یکشنبه، اسفند ۰۳، ۱۴۰۴

روایت تنش و خشم هواداران؛ «بگو با مایی یا بر ما»؟

 

روایت تنش و خشم هواداران؛ «بگو با مایی یا بر ما»؟

پس از اعتراضات خونین دی‌ماه ۱۴۰۴، سوگی بزرگ بر شهرهای ایران حاکم شد؛ اما صدای اعتراض خاموش نماند و به بیرون از مرزها رفت. از آمریکای شمالی تا استرالیا و ژاپن و در شهرهای مختلف اروپا، ایرانیان در گرما و سرما به خیابان‌ها آمدند.

خیابان‌هایی دور از وطن، صحنهٔ همبستگی کسانی شد که با وجود تفاوت نگاه‌ها، کنار هم ایستادند تا پژواک صدای مردم داخل ایران باشند.

سارا، یک شهروند ساکن تهران می‌گوید:

با دیدن راهپیمایی گستردهٔ ایرانیان خارج از کشور، با حضور پیر و جوان، احساس غرور کردم و از خودم پرسیدم چه چیزی با وجود تفاوت دیدگاه‌ها آن‌ها را کنار هم آورده است. به این نتیجه رسیدم که جز «وطن» نیست؛ همان هویت و خانهٔ مشترک ما.

اما با دیدن برخی از اتفاقات در تجمعات و یا در حاشیهٔ آن‌ها، از همان ابتدا پرسش‌هایی در ذهن‌ها به وجود می‌آید: آیا «کنار هم ایستادن» به معنای «هم‌صدا بودن» است؟ آیا می‌توان در کنار هم ایستاد و همچنان متفاوت ماند؟ آیا مسئله فقط داشتن «حکومت خوب» است؟ یا داشتن سازوکاری که اجازه بدهد صداها بمانند، نقد کنند و بدون ترس کنار هم دوام بیاورند نیز مهم است؟

واتسلاو هاول که سال‌ها با حکومت کمونیستی چکسلواکی مبارزه کرد و پس از آن رئیس‌جمهور چک شد، بر این باور است که مبارزه فقط بر سر تغییر حاکمان نیست، بر سر این است که مردم یاد بگیرند در «حقیقت» زندگی کنند، نه در دروغی که قدرت می‌سازد. اگر مخالفان هم به همان زبان حذف و تحقیر پناه ببرند، فقط چهرهٔ قدرت عوض می‌شود، نه منطق و ماهیت آن.

این بار، برخلاف تجمعات و اعتراضات گذشته، طنین صدای حامیان شاهزاده رضا پهلوی بسیار بیشتر است.

پس از اعتراضات خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ و به‌ویژه فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، حکومت واکنشی فراتر از تصور نشان داد و دست به کشتاری بی‌رحمانه زد. هزاران نفر کشته، مجروح و بازداشت شدند.

در چنین شرایطی از کشتار هزاران جان عزیز، خشم و نفرت ایرانیان بیشتر شده؛ اما تاریخ نشان می‌دهد که خشم، اگر مراقبت نشود، می‌تواند از مطالبهٔ عدالت عبور کند و به‌سوی حذف و خشونت بیشتر پیش برود.

نلسون ماندلا، چهرهٔ نام‌آشنای ضد آپارتاید و نخستین رئیس‌جمهور آفریقای جنوبی که در یک انتخابات دموکراتیک عمومی برگزیده شد، پس از ۲۷ سال زندان گفت: اگر با نفرت از زندان بیرون بیایم، هنوز زندانی‌ام. او می‌دانست که پیروزی سیاسی بدون مهار خشم، می‌تواند یک کشور را وارد چرخهٔ تازه‌ای از انتقام و حذف کند.

پس از کشتار جمهوری اسلامی در دی‌ماه، خیابان‌های بسیاری از شهرهای جهان دوباره از ایرانیان پر شد؛ پر از ایرانیان خشمگین؛ پر از نمادهای سیاسی و قومی، پرچم‌های شیر و خورشید، عکس‌هایی از شاهزاده رضا پهلوی و این بار بیش از گذشته شعارهایی در حمایت از رهبری او.

در این بین، این صداهای اعتراضی، اما صداهای دیگری هم در برخی تجمعات و راهپیمایی‌ها شنیده می‌شود؛ صدای اختلاف؛ صدای نابردباری و عدم رواداری؛ صدای تحکم؛ صدای خشونت کلامی و حتی جنسی؛ صدای درگیری‌های فیزیکی.

با این حال، و با وجود صداهای گاه اختلاف‌برانگیز از سوی گروه‌ها و گرایش‌های سیاسی مختلف، شاهزاده رضا پهلوی بارها، از جمله در فوریهٔ ۲۰۲۵ در نشست همگرایی مونیخ، مخالفت خود را با رفتارهای تند اعلام کرده است.

 

اختلاف در سیاست طبیعی است. اما آن‌چه این صحنه‌های اعتراض برخی از ایرانیان در خیابان‌های شهرهای خارج از ایران را برای ناظران نگران‌کننده می‌کند، خود اختلاف نیست؛ شیوهٔ مواجهه با اختلاف است. چرا که سقوط یک نظام آسان‌تر از ساختن فرهنگ دموکراتیک است؛ دموکراسی پیش از صندوق رأی، در تحمل رقیب تمرین می‌شود.

هانا آرنت، نظریه‌پرداز سیاسی نامدار آلمانی، هشدار می‌داد که توتالیتاریسم فقط یک نظام سیاسی نیست؛ یک عادت فکری است: عادت به تک‌صدا کردن جهان و حذف پیچیدگی انسان…

سعید پیوندی، جامعه‌شناس در پاریس، به رادیو فردا می‌گوید:

ناسزاگویی می‌تواند نوعی کنش اجتماعی یا سیاسی باشد، چون ممکن است به عمل سیاسی بینجامد. در ایران امروز سه نوع ناسزاگویی دیده می‌شود: اول، از سوی حکومت علیه مخالفان، به‌ویژه در زندان‌ها و فضای مجازی با زبان تحقیر و تهدید؛ دوم، علیه حکومت که در جنبش ۱۴۰۱ به عرصهٔ عمومی آمد؛ سوم، میان خود مخالفان که با جایگزین کردن دشنام به‌جای گفت‌وگو، آن‌ها را در قبیله‌هایشان محدود می‌کند و رو به گسترش است.

صحنه‌هایی از اختلافات سیاسی و فکری، اگرچه فراگیر نیست، اما چهرهٔ خیابان‌های اعتراضی خارج از ایران را زشت، پرابهام و نگران می‌کند. همانند چند نفری که در وینِ اتریش جلو مغازه‌ها یا رستوران‌های ایرانی می‌رفتند و با تندی به آن‌ها فشار می‌آوردند که باید پرچم شیر و خورشید را نصب کنند.

البته این تصاویر و صداها که در شبکه‌های اجتماعی پخش می‌شود، همهٔ آن چیزی نیست که ما می‌بینیم. واقعیت آن جمعیت‌های بزرگ هزاران نفری یا چند صد هزار نفری است که همدلانه و برای کمک به مردم داخل ایران کنار هم قرار می‌گیرند.

اما برخی از شعارها و رفتارهای خشن، ذهن‌ها را درگیر سؤال می‌کند: آیا اپوزیسیون و مخالفان جمهوری اسلامی نیز می‌تواند پیش از رسیدن به قدرت، با اختلاف زندگی کنند؟ یا اختلاف، نخستین میدان حذف خواهد شد؟

چرا که اختلاف همیشه با فریاد شروع نمی‌شود؛ گاهی با الزام آغاز می‌شود؛ آنجا که یک نماد سیاسی از انتخاب شخصی، به یک اجبار تبدیل می‌شود. هرگاه «آزمون وفاداری» جای «گفت‌وگو» را بگیرد، جامعه وارد مسیر بسته‌شدن می‌شود؛ حتی اگر نامش آزادی باشد.

اینجا مسئله فقط یک درگیری خیابانی یا گروهی نیست. مسئله بازتولید یک الگوست: الگوی «یا با ما، یا علیه ما». همان دوگانه‌ای که سال‌ها سیاست رسمی جمهوری اسلامی را شکل داده است: یا طاغوتی هستی یا خط امامی! یا خودی هستی یا غیرخودی! یا ولایی هستی یا ضد ولایت! یا انقلابی هستی یا ضد انقلاب!

در زبان اقتدار همانند جمهوری اسلامی، «حریف» یا «رقیب» وجود ندارد؛ فقط «دشمن» وجود دارد. وقتی سیاست به دشمن‌سازی تقلیل پیدا کند، دموکراسی هنوز شروع نشده، تمام می‌شود.

همچنان که وقتی «همبستگی» تبدیل به «همسان‌سازی» می‌شود، مبارزه با استبداد، معنای خود را از دست می‌دهد.

عطا محامد تبریز، پژوهشگر ارشد علوم سیاسی، در بارسلونِ اسپانیا می‌گوید:

در هر تغییر اجتماعی، قطب‌بندی‌های سیاسی و اجتماعی شکل می‌گیرد. یک قطب جمهوری اسلامی است و دیگر جریان‌ها می‌کوشند در برابر آن هویت بسازند. بخشی از این هویت‌یابی به رفتارهای تند انجامیده است. جریان پادشاهی‌خواه که پیش‌تر در کنار یا زیر سایهٔ دیگر گروه‌ها بود، اکنون می‌خواهد خود را به‌عنوان آلترناتیو معرفی کند. رویدادهای خیابانی نیز برای بخشی از آن‌ها حس مشروعیت و غرور ایجاد کرده و این هیجانِ «برنده شدن» گاهی به رفتارهای انحصارگرایانه دامن زده است.

این صداها و دیدگاه‌های تند، همهٔ تجمعات و راهپیمایی‌های ایرانیان خارج از کشور را دربرنمی‌گیرد. همچنان که شاهزاده رضا پهلوی با آن مخالفت کرده است.

شروین سوادکوهی، از حامیان شاهزاده رضا پهلوی و از بانیان برگزاری راهپیمایی‌ها در لندن، به رادیو فردا می‌گوید:

این خشونت‌های کلامی یا فیزیکی هرگز دیدگاه‌های شاهزاده رضا پهلوی را نمایندگی نمی‌کند. ایشان بارها گفتند کسانی که به نام طرفداری از من دست به توهین می‌زنند، هیچ نسبتی با منش من ندارند. اما باید فراموش نکنیم جامعهٔ ایران بیش از چهار دهه تحت خشونت سازمان‌یافته بوده و طبیعی است که گاهی چنین رفتارهایی دیده شود.

یک صرافی در لندن
یک صرافی در لندن

در بسیاری از شهرها و خیابان‌های اعتراضی، افراد با گرایش‌ها و نمادهای متفاوت بدون تنش در کنار هم ایستاده‌اند و شعارهای مختلف می‌دهند. اما آنچه که کل یک تجمع و راهپیمایی مسالمت‌آمیز و بزرگ را تحت تأثیر قرار می‌دهد، مواردی است که به دلیل تنش، شعارهای جنسی یا خشونت کلامی و فیزیکی، در شبکه‌های اجتماعی بیشتر دیده و بازنشر می‌شوند و مبنای قضاوت و تحلیل قرار می‌گیرد.

همانند این نگاه شخصی که در یک گردهمایی حامیان پهلوی بر روی سن و پشت بلندگو تعابیری تند را به‌کار برد: «از دولت بعدی تنها تقاضای شخصی که دارم اینه که یا من رو مأمور رسیدگی به جرائم این حرام‌زاده‌ها در ایران بکنه یا جزئی از این هیئت تا تک‌تک این‌ها رو از تک‌تک درخت‌های خیابان پهلوی آویزان کنیم.»

این‌جا، رؤیای عدالت به رؤیای انتقام بدل می‌شود؛ وقتی عدالت با انتقام جابه‌جا می‌شود، زبان تغییر می‌کند و زبان، پیش از آن‌که ابزار گفت‌وگو باشد، به ابزار طرد بدل می‌شود.

سیاست وقتی «انسان» را فراموش می‌کند، زبانش به‌جای قضاوت اخلاقی به «برچسب» تبدیل می‌شود: خائن، مزدور، فاسد؛ و این قبیل کلماتی که راه را برای حذف هموار می‌کنند.

شهرام خلدی، پژوهشگر تاریخ خاورمیانه و روابط بین‌الملل در تورنتو کانادا، به رادیو فردا می‌گوید:

شاهزاده رضا پهلوی تنها می‌تواند به حامیان خود رهنمود بدهد و مسئول هر رفتار هوادار خود نیست. یک جنبش ملی مردم را نمی‌شود در جنبش ملی دیسیپلین کرد. این جنبش فاشیستیِ پیراهن‌سیاهان موسولینی نیست، این جنبش پیراهن‌قهوه‌ای‌های هیتلر نیست که یک عده‌ای رو شما برنامه‌ریزی بکنید دقیقاً بهشون بگوید چه جوری رفتار بکنند.
ایشان (شاهزاده) که نمی‌توانند مثل ناظم مدرسه با خط‌کش دنبال دانش‌آموز بیفتند که مثلاً تأدیب بکنند. بعضی‌ها از ایشان انتظار دارن که چکمه‌های پدربزرگشون رو نپوشند و دموکرات باشند، که ایشان دموکرات هستند. بعد در یک حوزه‌های دیگه انتظار دارند که چکمه‌های پدربزرگشان رو بپوشند و با تعقیب بیفتند دنبال یک عده‌ای...

در سال‌های اخیر، زبان سیاست در ایران بسیار تندتر شده و ناسزا و دشنام دیگر صرفاً بیان خشم نیست؛ به‌تدریج، به نوعی کنش سیاسی تبدیل شده است. زیرا نظام‌های اقتدارگرا تنها با سرکوب فیزیکی دوام نمی‌آورند؛ آن‌ها فرهنگی از حذف می‌سازند. فرهنگی که در آن، تفاوت به تهدید تعبیر می‌شود.

پرسش این‌جاست: آیا این فرهنگ، ناخواسته به فضای مخالفان نیز منتقل شده است؟

حسین قاضیان، جامعه‌شناس در واشینگتنِ آمریکا، به رادیو فردا می‌گوید:

فحش در بسیاری مواقع صدور خشم از درون ما به بیرون با استفاده از زبان است. وقتی خشم در جامعه انباشته می‌شود، کاربرد فحش هم فراگیر می‌شود. مخالفان هم از فرهنگ حاکمان رنگ می‌گیرند. اگر در فرهنگ رسمی ناسزا عادی باشد، این به مخالفان هم منتقل می‌شود.

این‌گونه پیام‌ها یا رفتارها در برخی از تجمعات تکرار شده است؛ با این حال، مریم، شهروند ایرانی ساکن برلین که تجربهٔ حضور در تجمعات این شهر و کپنهاگِ دانمارک را دارد، روایت دیگری دارد:

من جمهوری‌خواهم و نتونستم شعاری تکرار کنم، چون بیشتر شعارها حول سلطنت‌طلبی بود. دوست داشتم شعار زن زندگی آزادی رو بشنوم ولی جرئت نمی‌کردم تکرار کنم. اما در عین حال فحاشی جنسی هم در آن تجمع‌ها نشنیدم. با این حال من بدِ شاهزاده رضا پهلوی را از بهترینِ جمهوری اسلامی برای مردم ایران در حال حاضر خیلی بهتر می‌دانم.

اختلاف‌ها، در برخی از خیابان‌های دور از ایران، بازتاب شکاف‌هایی عمیق‌تر بود؛ شکاف‌هایی تاریخی و ایدئولوژیک؛ جامعه‌ای که سال‌ها با حذف زیسته، اختلاف را اغلب نه به‌عنوان تفاوت، بلکه به‌عنوان تهدید تجربه می‌کند.

فروشگاهی در لندن
فروشگاهی در لندن

وقتی جامعه‌ای دهه‌ها در ساختاری تک‌صدا زندگی کرده باشد، تمرین مدارا نکرده است. در چنین فضایی، «تحمل دیگری» از سوی بعضی یک فضیلت تمرین‌نشده است.

اینجا، نماد به خط قرمز تبدیل می‌شود. و زبان، پیش از آن‌که ابزار گفت‌وگو باشد، به ابزار طرد بدل می‌شود. در برخی تجمعات، شعارها فقط علیه حکومت نبود. جهت شعارها تغییر کرد. و گاهی، هرچند اندک، فحاشی‌ها شروع شد و خیابان‌های خارج از کشور، شبیه میدان رقابت سیاسی شد.

در خیابان‌های اعتراضی در خارج از کشور، حذف صداها، درگیری‌های کلامی و خشونت‌های فیزیکی همیشه کار یک فرد یا یک گروه کوچک نیست. گاهی ابراز عقیده که در مواردی نیز بین موافقان و مخالفان به جدل و بحث‌های تند کشیده می‌شود، پشتش می‌تواند یک تشکیلات سیاسی باشد، مانند تجمعات وابسته به اقلیت‌های قومی، گروه‌های سیاسی چپ یا هواداران سازمان مجاهدین خلق.

گاهی هم ممکن است شعارهای داخل خیابان علیه جمهوری اسلامی و پهلوی، ویژهٔ یک گروه سیاسی نباشد بلکه طرفدارانی در بین اقشار مختلف ایرانیان داشته باشد.

ایرانیانی که هرگز وابسته به هیچ گروه یا گرایش سیاسی نیستند، با وجود اختلاف دیدگاه در تجمعات و راهپیمایی‌های حامیان پهلوی، به‌خاطر همدلی با مردم داخل ایران شرکت می‌کنند اما مرزبندی خود را با سیاست‌های گروه‌های سیاسی حفظ می‌کنند.

شقایق، یک شهروند ایرانی ساکن لس‌آنجلس، به رادیو فردا می‌گوید:

من به‌عنوان یک ایرانی مستقل در راهپیمایی‌های این شهر شرکت می‌کنم، نه عضو هیچ جریان سیاسی هستم و مرزبندی خودم رو دارم اما برای همدلی با مردم داخل ایران حضور دارم.

در داخل ایران هم وقتی مردم در روزهای خونین دی‌ماه به خیابان می‌آمدند، در کنار صدای حمایت از پهلوی، معترضان شعارهای مخالف دیگری هم سر دادند.

یک روزنامه‌نگار مستقل ساکن تهران فضای سیاسی داخل کشور را این‌گونه توصیف می‌کند:

این دسته‌بندی‌ها مثل سلطنت‌طلب، چپ یا «زن، زندگی، آزادی» آن‌قدر که در دیاسپورا پررنگ است، در داخل کشور وجود ندارد. در داخل نه نیروی مشخصی با گرایش چپ داریم، نه جریان سازمان‌یافته‌ای با اتیکت «زن زندگی، آزادی». حتی گرایش سلطنت‌طلب هم آن‌قدر که تصور می‌شود پررنگ نیست. مردم در اعتراضات به‌صورت خودجوش نام رضا پهلوی را مطرح کردند، اما در طبقات پایین، میان کسبه و در شهرهای کوچک، جایگاه سیاسی تعریف‌شده‌ای برای او شکل نگرفته است. اغلب مردم دنبال تغییرند و خسته‌اند. بسیاری فکر می‌کنند امیدی به اصلاحات نمانده و شاید مسیر به سمت جنگ یا براندازی برود. در عین حال نباید فراموش کرد که سعید جلیلی پارسال ۱۳ میلیون رأی آورد؛ پایگاه رأی حکومت همچنان قابل چشم‌پوشی نیست؛ این دسته‌بندی‌های خارج از کشور بیشتر در شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته‌اند، اما کف خیابان در ایران واقعیت متفاوتی دارد.

با این‌همه، بخشی از ایرانیان در داخل و خارج از کشور و نیز برخی تحلیلگران سیاسی و اجتماعی، نسبت به گسترش خشونت زبانی و سیاستِ حذف و تهدید در میان بخشی از هواداران ابراز نگرانی و ترس می‌کنند؛ نگرانی از صداهایی که به‌جای استدلال، برچسب می‌زنند؛ به‌جای گفت‌وگو، تهدید می‌کنند و به‌جای رقابت سیاسی، حذف را تجویز می‌کنند.

در برخی از دیدگاه‌های تند، اگرچه در بین معدودی از هواداران وجود دارد، مرز میان اعتراض سیاسی و آزار اجتماعی مخدوش می‌شود و مشروعیت اخلاقی یک جنبش اعتراضی به آزمون گذاشته می‌شود؛ جنبشی که برای آزادی بیان هم مبارزه می‌کند، با بیان مخالف در درون خود چگونه رفتار می‌کند؟

در لندن، در محله‌های با شمار زیادی فروشگاه و رستوران ایرانی، فردی که خود را کنشگر اجتماعی معرفی می‌کند، به سراغ کسبه می‌رود و از آن‌ها می‌خواهد پرچم شیر و خورشید را پشت ویترین مغازه‌هایشان نصب کنند.

آن‌چه محل پرسش است، خودِ پرچم نیست؛ پرسش این است که این درخواست در چه فضایی مطرح می‌شود: در فضای انتخاب و رضایت؟ یا در فضایی آمیخته با فشار و هراس از برچسب‌خوردن؟

اگر نماد، از «انتخاب» به «انتظار عمومی» تبدیل شود، اگر امتناع، به معنای قرار گرفتن در معرض قضاوت یا طرد تعبیر شود، آن‌گاه اعتراض سیاسی از حوزهٔ اقناع خارج می‌شود و به حوزهٔ فشار اجتماعی وارد می‌شود و دقیقاً همین‌جاست که هر جنبشی باید از خود بپرسد: آیا آزادی را فقط برای خود می‌خواهد یا برای دیگری نیز؟

برخی رفتار و گفتار برخی از هواداران را گونه‌ای از خشونت می‌دانند؛ خشونتی نه لزوماً فیزیکی، بلکه زبانی و اجتماعی. در مقابل، بخشی از حامیان و فعالان سیاسی نیز تأکید می‌کنند که این رویکرد همهٔ هواداران را نمایندگی نمی‌کند.

شاهزاده رضا پهلوی در نشست امنیتی مونیخ در ۲۴ بهمن ۱۴۰۴، در پاسخ به پرسش‌های کریستین امان‌پور، مجری سرشناس شبکهٔ سی‌ان‌ان، در یک پنل دربارهٔ حملات آنلاین به مخالفان حکومت در پوشش حمایت از او گفت:

پشت بسیاری از کمپین‌های تخریب آنلاین، رژیم جمهوری اسلامی است تا بین ما تفرقه بیندازد... نمی‌توانم میلیون‌ها نفر را کنترل کنم یا آنچه در شبکه‌های اجتماعی گفته می‌شود را مدیریت کنم یا حتی بدانم چه کسی واقعی است یا نیست. من چنین رفتارهایی را تأیید نمی‌کنم و آن‌ها را محکوم می‌کنم. بسیاری از حاضران می‌دانند که بارها موضع گرفته‌ام و چنین رفتارهایی را که تحمل نمی‌کنم، رد کرده‌ام.

حتی کریستین امان‌پور هم چند روز بعد از این جلسه در حاشیهٔ نشستی در لندن از انتقاد و حملهٔ لفظی برخی از هواداران در امان نماند.

هرچند صداهای تند برخی از حامیان پادشاهی‌خواه یا دیگر گروه‌های سیاسی، قطعاً نمایندهٔ همهٔ هواداران یا همهٔ تجمعات نیست. اما حضورشان بحثی جدی را دربارهٔ «زبان سیاست» در میان مخالفان جمهوری اسلامی گشوده است.

سعید پیوندی، جامعه‌شناس در پاریس:

در سال‌های اخیر زبان سیاسی، به‌ویژه در شبکه‌های مجازی، به‌شدت تغییر کرده و آکنده از ناسزا، توهین و تحقیر شده است. این را می‌توان نوعی چرخش سیاسی دانست، زیرا زبان خشونت‌آمیز خود نوعی کنش اجتماعی و سیاسی است و می‌تواند به عمل سیاسی بینجامد.
در ایران امروز سه نوع ناسزاگویی دیده می‌شود: نخست، از سوی حکومت علیه مخالفان، به‌ویژه در زندان‌ها و فضای مجازی، که توهین ابزاری برای تحقیر و شکستن شخصیت بوده است. دوم، علیه حکومت؛ در جنبش ۱۴۰۱ زبان دشنام‌گو وارد عرصهٔ عمومی شد و جوانان با ادبیات رکیک با اقتدار حاکم مقابله کردند. سوم، میان خود مخالفان که ماهیتی متفاوت دارد؛ دشنام جای گفت‌وگو را می‌گیرد و افراد را در قبیله‌هایشان محدود می‌کند. این شکل سوم به‌دلیل نبود نقد جدی، در حال گسترش است.

موضوع برخی از خشونت‌های کلامی و فیزیکی محدود به یک فرد یا یک جریان نیست؛ بحث دربارهٔ کیفیت فرهنگ سیاسی آینده است. این‌که آیا اپوزیسیون و مخالفان جمهوری اسلامی، تنها در قدرت با یکدیگر تفاوت خواهند داشت، یا در منطق و روش رفتار سیاسی نیز متفاوت خواهند بود.

پروفسور امیر مبارز پرستا، چشم‌پزشک در مونیخِ آلمان و عضو حزب ایران‌نوین از احزاب نزدیک به شاهزاده رضا پهلوی، می‌گوید:

دموکراسی فقط یک هدف سیاسی نیست، بلکه یک فرهنگ رفتاری است. اگر به رهبری شاهزاده و تأکید او بر کثرت‌گرایی، مدارا، گفت‌وگو و آزادی بیان باور داریم، باید همان اصول را در رفتار خود نشان دهیم. اختلاف نظر، حتی نقد تند، طبیعی و بخشی از فضای دموکراتیک است؛ اما فحاشی و تخریب شخصی به اعتبار جریان خودمان لطمه می‌زند. اگر از اتحاد ملی و احترام متقابل سخن می‌گوییم، باید در عمل هم به آن پایبند باشیم؛ روش ما باید با هدف دموکراتیک‌مان همخوان باشد.

برای بخشی از مردم داخل کشور، تصاویر و واکنش‌های خشونت‌آمیز برخی تجمعات یا تهدیدهای هواداران فقط خبر نیست؛ قضاوت است.

صحنه‌های اعتراضی برخی از ایرانیان در خیابان‌های کشورهای خارجی، از داخل ایران چگونه دیده می‌شود؟

سیامک، شهروند ساکن تهران که خودش در راهپیمایی ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه شرکت کرده، می‌گوید:
«با فحاشی‌های خارج مخالفم. تصویر بدی برای جامعهٔ جهانی داره. بعضی شعارها انگار برای مسخره‌بازی است! نه برای اعتراض به کشته شدن هزاران ایرانی.»

در کشوری که هزینهٔ اعتراض زندان و مرگ بوده، هر تصویری از خشونت در خارج، و حتی رقص و شادی برخی در خیابان‌ها در حالی که ایران در سوگ هزاران کشته نشسته، می‌تواند فاصله ایجاد کند.

گاهی، مخالفان جمهوری اسلامی، نه در قدرت، بلکه در منطق حذف، شبیه همان چیزی می‌شوند که با آن می‌جنگند. و این شاید سخت‌ترین پرسش باشد: آیا می‌توان با یک ساختار اقتدارگرا جنگید، بدون آن‌که زبان اقتدار را در درون خود بازتولید کرد؟

سیاست تبعیض و تبعید، همیشه چند صدا دارد: صدای امید؛ صدای خشم؛ صدای رقابت؛ و گاهی صدای حذف. اما آینده، نه با خشم تکثیرشده، بلکه با پذیرش کثرت سیاسی و بعد با تحمل دیگری و مدارا و رواداری ساخته می‌شود. سخن از مدارا با آمران و عاملان سرکوب و کشتار و زندان نیست؛ سخن از پرهیز از بازتولید همان منطق خشونت در میان مخالفان است.

پرسش اما همچنان باقی است: اگر نیروهای سیاسی و حامیان آن‌ها امروز نتوانند اختلاف را مدیریت کنند، فردا چه خواهد شد؟

فردای ایران تنها با تغییر نام‌ها ساخته نمی‌شود؛ با تغییر «منطق رفتار» ساخته می‌شود؛ آینده‌ای که در آن اختلاف تهدید نباشد بلکه نشانهٔ زنده بودن جامعه باشد.

و شاید پرسش امروز هم همین باشد: آیا مخالفان جمهوری اسلامی فقط می‌خواهند قدرت را تغییر دهند؟ یا منطق قدرت را؟ همان منطقی که می‌گوید بگو «با مایی یا بر ما؟»

مسئولیت تدوین صدای نسخهٔ رادیویی این گزارش را شهرام ابراهیمی بر عهده داشته است.

 

تجمع ضدحکومتی در چند دانشگاه؛ درگیری دانشجویان دانشگاه شریف با نیروهای بسیج

 

تجمع ضدحکومتی در چند دانشگاه؛ درگیری دانشجویان دانشگاه شریف با نیروهای بسیج

تجمع دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، شنبه ۲ اسفند
تجمع دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، شنبه ۲ اسفند

چند دانشگاه در تهران و مشهد در آغاز نیمسال تحصیلی جدید صحنهٔ برگزاری تجمعات ضدحکومتی بود و در دانشگاه صنعتی شریف میان تجمع‌کنندگان و نیروهای «بسیج» درگیری رخ داد.

این تجمعات روز شنبه دوم اسفند با برگزاری مراسم چهلمین روز کشته شدن معترضان دی‌ماه در سراسر ایران همزمان شده است.

بر اساس ویدئوهایی که از تجمع دانشجویان در دانشگاه صنعتی شریف در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، آن‌ها شعارهایی چون «آزادی،‌ آزادی»، «تا آخوند کفن نشود،‌ این وطن وطن نشود»، «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده»، «می‌جنگیم،‌ می‌میریم،‌ ایرانو پس می‌گیریم»، و «این همه سال جنایت،‌ مرگ بر این ولایت» سر داده‌اند.

گزارش‌ها حاکی از آن است که نیروهای حامی حکومت بعد از سر دادن این شعارها به دانشجویان حمله کردند که با شعارهای «بی‌شرف، بی‌شرف» دانشجویان مواجه شدند.

بر اساس ویدئوهای منتشرشده در خبرگزاری دانشجو، دانشجویان بسیجی شعار داده‌اند: «عزاداری اداشون، پهلوی مقتداشون». همچنین ویدئوهای دیگری نشان می‌دهد آن‌ها در برابر دانشجویان شعار «حیدر حیدر» نیز سر دادند.

در واکنش به این اتفاقات، رئیس دانشگاه صنعتی شریف گفت با افرادی که در دانشگاه کار «غیرقانونی» کنند، باید «برخورد» شود.

بر اساس ویدئوی منتشرشده، مسعود تجریشی در جمع دانشجویان بسیجی مدعی می‌شود که «دشمن» تمایل به برگزاری غیرحضوری کلاس‌های دانشگاه دارد و در سخنانی برای توجیه دانشجویان «بسیجی» خطاب به مقام‌های آمریکایی می‌گوید: «ناوت را آوردی اینجا؟ ما می‌رویم سر کلاس.»

همزمان با برگزاری صدها مراسم چهلم قربانیان کشتار دی‌ماه در گوشه و کنار کشور، در دانشگاه امیرکبیر نیز روز شنبه تجمعی در حمایت از معترضان برگزار شد.

بر اساس تصاویر و گزارش‌های منتشرشده در «خبرنامه امیرکبیر»، دانشجویان معترض در این دانشگاه در روز دوم اسفند و هم‌زمان با چهلم معترضان و دانشجویان کشته‌شده در اعتراضات دی‌ماه شعارهایی از جمله «جاوید شاه» سر دادند.

بنا بر این گزارش دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در اقدامی هماهنگ لباس سیاه پوشیده‌ بودند.

همچنین دانشجویان دانشکده روان‌شناسی و علوم‌تربیتی دانشگاه بهشتی روز شنبه دست به تحصن زدند و یاد و خاطره هادی فروغ، دانشجوی سابق این دانشگاه، را گرامی داشتند.

هادی فروغ، فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی ارشد رشته تربیت بدنی از دانشگاه بهشتی و عضو سابق تیم بسکتبال این دانشگاه، روز ۱۸ دی در جریان اعتراضات همدان توسط نیروهای حکومتی کشته شد.

تصاویر منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیز روز شنبه تجمع اعتراضی برپا کردند.

در این تجمع شعارهایی مانند «دانشجو داد بزن، حقتو فریاد بزن» و «آزادی آزادی آزادی» سر داده شده است.

روایت رسانه‌های حکومتی

خبرگزاری صداوسیما در واکنش به این تجمعات مدعی شد که روز شنبه مراسم «گرامیداشت چهلم جان‌باختگان حوادث دی‌ماه» در چند دانشگاه کشور برگزار شد که در دانشگاه تهران با برپایی دسته عزاداری و شعارهای ضد آمریکایی دانشجویان همراه بود.

این خبرگزاری می‌گوید در دانشگاه صنعی شریف نیز تحصن سکوتی برگزار شده بود که در ادامه به سر دادن «شعارهای ساختارشکنانه» منتهی شد و سپس دانشجویان معترض به «عزاداران» حمله کردند.

در ویدئوهای منتشر شده توسط خبرگزاری صداوسیما، افراد نزدیک به حکومت در دانشگاه شریف پرچم جمهوری اسلامی ایران در دست دارند و شعار «الله اکبر» سر می‌دهند.

خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران، نیز با اشاره به برگزاری دو تجمع در دانشگاه شریف گزارش داده که میان دو گروه درگیری رخ داد که به «مصدومیت چند دانشجو» منجر شد.

مقام‌ها و رسانه‌های حکومتی که در روزهای اولیه بعد از اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی که با سرکوب خون‌بار مواجه شد، معترضان را «تروریست‌های مسلح» می‌خواندند و نقش نیروهای امنیتی و نظامی را در کشتار معترضان انکار می‌کردند.

با این حال این روایت در روزهای اخیر به‌خصوص با برگزاری آیین‌های سوگواری توأم با رقص و پایکوبی مردم و ستایش کشته‌شدگان به‌عنوان «قهرمانان وطن» تغییر کرده است.

اعتراضاتی که روز هفتم دی‌ماه در واکنش به بالا رفتن قیمت ارز و گرانی‌ها از بازار تهران آغاز شده بود، بلافاصله به تجمعات ضدحکومتی همراه با شعارهای علیه رهبر جمهوری اسلامی در سراسر ایران تبدیل شد.

با اعلام فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، جمعیت زیادی در صدها شهر ایران طی روزهای ۱۸ و ۱۹ دی به خیابان‌ها رفتند. این تجمع‌ها با سرکوب شدید و تیراندازی گسترده نیروهای امنیتی روبه‌رو شد که هزاران کشته به جا گذاشت.

چهار سال پس از تهاجم به اوکراین؛ ارتش روسیه چقدر آموخته بهتر بجنگد؟

 

چهار سال پس از تهاجم به اوکراین؛ ارتش روسیه چقدر آموخته بهتر بجنگد؟

نیروی زمینی روسیه طی ماه‌ها نبرد فرسایشی و طاقت‌فرسا، دفاع اوکراین را تحلیل برده‌ است، اما با هزینه‌های سرسام‌آور
نیروی زمینی روسیه طی ماه‌ها نبرد فرسایشی و طاقت‌فرسا، دفاع اوکراین را تحلیل برده‌ است، اما با هزینه‌های سرسام‌آور

پیش از اوکراین، آخرین باری که روسیه به‌طور تمام‌عیار به یک کشور مستقل دیگر حمله کرد، گرجستان بود. مسکو در سال ۲۰۰۸ پس از یک درگیری ۱۶ روزه پیروز شد، اما این پیروزی آشفته بود و نشان داد که نیروهای مسلح روسیه به یک نوسازی بزرگ نیاز دارند.

چهار سال پیش، ارتش روسیه که تا حدودی نوسازی شده بود دوباره به محک آزمون گذاشته شد؛ زمانی که صدها هزار نیرو به اوکراین یورش بردند. با توجه به تلفات سرسام‌آور که بیش از ۱.۲ میلیون کشته و زخمی تخمین زده می‌شود و همچنان رو به افزایش است، این جنگ حتی آشفته‌تر بوده؛ و مسکو هنوز هم پیروز نشده است.

اما نیروهای مسلح روسیه در حال آموختن هستند. پرسش این است که از ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ تا امروز چقدر آموخته‌اند.

دارا ماسیکات، کارشناس باسابقه نیروهای مسلح روسیه و پژوهشگر ارشد بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی، به رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی گفت: «آن‌ها خودشان را با شرایط میدان نبرد تطبیق می‌دهند، اما تغییرات ماندگارتر در نیروهای مسلح، از نظر استراتژی و عملیات، بعدتر رخ خواهد داد».

نیک رینولدز، پژوهشگر نبرد زمینی در اندیشکده مؤسسه سلطنتی سرویس‌های یکپارچه در لندن، گفت: «من آنچه را ارتش روسیه از سر گذرانده بیشتر “تطبیق” می‌دانم تا “اصلاح”، چون به نظر می‌رسد بخش زیادی از آن تحت فشارهای نسبتاً آنی شکل گرفته است».

 

او افزود: «این روند در حال ساختن نیروی ایده‌آلی نیست که برای جنگ‌های آینده کارآمد باشد. در تلاش برای حل مشکلات عملیاتی است و این‌که بر اساس معیارهای خودش یک نیروی “به اندازه کافی خوب” مستقر کند تا مشکلات پیشِ‌رو را برطرف کند».

سرهنگ دوم یوها کوککولا، استاد گروه پژوهش روسیه در دانشگاه ملی دفاع فنلاند، گفت: «به معنای روسی کلمه هیچ “اصلاحی” رخ نداده؛ منطق جنگ این را ناممکن می‌کند».

او به رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی گفت: ارتش روسیه «از شکست‌ها درس می‌گیرد... و هم‌زمان نیروها و تجهیزات باتجربه پیشین را از دست می‌دهد و در عین حال یاد می‌گیرد چگونه در مرحله بعدی جنگ زنده بماند».

به گفته او، درس‌های آموخته‌شده «برای نیازهای این جنگ مناسب‌اند، اما شاید به کار جنگ بعدی نیاید».

سربازان روس در جریان رزمایش‌های نظامی سال ۲۰۱۹، سه سال پیش از حمله به اوکراین، یک سامانهٔ راکت‌انداز چندگانهٔ BM-21 گراد را شلیک می‌کنند
سربازان روس در جریان رزمایش‌های نظامی سال ۲۰۱۹، سه سال پیش از حمله به اوکراین، یک سامانهٔ راکت‌انداز چندگانهٔ BM-21 گراد را شلیک می‌کنند

از گرجستان تا اوکراین

پس از پیروزی آشفته روسیه در گرجستان، آناتولی سردیوکوف، وزیر دفاع وقت، مأمور شد که تغییرات عمده‌ای در ارتش ایجاد کند؛ از جمله فاصله گرفتن از الگوهای دیرپای تفکر شوروی.

او تلاش کرد اندازه کلی ارتش را کاهش دهد؛ آموزش نظامی را تجدید سازمان کرد؛ به تعداد بیشتر درجه‌داران مثل گروهبان‌ها اولویت داد؛ تلاش کرد ساختار را از لشکرهای بزرگ و کند، به «گروه‌های تاکتیکی گردانی» کوچک‌تر و چابک‌تر تغییر دهد. سرمایه‌گذاری‌های بزرگی روی تانک‌های جدید، نفربرهای زرهی جدید و موشک‌های جدید انجام شد؛ به‌علاوه سامانه‌های ارتباطی جدید که ناکارآمدی آن‌ها در گرجستان‌ آشکار شده بود.

اما ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری، او را در سال ۲۰۱۲ برکنار کرد، در حالی که گرفتار یک رسوایی شده بود. سرگئی شویگو، از معتمدان قدیمی پوتین، که جانشین او شد خواسته افسران کهنه‌کار برای بازگشت کامل به عقب را نادیده گرفت، اما کار زیادی هم برای ادامه مدرن‌سازی ارتش نکرد.

ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه، در سال ۲۰۱۲ آناتولی سردیوکوف را در پی یک رسوایی فساد برکنار کرد. اصلاحات سردیوکوف در میان بسیاری از فرماندهان بلندپایه ارتش روسیه محبوبیتی نداشت
ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه، در سال ۲۰۱۲ آناتولی سردیوکوف را در پی یک رسوایی فساد برکنار کرد. اصلاحات سردیوکوف در میان بسیاری از فرماندهان بلندپایه ارتش روسیه محبوبیتی نداشت

کاتری پینّونیمی، استاد مرکز مطالعات روسیه و اروپای شرقی فنلاند در دانشگاه هلسینکی، گفت: «اصلاحات سردیوکوف واقعاً برای این بود که روسیه در جنگ محلی بهتر بجنگد. بعد در حدود سال ۲۰۱۲ تغییر مسیر داد. روی آماده‌سازی برای جنگی بزرگ‌تر تأکید شد... در واقعیت اتفاق عمده‌ای نیفتاد، اما این فرضیه تهدید از سوی رژیم روسیه تغییر کرد. همین، اصلاحات را متوقف کرد».

کرملین در سال‌های بعد یک پروژه بزرگ نظامی را آغاز کرد: عملیات برون‌مرزی در سوریه. کارشناسان می‌گویند روسیه در آن‌جا تجربه ارزشمندی به دست آورد؛ از جمله در حملات هوایی هماهنگ: وقتی سربازان روی زمین مستقیماً با خلبانان در آسمان هماهنگ می‌کنند تا اهداف مشخصی را بزنند. وقتی روسیه به اوکراین حمله کرد، ناظران بیرونی انتظار داشتند که ارتش بزرگ‌تر و مجهزتر روسیه ظرف چند روز وارد کی‌یف شود. اما چنین نشد؛ بخشی به‌خاطر جسارت و مقاومت اوکراینی‌ها، و بخشی هم به‌خاطر عملیات بد روسیه.

در کمتر از یک سال، نیروهای اوکراینی دو ضدحمله انجام دادند و روسیه را از مواضع خود عقب راندند: در جنوب، منطقه خرسون، و در شمال‌شرق، منطقه خارکیف.

در این فاصله، کرملین فرماندهان را یکی پس از دیگری جابه‌جا می‌کرد تا سرعت عملیات را برگرداند. تا پیش از آن‌که ژنرال سرگئی سوروویکین در شورش کوتاه‌مدت ژوئن ۲۰۲۳ به رهبری یوگنی پریگوژین، فرمانده مزدوران واگنر، گرفتار شود، او توانست خطوط روسیه را تا حدودی تثبیت کند؛ بخشی با ساخت پدافندهای عظیم چندلایه‌ای که بعدها به «خطوط سوروویکین» معروف شد.

فرماندهان روس همچنین به تاکتیک‌های قدیمی و غیرمدرن شوروی بازگشتند: فرستادن موج‌های پیاده‌نظام برای درهم شکستن دفاع اوکراین. این کار معمولاً با مردانی کمتر آزموده و دارای سلاح‌های سبک انجام می‌شد که گاهی زندانیان را شامل می‌شد؛ این دست عملیات‌ها به‌دلیل تلفات فوق‌العاده بالا به «چرخ‌گوشت» مشهور شد.

در دوره‌های اخیر، افسران به فرستادن مردان مجهز به سلاح سبک‌ روی آورده‌اند که تلاش می‌کنند با موتورسیکلت یا خودروهای آفرود با سرعت از خطوط دفاعی اوکراین عبور کنند و امیدوار باشند که از حملات پهپادها در امان خواهند ماند.

نتیجه چه بوده؟ روسیه بیش از مجموع همه جنگ‌هایی که از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون انجام داده، کشته و زخمی داده است.

رینولدز به رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی گفت: «آن‌ها بخش زیادی از خودروهای زرهی‌شان را از دست داده‌اند و دیگر مثل گذشته یا به همان تعداد، قادر به استفاده از آن‌ها در خط مقدم نیستند». او افزود: هدف‌شان حملات پیاده‌نظام از نوع “پیشروی قدم‌به قدم” است. تلفات بسیار بالا را قبول کرده‌اند. نیروی زمینی‌شان، پیاده‌نظام و زرهی، از توان بالایی برخوردار نیست.

ماسیکات هم می گوید یگان‌های خط مقدم همچنین گرفتار «مشکلات گسترده و هولناک انضباطی» هستند.

او گفت: «برای همین است که سخت می‌توانم درباره آنچه قرار است برای ارتش روسیه رخ دهد از واژه اصلاح استفاده کنم؛ چون اصلاح مستلزم اذعان به مشکلات و تلاش برای حل آن‌هاست. و فکر می‌کنم در این مقطع تمایلی برای پذیرفتن این مشکلات در خط مقدم وجود ندارد».

جنگ الکترونیک

از جمله بهبودهایی که کارشناسان به آن اشاره کرده‌اند: تاکتیک‌های توپخانه‌ای روسیه و توان آن در جنگ الکترونیک، برای مختل کردن پهپادهای ورودی یا رادارهای هواپیما، قابل‌توجه است.

و بعد پهپادها به میدان آمدند.

کارشناسان می‌گویند برای هم روسیه و هم اوکراین، کل فضای جنگ بواسطه پهپادها تغییر کرده است: پهپادهای انتحاری «شاهد»، پهپادهای بار‌بری سنگین، پهپادهای شناسایی، و پهپادهایی که با کابل فیبر نوری هدایت می‌شوند.

روسیه که ابتدا در زمینه پهپادی عقب افتاده بود، هزاران فروند پهپاد و فناوری آن را از ایران به دست آورد و سپس تولید داخلی خود را توسعه داد.

واحد «روبیکون» روسیه ضربات سنگینی به نیروهای اوکراینی وارد کرده است. «مرکز فناوری‌های پیشرفته سامانه‌های بدون ‌سرنشین روبیکون» که یک واحد ترکیبی است، و هم فناوری جدید توسعه می‌دهد و می‌خرد و هم تاکتیک‌های تازه را می‌آزماید و در کنار یگان‌های عادی می‌جنگد، موفق‌ترین ابتکار جدیدی دانسته می‌شود که روسیه از سال ۲۰۲۲ تاکنون به میدان آورده است.

ماسیکات گفت: «به‌عنوان یک الگو، رهبری نظامی روسیه واقعاً آن را دوست دارد. با سطح مناسبی از منابع دولتی، از یک سازمان پژوهشی به یک سازمان عملیاتی تبدیل شده و حالا نقش‌های آموزشی بیشتری هم بر عهده می‌گیرد. این چیزی است که می‌خواهند در حوزه‌های دیگر هم تکرار کنند».

کوککولا گفت در نهایت، عامل تعیین‌کننده برای روسیه عمدتاً این است که کشور بزرگ‌تری است:

او گفت: «در چنین جنگی لازم نیست از رقیب‌تان “بهتر” باشید؛ کافی است منابع بیشتر، انسانی و مادی، و زمان بیشتر داشته باشید؛ اگر قائل به این باشیم که هیچ چیز دیگری وضعیت راهبردی را تغییر نخواهد داد».

اما کوککولا افزود روسیه منابع کافی ندارد تا در آینده، بر پایه آموخته‌هایش در اوکراین، کار توانمندسازی نیروهایش را آغاز کند، چون در حال از دست دادن آدم‌های زیادی است.

او گفت: «ارتش‌هایی که از یک جنگ جان سالم به در می‌برند، گاهی از آن قوی‌تر بیرون می‌آیند و گاهی هم در آزمون بعدی کاملاً فرو می‌پاشند».



مجارستان تهدید کرد وام ۹۰ میلیارد یورویی اتحادیه اروپا به اوکراین را مسدود می‌کند

 

مجارستان تهدید کرد وام ۹۰ میلیارد یورویی اتحادیه اروپا به اوکراین را مسدود می‌کند

پیتر سیارتو، وزیر خارجه مجارستان
پیتر سیارتو، وزیر خارجه مجارستان

مجارستان اعلام کرد تا زمانی که انتقال نفت روسیه از طریق خط لوله «دروژبا» به این کشور از سر گرفته نشود، با اعطای وام ۹۰ میلیارد یورویی اتحادیه اروپا به اوکراین مخالفت خواهد کرد.

اعطای وام از طرف اتحادیه اروپا به اوکراین نیاز به رأی مثبت تمام اعضای این اتحادیه دارد. با این حال به سبب نزدیکی بوداپست به مسکو، دولت اوربان در مجارستان همواره در هر مسئله‌ای از این رأی به عنوان اهرم فشار استفاده کرده است.

پیتر سیارتو، وزیر خارجه مجارستان، روز جمعه یکم اسفند گفت کی‌یف با جلوگیری از ترانزیت نفت به مجارستان از مسیر دروژبا، توافق مشارکت اتحادیه اروپا و اوکراین را نقض کرده و بوداپست «در برابر این باج‌خواهی کوتاه نخواهد آمد».

جریان نفت از خط لوله دروژبا از ۲۷ ژانویه (هشتم بهمن) و پس از آن چه اوکراین «حمله پهپادی روسیه به زیرساخت‌های خط لوله» اعلام کرد، متوقف شد.

مجارستان و اسلواکی، که تنها پالایشگاه‌های باقی‌مانده در اتحادیه اروپا را دارند که هنوز از نفت روسیه از طریق این خط لوله استفاده می‌کنند، از آن زمان برای تأمین جایگزین تلاش می‌کنند.

هر دو کشور کی‌یف را متهم کرده‌اند که به دلایل سیاسی از ازسرگیری انتقال نفت جلوگیری می‌کند.

خبرگزاری رویترز اعلام کرد از وزارت خارجه و شرکت دولتی نفت و گاز اوکراین درخواست توضیح کرده است.

در همین حال، دولت مجارستان در مصوبه‌ای اعلام کرد حدود ۱.۸ میلیون بشکه نفت خام از ذخایر راهبردی خود را آزاد خواهد کرد تا کمبود احتمالی را جبران کند.

دولت اسلواکی نیز وضعیت اضطراری نفتی اعلام کرده و متعهد شده است ۱.۸۲۵ میلیون بشکه نفت از ذخایر خود را آزاد کند.

رهبران اتحادیه اروپا روز ۲۷ آذر امسال، پس از ساعت‌ها مذاکره سرانجام بر سر ارائه بسته کمک ۹۰ میلیارد یورویی دو ساله به اوکراین توافق کردند، اما به‌جای استفاده مستقیم از دارایی‌های مسدودشده روسیه، تصمیم گرفتند این کمک را عمدتاً از طریق وام با تضمین بودجه اتحادیه تأمین کنند.

بخشی از این منابع نیز به‌دلیل فوریت شرایط از بودجه اتحادیه پرداخت خواهد شد. مجارستان، اسلواکی و جمهوری چک پس از دریافت تضمین درباره وارد نشدن فشار مالی بر آن‌ها، با این راه‌حل موافقت کردند.

پیشنهاد استفاده از بیش از ۲۱۰ میلیارد یورو دارایی مسدودشده بانک مرکزی روسیه، که بخش عمده آن در بلژیک نگهداری می‌شود، با مخالفت برخی کشورها از جمله بلژیک و ایتالیا روبه‌رو شد.

بلژیک نسبت به ریسک‌های حقوقی و مالی این اقدام ابراز نگرانی کرده و روسیه نیز آن را غیرقانونی خوانده و تهدید به پیگیری حقوقی کرده است. در نهایت، رهبران اروپایی توافق کردند این دارایی‌ها تا زمان پرداخت غرامت از سوی مسکو به کی‌یف مسدود باقی بماند.

اتحادیه اروپا جنگ روسیه علیه اوکراین را تهدیدی برای امنیت خود می‌داند و بر ضرورت تأمین مالی کی‌یف برای ادامه جنگ یا بازسازی تأکید دارد.

ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین، هشدار داده در صورت تأخیر در پرداخت‌ها، توان نظامی اوکراین به‌ویژه در تولید پهپاد به‌شدت کاهش خواهد یافت. با وجود اختلاف‌ نظرها، رهبران اروپایی بر یافتن راه‌حلی برای جلوگیری از تضعیف اوکراین و نمایش وحدت و قدرت اروپا تأکید کرده‌اند.

یک فرمانده حزب‌الله و چندین عضو این گروه در حملات جدید اسرائیل به لبنان کشته شدند

 

یک فرمانده حزب‌الله و چندین عضو این گروه در حملات جدید اسرائیل به لبنان کشته شدند

حمله اسرائیل در دره بقاع لبنان
حمله اسرائیل در دره بقاع لبنان

منابع امنیتی لبنان اعلام کردند که در پی حملات هوایی اسرائیل به دره بقاع در شرق لبنان دست‌کم ۱۰ نفر کشته و ۵۰ نفر زخمی شدند. ارتش اسرائیل نیز اعلام کرده است که در این حملات مواضع حزب‌الله در منطقه بعلبک را هدف قرار داده است.

این حملات که شامگاه جمعه یکم اسفند انجام شد، از مرگبارترین حملات گزارش‌شده در شرق لبنان در هفته‌های اخیر به شمار می‌رود. ارتش اسرائیل اعلام مراکز فرماندهی حزب‌الله در منطقه بعلبک، واقع در دره بقاع، هدف قرار گرفته‌اند.

ارتش اسرائیل همچنین در بیانیه‌ای جداگانه در روز شنبه اعلام کرد چندین عضو «یگان موشکی حزب‌الله» را در سه مرکز فرماندهی مختلف کشته است. به‌گفتهٔ این ارتش، این افراد «برای تسریع روند آمادگی و تقویت توان نظامی حزب‌الله فعالیت می‌کردند و در حال برنامه‌ریزی حملات علیه اسرائیل بودند».

حزب‌الله روز شنبه تأیید کرد که هشت نفر از نیروهایش، از جمله یک فرمانده به نام حسین محمد یاغی معروف به ابوعلی صادق در حملات روز جمعه در منطقه بقاع کشته شده‌اند.

این حملات می‌تواند آتش‌بس شکننده‌ای را که در سال ۲۰۲۴ با میانجی‌گری ایالات متحده میان اسرائیل و حزب‌الله برقرار شد، با چالش روبه‌رو کند.

هدف از این آتش‌بس پایان دادن به بیش از یک سال درگیری‌های مرزی بود که در نهایت به حملات گسترده اسرائیل و تضعیف این گروه تحت حمایت جمهوری اسلامی ایران انجامید. با این حال، دو طرف از آن زمان بارها یکدیگر را به نقض آتش‌بس متهم کرده‌اند.

حزب‌الله را ایالات متحده یک سازمان تروریستی می‌داند اما اتحادیه اروپا تنها شاخه‌ٔ نظامی این گروه را در فهرست تروریستی قرار داده است.

مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی از دولت لبنان خواسته‌اند زرادخانه حزب‌الله را محدود کند، در حالی که رهبران لبنان هشدار داده‌اند حملات گسترده‌تر اسرائیل می‌تواند این کشور را که پیش‌تر با بحران‌های سیاسی و اقتصادی روبه‌رو بوده، بیش از پیش بی‌ثبات کند.

ارتش اسرائیل همچنین اعلام کرد آنچه را «مرکز فرماندهی حماس» در منطقه عین‌الحلوه در جنوب لبنان خوانده، هدف قرار داده است. عین‌الحلوه اردوگاه متراکم پناهجویان فلسطینی در نزدیکی شهر صیدا است.

ژوزف عون، رئیس‌جمهور لبنان، حملات شبانه اسرائیل به منطقه صیدا و شهرهای بقاع را «نقضی تازه» علیه حاکمیت لبنان و تخطی از تعهدات سازمان ملل خواند. به‌گفتهٔ دفتر ریاست‌جمهوری لبنان، او از کشورهایی که از ثبات منطقه حمایت می‌کنند، از جمله ایالات متحده، خواست برای جلوگیری از تشدید تنش‌ها، برای توقف فوری این حملات فشار وارد کنند.

گروه افراطی حماس نیز در بیانیه‌ای حمله اسرائیل به عین‌الحلوه را محکوم و اعلام کرد محل هدف قرارگرفته متعلق به نیروی امنیتی مشترک اردوگاه بوده که مسئولیت حفظ امنیت را بر عهده دارد.

این تحولات در حالی رخ می‌دهد که موضوع خلع‌سلاح حزب‌الله در لبنان به یکی از محورهای اصلی تنش‌های داخلی این کشور تبدیل شده است. گروه حزب‌الله لبنان روز سه‌شنبه ۲۸ بهمن تصمیم دولت این کشور را برای دادن دست‌کم چهار ماه فرصت به ارتش جهت پیشبرد مرحله دوم یک طرح سراسری خلع‌سلاح رد کرد و گفت آنچه را که «اقدامی در خدمت اسرائیل» می‌داند، نخواهد پذیرفت.

کابینه لبنان در اوت ۲۰۲۵ به ارتش مأموریت داد طرحی برای تدوین و آغاز اجرای برنامه‌ای تهیه کند که بر اساس آن سلاح همه گروه‌های مسلح تحت کنترل دولت قرار گیرد؛ تلاشی که عمدتاً با هدف خلع‌سلاح حزب‌الله پس از جنگ ویرانگر این گروه با اسرائیل در سال ۲۰۲۴ انجام می‌شود.

در سپتامبر ۲۰۲۵ کابینه لبنان به‌طور رسمی از طرح ارتش برای خلع‌سلاح این گروه شبه‌نظامی شیعه مورد حمایت ایران استقبال کرد، هرچند جدول زمانی روشنی تعیین نکرد و هشدار داد توان محدود ارتش و تداوم حملات اسرائیل می‌تواند روند اجرای آن را کند کند.

دونالد ترامپ تعرفه جهانی واردات به آمریکا را به ۱۵ درصد افزایش داد

 

دونالد ترامپ تعرفه جهانی واردات به آمریکا را به ۱۵ درصد افزایش داد

رئیس‌جمهور ایالات متحده، در پی لغو برنامهٔ قبلی تعرفه‌ای او در دیوان عالی آمریکا، اعلام کرد تعرفهٔ موقت واردات از همهٔ کشورها را از ۱۰ درصد به ۱۵ درصد افزایش می‌دهد. این بالاترین سطح مجاز طبق قانون محسوب می‌شود.

دونالد ترامپ روز جمعه یکم اسفند پس از اعلام ر‌أی دیوان عالی آمریکا بلافاصله تعرفه‌ای سراسری به میزان ۱۰ درصد اعلام کرده بود.

دیوان عالی آمریکا در حکم خود اعلام کرد رئیس‌جمهور آمریکا در اجرای برنامهٔ قبلی تعرفه‌ها با استناد به «قانون وضعیت اضطراری اقتصادی بین‌المللی» از حدود اختیارات قانونی خود فراتر رفته است.

این قانون به رئیس‌جمهور ایالات متحده اجازه می‌دهد در برابر تهدیدهای فوری خارجی مانند بحران‌های امنیتی یا اقتصادی اقدام‌های اضطراری اتخاذ کند، اما دادگاه تشخیص داد استفاده از آن برای اعمال تعرفه‌های گستردهٔ تجاری خارج از هدف و دامنهٔ این قانون است.

قضات تأکید کردند تعیین سیاست‌های تجاری و وضع تعرفه‌های عمومی اساساً در حوزه اختیارات کنگره قرار دارد و رئیس‌جمهور نمی‌تواند صرفاً با اعلام وضعیت اضطراری اقتصادی چنین اقدام‌هایی انجام دهد.

تعرفه‌های جدید ۱۵ درصدی که آقای ترامپ روز شنبه اعلام کرد، بر اساس قانونی موسوم به «بخش ۱۲۲» اعمال می‌شود. این قانون اجازهٔ وضع تعرفه تا سقف ۱۵ درصد را می‌دهد، اما تمدید آن پس از ۱۵۰ روز نیازمند تأیید کنگره است.

تاکنون هیچ رئیس‌جمهوری از این اختیار استفاده نکرده و خبرگزاری رویترز می‌گوید اجرای آن ممکن است با چالش‌های حقوقی تازه‌ای روبه‌رو شود.

رویترز همچنین می‌گوید کارشناسان تجارت و برخی دستیاران کنگره نسبت به تمدید این تعرفه‌ها تردید دارند به‌خصوص که نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد شمار فزاینده‌ای از شهروندان آمریکایی افزایش قیمت‌ها را به تعرفه‌های وارداتی نسبت می‌دهند.

ترامپ همچنین اعلام کرد دولت او در دوره ۱۵۰ روزه اجرای این تعرفه‌ها، برای اعمال سایر تعرفه‌هایی که از نظر قانونی امکان‌پذیر باشد تلاش خواهد کرد. به‌گفتۀ او، دولت آمریکا قصد دارد از قوانین دیگری استفاده کند که اجازهٔ وضع مالیات بر واردات کالاهای مشخص یا کشورهای خاص را بر اساس ملاحظات امنیت ملی یا شیوه‌های تجاری ناعادلانه می‌دهد.

او در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت که بسیاری از کشورها «دهه‌ها از آمریکا سوءاستفاده کرده‌اند» و افزایش تعرفه‌ها اقدامی در پاسخ به این وضعیت است.

کاخ سفید اعلام کرده است تعرفه‌های بخش ۱۲۲ برخی کالاها از جمله مواد معدنی حیاتی، فلزات و محصولات انرژی را شامل نمی‌شود.

وندی کاتلر، مقام ارشد پیشین تجاری آمریکا و از مدیران اندیشکده «انجمن آسیا»، گفت تغییر سریع سیاست تعرفه‌ای دولت ترامپ نشان‌دهنده فضای عدم قطعیت برای شرکای تجاری ایالات متحده است.

ترامپ در دورهٔ ریاست‌جمهوری خود بارها از تعرفه‌ها یا تهدید به اعمال آن‌ها برای دستیابی به توافق‌های تجاری با کشورهای دیگر استفاده کرده است. جیمیسون گریر، نماینده تجاری آمریکا، نیز تأکید کرده است کشورهایی که با واشینگتن توافق‌های تجاری دارند، باید به تعهدات خود پایبند بمانند، حتی اگر نرخ‌های توافق‌شده بالاتر از تعرفه‌های جدید باشد.

به‌گفتۀ او، صادرات کشورهایی مانند مالزی و کامبوج همچنان با نرخ توافق‌شده ۱۹ درصد مشمول تعرفه خواهد بود. در مقابل، کشورهایی مانند برزیل که برای کاهش تعرفه ۴۰ درصدی خود با آمریکا به توافق نرسیده‌اند، ممکن است دست‌کم به‌طور موقت با کاهش نرخ تعرفه به ۱۵ درصد روبه‌رو شوند.

زنده ادامه اعتراض در دانشگاه‌های تهران و مشهد؛ درگیری دانشجویان

 

زنده ادامه اعتراض در دانشگاه‌های تهران و مشهد؛ درگیری دانشجویان

پرچم شیر و خورشید در دست دانشجویان دانشگاه شریف
پرچم شیر و خورشید در دست دانشجویان دانشگاه شریف

زنده ادامه اعتراض در دانشگاه‌های تهران و مشهد؛ درگیری دانشجویان

 

درگیری دانشجویان معترض با بسیجی‌ها

در دومین روز از اعتراض دانشجویان مخالف حکومت در کشور، برخی ویدئوها که روز یک‌شنبه منتشر شده حکایت از درگیری این دانشجویان با دانشجویان بسیجی و حزب‌اللهی دارد. 

 

در دومین روز از دور تازه اعتراضات دانشجویی، گزارش‌ها و تصاویری از درگیری دانشجویان معترض و بسیجیان در دانشگاه امیرکبیر منتشر شده است. در یکی از ویدئوهایی که از دانشگاه امیرکبیر (پلی تکنیک) در روز یک‌شنبه سوم اسفند منتشر شده مشاهده می‌شود که نیروهای موسوم به بسیج که از روز گذشته نمایش موارد بیشتر
 
 

اعتراض در چند دانشگاه ایران ادامه دارد؛ تلاش دانشجویان حزب‌اللهی برای خاموش کردن صدای اعتراض

خبرها از ایران حکایت از آن دارد که اعتراض دانشجویان در چند دانشگاه کشور از جمله تهران و مشهد برای دومین روز ادامه دارد.

روز شنبه، دوم اسفندماه، در نخستین روز کلاس‌های حضوری در دانشگاه‌های کشور، تعداد زیادی از دانشجویان مخالف حکومت در محوطه دانشگاه‌های خود تجمع کرده و علیه حکومت جمهوری اسلامی و علی خامنه‌ای شعار دادند.

حال بر اساس ویدئوهایی که از ایران در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، این اعتراضات در روز یک‌شنبه، سوم اسفند، هم ادامه یافته است.

بر این اساس، در بیشتر دانشگاه‌های اصلی پایتخت از جمله شهید بهشتی، علم و صنعت، تهران و شریف دانشجوها در حمایت از معترضان دی‌ماه و مخالفت با حکومت شعار داده‌اند.

ویدئویی از شعار «کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل رو ستایش کنیم» در دانشگاه شریف:

 

 شعار دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف علیه خامنه‌ای: کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قانل را ستایش کنیم -یک‌شنبه ۳ اسفند

 

 

روز یک‌شنبه، در مقابل، رسانه‌های حکومتی ویدئوهایی منتشر کرده‌اند حاکی از این که دانشجویان حزب‌اللهیِ هوادار حکومت نیز در پاسخ به این معترضان تجمع کرده و در چند دانشگاه نماز جماعت برپا کرده‌اند.

به نظر می‌رسد این تلاشی باشد از طرف نیروهای هوادار حکومت در دانشگاه‌ها برای به حاشیه راندن دانشجویان معترض. خبرگزاری حکومتی دانشجو از این معترضان با عنوان «دانشجونما» یاد کرده و آنها را به خرابکاری در محوطه دانشگاه متهم کرده است. به دلیل سانسور اخبار و محدود کردن رسانه‌های غیرحکومتی، رادیوفردا قادر به راستی‌آزمایی این اتهامات نیست.

خبرگزاری دانشجو ویدئویی هم از دانشجویان حزب‌اللهی منتشر کرده که در دانشگاه شهید بهشتی راهپیمایی کرده و شعار می‌دهند.

چند ویدئو از دانشگاه‌های مختلف:

 

شنبه، اسفند ۰۲، ۱۴۰۴

«قانون پاکسازی» در اروپا؛ جنجال بر سر سرنوشت خبرچین‌ها و همکاران یک رژیم خودکامه

 

«قانون پاکسازی» در اروپا؛ جنجال بر سر سرنوشت خبرچین‌ها و همکاران یک رژیم خودکامه

آندری بابیش، نخست‌وزیر میلیاردر جمهوری چک، (نفر چهارم از چپ) و اُتو کلِمپیژ، وزیر فرهنگ جمهوری چک، (نفر آخر) به همکاری با پلیس مخفی کمونیستی متهم بوده‌اند
آندری بابیش، نخست‌وزیر میلیاردر جمهوری چک، (نفر چهارم از چپ) و اُتو کلِمپیژ، وزیر فرهنگ جمهوری چک، (نفر آخر) به همکاری با پلیس مخفی کمونیستی متهم بوده‌اند

افشاگری درباره گذشته تاریک یک مقام دانشگاه چارلز در پراگ، پایتخت جمهوری چک، و اخراج او در پی این رخداد، بار دیگر مسئله برخورد با هواداران و همکاران رژیم‌های استبدادی پس از سقوط این حکومت‌ها را به صدر اخبار آورده است.

ماجرا از آنجا آغاز شد که میخال توماشِک، معاون دانشکده حقوق در دانشگاه معتبر چارلز، در ماه ژانویه سال جاری به دلیل همکاری فعال با پلیس مخفی حکومت کمونیستی چکسلواکی، اس‌ت‌ب، از مقام خود کناره‌گیری کرد.

بر اساس پرونده ۱۳۰۰ صفحه‌ای که از آرشیو پلیس مخفی عهد کمونیسم درباره توماشک به دست آمده، او در دهه ۱۹۸۰ از همکاران پلیس مخفی بوده و به‌ویژه درباره چکی‌هایی که به فرانسه مهاجرت کرده بودند خبرچینی کرده است.

توماشک ظاهرا تمام اتهامات را پذیرفته و به تصمیم مدیر دانشکده حقوق برای اخراجش هم اعتراضی نکرده و از روز ۳۱ ژانویه دیگر در دانشگاه حضور نداشته است.

مدیر دانشکده در دفاع از خود برای تصمیم به همکاری با این پروفسور بدنام پیش از اخراج اعلام کرده است که از «قانون پاکسازی» و گواهی حسن شهرت اطلاع داشته، اما گمان می‌کرده است که دانشگاه چارلز پیشتر این مدارک را از توماشک گرفته است.

تقریبا تمام کشورهایی که زمانی با حکومت کمونیستی دست به گریبان بودند، از جمله چکسلواکی و لهستان، پس از سقوط این حکومت‌ها در دهه ۱۹۹۰ «قانون پاکسازی» را تصویب کردند که بر اساس آن هیچ کارمند و همکار پلیس مخفی کمونیستی مجاز به کار در مشاغل دولتی مانند کار در دانشگاه و دادگاه نیستند.

این بخشی از «کارزار کمونیسم‌زدایی» از کشورهایی بود که در میانه سال‌های ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۲ سقوط حزب کمونیسم را شاهد بودند. مجارستان، آلبانی، بلغارستان، آلمان، رومانی و استونی از جمله دیگر کشورهایی بودند که هر یک به‌نوعی قانون پاکسازی را تصویب و اجرا کردند.

در آن زمان، در کشورهای اروپای شرقی و مرکزی، همکاری با حکومت کمونیستی و به‌ویژه خبرچینی برای پلیس مخفی در نگاه مردم کاری اخلاقا مذموم و نادرست شمرده می‌شد، مخصوصا آن که نتیجه آن سرکوب اپوزیسیون و تعقیب و دستگیری مخالفان حکومت بود.

قانون پاکسازی در چکسلواکی سابق و جدل‌های امروز در چک

قانون پاکسازی در چکسلواکی در سال ۱۹۹۱ تصویب شد،‌ دو سال پس از انقلاب مخملی در سال ۱۹۸۹ که نام هزاران همکار و خبرچین پلیس مخفی در این کشور افشا و رسانه‌ای شد، و دو سال قبل از جدا شدن دو کشور چک و اسلوواکی که قانون پاکسازی را حفظ کردند.

یوزف ملِینِک، تحلیل‌گر سیاسی در دانشگاه چارلز در پراگ، به خبرگزاری فرانسه این طور توضیح داده است:‌ «لازم بود افراد مرتبط با رژیم گذشته کنار گذاشته شوند تا نتوانند به مقام‌های بالا در حکومت برسند و از این راه به نظام دموکراسی جدید در کشور لطمه بزنند.»

در قانون مصوب سال ۱۹۹۱ به مقام‌های ارشد در ارتش و دانشگاه‌ها و نظام قضایی و همین طور عضویت در دولت به عنوان وزیر اشاره شده بود. با این حال در جمهوری چک در سال ۲۰۱۴ متممی به این قانون اضافه شد که بر اساس آن وزرا از این قانون مستثنا می‌شدند.

در این مشاغل، مقام‌های زیردستی هم تنها در صورتی می‌تواند به همکاران سابق رژیم کمونیستی برسد که از وزارت کشور «گواهی حُسن شهرت» دریافت کنند.

سال ۲۰۱۴ همان سالی است که آندری بابیش، نخست وزیر فعلی جمهوری چک، زاده اسلوواکی، به وزارت دارایی رسید، و اینجاست که افشاگری تازه درباره مقام دانشگاه چارلز خبرساز شده و موضوع تبعیض و معیارهای دوگانه را در رسانه‌ها برجسته کرده است.

در اداره پلیس مخفی اسلوواکی پرونده‌ای هست متعلق به سال ۱۹۸۲ با امضای آندری بابیش که باعث شده است او همواره به همکاری با پلیس مخفی متهم باشد، اتهامی که خود او رد کرده، اما هیچ دادگاهی هم به شکایت او در این باره ترتیب اثر نداده است.

این بار بابیش،‌ ۷۱ ساله، به‌تنهایی در مظان اتهام همکاری و سود بردن از تبعیض نیست،‌ بلکه اُتو کلِمپیژ، وزیر فرهنگ جمهوری چک، هم از ماه دسامبر سال ۲۰۲۵ در کنار او در دولت حضور دارد.

برخلاف بابیش، کلمپیژ، خواننده سابق، به همکاری با پلیس مخفی و لو دادن کسانی که در عرصه موسیقیِ آن روزها ماری جوآنا مصرف می‌کردند اعتراف کرده و پیشتر از همه عذرخواهی کرده است.

حضور این دو در دولت جمهوری چک باعث شده است که صدای منتقدان رژیم سابق بلند شود. یکی از آنها ملینک، تحلیل‌گر سیاسی، است که معتقد است قانونی که شامل همگان بشود جز وزرای دولت حتما ناقص است.

با گذشت چند دهه از سقوط کمونیسم در کشورهایی چون جمهوری چک اکنون مورخان و کارشناسانی هستند که می‌گویند دیگر زمان اجرای این قانون گذشته است و حال که دموکراسی در این کشورها نهادینه شده بعید است عوامل رژیم‌های گذشته دیگر بتوانند بر آن اثرگذار باشند یا دموکراسی را به انحراف بکشند.

همزمان عده‌ای از کارشناسان هم بر این عقیده‌اند که چنین قانونی می‌تواند به نقض حقوق بشر افراد بینجامد، به شکلی که در ایرانِ پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ اتفاق افتاد.

در تیرماه ۱۳۵۹، روح‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، نطقی ایراد کرد که به اعتقاد عده‌ای از تحلیل‌گران زمینه‌ساز حذف کارشناسان و متخصصان مخالف حکومت در ایران از راه تشکیل کمیته‌های پاکسازی شد و در نهایت به اعدام‌های دهه ۱۳۶۰ و حذف مخالفان و نویسندگان و روشنفکران در کشور انجامید.

دونالد ترامپ: ۳۲ هزار نفر در اعتراضات ایران کشته شدند

 

دونالد ترامپ: ۳۲ هزار نفر در اعتراضات ایران کشته شدند

دونالد ترامپ شرایط ایران را «غم‌انگیز» توصیف کرد
دونالد ترامپ شرایط ایران را «غم‌انگیز» توصیف کرد

رئیس‌جمهور آمریکا روز جمعه اول اسفند اعلام کرد که در اعتراضات دی‌ماه ایران «در مدتی کوتاه» ۳۲ هزار نفر کشته شدند. این نخستین بار است که دونالد ترامپ به‌صراحت به تعداد کشته‌شدگان اعتراضات گسترده اخیر در ایران اشاره می‌کند.

آقای ترامپ که در کاخ سفید با خبرنگاران صحبت می‌کرد شرایط ایران را «غم‌انگیز» توصیف کرد و گفت: «۳۲ هزار نفر در مدت کوتاهی کشته شدند.»

این اظهار نظر رئیس‌جمهور آمریکا در زمانی منتشر می‌شود که در گوشه و کنار کشور و در شهرهای کوچک و بزرگ مراسم چهلم کشته‌شدگان با حضور انبوهی از مخالفان حکومت در حال برگزاری است.

حکومت ایران اصرار دارد که در طول اعتراضات دی ماه امسال سه هزار و ۱۱۷ نفر، با احتساب مأموران حکومتی، کشته شده‌اند.

عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، روز دوم اسفند «با ادعای شفافیت کامل» در پیامی که به نظر می‌آید پاسخ به آمار ارائه‌شده از طرف دونالد ترامپ باشد بار دیگر این رقم را تکرار کرد.

با این حال هیچ یک از سازمان‌های مستقل حقوق بشری و دیگر دولت‌ها آمار دولت مسعود پزشکیان از قربانیان کشتار دی‌ماه را مستند نمی‌دانند. تمام نهادهای حقوق بشری اعلام کرده‌اند تعداد جان‌باختگان بسیار بیشتر است.

 

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز جمعه اول اسفند اعلام کرد که در اعتراضات دی‌ماه ایران ۳۲ هزار نفر کشته شدند. او در یک سخنرانی در کاخ سفید شرایط ایران را «غم‌انگیز» توصیف کرد و گفت: «۳۲ هزار نفر در مدت کوتاهی کشته شدند.» این نخستین بار است که رئیس‌جمهور آمریکا به‌صراحت به نمایش موارد بیشتر

پایگاه حقوق بشری هرانا، مستقر در واشینگتن، در آخرین آمار خود اعلام کرد که تعداد جان‌باختگان احراز هویت‌شده در اعتراضات از مرز هفت‌ هزار نفر گذشته، علاوه بر این که این سازمان هنوز در حال بررسی بیش از ۱۱ هزار کشته‌ دیگر است.

اما برآورد تازه دولت آمریکا از کشته‌شدگان بسیار نزدیک به گزارشی است که نشریهٔ «تایم» ماه گذشته منتشر کرد.

این هفته‌نامه روز پنجم بهمن‌ به نقل از «دو مقام ارشد» در وزارت بهداشت ایران خبر داد که در دو روز ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه که سرکوب خونین حکومت به اوج خود رسید، «احتمالا تا ۳۰ هزار نفر» در خیابان‌های شهرهای مختلف کشته شده‌اند.

پیش از آن، بلومبرگ هم به نقل از مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران، نوشته بود که تعداد کشته‌شدگان در اعتراضات گسترده دی‌ماه ممکن است از ۲۰ هزار تن هم بگذرد.

در همین زمینه عفو بین‌الملل پیشتر تأکید کرده بود که کشتار معترضان در مقیاسی «بی‌سابقه» و با استفادهٔ گسترده از سلاح گرم و ساچمه‌های فلزی انجام شده و بسیاری از قربانیان در خیابان‌ها یا به‌دلیل محرومیت از دسترسی به خدمات پزشکی جان باخته‌اند.

به گزارش تایم، در روزهای پنج‌شنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، همزمان با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای آمدن مردم به خیابان‌ها، آن قدر مخالف حکومت در خیابان‌ها کشته شده که جمع کردن اجساد از توان مأموران حکومت خارج بوده و ذخیره کیسه‌های جسد ته کشیده است.

به گفته دو مقام ارشد وزارت بهداشت ایران، تعداد اجساد آن قدر بوده که دیگر آمبولانس برای انتقال آن‌ها جوابگو نبوده و به همین دلیل مأموران به سراغ کامیون‌های ۱۸ چرخ رفته‌اند.

رئیس‌جمهور آمریکا روز جمعه بار دیگر اعلام کرد حکومت ایران قصد داشته «۸۳۷ نفر» را در پی اعتراض‌ها اعدام کند، اما پس از هشدار او از این اقدام عقب‌نشینی کرده است.

اما این اظهار نظر همزمان بود با انتشار گزارشی از عفو بین‌الملل و چند نهاد حقوق بشری دیگر دربارهٔ بیم از اجرای چندین حکم اعدام در ایران.

سازمان عفو بین‌الملل اعلام کرد اطلاعاتی درباره دست‌کم ۳۰ نفر از جمله دو کودک ۱۷ساله گردآوری کرده که در پی سرکوب اعتراضات دی‌ماه محاکمه شده و با خطر مجازات اعدام روبه‌رو هستند.

این سازمان حقوق بشری روز اول اسفند همچنین خبر داد دست‌کم هشت نفر از این افراد تنها چند هفته پس از بازداشت محاکمه و به اعدام محکوم شده‌اند.

 
 

اکسیوس: نگاه مثبت آمریکا به طرح احتمالی «غنی‌سازی صوری» در ایران؛ طرح ایران در راه

 

اکسیوس: نگاه مثبت آمریکا به طرح احتمالی «غنی‌سازی صوری» در ایران؛ طرح ایران در راه

ماکت‌هایی از سانتریفیوژهای مربوط به غنی‌سازی اورانیوم
ماکت‌هایی از سانتریفیوژهای مربوط به غنی‌سازی اورانیوم

در حالی که تهران می‌گوید پیش‌نویس پیشنهادش برای توافق هسته‌ای «طی دو تا سه روز آینده» آماده می‌شود، یک مقام ارشد آمریکایی به وب‌سایت اکسیوس گفته دولت آمریکا آماده است طرحی را بررسی کند که به ایران اجازه «غنی‌سازی صوری و محدود» بدهد، مشروط بر آن‌که هیچ مسیر ممکنی برای دستیابی به سلاح هسته‌ای باقی نگذارد.

همزمان در گزارش اکسیوس به نقل از منابع آمریکایی آمده است که گزینه‌های نظامی، از جمله سناریوی هدف گرفتن رهبر جمهوری اسلامی و پسرش مجتبی، نیز به دونالد ترامپ ارائه شده است.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، روز جمعه اول اسفند در گفت‌وگو با یک شبکه تلویزیونی آمریکایی اعلام کرد پیشنهاد ایران پس از تأیید «مسئولان بالادستی» ظرف دو تا سه روز آینده برای آمریکا ارسال خواهد شد.

وعده «دو سه روزه» از طرف ایران پس از آن مطرح می‌شود که همزمان با افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه که دست‌کم دو هفته است ادامه دارد، خبر رسید که آمریکا خود را برای حمله‌ای «محدود» آماده می‌کند.

به گفته وزیر خارجه جمهوری اسلامی، واشینگتن در مذاکرات ژنو از تهران نخواسته است «غنی‌سازی صفر» را بپذیرد؛ او همچنین گزارش‌ها دربارهٔ پیشنهاد تعلیق دو تا سه سالهٔ غنی‌سازی را رد کرد.

با این حال، یک مقام ارشد آمریکایی به اکسیوس گفته است نمایندگان ترامپ، از جمله استیو ویتکاف و جرد کوشنر، در گفت‌وگوها به عراقچی تصریح کرده‌اند که موضع رسمی رئیس‌جمهور «غنی‌سازی صفر در خاک ایران» است.

به گفته این مقام، اگر پیشنهاد ایران شامل «میزان اندک و نمادین [یا صوری] غنی‌سازی» باشد و تهران با جزئیات فنی نشان دهد که این سطح هیچ تهدیدی ایجاد نمی‌کند، آمریکا آن را بررسی خواهد کرد.

ترامپ روز جمعه بار دیگر هشدار داد ایران «بهتر است دربارهٔ یک توافق منصفانه مذاکره کند» و همزمان گفت گزینه حمله نظامی محدود را «در حال بررسی» دارد. پیشتر نیز روزنامه وال‌استریت جورنال گزارش داده بود که او سناریوی یک حمله اولیه و محدود را برای وادار کردن ایران به پذیرش شروط واشینگتن بررسی می‌کند.

در همین حال، یک مشاور ارشد ترامپ به اکسیوس گفته است پنتاگون «برای هر سناریویی» طرح آماده کرده و یکی از این سناریوها شامل هدف گرفتن علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، فرزندش مجتبی خامنه‌ای «و ملاها» است.

منبعی دیگر نیز تأیید کرده که چنین طرحی چند هفته پیش به ترامپ ارائه شده است. با این حال، آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، گفته است که رئیس‌جمهور آمریکا هنوز تصمیمی برای حمله نگرفته و «هیچ‌کس نمی‌داند او چه زمانی چه تصمیمی خواهد گرفت.»

در سطح فنی، عراقچی گفته است رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، در مذاکرات نقش دارد و پیشنهادهایی دربارهٔ «اقدامات فنی» برای تضمین «ماهیت صلح‌آمیز» برنامه هسته‌ای ایران مطرح کرده است.

چنین اقداماتی می‌تواند شامل بازگشت بازرسان سازمان ملل با اختیارات گسترده و تعیین تکلیف حدود ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا باشد که گفته می‌شود در پی حملات هوایی سال گذشته در تأسیسات هسته‌ای ایران مدفون شده است.

مدیرعامل شرکت دولتی هسته‌ای روسیه، روس‌اتم، روز پنجشنبه ۳۰ بهمن اعلام کرده بود که مسکو آماده است در صورت شکل‌گیری توافق میان تهران و واشینگتن، اورانیوم غنی‌شده ایران را تحویل بگیرد. او همچنین گفت درباره نیروگاه هسته‌ای بوشهر، روسیه برای هر سناریویی آمادگی دارد.

ایران اعلام کرده در حال حاضر به‌دلیل آسیب دیدن گسترده سانتریفیوژها در حملات هوایی ژوئن گذشته، عملاً غنی‌سازی فعالی انجام نمی‌دهد، اما رهبر جمهوری اسلامی بارها تأکید کرده که تهران از «حق غنی‌سازی» خود عقب‌نشینی نخواهد کرد.

در این میان، به نوشته اکسیوس، میانجی‌های عمانی و قطری به دو طرف گفته‌اند هر توافقی باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که هر دو بتوانند آن را «پیروزی» معرفی کنند و در عین حال برای کشورهای خلیج فارس و اسرائیل نیز قابل‌تحمل باشد. عراقچی نیز در مصاحبه خود از ضرورت یک توافق «برد-برد» سخن گفته است.

یک مقام ارشد آمریکایی تأکید کرده است هر پیشنهادی که از سوی تهران ارائه شود باید «بسیار مفصل و دقیق» باشد و به‌طور روشن نشان دهد برنامه هسته‌ای ایران کاملاً «بی‌خطر» خواهد ماند. به گفته او، اکنون «توپ در زمین ایران است» و واشینگتن پس از دریافت پیشنهاد مکتوب، دربارهٔ ادامه مذاکرات یا گزینه‌های دیگر تصمیم خواهد گرفت.

اف‌بی‌آی «سه ایرانی» را به اتهام سرقت اسرار گوگل و انتقال به ایران بازداشت کرد

 

اف‌بی‌آی «سه ایرانی» را به اتهام سرقت اسرار گوگل و انتقال به ایران بازداشت کرد

پلیس فدرال ایالات متحده، اف‌بی‌آی، اعلام کرد سه مهندس را در کالیفرنیا به اتهام توطئه برای «سرقت اسرار تجاری مرتبط با امنیت پردازنده و فناوری‌های رمزنگاری از گوگل» و دیگر شرکت‌های بزرگ فناوری، انتقال آن به دیگر کشورها ازجمله ایران و «اخلال در اجرای عدالت» بازداشت کرده است.

بر اساس بیانیهٔ اف‌بی‌آی، سمانه غندالی ۴۱ ساله، محمدجواد خسروی معروف به محمد خسروی، ۴۰ ساله، و سرور غندالی ۳۲ ساله، هر سه ساکن سن‌خوزه ایالت کالیفرنیا، روز پنجشنبه ۳۰ بهمن برای تفهیم اتهام در یک دادگاه فدرال در سن‌خوزه حاضر شدند.

اف‌بی‌آی در بیانیه‌اش به ملیت و تابعیت این سه نفر اشاره نکرده اما برخی رسانه‌ها از جمله بلومبرگ گزارش داده‌اند که هر سه «اتباع ایرانی» هستند.

این افراد متهم شده‌اند که از موقعیت کاری خود در شرکت‌های فناوری برای دسترسی به اطلاعات محرمانه و حساس استفاده کرده‌اند، سپس اسناد محرمانه و حساس، ازجمله اسرار تجاری مرتبط با امنیت پردازنده و رمزنگاری و دیگر فناوری‌ها، را از گوگل و سایر شرکت‌های فناوری به مکان‌های شخصی و اشخاص ثالث غیرمجاز منتقل کرده‌اند.

آن‌ها متهم هستند که اسرار یادشده را به کامپیوترهای مرتبط با کارفرمایان یکدیگر و نیز به ایران منتقل کرده‌اند.

طبق کیفرخواستی که روز پنجشنبه تسلیم دادگاه فدرال ناحیهٔ سن‌خوزه شد، متهمان در شرکت‌های پیشرو فناوری در حوزهٔ پردازنده‌های رایانه‌ای موبایل کار می‌کردند.

سمانهٔ غندالی و سرور غندالی که خواهر هستند، پیش از رفتن به یک شرکت فناوری دیگر که در کیفرخواست با نام «شرکت ۳» به آن اشاره شده، در گوگل کار می‌کردند و خسروی که همسر سمانهٔ غندالی است، در یک شرکت فناوری که «شرکت ۲» نام‌گذاری شده، شاغل بود.

 News Alert: Today, the #FBI arrested three Silicon Valley engineers who are facing charges of conspiring to commit trade secret theft from Google and other leading technology companies, theft and attempted theft of trade secrets, and obstruction of justice. Samaneh Ghandali, 41, نمایش موارد 

 


 

کریگ اچ. میساکیان، دادستان ایالات متحده، گفت: «متهمان از موقعیت خود سوءاستفاده کردند تا اسرار تجاری محرمانه را از کارفرمایان‌شان بدزدند. دفتر ما همچنان در خط مقدم حفاظت از نوآوری آمریکایی خواهد بود و افرادی را که فناوری‌های پیشرفته و حساس را برای منافع نامشروع یا به نفع کشورهایی که خیر ما را نمی‌خواهند می‌ربایند، با جدیت تحت پیگرد قرار خواهد داد».

سنجای ویرمانی، مأمور ویژه در اف‌بی‌آی، گفت: «اقدامات اشاره شده در این کیفرخواست نشان‌دهندهٔ خیانتی حساب‌شده به اعتماد از سوی افرادی است که متهم‌اند اسرار تجاری را از همان شرکت‌های فناوری‌ای ربوده‌اند که آن‌ها را استخدام کرده بودند».

او افزود: «شیوهٔ انتقال داده‌های محرمانه توسط متهمان شامل اقدامات عامدانه برای رد گم کردن و پنهان کردن هویت‌شان بوده است».

بر اساس کیفرخواست ارائه شده، سمانهٔ قندالی هنگامی که در گوگل شاغل بود، صدها فایل، ازجمله اسرار تجاری گوگل، را به یک پلتفرم ارتباطی شخص ثالث منتقل کرد، مشخصاً به حساب‌هایی با نام کوچک هر یک از متهمان.

سرور غندالی همچنین در زمان اشتغال در گوگل، تعداد زیادی از فایل‌های این شرکت از جمله اسرار تجاری را به همین حساب‌ها منتقل کرده است. این اسرار تجاری بعداً روی دستگاه‌های شخصی مختلف و نیز دستگاه کاری خسروی در شرکت ۲، و همچنین دستگاه کاری سرور غندالی در شرکت ۳ کپی شدند.

طبق این کیفرخواست، متهمان برای پنهان کردن فعالیت‌هایشان دست به این اقدامات زدند:

  • ارائهٔ اظهارنامه‌های امضاشدهٔ دروغین به شرکت‌های فناوری قربانی دربارهٔ رفتار خود و اسرار تجاری مسروقه؛
  • نابود کردن فایل‌های خارج‌سازی‌شده و سایر سوابق از روی دستگاه‌های الکترونیکی؛
  • و پنهان کردن روش‌های خارج‌سازی برای جلوگیری از شناسایی توسط شرکت‌های فناوری قربانی (برای نمونه، به‌جای خارج کردن کامل اسناد از طریق پلتفرم ارتباطی شخص ثالث، از صفحهٔ نمایش حاوی محتوای اسناد به‌صورت دستی عکس می‌گرفتند).


این کیفرخواست می‌افزاید پس از آن‌که سامانه‌های امنیت داخلی گوگل فعالیت سمانه غندالی را شناسایی کرد و در اوت ۲۰۲۳ دسترسی‌اش به منابع این شرکت قطع شد، او اظهارنامه‌ای امضا کرد که ادعا می‌کرد اطلاعات محرمانهٔ گوگل را با هیچ‌کس در خارج از شرکت به اشتراک نگذاشته است.

سپس او و خسروی برای حذف مسیرهای ارتباطات و سایر داده‌ها شروع به جست‌وجو و بازدید از برخی وب‌سایت‌ها کردند؛ ازجمله به‌دنبال پاسخ به این پرسش بودند که یک اپراتور تلفن همراه چه مدت «پیام‌ها برای پرینت جهت ارائه به دادگاه» را نگه می‌دارد.

در این کیفرخواست آمده است: زوج یادشده همچنان به اسرار تجاری گوگل که روی دستگاه‌های شخصی‌شان ذخیره شده بود، دسترسی داشتند و طی چند ماه، به‌صورت دستی از صدها صفحهٔ نمایش رایانه که شامل اطلاعات محرمانهٔ گوگل و شرکت ۲ بود عکس می‌گرفتند.

در این کیفرخواست آمده است: ‌شب قبل از سفر سمانه غندالی و خسروی به ایران در دسامبر ۲۰۲۳، سمانه با تلفن همراه خود حدود ۲۴ عکس به‌صورت دستی از صفحه‌نمایش کامیپوتر کاری خسروی گرفت که حاوی اطلاعات اسرار تجاری شرکت ۲ بود. در زمان حضور در ایران، یک دستگاه شخصی مرتبط با سمانه غندالی به این عکس‌ها دسترسی پیدا کرد و خسروی نیز به سایر اطلاعات اسرار تجاری شرکت ۲ دسترسی یافت.

اف‌بی‌آی در سایت خود گزارش داده که متهمان قرار است بار دیگر روز جمعه اول اسفند در دادگاه سن‌خوزه نزد قاضی سوزان ون‌کولن حاضر شوند تا وکیل معرفی کنند.

در صورتی که اتهام‌های مطرح‌شده در دادگاه اثبات شود، هر یک از متهمان به اتهام «توطئه برای سرقت اسرار تجاری» و «سرقت و اقدام به سرقت اسرار تجاری» به حداکثر ۱۰ سال زندان و ۲۵۰ هزار دلار جریمه محکوم خواهند شد.

برای اتهام «اخلال در جریان رسیدگی‌های رسمی» نیز با حداکثر ۲۰ سال زندان و ۲۵۰ هزار دلار جریمه روبه‌رو می‌شوند.