شهرها و خیابان‌های اعتراضی، افراد با گرایش‌ها و نمادهای متفاوت بدون تنش در کنار هم ایستاده‌اند و شعارهای مختلف می‌دهند. اما آنچه که کل یک تجمع و راهپیمایی مسالمت‌آمیز و بزرگ را تحت تأثیر قرار می‌دهد، مواردی است که به دلیل تنش، شعارهای جنسی یا خشونت کلامی و فیزیکی، در شبکه‌های اجتماعی بیشتر دیده و بازنشر می‌شوند و مبنای قضاوت و تحلیل قرار می‌گیرد.

همانند این نگاه شخصی که در یک گردهمایی حامیان پهلوی بر روی سن و پشت بلندگو تعابیری تند را به‌کار برد: «از دولت بعدی تنها تقاضای شخصی که دارم اینه که یا من رو مأمور رسیدگی به جرائم این حرام‌زاده‌ها در ایران بکنه یا جزئی از این هیئت تا تک‌تک این‌ها رو از تک‌تک درخت‌های خیابان پهلوی آویزان کنیم.»

این‌جا، رؤیای عدالت به رؤیای انتقام بدل می‌شود؛ وقتی عدالت با انتقام جابه‌جا می‌شود، زبان تغییر می‌کند و زبان، پیش از آن‌که ابزار گفت‌وگو باشد، به ابزار طرد بدل می‌شود.

سیاست وقتی «انسان» را فراموش می‌کند، زبانش به‌جای قضاوت اخلاقی به «برچسب» تبدیل می‌شود: خائن، مزدور، فاسد؛ و این قبیل کلماتی که راه را برای حذف هموار می‌کنند.

شهرام خلدی، پژوهشگر تاریخ خاورمیانه و روابط بین‌الملل در تورنتو کانادا، به رادیو فردا می‌گوید:

شاهزاده رضا پهلوی تنها می‌تواند به حامیان خود رهنمود بدهد و مسئول هر رفتار هوادار خود نیست. یک جنبش ملی مردم را نمی‌شود در جنبش ملی دیسیپلین کرد. این جنبش فاشیستیِ پیراهن‌سیاهان موسولینی نیست، این جنبش پیراهن‌قهوه‌ای‌های هیتلر نیست که یک عده‌ای رو شما برنامه‌ریزی بکنید دقیقاً بهشون بگوید چه جوری رفتار بکنند.
ایشان (شاهزاده) که نمی‌توانند مثل ناظم مدرسه با خط‌کش دنبال دانش‌آموز بیفتند که مثلاً تأدیب بکنند. بعضی‌ها از ایشان انتظار دارن که چکمه‌های پدربزرگشون رو نپوشند و دموکرات باشند، که ایشان دموکرات هستند. بعد در یک حوزه‌های دیگه انتظار دارند که چکمه‌های پدربزرگشان رو بپوشند و با تعقیب بیفتند دنبال یک عده‌ای...

در سال‌های اخیر، زبان سیاست در ایران بسیار تندتر شده و ناسزا و دشنام دیگر صرفاً بیان خشم نیست؛ به‌تدریج، به نوعی کنش سیاسی تبدیل شده است. زیرا نظام‌های اقتدارگرا تنها با سرکوب فیزیکی دوام نمی‌آورند؛ آن‌ها فرهنگی از حذف می‌سازند. فرهنگی که در آن، تفاوت به تهدید تعبیر می‌شود.

پرسش این‌جاست: آیا این فرهنگ، ناخواسته به فضای مخالفان نیز منتقل شده است؟

حسین قاضیان، جامعه‌شناس در واشینگتنِ آمریکا، به رادیو فردا می‌گوید:

فحش در بسیاری مواقع صدور خشم از درون ما به بیرون با استفاده از زبان است. وقتی خشم در جامعه انباشته می‌شود، کاربرد فحش هم فراگیر می‌شود. مخالفان هم از فرهنگ حاکمان رنگ می‌گیرند. اگر در فرهنگ رسمی ناسزا عادی باشد، این به مخالفان هم منتقل می‌شود.

این‌گونه پیام‌ها یا رفتارها در برخی از تجمعات تکرار شده است؛ با این حال، مریم، شهروند ایرانی ساکن برلین که تجربهٔ حضور در تجمعات این شهر و کپنهاگِ دانمارک را دارد، روایت دیگری دارد:

من جمهوری‌خواهم و نتونستم شعاری تکرار کنم، چون بیشتر شعارها حول سلطنت‌طلبی بود. دوست داشتم شعار زن زندگی آزادی رو بشنوم ولی جرئت نمی‌کردم تکرار کنم. اما در عین حال فحاشی جنسی هم در آن تجمع‌ها نشنیدم. با این حال من بدِ شاهزاده رضا پهلوی را از بهترینِ جمهوری اسلامی برای مردم ایران در حال حاضر خیلی بهتر می‌دانم.

اختلاف‌ها، در برخی از خیابان‌های دور از ایران، بازتاب شکاف‌هایی عمیق‌تر بود؛ شکاف‌هایی تاریخی و ایدئولوژیک؛ جامعه‌ای که سال‌ها با حذف زیسته، اختلاف را اغلب نه به‌عنوان تفاوت، بلکه به‌عنوان تهدید تجربه می‌کند.

فروشگاهی در لندن
فروشگاهی در لندن

وقتی جامعه‌ای دهه‌ها در ساختاری تک‌صدا زندگی کرده باشد، تمرین مدارا نکرده است. در چنین فضایی، «تحمل دیگری» از سوی بعضی یک فضیلت تمرین‌نشده است.

اینجا، نماد به خط قرمز تبدیل می‌شود. و زبان، پیش از آن‌که ابزار گفت‌وگو باشد، به ابزار طرد بدل می‌شود. در برخی تجمعات، شعارها فقط علیه حکومت نبود. جهت شعارها تغییر کرد. و گاهی، هرچند اندک، فحاشی‌ها شروع شد و خیابان‌های خارج از کشور، شبیه میدان رقابت سیاسی شد.

در خیابان‌های اعتراضی در خارج از کشور، حذف صداها، درگیری‌های کلامی و خشونت‌های فیزیکی همیشه کار یک فرد یا یک گروه کوچک نیست. گاهی ابراز عقیده که در مواردی نیز بین موافقان و مخالفان به جدل و بحث‌های تند کشیده می‌شود، پشتش می‌تواند یک تشکیلات سیاسی باشد، مانند تجمعات وابسته به اقلیت‌های قومی، گروه‌های سیاسی چپ یا هواداران سازمان مجاهدین خلق.

گاهی هم ممکن است شعارهای داخل خیابان علیه جمهوری اسلامی و پهلوی، ویژهٔ یک گروه سیاسی نباشد بلکه طرفدارانی در بین اقشار مختلف ایرانیان داشته باشد.

ایرانیانی که هرگز وابسته به هیچ گروه یا گرایش سیاسی نیستند، با وجود اختلاف دیدگاه در تجمعات و راهپیمایی‌های حامیان پهلوی، به‌خاطر همدلی با مردم داخل ایران شرکت می‌کنند اما مرزبندی خود را با سیاست‌های گروه‌های سیاسی حفظ می‌کنند.

شقایق، یک شهروند ایرانی ساکن لس‌آنجلس، به رادیو فردا می‌گوید:

من به‌عنوان یک ایرانی مستقل در راهپیمایی‌های این شهر شرکت می‌کنم، نه عضو هیچ جریان سیاسی هستم و مرزبندی خودم رو دارم اما برای همدلی با مردم داخل ایران حضور دارم.

در داخل ایران هم وقتی مردم در روزهای خونین دی‌ماه به خیابان می‌آمدند، در کنار صدای حمایت از پهلوی، معترضان شعارهای مخالف دیگری هم سر دادند.

یک روزنامه‌نگار مستقل ساکن تهران فضای سیاسی داخل کشور را این‌گونه توصیف می‌کند:

این دسته‌بندی‌ها مثل سلطنت‌طلب، چپ یا «زن، زندگی، آزادی» آن‌قدر که در دیاسپورا پررنگ است، در داخل کشور وجود ندارد. در داخل نه نیروی مشخصی با گرایش چپ داریم، نه جریان سازمان‌یافته‌ای با اتیکت «زن زندگی، آزادی». حتی گرایش سلطنت‌طلب هم آن‌قدر که تصور می‌شود پررنگ نیست. مردم در اعتراضات به‌صورت خودجوش نام رضا پهلوی را مطرح کردند، اما در طبقات پایین، میان کسبه و در شهرهای کوچک، جایگاه سیاسی تعریف‌شده‌ای برای او شکل نگرفته است. اغلب مردم دنبال تغییرند و خسته‌اند. بسیاری فکر می‌کنند امیدی به اصلاحات نمانده و شاید مسیر به سمت جنگ یا براندازی برود. در عین حال نباید فراموش کرد که سعید جلیلی پارسال ۱۳ میلیون رأی آورد؛ پایگاه رأی حکومت همچنان قابل چشم‌پوشی نیست؛ این دسته‌بندی‌های خارج از کشور بیشتر در شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته‌اند، اما کف خیابان در ایران واقعیت متفاوتی دارد.

با این‌همه، بخشی از ایرانیان در داخل و خارج از کشور و نیز برخی تحلیلگران سیاسی و اجتماعی، نسبت به گسترش خشونت زبانی و سیاستِ حذف و تهدید در میان بخشی از هواداران ابراز نگرانی و ترس می‌کنند؛ نگرانی از صداهایی که به‌جای استدلال، برچسب می‌زنند؛ به‌جای گفت‌وگو، تهدید می‌کنند و به‌جای رقابت سیاسی، حذف را تجویز می‌کنند.

در برخی از دیدگاه‌های تند، اگرچه در بین معدودی از هواداران وجود دارد، مرز میان اعتراض سیاسی و آزار اجتماعی مخدوش می‌شود و مشروعیت اخلاقی یک جنبش اعتراضی به آزمون گذاشته می‌شود؛ جنبشی که برای آزادی بیان هم مبارزه می‌کند، با بیان مخالف در درون خود چگونه رفتار می‌کند؟

در لندن، در محله‌های با شمار زیادی فروشگاه و رستوران ایرانی، فردی که خود را کنشگر اجتماعی معرفی می‌کند، به سراغ کسبه می‌رود و از آن‌ها می‌خواهد پرچم شیر و خورشید را پشت ویترین مغازه‌هایشان نصب کنند.

آن‌چه محل پرسش است، خودِ پرچم نیست؛ پرسش این است که این درخواست در چه فضایی مطرح می‌شود: در فضای انتخاب و رضایت؟ یا در فضایی آمیخته با فشار و هراس از برچسب‌خوردن؟

اگر نماد، از «انتخاب» به «انتظار عمومی» تبدیل شود، اگر امتناع، به معنای قرار گرفتن در معرض قضاوت یا طرد تعبیر شود، آن‌گاه اعتراض سیاسی از حوزهٔ اقناع خارج می‌شود و به حوزهٔ فشار اجتماعی وارد می‌شود و دقیقاً همین‌جاست که هر جنبشی باید از خود بپرسد: آیا آزادی را فقط برای خود می‌خواهد یا برای دیگری نیز؟

برخی رفتار و گفتار برخی از هواداران را گونه‌ای از خشونت می‌دانند؛ خشونتی نه لزوماً فیزیکی، بلکه زبانی و اجتماعی. در مقابل، بخشی از حامیان و فعالان سیاسی نیز تأکید می‌کنند که این رویکرد همهٔ هواداران را نمایندگی نمی‌کند.

شاهزاده رضا پهلوی در نشست امنیتی مونیخ در ۲۴ بهمن ۱۴۰۴، در پاسخ به پرسش‌های کریستین امان‌پور، مجری سرشناس شبکهٔ سی‌ان‌ان، در یک پنل دربارهٔ حملات آنلاین به مخالفان حکومت در پوشش حمایت از او گفت:

پشت بسیاری از کمپین‌های تخریب آنلاین، رژیم جمهوری اسلامی است تا بین ما تفرقه بیندازد... نمی‌توانم میلیون‌ها نفر را کنترل کنم یا آنچه در شبکه‌های اجتماعی گفته می‌شود را مدیریت کنم یا حتی بدانم چه کسی واقعی است یا نیست. من چنین رفتارهایی را تأیید نمی‌کنم و آن‌ها را محکوم می‌کنم. بسیاری از حاضران می‌دانند که بارها موضع گرفته‌ام و چنین رفتارهایی را که تحمل نمی‌کنم، رد کرده‌ام.

حتی کریستین امان‌پور هم چند روز بعد از این جلسه در حاشیهٔ نشستی در لندن از انتقاد و حملهٔ لفظی برخی از هواداران در امان نماند.

هرچند صداهای تند برخی از حامیان پادشاهی‌خواه یا دیگر گروه‌های سیاسی، قطعاً نمایندهٔ همهٔ هواداران یا همهٔ تجمعات نیست. اما حضورشان بحثی جدی را دربارهٔ «زبان سیاست» در میان مخالفان جمهوری اسلامی گشوده است.

سعید پیوندی، جامعه‌شناس در پاریس:

در سال‌های اخیر زبان سیاسی، به‌ویژه در شبکه‌های مجازی، به‌شدت تغییر کرده و آکنده از ناسزا، توهین و تحقیر شده است. این را می‌توان نوعی چرخش سیاسی دانست، زیرا زبان خشونت‌آمیز خود نوعی کنش اجتماعی و سیاسی است و می‌تواند به عمل سیاسی بینجامد.
در ایران امروز سه نوع ناسزاگویی دیده می‌شود: نخست، از سوی حکومت علیه مخالفان، به‌ویژه در زندان‌ها و فضای مجازی، که توهین ابزاری برای تحقیر و شکستن شخصیت بوده است. دوم، علیه حکومت؛ در جنبش ۱۴۰۱ زبان دشنام‌گو وارد عرصهٔ عمومی شد و جوانان با ادبیات رکیک با اقتدار حاکم مقابله کردند. سوم، میان خود مخالفان که ماهیتی متفاوت دارد؛ دشنام جای گفت‌وگو را می‌گیرد و افراد را در قبیله‌هایشان محدود می‌کند. این شکل سوم به‌دلیل نبود نقد جدی، در حال گسترش است.

موضوع برخی از خشونت‌های کلامی و فیزیکی محدود به یک فرد یا یک جریان نیست؛ بحث دربارهٔ کیفیت فرهنگ سیاسی آینده است. این‌که آیا اپوزیسیون و مخالفان جمهوری اسلامی، تنها در قدرت با یکدیگر تفاوت خواهند داشت، یا در منطق و روش رفتار سیاسی نیز متفاوت خواهند بود.

پروفسور امیر مبارز پرستا، چشم‌پزشک در مونیخِ آلمان و عضو حزب ایران‌نوین از احزاب نزدیک به شاهزاده رضا پهلوی، می‌گوید:

دموکراسی فقط یک هدف سیاسی نیست، بلکه یک فرهنگ رفتاری است. اگر به رهبری شاهزاده و تأکید او بر کثرت‌گرایی، مدارا، گفت‌وگو و آزادی بیان باور داریم، باید همان اصول را در رفتار خود نشان دهیم. اختلاف نظر، حتی نقد تند، طبیعی و بخشی از فضای دموکراتیک است؛ اما فحاشی و تخریب شخصی به اعتبار جریان خودمان لطمه می‌زند. اگر از اتحاد ملی و احترام متقابل سخن می‌گوییم، باید در عمل هم به آن پایبند باشیم؛ روش ما باید با هدف دموکراتیک‌مان همخوان باشد.

برای بخشی از مردم داخل کشور، تصاویر و واکنش‌های خشونت‌آمیز برخی تجمعات یا تهدیدهای هواداران فقط خبر نیست؛ قضاوت است.

صحنه‌های اعتراضی برخی از ایرانیان در خیابان‌های کشورهای خارجی، از داخل ایران چگونه دیده می‌شود؟

سیامک، شهروند ساکن تهران که خودش در راهپیمایی ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه شرکت کرده، می‌گوید:
«با فحاشی‌های خارج مخالفم. تصویر بدی برای جامعهٔ جهانی داره. بعضی شعارها انگار برای مسخره‌بازی است! نه برای اعتراض به کشته شدن هزاران ایرانی.»

در کشوری که هزینهٔ اعتراض زندان و مرگ بوده، هر تصویری از خشونت در خارج، و حتی رقص و شادی برخی در خیابان‌ها در حالی که ایران در سوگ هزاران کشته نشسته، می‌تواند فاصله ایجاد کند.

گاهی، مخالفان جمهوری اسلامی، نه در قدرت، بلکه در منطق حذف، شبیه همان چیزی می‌شوند که با آن می‌جنگند. و این شاید سخت‌ترین پرسش باشد: آیا می‌توان با یک ساختار اقتدارگرا جنگید، بدون آن‌که زبان اقتدار را در درون خود بازتولید کرد؟

سیاست تبعیض و تبعید، همیشه چند صدا دارد: صدای امید؛ صدای خشم؛ صدای رقابت؛ و گاهی صدای حذف. اما آینده، نه با خشم تکثیرشده، بلکه با پذیرش کثرت سیاسی و بعد با تحمل دیگری و مدارا و رواداری ساخته می‌شود. سخن از مدارا با آمران و عاملان سرکوب و کشتار و زندان نیست؛ سخن از پرهیز از بازتولید همان منطق خشونت در میان مخالفان است.

پرسش اما همچنان باقی است: اگر نیروهای سیاسی و حامیان آن‌ها امروز نتوانند اختلاف را مدیریت کنند، فردا چه خواهد شد؟

فردای ایران تنها با تغییر نام‌ها ساخته نمی‌شود؛ با تغییر «منطق رفتار» ساخته می‌شود؛ آینده‌ای که در آن اختلاف تهدید نباشد بلکه نشانهٔ زنده بودن جامعه باشد.

و شاید پرسش امروز هم همین باشد: آیا مخالفان جمهوری اسلامی فقط می‌خواهند قدرت را تغییر دهند؟ یا منطق قدرت را؟ همان منطقی که می‌گوید بگو «با مایی یا بر ما؟»

مسئولیت تدوین صدای نسخهٔ رادیویی این گزارش را شهرام ابراهیمی بر عهده داشته است.

 

تجمع ضدحکومتی در چند دانشگاه؛ درگیری دانشجویان دانشگاه شریف با نیروهای بسیج

 

تجمع ضدحکومتی در چند دانشگاه؛ درگیری دانشجویان دانشگاه شریف با نیروهای بسیج

تجمع دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، شنبه ۲ اسفند
تجمع دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، شنبه ۲ اسفند

چند دانشگاه در تهران و مشهد در آغاز نیمسال تحصیلی جدید صحنهٔ برگزاری تجمعات ضدحکومتی بود و در دانشگاه صنعتی شریف میان تجمع‌کنندگان و نیروهای «بسیج» درگیری رخ داد.

این تجمعات روز شنبه دوم اسفند با برگزاری مراسم چهلمین روز کشته شدن معترضان دی‌ماه در سراسر ایران همزمان شده است.

بر اساس ویدئوهایی که از تجمع دانشجویان در دانشگاه صنعتی شریف در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، آن‌ها شعارهایی چون «آزادی،‌ آزادی»، «تا آخوند کفن نشود،‌ این وطن وطن نشود»، «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده»، «می‌جنگیم،‌ می‌میریم،‌ ایرانو پس می‌گیریم»، و «این همه سال جنایت،‌ مرگ بر این ولایت» سر داده‌اند.

گزارش‌ها حاکی از آن است که نیروهای حامی حکومت بعد از سر دادن این شعارها به دانشجویان حمله کردند که با شعارهای «بی‌شرف، بی‌شرف» دانشجویان مواجه شدند.

بر اساس ویدئوهای منتشرشده در خبرگزاری دانشجو، دانشجویان بسیجی شعار داده‌اند: «عزاداری اداشون، پهلوی مقتداشون». همچنین ویدئوهای دیگری نشان می‌دهد آن‌ها در برابر دانشجویان شعار «حیدر حیدر» نیز سر دادند.

در واکنش به این اتفاقات، رئیس دانشگاه صنعتی شریف گفت با افرادی که در دانشگاه کار «غیرقانونی» کنند، باید «برخورد» شود.

بر اساس ویدئوی منتشرشده، مسعود تجریشی در جمع دانشجویان بسیجی مدعی می‌شود که «دشمن» تمایل به برگزاری غیرحضوری کلاس‌های دانشگاه دارد و در سخنانی برای توجیه دانشجویان «بسیجی» خطاب به مقام‌های آمریکایی می‌گوید: «ناوت را آوردی اینجا؟ ما می‌رویم سر کلاس.»

همزمان با برگزاری صدها مراسم چهلم قربانیان کشتار دی‌ماه در گوشه و کنار کشور، در دانشگاه امیرکبیر نیز روز شنبه تجمعی در حمایت از معترضان برگزار شد.

بر اساس تصاویر و گزارش‌های منتشرشده در «خبرنامه امیرکبیر»، دانشجویان معترض در این دانشگاه در روز دوم اسفند و هم‌زمان با چهلم معترضان و دانشجویان کشته‌شده در اعتراضات دی‌ماه شعارهایی از جمله «جاوید شاه» سر دادند.

بنا بر این گزارش دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در اقدامی هماهنگ لباس سیاه پوشیده‌ بودند.

همچنین دانشجویان دانشکده روان‌شناسی و علوم‌تربیتی دانشگاه بهشتی روز شنبه دست به تحصن زدند و یاد و خاطره هادی فروغ، دانشجوی سابق این دانشگاه، را گرامی داشتند.

هادی فروغ، فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی ارشد رشته تربیت بدنی از دانشگاه بهشتی و عضو سابق تیم بسکتبال این دانشگاه، روز ۱۸ دی در جریان اعتراضات همدان توسط نیروهای حکومتی کشته شد.

تصاویر منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیز روز شنبه تجمع اعتراضی برپا کردند.

در این تجمع شعارهایی مانند «دانشجو داد بزن، حقتو فریاد بزن» و «آزادی آزادی آزادی» سر داده شده است.

روایت رسانه‌های حکومتی

خبرگزاری صداوسیما در واکنش به این تجمعات مدعی شد که روز شنبه مراسم «گرامیداشت چهلم جان‌باختگان حوادث دی‌ماه» در چند دانشگاه کشور برگزار شد که در دانشگاه تهران با برپایی دسته عزاداری و شعارهای ضد آمریکایی دانشجویان همراه بود.

این خبرگزاری می‌گوید در دانشگاه صنعی شریف نیز تحصن سکوتی برگزار شده بود که در ادامه به سر دادن «شعارهای ساختارشکنانه» منتهی شد و سپس دانشجویان معترض به «عزاداران» حمله کردند.

در ویدئوهای منتشر شده توسط خبرگزاری صداوسیما، افراد نزدیک به حکومت در دانشگاه شریف پرچم جمهوری اسلامی ایران در دست دارند و شعار «الله اکبر» سر می‌دهند.

خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران، نیز با اشاره به برگزاری دو تجمع در دانشگاه شریف گزارش داده که میان دو گروه درگیری رخ داد که به «مصدومیت چند دانشجو» منجر شد.

مقام‌ها و رسانه‌های حکومتی که در روزهای اولیه بعد از اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی که با سرکوب خون‌بار مواجه شد، معترضان را «تروریست‌های مسلح» می‌خواندند و نقش نیروهای امنیتی و نظامی را در کشتار معترضان انکار می‌کردند.

با این حال این روایت در روزهای اخیر به‌خصوص با برگزاری آیین‌های سوگواری توأم با رقص و پایکوبی مردم و ستایش کشته‌شدگان به‌عنوان «قهرمانان وطن» تغییر کرده است.

اعتراضاتی که روز هفتم دی‌ماه در واکنش به بالا رفتن قیمت ارز و گرانی‌ها از بازار تهران آغاز شده بود، بلافاصله به تجمعات ضدحکومتی همراه با شعارهای علیه رهبر جمهوری اسلامی در سراسر ایران تبدیل شد.

با اعلام فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، جمعیت زیادی در صدها شهر ایران طی روزهای ۱۸ و ۱۹ دی به خیابان‌ها رفتند. این تجمع‌ها با سرکوب شدید و تیراندازی گسترده نیروهای امنیتی روبه‌رو شد که هزاران کشته به جا گذاشت.

چهار سال پس از تهاجم به اوکراین؛ ارتش روسیه چقدر آموخته بهتر بجنگد؟

 

چهار سال پس از تهاجم به اوکراین؛ ارتش روسیه چقدر آموخته بهتر بجنگد؟

نیروی زمینی روسیه طی ماه‌ها نبرد فرسایشی و طاقت‌فرسا، دفاع اوکراین را تحلیل برده‌ است، اما با هزینه‌های سرسام‌آور
نیروی زمینی روسیه طی ماه‌ها نبرد فرسایشی و طاقت‌فرسا، دفاع اوکراین را تحلیل برده‌ است، اما با هزینه‌های سرسام‌آور

پیش از اوکراین، آخرین باری که روسیه به‌طور تمام‌عیار به یک کشور مستقل دیگر حمله کرد، گرجستان بود. مسکو در سال ۲۰۰۸ پس از یک درگیری ۱۶ روزه پیروز شد، اما این پیروزی آشفته بود و نشان داد که نیروهای مسلح روسیه به یک نوسازی بزرگ نیاز دارند.

چهار سال پیش، ارتش روسیه که تا حدودی نوسازی شده بود دوباره به محک آزمون گذاشته شد؛ زمانی که صدها هزار نیرو به اوکراین یورش بردند. با توجه به تلفات سرسام‌آور که بیش از ۱.۲ میلیون کشته و زخمی تخمین زده می‌شود و همچنان رو به افزایش است، این جنگ حتی آشفته‌تر بوده؛ و مسکو هنوز هم پیروز نشده است.

اما نیروهای مسلح روسیه در حال آموختن هستند. پرسش این است که از ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ تا امروز چقدر آموخته‌اند.

دارا ماسیکات، کارشناس باسابقه نیروهای مسلح روسیه و پژوهشگر ارشد بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی، به رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی گفت: «آن‌ها خودشان را با شرایط میدان نبرد تطبیق می‌دهند، اما تغییرات ماندگارتر در نیروهای مسلح، از نظر استراتژی و عملیات، بعدتر رخ خواهد داد».

نیک رینولدز، پژوهشگر نبرد زمینی در اندیشکده مؤسسه سلطنتی سرویس‌های یکپارچه در لندن، گفت: «من آنچه را ارتش روسیه از سر گذرانده بیشتر “تطبیق” می‌دانم تا “اصلاح”، چون به نظر می‌رسد بخش زیادی از آن تحت فشارهای نسبتاً آنی شکل گرفته است».

 

او افزود: «این روند در حال ساختن نیروی ایده‌آلی نیست که برای جنگ‌های آینده کارآمد باشد. در تلاش برای حل مشکلات عملیاتی است و این‌که بر اساس معیارهای خودش یک نیروی “به اندازه کافی خوب” مستقر کند تا مشکلات پیشِ‌رو را برطرف کند».

سرهنگ دوم یوها کوککولا، استاد گروه پژوهش روسیه در دانشگاه ملی دفاع فنلاند، گفت: «به معنای روسی کلمه هیچ “اصلاحی” رخ نداده؛ منطق جنگ این را ناممکن می‌کند».

او به رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی گفت: ارتش روسیه «از شکست‌ها درس می‌گیرد... و هم‌زمان نیروها و تجهیزات باتجربه پیشین را از دست می‌دهد و در عین حال یاد می‌گیرد چگونه در مرحله بعدی جنگ زنده بماند».

به گفته او، درس‌های آموخته‌شده «برای نیازهای این جنگ مناسب‌اند، اما شاید به کار جنگ بعدی نیاید».

سربازان روس در جریان رزمایش‌های نظامی سال ۲۰۱۹، سه سال پیش از حمله به اوکراین، یک سامانهٔ راکت‌انداز چندگانهٔ BM-21 گراد را شلیک می‌کنند
سربازان روس در جریان رزمایش‌های نظامی سال ۲۰۱۹، سه سال پیش از حمله به اوکراین، یک سامانهٔ راکت‌انداز چندگانهٔ BM-21 گراد را شلیک می‌کنند

از گرجستان تا اوکراین

پس از پیروزی آشفته روسیه در گرجستان، آناتولی سردیوکوف، وزیر دفاع وقت، مأمور شد که تغییرات عمده‌ای در ارتش ایجاد کند؛ از جمله فاصله گرفتن از الگوهای دیرپای تفکر شوروی.

او تلاش کرد اندازه کلی ارتش را کاهش دهد؛ آموزش نظامی را تجدید سازمان کرد؛ به تعداد بیشتر درجه‌داران مثل گروهبان‌ها اولویت داد؛ تلاش کرد ساختار را از لشکرهای بزرگ و کند، به «گروه‌های تاکتیکی گردانی» کوچک‌تر و چابک‌تر تغییر دهد. سرمایه‌گذاری‌های بزرگی روی تانک‌های جدید، نفربرهای زرهی جدید و موشک‌های جدید انجام شد؛ به‌علاوه سامانه‌های ارتباطی جدید که ناکارآمدی آن‌ها در گرجستان‌ آشکار شده بود.

اما ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری، او را در سال ۲۰۱۲ برکنار کرد، در حالی که گرفتار یک رسوایی شده بود. سرگئی شویگو، از معتمدان قدیمی پوتین، که جانشین او شد خواسته افسران کهنه‌کار برای بازگشت کامل به عقب را نادیده گرفت، اما کار زیادی هم برای ادامه مدرن‌سازی ارتش نکرد.

ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه، در سال ۲۰۱۲ آناتولی سردیوکوف را در پی یک رسوایی فساد برکنار کرد. اصلاحات سردیوکوف در میان بسیاری از فرماندهان بلندپایه ارتش روسیه محبوبیتی نداشت
ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه، در سال ۲۰۱۲ آناتولی سردیوکوف را در پی یک رسوایی فساد برکنار کرد. اصلاحات سردیوکوف در میان بسیاری از فرماندهان بلندپایه ارتش روسیه محبوبیتی نداشت

کاتری پینّونیمی، استاد مرکز مطالعات روسیه و اروپای شرقی فنلاند در دانشگاه هلسینکی، گفت: «اصلاحات سردیوکوف واقعاً برای این بود که روسیه در جنگ محلی بهتر بجنگد. بعد در حدود سال ۲۰۱۲ تغییر مسیر داد. روی آماده‌سازی برای جنگی بزرگ‌تر تأکید شد... در واقعیت اتفاق عمده‌ای نیفتاد، اما این فرضیه تهدید از سوی رژیم روسیه تغییر کرد. همین، اصلاحات را متوقف کرد».

کرملین در سال‌های بعد یک پروژه بزرگ نظامی را آغاز کرد: عملیات برون‌مرزی در سوریه. کارشناسان می‌گویند روسیه در آن‌جا تجربه ارزشمندی به دست آورد؛ از جمله در حملات هوایی هماهنگ: وقتی سربازان روی زمین مستقیماً با خلبانان در آسمان هماهنگ می‌کنند تا اهداف مشخصی را بزنند. وقتی روسیه به اوکراین حمله کرد، ناظران بیرونی انتظار داشتند که ارتش بزرگ‌تر و مجهزتر روسیه ظرف چند روز وارد کی‌یف شود. اما چنین نشد؛ بخشی به‌خاطر جسارت و مقاومت اوکراینی‌ها، و بخشی هم به‌خاطر عملیات بد روسیه.

در کمتر از یک سال، نیروهای اوکراینی دو ضدحمله انجام دادند و روسیه را از مواضع خود عقب راندند: در جنوب، منطقه خرسون، و در شمال‌شرق، منطقه خارکیف.

در این فاصله، کرملین فرماندهان را یکی پس از دیگری جابه‌جا می‌کرد تا سرعت عملیات را برگرداند. تا پیش از آن‌که ژنرال سرگئی سوروویکین در شورش کوتاه‌مدت ژوئن ۲۰۲۳ به رهبری یوگنی پریگوژین، فرمانده مزدوران واگنر، گرفتار شود، او توانست خطوط روسیه را تا حدودی تثبیت کند؛ بخشی با ساخت پدافندهای عظیم چندلایه‌ای که بعدها به «خطوط سوروویکین» معروف شد.

فرماندهان روس همچنین به تاکتیک‌های قدیمی و غیرمدرن شوروی بازگشتند: فرستادن موج‌های پیاده‌نظام برای درهم شکستن دفاع اوکراین. این کار معمولاً با مردانی کمتر آزموده و دارای سلاح‌های سبک انجام می‌شد که گاهی زندانیان را شامل می‌شد؛ این دست عملیات‌ها به‌دلیل تلفات فوق‌العاده بالا به «چرخ‌گوشت» مشهور شد.

در دوره‌های اخیر، افسران به فرستادن مردان مجهز به سلاح سبک‌ روی آورده‌اند که تلاش می‌کنند با موتورسیکلت یا خودروهای آفرود با سرعت از خطوط دفاعی اوکراین عبور کنند و امیدوار باشند که از حملات پهپادها در امان خواهند ماند.

نتیجه چه بوده؟ روسیه بیش از مجموع همه جنگ‌هایی که از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون انجام داده، کشته و زخمی داده است.

رینولدز به رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی گفت: «آن‌ها بخش زیادی از خودروهای زرهی‌شان را از دست داده‌اند و دیگر مثل گذشته یا به همان تعداد، قادر به استفاده از آن‌ها در خط مقدم نیستند». او افزود: هدف‌شان حملات پیاده‌نظام از نوع “پیشروی قدم‌به قدم” است. تلفات بسیار بالا را قبول کرده‌اند. نیروی زمینی‌شان، پیاده‌نظام و زرهی، از توان بالایی برخوردار نیست.

ماسیکات هم می گوید یگان‌های خط مقدم همچنین گرفتار «مشکلات گسترده و هولناک انضباطی» هستند.

او گفت: «برای همین است که سخت می‌توانم درباره آنچه قرار است برای ارتش روسیه رخ دهد از واژه اصلاح استفاده کنم؛ چون اصلاح مستلزم اذعان به مشکلات و تلاش برای حل آن‌هاست. و فکر می‌کنم در این مقطع تمایلی برای پذیرفتن این مشکلات در خط مقدم وجود ندارد».

جنگ الکترونیک

از جمله بهبودهایی که کارشناسان به آن اشاره کرده‌اند: تاکتیک‌های توپخانه‌ای روسیه و توان آن در جنگ الکترونیک، برای مختل کردن پهپادهای ورودی یا رادارهای هواپیما، قابل‌توجه است.

و بعد پهپادها به میدان آمدند.

کارشناسان می‌گویند برای هم روسیه و هم اوکراین، کل فضای جنگ بواسطه پهپادها تغییر کرده است: پهپادهای انتحاری «شاهد»، پهپادهای بار‌بری سنگین، پهپادهای شناسایی، و پهپادهایی که با کابل فیبر نوری هدایت می‌شوند.

روسیه که ابتدا در زمینه پهپادی عقب افتاده بود، هزاران فروند پهپاد و فناوری آن را از ایران به دست آورد و سپس تولید داخلی خود را توسعه داد.

واحد «روبیکون» روسیه ضربات سنگینی به نیروهای اوکراینی وارد کرده است. «مرکز فناوری‌های پیشرفته سامانه‌های بدون ‌سرنشین روبیکون» که یک واحد ترکیبی است، و هم فناوری جدید توسعه می‌دهد و می‌خرد و هم تاکتیک‌های تازه را می‌آزماید و در کنار یگان‌های عادی می‌جنگد، موفق‌ترین ابتکار جدیدی دانسته می‌شود که روسیه از سال ۲۰۲۲ تاکنون به میدان آورده است.

ماسیکات گفت: «به‌عنوان یک الگو، رهبری نظامی روسیه واقعاً آن را دوست دارد. با سطح مناسبی از منابع دولتی، از یک سازمان پژوهشی به یک سازمان عملیاتی تبدیل شده و حالا نقش‌های آموزشی بیشتری هم بر عهده می‌گیرد. این چیزی است که می‌خواهند در حوزه‌های دیگر هم تکرار کنند».

کوککولا گفت در نهایت، عامل تعیین‌کننده برای روسیه عمدتاً این است که کشور بزرگ‌تری است:

او گفت: «در چنین جنگی لازم نیست از رقیب‌تان “بهتر” باشید؛ کافی است منابع بیشتر، انسانی و مادی، و زمان بیشتر داشته باشید؛ اگر قائل به این باشیم که هیچ چیز دیگری وضعیت راهبردی را تغییر نخواهد داد».

اما کوککولا افزود روسیه منابع کافی ندارد تا در آینده، بر پایه آموخته‌هایش در اوکراین، کار توانمندسازی نیروهایش را آغاز کند، چون در حال از دست دادن آدم‌های زیادی است.

او گفت: «ارتش‌هایی که از یک جنگ جان سالم به در می‌برند، گاهی از آن قوی‌تر بیرون می‌آیند و گاهی هم در آزمون بعدی کاملاً فرو می‌پاشند».