یکشنبه، آذر ۰۹، ۱۴۰۴

زنده سپاه یک کشتی دیگر را توقیف کرد؛ دلار به ۱۱۷ هزار تومان نزدیک شد

 

زنده سپاه یک کشتی دیگر را توقیف کرد؛ دلار به ۱۱۷ هزار تومان نزدیک شد

زنده سپاه یک کشتی دیگر را توقیف کرد؛ دلار به ۱۱۷ هزار تومان نزدیک شد 

 

سپاه پاسداران یک کشتی دیگر حامل «سوخت قاچاق» را توقیف کرد

یک مقام نیروی دریایی سپاه پاسداران روز یک‌شنبه از توقیف «یک شناور حامل سوخت قاچاق» و انتقال آن به بندر بوشهر خبر داد.

این دومین کشتی حامل سوخت است که در دو هفته گذشته به دست سپاه در آب‌های خلیج فارس توقیف می‌شود.

خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه، روز یک‌شنبه به نقل از یک فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران نوشت: «ما یک شناور حامل سوخت قاچاق به شکل گازوئیل را که با پرچم سوازیلند (اسواتینی) حرکت می‌کرد، توقیف کردیم.»

این خبر همراه با ویدئویی است که به نظر می‌رسد تخلیه محموله این کشتی کوچک را نشان می‌دهد.

روز شنبه ۲۴ آبان هم نیروی دریایی سپاه پاسداران خبر توقیف نفتکش خارجی «تالارا» را تأیید و ادعا کرد این اقدام را با «دستور قضایی مبنی بر توقیف محمولۀ این نفتکش» انجام داده است.

روابط عمومی نیروی دریایی سپاه در بیانیه‌اش نوشت: «این نفتکش حامل ۳۰ هزار تن محموله مواد پتروشیمی و به مقصد سنگاپور در حال حرکت بود که امروز صبح (شنبه ۲۴ آبان) به منظور رسیدگی به تخلفات به لنگرگاه هدایت گردید».

نتانیاهو «بدون اعتراف به گناه» رسماً از رئیس‌جمهور اسرائیل درخواست عفو کرد

 

نتانیاهو «بدون اعتراف به گناه» رسماً از رئیس‌جمهور اسرائیل درخواست عفو کرد


بنیامین نتانیاهو و اسحاق هرتزوگ در یک مراسم رسمی در اورشلیم، اردیبهشت ۱۴۰۳
بنیامین نتانیاهو و اسحاق هرتزوگ در یک مراسم رسمی در اورشلیم، اردیبهشت ۱۴۰۳

دفتر رئیس‌جمهور اسرائیل اعلام کرد بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر این کشور، رسماً درخواست عفو خود در سه پروندهٔ خیانت در امانت، رشوه‌خواری و فساد را به اسحاق هرتزوگ ارائه کرده است.

دفتر هرتزوگ در بیانیه‌ای که روز یکشنبه ۹ آذر منتشر شد، این درخواست را «فوق‌العاده و با پیامدهای مهم» خواند و افزود: «پس از دریافت همهٔ نظرات حقوقی لازم، رئیس‌جمهور با مسئولیت‌پذیری و صداقت این درخواست را بررسی خواهد کرد.»

پیش‌تر، ۲۱ آبان‌ماه، پس از آن‌که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در نامه‌ای به هرتزوگ خواستار عفو نتانیاهو شده بود، دفتر او اعلام کرده بود این تنها در صورتی ممکن است که نتانیاهو شخصاً درخواست رسمی ارائه دهد.

نتایناهو ارسال این نامه را تأیید و اعلام کرد وکلای او روز یکشنبه درخواست عفو را به رئیس‌جمهور کشور ارسال کرده‌اند.

در نامهٔ وکلای نتانیاهو آمده است که پیگردهای قضایی علیه نخست‌وزیر باعث شکاف عمیق در جامعه شده و پایان دادن به دادگاه برای «آشتی ملی» ضروری است. با این حال، نه نتانیاهو و نه وکلایش در نامهٔ خود از اعتراف به گناه برای درخواست عفو خودداری کرده‌اند.

بر اساس سنت حقوقی اسرائیل، عفو معمولاً تنها پس از پایان روند دادرسی و صدور حکم محکومیت صادر می‌شود، اما وکلای نتانیاهو گفته‌اند که رئیس‌جمهور می‌تواند «در مواقعی که منافع عمومی ایجاب می‌کند» به‌ویژه برای «کاهش تنش‌های اجتماعی و تقویت وحدت ملی» مداخله کند.

در مقابل، یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون، گفت که نتانیاهو نباید بدون «اعتراف به گناه، ابراز ندامت و کناره‌گیری فوری از سیاست» مورد عفو قرار گیرد.

نتانیاهو، که طولانی‌ترین دوران نخست‌وزیری در تاریخ اسرائیل را دارد، از پنج سال پیش به‌عنوان متهم در سه پروندهٔ خیانت در امانت، رشوه‌خواری و فساد تحت محاکمه است. این پرونده‌ها به نام پرونده‌های ۱۰۰۰، ۲۰۰۰ و ۴۰۰۰ شناخته می‌شوند.

اتهامات اصلی او شامل دریافت هدایا و امتیازات مالی از بازرگانان ثروتمند، تلاش برای اعمال نفوذ بر رسانه‌ها و سوءاستفاده از قدرت دولتی به نفع شرکت‌های خصوصی است.

در پروندهٔ ۱۰۰۰، دادستانی می‌گوید نتانیاهو و همسرش از چند بازرگان از جمله آرنون میلچان، تهیه‌کنندهٔ اسرائیلی‌ـ‌آمریکایی، هدایایی چون جواهر، شامپاین و سیگارهای لوکس دریافت کرده‌اند.

در پروندهٔ ۲۰۰۰، او متهم است که با مالک روزنامه «یدیعوت آحرونوت» برای پوشش مثبت رسانه‌ای در برابر محدود کردن فعالیت روزنامهٔ رقیب «اسرائیل هیوم» مذاکره کرده است.

در پروندهٔ ۴۰۰۰ نیز ادعا شده که او به «بیزک»، بزرگ‌ترین شرکت مخابراتی اسرائیل، امتیازاتی داده است در قبال این‌که وب‌سایت خبری «والا!» اخبار مثبت دربارهٔ او خانواده‌اش منتشر کند.

نخست‌وزیر اسرائیل همهٔ این اتهامات را رد کرده و می‌گوید هدف این پرونده‌ها «تلاش سیاسی مخالفان برای برکناری او از قدرت» است. روند دادگاه از سال ۲۰۲۰ آغاز شده و با وجود وقفه‌های متعدد به دلیل شرایط سیاسی و امنیتی، هنوز ادامه دارد.

درخواست رسمی نتانیاهو برای عفو در حالی صورت گرفته که ماه‌ها فشار سیاسی از سوی متحدان راستگرای او و نیز دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، برای آن افزایش یافته بود.

ترامپ در سفر اخیر خود به اسرائیل، طی سخنرانی در پارلمان (کنست)، آشکارا از رئیس‌جمهور اسرائیل، اسحاق هرتزوگ، خواست نتانیاهو را عفو کند.

او محاکمهٔ نخست‌وزیر اسرائیل را «سیاسی» و «ناعادلانه» خواند و گفت: «سیگار و شامپاین؟ این‌ها چیزی نیستند که یک ملت را بلرزاند. بی‌بی [نتانیاهو] یکی از بزرگ‌ترین رهبران اسرائیل است.» پس از آن سخنرانی، ترامپ در ۲۱ آبان نیز در نامه‌ای رسمی خطاب به رئیس‌جمهور اسرائیل خواستار عفو نتانیاهو شد.

دفتر هرتزوگ آن زمان تأیید کرد که نامه را دریافت کرده، اما افزود که صدور عفو تنها در صورتی ممکن است که نخست‌وزیر شخصاً درخواست رسمی ارائه دهد.

درخواست عفو نخست‌وزیر در حالی است که مخالفان سیاسی او می‌گویند چنین اقدامی استقلال قوهٔ قضاییه را تهدید می‌کند و «برابری در برابر قانون» را زیر سؤال می‌برد.

مخالفان همچنین می‌گویند عفو سیاستمداران می‌تواند حامل این پیام به جامعه باشد که با قدرت و نفوذ می‌توان از مجازات گریخت و این می‌تواند اعتماد عمومی به عدالت در کشور را تضعیف کند.

یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون، در واکنشی کوتاه در شبکهٔ ایکس نوشت: «اگر نخست‌وزیر بتواند در میانهٔ محاکمه از رئیس‌جمهور درخواست عفو کند، دیگر هیچ شهروندی در اسرائیل نمی‌تواند از عدالت مطمئن باشد.»

در مقابل، اعضای ائتلاف حاکم و برخی حامیان جناح راست می‌گویند نتانیاهو سال‌ها است در «محاکمه‌ای سیاسی» گرفتار شده و شایستهٔ عفو است.

بر اساس قانون اسرائیل، رئیس‌جمهور می‌تواند در صورت دریافت درخواست رسمی، پس از مشورت با دادستان کل و بررسی نظرهای مشورتی دیگر، تصمیم به عفو یا رد آن بگیرد.

دفتر اسحاق هرتزوگ اعلام کرده بررسی این درخواست «زمان‌بر و دقیق» خواهد بود و تا زمان جمع‌بندی نظرات حقوقی، اظهارنظر بیشتری نخواهد کرد.

یادبود قربانیان حملات شیمیایی در گفت‌وگو با برهان احمدی مستندساز

 

یادبود قربانیان حملات شیمیایی در گفت‌وگو با برهان احمدی مستندساز


عکس مربوط به سال ۱۳۹۳ است. برهان احمدی در حال فیلم‌برداری مستند «یکشنبه سیاه» و در حال مصاحبه با مصطفی اسدزاده است که همهٔ اعضای خانواده‌اش را در بمباران شیمیایی سردشت از داد.
عکس مربوط به سال ۱۳۹۳ است. برهان احمدی در حال فیلم‌برداری مستند «یکشنبه سیاه» و در حال مصاحبه با مصطفی اسدزاده است که همهٔ اعضای خانواده‌اش را در بمباران شیمیایی سردشت از داد.

نهم آذرماه (۳۰ نوامبر) روز جهانی یادبود قربانیان حملات شیمیایی است و جامعهٔ جهانی بار دیگر به یاد هزاران انسانی می‌افتد که بر اثر سلاح‌های شیمیایی جان باختند و یا با پیامدهای طولانی‌مدت آن زندگی می‌کنند.

این روز به ابتکار سازمان منع سلاح‌های شیمیایی (OPCW) نامگذاری شد تا نه‌تنها یاد قربانیان زنده بماند بلکه بر ضرورت تلاش‌های بین‌المللی برای ریشه‌کن کردن کامل این سلاح‌های ویرانگر نیز تأکید شود.

رادیوفردا به‌مناسبت «روز جهانی یادبود قربانیان حملات شیمیایی» گفت‌وگو کرده با برهان احمدی، مستندساز، که ساکن سنندج است.

یادبود قربانیان حملات شیمیایی در گفت‌وگو با برهان احمدی مستندساز
Embed  

آقای احمدی اولین بار بین سال‌های ۱۳۸۷ تا ۱۳۸۹، همراه با کارگردان فقید رحیم ذبیحی به‌عنوان دستیار و عکاس به کردستان عراق سفر کرد تا فیلمی دربارهٔ آثار حملات شیمیایی در حلبچه بسازند.

حملهٔ شیمیایی حلبچه در اسفند ۱۳۶۶، حدود هفت ماه بعد از حملهٔ شیمیایی به سردشت در ایران، توسط ارتش عراق انجام شد که به کشته شدن هزاران غیرنظامی بر اثر گازهای سمی انجامید.

این تجربه آغازگر مسیر کاری برهان احمدی در ساخت مستندهایی دربارهٔ قربانیان و مجروحان حملات شیمیایی در کردستانِ ایران شد. از جمله آثار او می‌توان به «یکشنبه سیاه»، «مردی از رش‌هرمه» و «زندگی در آرشیو» اشاره کرد.

برهان احمدی (راست) به همراه قادر مولان‌پور در رشه‌هرمه. آقای مولان‌پور همسر باردار و سه فرزندش را در حمله شیمیایی از دست داد
برهان احمدی (راست) به همراه قادر مولان‌پور در رشه‌هرمه. آقای مولان‌پور همسر باردار و سه فرزندش را در حمله شیمیایی از دست داد

این فیلم‌های مستند و نمونه‌های بسیار دیگر، داستان مردمی را روایت می‌کنند که در کنار سربازانی که در جبهه‌های جنگ با سلاح شیمیایی مجروح می‌شدند، به یک‌باره و بدون هیچ هشداری، این سلاح‌های مرگبار بر شهرها و روستاهایشان ریخت.

صدها تن از آن‌ها کشته و هزاران تن دیگر مجروح شدند؛ آسیبی که آثار آن برای همیشه در تن و روان و زندگی آن‌ها باقی ماند. برخی بسیار زودتر و در کودکی و جوانی جان باختند و شماری دیگر تا همین امروز، که حدود چهار دهه از جنگ ایران و عراق می‌گذرد، همچنان از پیامدهای حملات شیمیایی رنج می‌برند.

ده‌ها هزار نفر در آلمان علیه تشکیل شاخهٔ جوانان حزب راست افراطی تظاهرات کردند

 

ده‌ها هزار نفر در آلمان علیه تشکیل شاخهٔ جوانان حزب راست افراطی تظاهرات کردند


ده‌ها هزار نفر در شهر گیسن آلمان روز شنبه هشتم آذرماه با ایجاد راه‌بندان و تجمع در اعتراض به تأسیس شاخهٔ جدید جوانان حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» باعث شدند کنگره تأسیسی این شاخه با دو ساعت تأخیر برگزار شود.

به‌گفتهٔ پلیس، دست‌کم ۲۵ هزار نفر در اعتراضات شرکت کردند، اما سازمان‌دهندگان شمار معترضان را بیش از ۵۰ هزار نفر اعلام کردند. تجمع اعتراضی عمدتاً مسالمت‌آمیز بود، اما در چند مورد برخوردهایی میان پلیس و معترضان رخ داد و چند مأمور هم پلیس به‌طور سطحی زخمی شدند.

شاخهٔ جدید جوانان حزب راست افراطی آلمان (آ.اف.د) که «نسل آلمان» نام گرفته است، جایگزین گروه «جوانان آلترناتیو» می‌شود.

سازمان اطلاعات داخلی آلمان در اردیبهشت‌ماه امسال حزب آ.اف.د را رسماً یک گروه افراط‌گرا معرفی کرد و این حزب برای پیشگیری از احتمال ممنوعیت، در بهار امسال شاخهٔ جوانان خود را منحل کرد.

بر اساس ساختار جدید، تنها اعضای رسمی حزب آ.اف.د می‌توانند به «نسل آلمان» بپیوندند و تخلفات انضباطی ممکن است با مجازات‌هایی از جمله اخراج از حزب روبه‌رو شود.

منتقدان می‌گویند این تغییر به آ.اف.د اجازه می‌دهد کنترل بیشتری بر فعالیت‌های شاخه جوانان داشته باشد، اما هم‌زمان فاصله‌گیری از مواضع افراطی اعضای آن را دشوارتر می‌کند.

ژان-پاسکال هوهم
ژان-پاسکال هوهم

در نخستین نشست این شاخهٔ جدید، ژان پاسکال هوهْم، ۲۸ ساله، نمایندهٔ آ.اف.د از شرق آلمان و از چهره‌های نزدیک به جریان‌های ملی‌گرای افراطی، به‌عنوان رهبر انتخاب شد.

او در سخنرانی خود وعده داد که برای «تغییر واقعی در سیاست مهاجرت» مبارزه کند تا به‌گفتهٔ او «آلمان سرزمین آلمانی‌ها باقی بماند». چندین سخنران دیگر نیز در این گردهمایی خواستار «بازگشت مهاجران» و آغاز اخراج‌های گسترده شدند.

شهر گیسن، محل برگزاری نشست شاخهٔ جوانان آ.اف.د حدود ۸۹ هزار نفر جمعیت دارد و دانشگاه این شهر به‌ویژه میان دانشجویان خارجی از جمله ایرانی محبوب است.

در بیرون نشست شاخهٔ جوانان آ.اف.د هزاران نفر با در دست داشتن پرچم‌های رنگین‌کمان و بنرهایی با شعارهای ضد نژادپرستی علیه آ.اف.د شعار دادند.

«آ.اف.د» در سال ۲۰۱۳ با شعار مخالفت با بسته‌های نجات مالی منطقۀ یورو تأسیس شد، اما پس از موج مهاجرت سال ۲۰۱۵، به‌سرعت به یک حزب ضد مهاجرت و ضد مسلمانان تبدیل شد.

این حزب راست افراطی در انتخابات زمستان ۱۴۰۳ این کشور به پیروزیِ فراتر از پیش‌بینی‌ها دست یافت و با کسب بیش از ۲۰ درصد آرا در جایگاه دومین حزب پیروز ایستاد.

اعلام رسمیِ «افراطی» بودن آ.اف.د توسط سازمان اطلاعات داخلی آلمان در اردیبهشت موجب افزایش درخواست‌ها برای ممنوعیت این حزب شده و آ.اف.د این تصمیم را به دادگاه کشانده است.

برخی ناظران سیاسی گفته‌اند که «نسل آلمان» به‌احتمال زیاد دست‌کم به اندازهٔ شاخه قبلی افراطی خواهد بود و تشکیل آن نشانه‌ای از رادیکال‌تر شدن فضای درونی حزب است.


زنده استعفای معاون وزیر بهداشت پس از انتشار ادعای درخواست زیرمیزی

 

زنده استعفای معاون وزیر بهداشت پس از انتشار ادعای درخواست زیرمیزی

جلیل حسینی، معاون سابق وزیر بهداشت
جلیل حسینی، معاون سابق وزیر بهداشت

زنده استعفای معاون وزیر بهداشت پس از انتشار ادعای درخواست زیرمیزی 

 

استعفای معاون وزیر بهداشت پس از انتشار ادعای درخواست زیرمیزی

یک روز پس از خبرساز شدن ادعای یک شهروند مبنی بر درخواست «زیرمیزی» معاون آموزشی وزیر بهداشت برای عمل جراحی، اعلام شد او استعفا کرده و وزیر بهداشت جانشین خود را به‌عنوان سرپرست معاونت آموزشی منصوب کرده است.

روز جمعه هفتم آذرماه، مدیرمسئول انتشارات تیمورزاده و نشریهٔ «طبیب» تصویر دستخطی را در اینستاگرامش منتشر کرد با این توضیح که نوشتهٔ یک مادر بندرعباسی است که برای درمان بیماری فرزندش در تهران هنگام مراجعه به جلیل حسینی، معاون وزیر بهداشت، با درخواست او برای دریافت پنج سکه بهار آزادی مواجه شده است.

جلیل حسینی جراح متخصص ارولوژی است و به‌گفتهٔ این شهروند، او این درخواست را در بیمارستان ایران‌مهر با وی مطرح کرده و افزوده است: «اگر سکه نداری، باید سه تا چهار سال در بیمارستان دولتی تجریش منتظر نوبت عمل باشی».

جلیل حسینی و وزارت بهداشت هنوز در این باره اظهارنظر نکرده‌اند، اما رسانه‌های دولتی روز شنبه خبر دادند در پی استعفای حسینی، محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، مشاور عالی و جانشین خود را با حفظ سمت به‌عنوان سرپرست معاونت آموزشی وزارت بهداشت منصوب کرد.

سید جلیل حسینی از مهرماه ۱۴۰۳ با حکم محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت دولت مسعود پزشکیان، به‌عنوان معاون آموزشی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی منصوب شده بود.

پارلمان اروپا «با رأی قاطع» تشدید سرکوب بهائیان در ایران را محکوم کرد

 

پارلمان اروپا «با رأی قاطع» تشدید سرکوب بهائیان در ایران را محکوم کرد


پارلمان اروپا با تصویب قطعنامه‌ای با رأی قاطع، «تشدید سرکوب بهائیان در ایران» را به‌شدت محکوم کرد و از جمهوری اسلامی خواست که فوراً به «تبعیض، آزار، بازداشت، مصادره اموال و نقض حقوق بنیادین» اعضای جامعه بهائیان در ایران پایان دهد.

نمایندگان پارلمان اروپا در این قطعنامه که ۵۴۹ رأی موافق و تنها هفت رأی منفی داشت و ۳۱ نفر نیز به آن رأی ممتنع دادند، از مقام‌های اتحادیه اروپا خواستند نگرانی‌های پارلمان را مستقیماً به دولت جمهوری اسلامی ایران منتقل کنند و در برابر نقض آزادی دین و عقیده در ایران «اقدامات عملی و مؤثر» اتخاذ کنند.

در متن این قطعنامه با عنوان «در مورد تشدید سرکوب بهائیان در ایران»، به فقدان شناسایی رسمی این جامعه در قانون اساسی جمهوری اسلامی، بازداشت‌های خودسرانه، ناپدیدشدن‌های اجباری، مصادرهٔ اموال، ممانعت از دفن محترمانه درگذشتگان اعضای این جامعه، و تحریک به نفرت از طریق رسانه‌های دولتی اشاره شده است.

پارلمان اروپا همچنین به سند محرمانه‌ای از سال ۱۳۶۹ به امضای رهبر جمهوری اسلامی اشاره کرده که بر لزوم «مسدود کردن پیشرفت و توسعه» بهائیان تأکید دارد و آن را نمونه‌ای از سیاست‌های نظام‌مند تبعیض علیه آنان دانسته است.

سازمان‌های حقوق بشری می‌گویند این سند محرمانه مبنای سیاست جمهوری اسلامی در قبال بهائیان، از جمله محروم کردن آن‌ها از آموزش عالی و اشتغال و مصادره اموال‌شان، است.

شواهد، آمار و گزارش‌های رسیده به رادیوفردا نشان می‌دهد که فشار سیستماتیک نهادهای امنیتی به‌ویژه بر شهروندان بهائی در ایران هم‌زمان با اعتراضات «زن زندگی آزادی» افزایش یافت.

این سرکوب‌ها در سال‌های بعد نیز روند صعودی داشت و بر اساس گفته‌های فعالان بهائی داخل کشور همچنان ادامه دارد.

الساندرو بندتی، نمایندهٔ جامعه بین‌المللی بهائی در بروکسل، در واکنش به تصویب این قطعنامه گفت: «پارلمان اروپا با اکثریت قاطع در دفاع از بهائیان ایران ایستاد. اکنون درخواست از مقامات جمهوری اسلامی روشن است: باید سیاست‌های تبعیض‌آمیز را لغو کنند و حقوق بهائیان را مطابق تعهدات بین‌المللی ایران به رسمیت بشناسند.»

هانا نویمن، نماینده آلمان و رئیس هیئت روابط با ایران در پارلمان اروپا، هم در نشست پیش از تصویب این قطعنامه گفت: «دولتی که مردم را به‌خاطر ایمان یا جنسیت‌شان زندانی می‌کند، قوی نیست، بلکه از ترس می‌لرزد. رژیمی که خانه‌های بهائیان را مصادره می‌کند، فقط شکنندگی خودش را نشان می‌دهد.»

دانوشه نرودووا، نماینده جمهوری چک، نیز این آزار را «الگویی مداوم از استبداد» و «تلاشی برای پاک‌کردن هویت یک جامعه کامل» توصیف کرد، و نمایندهٔ سوئد هم گفت سیاست‌های حکومت ایران «آزار طراحی‌شده و جنایتی علیه بشریت» است.

پارلمان اروپا در این قطعنامه همچنین خواستار آزادی فوری همهٔ زندانیان عقیدتی از جمله بهائیان شد که با اتهام‌های ساختگی مانند «اقدام علیه امنیت ملی» یا «ارتداد» در زندان هستند.

در این سند با ابراز «نگرانی عمیق» از افزایش پرونده‌های قضایی علیه زنان بهائی، به بیش از ۱۲۰۰ پروندهٔ در جریان اشاره شده و خواسته شده احکام ناعادلانه علیه مهوش ثابت و فریبا کمال‌آبادی لغو شود.

پارلمان اروپا همچنین از حکومت ایران خواست اموال مصادره‌شدهٔ بهائیان را بازگرداند، خسارت‌های اقتصادی را جبران کند، دسترسی آنان به آموزش و اشتغال را تضمین نماید و از تخریب و مصادرهٔ گورستان‌های بهایی جلوگیری کند.

در بخش دیگری از این قطعنامه، از اتحادیه اروپا و کشورهای عضو خواسته شده در گفت‌وگوهای دوجانبه با ایران موضوع نقض آزادی‌های دینی را مطرح کنند و علیه قضات و مأموران امنیتی مسئول آزار بهائیان تحریم‌هایی اعمال کنند.

این چهارمین قطعنامهٔ پارلمان اروپا در یک سال گذشته است که به آزار سیستماتیک بهائیان در ایران اشاره دارد.

اوایل امسال، ۱۲۵ نماینده پارلمان اروپا نیز بیانیه‌ای مشترک درباره افزایش فشار بر زنان بهائی در ایران امضا کردند و از جامعه جهانی خواستند با «فوریت و قاطعیت» به این موضوع واکنش نشان دهد.

ترامپ حریم هوایی ونزوئلا را «به‌طور کامل بسته» اعلام کرد؛ کاراکاس محکوم کرد

 

ترامپ حریم هوایی ونزوئلا را «به‌طور کامل بسته» اعلام کرد؛ کاراکاس محکوم کرد


دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، در ادامهٔ فشار واشینگتن بر ونزوئلا، حریم هوایی این کشور و اطراف آن را «به‌طور کامل بسته» اعلام کرد.

هفتهٔ گذشته در پی هشدار نهاد هوانوردی آمریکا دربارهٔ «وخامت وضعیت امنیتی» و افزایش فعالیت نظامی در اطراف ونزوئلا، شش شرکت هواپیمایی بین‌المللی پروازهای خود به این کشور را به‌طور موقت لغو کردند.

سازمان هوانوردی فدرال آمریکا هشدار داده بود که تشدید فعالیت‌های نظامی می‌تواند برای هواپیماهای غیرنظامی در تمام ارتفاع‌ها، از عبور هوایی گرفته تا نشست و برخاست در فرودگاه‌های ونزوئلا، خطر بالقوه ایجاد کند.

ترامپ روز شنبه، هشتم آذرماه، در شبکهٔ اجتماعی خود، تروث سوشل، نوشت: «به تمام خطوط هوایی، خلبانان، قاچاقچیان مواد مخدر، و قاچاقچیان انسان، لطفا حریم هوایی بر فراز و اطراف ونزوئلا را به‌طور کامل بسته در نظر بگیرید».

رئیس‌جمهوری آمریکا توضیح بیشتری در این زمینه نداده است. رویترز در گزارش خود می‌گوید با چند مقام آمریکایی تماس گرفته و آنها از پیام ترامپ ابراز شگفتی کرده‌اند.

ساعتی بعد دولت ونزوئلا روز شنبه در بیانیه‌ای گفته رئیس جمهور آمریکا را محکوم کرد و آن را «تهدیدی استعماری» علیه تمامیت ارضی ونزوئلا و خلاف قوانین بین‌المللی توصیف کرد.

پیام تازهٔ ترامپ دربارهٔ ونزوئلا در حالی منتشر می‌شود که روزنامه نیویورک تایمز روز هفتم آذر نوشته بود که دونالد ترامپ و نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در تماسی تلفنی از جلسه‌ای احتمالی در ایالات متحده سخن گفته‌اند.

رئیس‌جمهور آمریکا پیشتر در ۲۵ آبان گفته بود: «ممکن است گفت‌وگوهایی با مادورو داشته باشیم، باید ببینیم چه می‌شود. آن‌ها می‌خواهند صحبت کنند».

با این حال گزارش تازه این روزنامه به نقل از «منابع آگاه» یک روز پس از آن منتشر می‌شود که رئیس‌جمهور ایالات متحده اعلام کرد که آمریکا به‌زودی عملیات «زمینی» برای مقابله با «قاچاقچیان مواد مخدر» ونزوئلایی را آغاز خواهد کرد، اقدامی که می‌تواند تنش میان واشینگتن و کاراکاس را بیش از پیش افزایش دهد.

ترامپ در یک سالی که از آغاز دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش می‌گذرد مادورو را «رهبر نامشروع» ونزوئلا و متحدان او را «کارتل‌های مواد مخدر» توصیف کرده، و برخی از این کارتل‌ها و گروه‌های جنایتکار را «سازمان تروریستی» اعلام کرده است.

در مقابل، نیکلاس مادورو هر گونه ارتباط با گروه‌های قاچاق مواد مخدر را تکذیب کرده است.

با تکیه به همین اتهامات، دولت ترامپ در ماه‌های اخیر نیروهای نظامی قابل توجهی از جمله یک ناو هواپیمابر را به منطقه کارائیب اعزام کرده و عملیات ضد قاچاق موسوم به «نیزه جنوب» را آغاز کرده است.

در چارچوب این عملیات، نیروهای آمریکایی تاکنون دست‌کم ۲۱ حمله علیه قایق‌های مظنون به قاچاق مواد مخدر در دریای کارائیب و شرق اقیانوس آرام انجام داده‌اند که در نتیجه آن، بنا به آمار رسمی، بیش از ۸۰ نفر کشته شده‌اند.

اوکراین دو نفتکش از ناوگان سایه روسیه را در دریای سیاه «هدف قرار داد»

 

اوکراین دو نفتکش از ناوگان سایه روسیه را در دریای سیاه «هدف قرار داد»


نمایی از یک ویدئو که سازمان امنیت اوکراین از حریق یکی از نفتکش‌ها منتشر کرده است-- روز شنبه، هشتم آذر
نمایی از یک ویدئو که سازمان امنیت اوکراین از حریق یکی از نفتکش‌ها منتشر کرده است-- روز شنبه، هشتم آذر

یک مقام امنیتی اوکراین در گفت‌وگو با خبرگزاری رویترز خبر داد که نیروی دریایی این کشور دو فروند از نفتکش‌های ناوگان سایه روسیه را در دریای سیاه هدف قرار داده است.

به گفته این مقام از سازمان امنیت اوکراین که روز شنبه، هشتم آذرماه، با دست‌کم دو رسانه غربی، سی‌ان‌ان و رویترز، گفت‌وگو کرده، این دو نفتکش با شهپادهای زیردریایی اوکراین هدف قرار گرفته‌اند.

خبر انفجار و آتش‌سوزی در دو نفتکش «تحریم‌شده» روسیه به نام‌های ویرات و کایروس روز جمعه گذشته اولین بار توسط رسانه‌های ترکیه منتشر شد.

به گفته مقام امنیتی اوکراین، این دو نفتکش خالی برای بارگیری در حال رفتن به بندر نووُروسیسک روسیه در دریای سیاه بودند که از بزرگ‌ترین ترمینال‌های نفتی این کشور به شمار می‌رود.

این مقام که به نامش اشاره نشده علاوه بر بیانیه مکتوب، یک ویدئو هم به رسانه‌ها نشان داده که، به نوشته رویترز، نشان می‌دهد شهپادها با سرعت به سوی یک نفتکش روس می‌روند و به آن آسیب جدی وارد می‌کنند.

اوکراین که ماه‌هاست پالایشگاه‌های نفت روسیه را در داخل خاک این کشور هدف قرار می‌دهد بارها از متحدان غربی خود خواسته است که ناوگان سایه روسیه را متوقف کنند، ناوگانی که در فضای گسترده تحریم کار رساندن نفت روسیه به مشتریان خارجی را انجام می‌دهد.

حملات پهپادی دوربرد اوکراین به تأسیسات تولید نفت و گاز روسیه، به‌گفتهٔ کارشناسان، تاکنون ده درصد از ظرفیت پالایش این کشور را از کار انداخته است.

بازوی دیپلماتیک اتحادیه اروپا احتمال می‌دهد که ناوگان اشباح یا ناوگان در سایه روسیه شامل ۶۰۰ تا ۱۴۰۰ فروند نفتکش است، در حالی که تاکنون تنها کمی بیش از ۴۰۰ کشتی این ناوگان و همچنین نهادهایی که امکان فعالیت این ناوگان را فراهم می‌کنند، از سوی اتحادیه اروپا تحریم شده‌اند.

پیشنهاد بازرسی این نفتکش‌ها در آستانهٔ نشست روز دوشنبه ۲۸ مهر وزیران خارجه اتحادیه اروپا رونمایی شد.

هفت قدرت صنعتی در گروه موسوم به جی‌۷ نیز به‌تازگی توافق کردند شریک یک تلاش مشترک برای مهار درآمدهای نفتی و گازی روسیه باشند و کشورهایی را که به مسکو در دور زدن تحریم‌ها کمک می‌کنند و همچنین کشورهایی را که واردات نفت از روسیه را افزایش داده‌اند، هدف قرار دهند.

خبر حمله اوکراین به دو نفتکش روسی در روزی منتشر می‌شود که حمله گستردهٔ پهپادی و موشکی روسیه به اوکراین در نخستین ساعات بامداد شنبه هشتم آذر سه کشته و نزدیک به ۳۰ زخمی بر جا گذاشت و بیش از ۶۰۰ هزار خانوار را از روشنایی محروم کرد.

روسیه اما هنوز به خبر حمله به نفتکش‌ها واکنش نشان نداده است.

همزمان یک مقام فرانسوی خبر داد که ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین، قرار است روز دوشنبه در پاریس مهمان همتای فرانسوی‌اش، امانوئل مکرون، باشد تا درباره «شرایط صلحی پایدار و عادلانه» گفت‌وگو کنند.

این در حالی است که ساعتی پیشتر زلنسکی خود خبر داده بود که هیئتی بلندپایه را برای گفت‌وگو با مقامات آمریکایی به واشینگتن فرستاده است تا درباره طرح صلح ترامپ مذاکره کنند.

رئیس جمهور آمریکا هفته گذشته از طرحی ۲۸ ماده‌ای پرده برداشت که به گفته او می‌توانست پایان‌بخش جنگ در اوکراین باشد؛ اما طرح مقامات اروپایی از جمله زلنسکی را غافلگیر کرد، چرا که به عقیده اکثر کارشناسان بیشتر به نفع روسیه بود تا اوکراین.

گفت‌وگوهای ژنو در آغاز هفته گذشته منجر به چارچوبی «به‌روز و اصلاح‌شده» در قالب طرحی ۱۹ ماده‌ای شد که، به‌ گفتۀ کاخ سفید و دفتر زلنسکی، می‌تواند صلحی «پایدار و عادلانه» به همراه آورد.

اما اظهارات زلنسکی پس از آن نشان داد که حساس‌ترین مسائل هنوز حل نشده‌اند، از جمله سرنوشت بخشی از منطقه دونتسک که کرملین مصمم به تصرف آن است.

سپس موضع‌گیری ولادیمیر پوتین اوضاع را پیچیده‌تر کرد: او ضمن اشاره به این که این طرح می‌تواند مبنایی برای توافق‌های آینده باشد، گفت رهبری اوکراین را مشروع نمی‌داند. پوتین همچنین خواستار آن شد که نیروهای اوکراین سرزمین‌هایی را که در حال دفاع از آنها هستند به روسیه واگذار کنند.

آلودگی شدید هوا مأموریت‌های اورژانس تهران را «بیش از ۳۰ درصد» افزایش داد

 

آلودگی شدید هوا مأموریت‌های اورژانس تهران را «بیش از ۳۰ درصد» افزایش داد


منظرهٔ تهران زیر دود و آلودگی، چهارم آذرماه ۱۴۰۴
منظرهٔ تهران زیر دود و آلودگی، چهارم آذرماه ۱۴۰۴

رئیس اورژانس استان تهران در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد مأموریت‌های اورژانس در روزهای اخیر، که آلودگی هوا در تهران و برخی کلانشهرهای دیگر تشدید شده، ۳۱ درصد افزایش یافته است.

محمداسماعیل توکلی روز یکشنبه ۹ آذر گفت در آبان‌ماه در پی موج جدید آلودگی هوا، ۲۲۷ هزار تماس با اورژانس ثبت شد و برای آن‌ها ۹۳ هزار مأموریت انجام گرفت که ۲۲ درصد این مأموریت‌ها مستقیماً با آلودگی هوا مرتبط بوده است.

توکلی افزود که تنها در هشت روز گذشته ۵۷ هزار تماس بیشتر از روزهای عادی دریافت شده و ۲۸ هزار مأموریت انجام شده است که ۳۱ درصد آن به مشکلات ناشی از آلودگی هوا مربوط می‌شود.

او با اشاره به نبود سازوکار مشخص در قوانین کشور برای استقرار اورژانس در دوره‌های آلودگی شدید گفت تهران دست‌کم ۴۰۰ پایگاه اورژانس و ۵۰۰ دستگاه آمبولانس کم دارد و خارج شدن حتی یک خودرو از چرخهٔ کار می‌تواند به روند امدادرسانی ضربه بزند.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که پیش‌تر جعفر میعادفر، رئیس سازمان اورژانس کشور، نیز از وجود چهار هزار آمبولانس فرسوده در کشور خبر داده و عقب‌ماندگی ناوگان امدادی را «شدید» توصیف کرده بود.

اسماعیل کَهرُم، کارشناس ارشد محیط زیست، روز یکشنبه ۹ آذر در گفت‌وگو با سایت خبری «جماران»، با اشاره به اینکه وارونگی دما تا پایان زمستان ادامه خواهد داشت، بحران آلودگی هوا در ایران را نتیجۀ هم‌زمانِ سوزاندن مازوت بسیار پرسولفور و نابودی جنگل‌ها دانست.

پدیدۀ «وارونگی دما» در زمستان باعث می‌شود دودی که از خودروها و کارخانه‌ها بالا می‌رود، زیر لایه‌ای از هوای سرد گیر بیفتد و نتواند از شهر خارج شود. این لایه سرد مثل درپوش عمل می‌کند و آلاینده‌ها دوباره به سطح زمین برمی‌گردند.

مشاور پیشین سازمان محیط زیست، در ادامه گفت مازوت ایران «هفت برابر استاندارد جهانی سولفور» دارد، صد درصد سرطان‌زاست و تأکید کرد که این سوخت در نیروگاه‌های ایران سوزانده می‌شود و مردم را بیمار می‌کند و مسئولان حاضر نیستند هزینه لازم برای استانداردسازی آن را بپردازند.

او همچنین هشدار داد که جنگل‌های کشور، ازجمله جنگل‌های هیرکانی و زاگرس که نقش حیاتی در پاک‌سازی هوا و تأمین آب دارند، به‌سرعت در حال نابودی‌اند و اگر روند کنونی ادامه یابد، «۴۰ سال دیگر جنگل‌های هیرکانی وجود نخواهد داشت».

موج تازه آلودگی هوا در ایران

موج شدید آلودگی هوا در تهران و چندین کلانشهر و استان دیگر، در روزهای اخیر مجموعه‌ای از تعطیلی‌ها، هشدارها و اختلال‌های شهری را در پی داشته و شاخص آلودگی در پایتخت طی روزهای اخیر بارها به مرز «ناسالم برای همه» و حتی «قرمز» رسیده است.

در تهران، کارگروه اضطرار آلودگی هوا مدارس و دانشگاه‌ها را در آغاز این هفته غیرحضوری اعلام کرد، تردد کامیون‌ها نیز به‌جز حاملان مواد فاسدشدنی و سوخت ممنوع اعلام شد و کارمندان اداره‌ها هم با نظر مدیران دورکار شدند.

این تصمیمات پس از هشدار نارنجی هواشناسی اتخاذ شد که پیش‌بینی کرده بود آلودگی دست‌کم تا سه‌شنبه ادامه دارد؛ نیمهٔ جنوبی و مرکزی پایتخت بیشترین افت کیفیت هوا را تجربه می‌کنند.

هوای تهران که در یک هفته گذشته به‌طور پیوسته آلوده گزارش شده، همچنان در وضعیت ناسالم قرار دارد. شرکت کنترل کیفیت هوا می‌گوید روز هفتم آذرماه، شاخص ۲۴ ساعته روی عدد ۱۷۶ بوده و تهران روز چهارشنبه گذشته با شاخص ۲۳۳ برای چند ساعت آلوده‌ترین شهر بزرگ جهان شد.

هم‌زمان، یک عضو شورای شهر تهران گفته است سامانهٔ رسمی نمایش شاخص آلودگی در سایت کنترل کیفیت «غیرفعال» است و با توجه به تعطیلی مهدکودک‌ها خواستار دورکاری یا مرخصی برای مادران شاغل شده است.

سوده نجفی در جلسه شورا گفت: «شهروندان زیادی در روزهای آلودگی به سایت کنترل کیفیت هوا مراجعه می‌کنند اما نمایش شاخص آلودگی هوا غیرفعال است.»

بنابر آمارها، در پایتخت ایران، از ابتدای امسال تنها ۶ روز کیفیت هوا «پاک» بوده و ۱۲۳ روز «قابل قبول»؛ در مقابل، ۱۰۶ روز «ناسالم برای گروه‌های حساس»، ۱۲ روز «ناسالم برای همه»، دو روز «بسیار ناسالم» و دو روز «خطرناک» ثبت شده است. بر اساس داده‌های رسمی، ۵۴ هزار مرگ در سال در ایران به آلودگی هوا منتسب است.

در سطح ملی نیز موج آلودگی و هم‌زمانی آن با شیوع آنفولانزا باعث تعطیلی گسترده شده است. مدارس و دانشگاه‌ها در تهران، یزد، آذربایجان غربی، سیستان‌وبلوچستان، البرز و قزوین غیرحضوری شده‌اند و بانک‌های تهران نیز با کشیک فعالیت می‌کنند. هواشناسی برای بسیاری از شهرها وضعیت «ناسالم» یا «بسیار ناسالم» اعلام کرده است.

از سوی دیگر، شرکت کنترل کیفیت هوای تهران وضعیت پایتخت را «قرمز» اعلام کرده و اصفهان، تبریز، کرج، اهواز و مشهد نیز در وضعیت نارنجی قرار دارند. هواشناسی هشدار داده بود که غلظت آلاینده‌ها در هشت کلانشهر از جمله تهران، کرج، اراک، اصفهان، مشهد، تبریز، ارومیه و اهواز از دوم تا پنجم آذر افزایش خواهد یافت. گزارش‌ها از همدان و اردبیل نیز حکایت از آلودگی قابل توجه، هرچند کمتر، دارد.

محمد جعفر قائم‌پناه، معاون رئیس جمهور مسعود پزشکیان، روز پنجم آذر در مورد وضعیت آلودگی در ایران گفت که «اگر آلودگی هوا از این بیشتر شود، کشتار می‌کند.»

تشدید آلودگی هوا در حالی است که ایران همچنان با خشکسالی روبه‌رو است و میزان بارش‌های پاییزی نیز که می‌تواند به رفع آلودگی هوا به‌طور نسبی کمک کند، بسیار اندک بوده است.

دهه‌ها سوء‌مدیریت همراه با خشکسالی طولانی‌مدت ایران را به آستانۀ وضعیتی رسانده که کارشناسان آن را «ورشکستگی آبی» می‌نامند.

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، پیش از این هشدار داد که بحران آب می‌تواند به «تخلیه بخش‌هایی از تهران» منجر شود و حتی در مقاطعی، احتمال انتقال پایتخت به شهری دیگر را مطرح کرده بود.

با این حال، کاوه مدنی، مدیر مؤسسه «آب، محیط‌زیست و سلامت» دانشگاه سازمان ملل در کانادا، می‌گوید هشدارهای مقام‌های ایرانی «با واقعیت‌های موجود فاصله دارد».

او که سابقهٔ معاونت در سازمان حفاظت محیط‌زیست ایران را هم دارد، به رادیو فردا گفته است: «سطح هشدارهای آن‌ها بسیار کمتر از واقعیت میدانی است.»

روز شنبه هشتم آذر، خبرگزاری ایرنا گزارش داد که «سد و نیروگاه عظیم کرخه» به‌دلیل کاهش شدید آب مخزن از مدار تولید خارج شده است. سد کرخه بزرگ‌ترین سد خاکی خاورمیانه و یکی از بزرگ‌ترین سدهای جهان است که بر رودخانه کرخه ساخته شده است.

در روزهای اخیر مقام‌ها برای جبران کمبود به سراغ «بارورسازی ابرها» در حوضه دریاچه ارومیه رفتند، اما سحر تاجبخش، رئیس سازمان هواشناسی ایران، در گفت‌وگو با تلویزیون دولتی گفت: «علاوه بر هزینه سنگین بارورسازی ابرها، میزان بارشی که ایجاد می‌کند اصلاً در حدی نیست که بتواند بحران آب ما را حل کند.»

ادامه آتش‌سوزی‌ها و هوای ناسالم؛ تحلیل سعید پیوندی از بحران حکمرانی در ایران
Embed  

شنبه، آذر ۰۸، ۱۴۰۴

زنده کاهش آب دریاچه تولید در نیروگاه سد کرخه در جنوب ایران را متوقف کرد

 

زنده کاهش آب دریاچه تولید در نیروگاه سد کرخه در جنوب ایران را متوقف کرد

میزان آب دریاچه پشت سد کرخه در سال ۲۰۰۴
میزان آب دریاچه پشت سد کرخه در سال ۲۰۰۴

زنده کاهش آب دریاچه تولید در نیروگاه سد کرخه در جنوب ایران را متوقف کرد 

 

تولید در نیروگاه سد کرخه به دلیل کاهش آب دریاچه متوقف شد

خبرگزاری ایرنا روز شنبه به نقل از مدیرعامل سد و نیروگاه کرخه خبر داد که واحدهای این نیروگاه به دلیل کاهش آب دریاچه این سد از مدار تولید خارج شده است.

امیر محمودی در ادامه گفت: دریچه‌های تحتانی این سد برای تأمین آب مورد نیاز پایین‌دست بازگشایی شده است.

به گفته محمودی، «تراز فعلی مخزن سد کرخه ۱۸۰ متر است که نسبت به تراز طبیعی بهره‌برداری ۴۰ متر کاهش دارد.»

او در ادامه افزود که «مخزن سد کرخه بعد از سیلاب‌های سال ۹۸ تاکنون شاهد بارش چشمگیری نبوده» است.

سد کرخه یکی از بزرگ‌ترین سدهای خاکی دنیا و بزرگ‌ترین سد خاکی در ایران و خاورمیانه است که روی رودخانه کرخه در ۲۲ کیلومتری شمال غربی اندیمشک در استان خوزستان ساخته شده‌ است.

در هفته‌های گذشته، مقام‌های دولت و بیش از همه مسعود پزشکیان درباره خشکسالی و کمبود آب به‌ویژه در پایتخت هشدار داده‌اند.

ناصر مسعودی؛ روایت صدای نمناک گیله‌مرد بر بستر بنفشه و جنگل

 

ناصر مسعودی؛ روایت صدای نمناک گیله‌مرد بر بستر بنفشه و جنگل


شهریور ۱۳۹۳، برنامهٔ رادیویی «صبحانه با خبر» رادیو فردا جای خوبی بود تا صدای خاطره‌سازِ دیگری را ثبت‌وضبط کند؛ ناصر مسعودی، خواننده‌ای که با ترانهٔ بهاری‌اش «بنفشه‌ گل» در ایرانِ آن روزها گل کرد و با اجرای ترانهٔ مجموعهٔ تلویزیونی «کوچک جنگلی» ـ که خودش آن ترانه را در کنار «گل پامچال»، ترانه‌های جنگل می‌نامید ـ ماندگار شد.

ناصر مسعودی، به گفتهٔ خودش، بیش از ۵۰۰ ترانه اجرا کرده بود و در سال‌های پس از انقلاب به گزیده‌کاری رو آورد. این گزیده‌کاری، در کنار شرایطِ تحمیلیِ انقلاب اسلامی به موسیقی و محدودیت‌هایی که هنرمندانِ پیش از انقلاب در برگزاری برنامه‌های هنری داشتند، این مجال را به او نداد تا بتواند مانند گذشته با مخاطبانش در داخل ایران ارتباط داشته باشد.

اما هر بار که مجالی پیدا می‌کرد و برنامه‌ای در خارج از ایران داشت، با اقبال عمومی مخاطبان قدیمی‌اش که خاطرات‌شان را در صدای او سراغ می‌گرفتند، روبه‌رو می‌شد. نسل جوان هم در این برنامه‌های هنری حضور داشت و او را با خاطرهٔ برجا‌مانده‌ای از «کوچک جنگلی» و شیوهٔ خاصش در اجرای ترانه‌های محلی جست‌وجو می‌کردند.

۹۰سالگی پایان مردی بود که به توصیف ظریفی، صدای نمناکش با لالاییِ «الا تی‌تی» و ترانه‌های جنگل، همچنان طنین‌انداز است؛ خواننده‌ای که احمد عبادی و ملوک ضرابی سرنوشتِ هنری‌اش را تغییر دادند و او به این اتفاق می‌بالید.

نسخهٔ صوتیِ این گفت‌وگو با همان حال‌وهوای بامدادی تنظیم شده است و در پایانِ آن، بخشی از برگ سبز ۱۷۸، آواز ناصر مسعودی را در همراهی با سه‌تار احمد عبادی خواهید شنید. متن کامل این گفت‌وگو را هم می‌توانید در ادامه بخوانید.


آقای مسعودی، خیلی وقت است کارِ جدیدی از شما منتشر نشده. کاری در دست تولید دارید یا تولید موسیقی و اجرای کارهای جدید را کنار گذاشته‌اید؟

کنار گذاشتم، اما مدتی است که کلاً فعالیتِ جدید نمی‌کنم؛ چون کم‌کم باید فرصت را به جوان‌ها بدهیم تا ادامه بدهند. البته اگر کاری باشد که خوشم بیاید و در آن حال‌وهوا باشم، بله. اما خیلی فعال نیستم.

در این مدت، کاری بوده که به شما پیشنهاد شده باشد و به دلتان بنشیند و فکر کنید که دوباره می‌خواهید بخوانید؟

بله، چند کار در این سال‌ها خوانده‌ام. چند کارِ گیلانی بود که دوستان برایم ساختند. مدتی است فقط گیلکی می‌خوانم، اما جدیداً خیلی فعال نیستم. چون دیگر خواندن‌هایمان را تمام کرده‌ایم؛ خیلی خواندیم.

آقای مسعودی، یک‌جوری گفتید خواندن‌تان را تمام کرده‌اید که دلم نمی‌آید گریزی به گذشته نزنیم. شما در هر دو زمینه کار کردید؛ هم ترانه‌های فولکلور و هم موسیقی کلاسیک و اصیل ایرانی. اما چرا شروع‌تان با ترانه‌های گیلکی و فولکلور بود؟

خب، چون من گیلک هستم. از گیلان شروع کردم. اصلاً در رادیوی زادگاهم می‌خواندم. از اولین کسانی بودم که با افتتاح فرستندهٔ رشت، فعالیت داشتم. وقتی از آن‌جا به تهران رفتم و توسط زنده‌یاد استاد عبادی به برنامهٔ «گل‌ها» معرفی شدم، بعد از چند کارِ گیلکی، از من خواستند در کارهای فارسی هم شرکت کنم. چون پتانسیلش را داشتم و فکر می‌کنم همان‌طور که در گیلکی موفق بودم، در فارسی هم موفق بودم. شکر خدا.

چه تفاوتی بین فضای کار روی موسیقی فولکلور (محلی) و وقتی وارد برنامهٔ «گل‌ها» شدید وجود داشت؟

من فکر می‌کنم ریشهٔ کار یکی است؛ همه‌اش موسیقی ایرانی است. فقط گویش و حال‌وهوا فرق می‌کند. موسیقی فولکلور، سینه‌به‌سینه به ما رسیده است. به‌معنای واقعی، در هیچ استانی تعدادش از تعداد انگشتان دست بیشتر نیست. اگر پردازشی هم انجام می‌شود، از همان حال‌وهوا الهام می‌گیرند. هر کسی هم زادگاهش برایش یک حسِ ویژه دارد و هیچ‌وقت شروعِ کارش را فراموش نمی‌کند. این است که با همان رشد می‌کند و اگر پیشرفتی حاصل شود، بانی‌اش همان کارهای اولیه است.

شاید یکی از نمونه‌های این حس، همان ترانهٔ معروف «بنفشه‌گل» باشد؛ ایرانی‌ها ناصر مسعودی را با این ترانه شناختند. ترانه‌ای که برای دخترتان خواندید.

بله، بله. من ضمن این‌که ذوق خواندن دارم، با این‌که موزیسین نیستم، از نوجوانی بر اساس استعداد فطری‌ام، گاهی ملودی‌هایی برای خودم زمزمه می‌کردم و روی آن شعر می‌گذاشتم. «بنفشه» یکی از همان کارهاست که در رشت خواندم. نیت من این بود که اگر روزی دختری داشته باشم، اسمش را «بنفشه» بگذارم؛ یعنی قبل از تولد دخترم این ترانه را خواندم.

برگردیم به موسیقی شمال؛ همان‌طور که می‌گویید، موسیقی گیلکی به‌معنای واقعی فولکلور نیست، بلکه ساخته‌وپرداخته شده. پایه‌اش بیشتر بر چیست؟

ببینید آقای ضرغامی، تمام موسیقی محلیِ کشور ما، کشور غنی و عزیزی هست، برگرفته از فرهنگ و اصالت همان منطقه است. کسانی که آن را می‌سازند یا آن‌جا زندگی کرده‌اند یا تحتِ تأثیرِ آگاهی از فضای آن منطقه بوده‌اند. مثلاً «بنفشه» شروعش از همان‌جا بوده؛ جایی که من به دنیا آمدم و رشد کردم. بنابراین می‌تواند یک آهنگِ محلیِ اصیل بشود.

من در سال ۱۳۳۷ خواندمش. سال ۱۳۳۹ به تهران رفتم و توسط مرحوم عبادی به رادیو معرفی شدم. اولین کاری که فروردین ۱۳۴۰ اجرا کردم، همین «بنفشه» بود. و این موردِ اقبالِ همه قرار گرفت و هنوز هم اگر روی صحنه بروم و بخواهم کاری انجام بدهم، آخرِ برنامه با همین کار ختم می‌شود چون مردم دوستش دارند.

چرا «بنفشه‌گل» این‌قدر محبوب شد؟

نمی‌دانم. بعضی وقت‌ها یک جرقه می‌زند و یک کار می‌ماند. کارهایی شاید خیلی غنی‌تر از این من انجام داده‌ام. من با ارکسترهای مختلف کار کردم؛ مثل آن لالایی «الا تی‌تی» با مرحوم مرتضی حنانه. اما بعضی کارها همان یک جرقه را دارند. مثل «مرا ببوس» که زنده‌یاد گلنراقی فقط یک‌بار خواند ولی ماندگار شد. «بنفشه» هم همین‌طور بود و بعد از ۵۰ سال هنوز محبوب است.

یکی از ترانه‌های دیگر که خیلی محبوب شد، ترانهٔ سریال «کوچک جنگلی» بود.

بله، آن کار بسیار فاخر است. ملودی‌اش سینه‌به‌سینه منتقل شده. اصلاً ترانهٔ «گل پامچال» الهام‌گرفته از همان ملودیِ جنگل است. هر دو در مایهٔ دشتی هستند و هر دو نزدیک به هم. گوینده و سازندهٔ این ترانهٔ «جنگل» معلوم نیست. من وقتی بچه بودم، پدر و پدربزرگم این را در شهر ما زمزمه می‌کردند. اتفاقاً خیلی هم خوب تنظیم شده و یکی از کارهای قشنگِ محمد میرزمانی است. او با وجودِ جوانی، خیلی روی این کار زحمت کشید و آن را مانا کرد. خوشبختانه شانسِ من بود که گفتند بیا بخوان. این اول با صدای دوستِ دیگری [تورج زاهدی] پخش شد، ولی چون گویشش گیلکی نبود، از من خواستند و من رفتم اجرا کردم.

چطور شد برای اجرای آن، شما را انتخاب کردند؟

دلیلش را از خودشان نپرسیدم؛ ولی بزرگان فرهنگ و ادب گیلان، مثل مرحوم جهانگیرخان سرتیپ‌پور و دیگر دوستان به من تحکم کردند که این باید با صدای تو خوانده شود چون تو خیلی راحت و خوب می‌توانی ادا بکنی. بعد آقای بهروز افخمی و آقای میرزمانی هم آمدند و من رفتم اجرا کردم.

آن زمان فکر کنم خیلی فعال نبودید.

نه‌خیر، از ۵۷ تا ۶۷، حدود ۱۰ سال اجازهٔ خواندن داشتم، اما خیلی اقبال نشد و به من نگفتند که بیا برنامه اجرا بکن. تا بعد از این جریان، به من گفتند که فعالیتت را ادامه بده. از بعد از مجموعهٔ تلویزیونیِ «جنگل» کارم را شروع کردم. از بعد از آن هم فعالِ شدید نیستم؛ هر از چند گاه...

فکر کنم بعد از آلبوم «کوراشیم» بود...

بله. اولی «کوراشیم» بود، دومی «پرچین» بود، سومی از زنده‌یاد شیون فومنی، دیگر از زنده‌یاد نوذر پرنگ؛ موسیقی سنتی بود به نام «قلندر»، و چهارمی «هلاچین» بود از مرحوم شیون فومنی اجرا کردم.

همکاری با ترانه‌سرایی قدیمی مثل نوذر پرنگ شرایطی را طلب می‌کرد...

ایشان شاعرِ بسیار عالی‌قدری بود و موردِ احترام، و من به ایشان خیلی علاقه داشتم. کتاب «فرصت درویشان»‌اش را به من هدیه کرده بود. جلسه‌هایی داشتیم و با مرحوم بیژن ترقی همدیگر را می‌دیدیم. من به این‌ها واقعاً ارادت دارم. من به ادبای ایران و گیلان عشق می‌ورزم و همیشه مورد محبت‌شان بوده‌ام.

آقای پرنگ این کتاب را که به من دادند، من از آن چند شعر انتخاب کردم و با خودش، در حضور مرحوم بیژن ترقی، در میان گذاشتم. گفتم روی این‌ها ملودی می‌گذارم و اجرا می‌کنم. و در زمان حیاتش اجرا کردم و خیلی خوشش آمد. برای این‌که ما الان باید خیلی دقیق باشیم. من ۵۰۰ ترانه خوانده‌ام. من ده، بیست برگ سبز، شاخه گل و گل‌های صحرایی دارم. حالا بایستی کاری باشد که به دل بنشیند.

شما تحت‌تأثیر خوانندهٔ خاصی مثل عاشورپور و دیگران در گیلان بودید یا الگویی داشتید؟

گیلکی را با این‌که ارتباطی بین صدای من و احمد عاشورپور وجود ندارد، مرحوم عاشورپور را یکی از پیشگامان این کار می‌دانم. آن زمان که من محصل بودم، او خوانده بود؛ حتی صفحه پر کرده بود. بله، آقای عاشورپور کسی بود که گیلکی را به همهٔ ایران معرفی کرد.

بعد از او هم خوانندگانِ دیگری بودند؛ خانم شمس بود، آقای پوررضا، آقای جفرودی بود. اما من بیشتر، به‌طورِ فطری، به شعرهایی که آقای عاشورپور می‌خواند علاقه داشتم؛ با این‌که صدای ایشان یک صدای مخصوص و شفافی بود. خیلی زحمت کشید، ولی خیلی نخواند.

شما ولی هیچ‌وقت جذبِ موسیقی پاپ نشدید، با این‌که بازار بهتری در آن زمان داشت؟

سال ۴۵-۴۶ آقای مارسل استپانیان یکی، دو کار پاپ به من داد؛ یکی «لیلای منی» را با ارکستر پاپ خواندم و یکی «طفل دبستانی». یک‌دو‌تا کارِ گیلکی هم استاد اکبرپور ساخته بود که آن‌ها را اجرا کردم. اما چون در آن مسیر نبودم، دنبالش نکردم. بهتر دیدم آن‌جایی که موردِ علاقه‌ام هست بمانم، برای این‌که من پاپ‌خوان نبودم. پاپ‌خواندن کار هر کسی نیست و صدای خاصی می‌خواهد. چون محبت داشتند، گفتند امتحانی بکن. می‌گفتند بد نبود، اما ادامه ندادم.

اما موسیقی ایرانی به تعدادِ زیاد خواندم و تمام آهنگ‌سازانِ رادیو که حتی بیست، سی سال از من بزرگ‌تر بودند، مثل مرحوم میرنقیبی، آقای جواد لشگری، منوچهر لشگری، بزرگ لشگری... همین آقای اکبرپور یکی از کسانی است که من بیشترین کارهای فارسی و گیلکی را از ایشان خوانده‌ام.

در موسیقی ایرانی، صدای کدام خواننده‌ها مورد علاقه‌تان بود؟

آقای ضرغامی، هر کسی که می‌خواند و هر کسی که شنونده دارد، چون طرف‌دار دارد، برای خودش هنرمند است؛ حالا چه کوچه‌بازاری باشد چه اصیل و سنتی. یعنی آن خواننده‌ای که مردم آهنگش را گوش می‌دهند، دوستش دارند، حالا آن طبقهٔ اجتماعی ممکن است آن نوع موسیقی را دوست داشته باشند.

بنابراین، خوانندهٔ بد به نظر من نیست. من استادی داشتم، استاد اصغر بهاری که نوازندهٔ کمانچه بود. در آلمان از او پرسیده بودند کدام یک از نوازندگان در سازِ کمانچه خوب هستند؟ او گفته بود: همه خوبند. ما درس گرفتیم از آن‌ها.

من سلیقهٔ خودتان را دوست دارم بدانم...

من عاشق صدای محمودی خوانساری بودم، چون ما با هم شروع کرده بودیم. عاشق صدای گلپایگانی بودم. صدای آقای شجریان... من و او در یک فصلی با چند سال اختلاف با هم شروع کردیم.

این‌ها صداهایی هستند که هیچ‌وقت فراموش نمی‌شوند. در خانم‌ها مثلاً خانم دلکش بی‌نظیر بودند. این‌ها برای خودشان حرف‌های زیادی برای گفتن داشتند. هر صدایی که سوزی در آن بود، در من اثر می‌گذاشت. ولی هیچ‌وقت در آن حد، خودم را ندیدم که به کسی نمره بدهم.

در موسیقی پاپ چطور؟

معلوم است... مرحوم ویگن، محمد نوری، عارف، عباس مهرپویا... این‌ها را مثلاً اگر با هنرمندِ دیگری صحبت بکنید، ممکن است متعصبانه انگشت روی یک نفر بگذارد، ولی این‌ها هرکدام برای خودشان زحمت کشیدند و کارهایشان مورد توجه بوده است. ویگن که خب، اصلاً بحثی ندارد.

آقای مسعودی، از آن روزهای برووبیا در ایران و صبح‌هایش، خاطره‌ای برای «برنامهٔ صبحانه با خبر» دارید؟

یکی از زیباترین خاطراتم، لحظه‌ای بود که استاد عبادی برای اولین بار صدای من را شنید. هنوز شش ماه از خدمتم گذشته بود. در منزل دوستی بودیم. استاد ساز برداشت و من خواندم. بعد به ملوک ضرابی تلفن کرد و گفت: «ملوک، گوشی را نگه‌دار، این قطعه را گوش بده.» من خواندم و خانم ملوک ضرابی بی‌نهایت من را تشویق کرد. از آقای عبادی پرسید: این کیست؟ و آقای عبادی گفت: این جوانی است که تازه از گیلان به این‌جا آمده و من می‌خواهم با او کار بکنم.

باور کنید در رشت که بودم، من را تشویق می‌کردند. من همیشه پیش خودم می‌گفتم، می‌شود یک روزی در آن‌جا باشم که بتوانم کاری انجام دهم؟ خب، آن زمان هنرمندانی مثل بنان، مثل دوستانِ من آقای گلپایگانی، محمودی، آقای ایرج و آقای قوامی پیش‌کسوت‌تر از من بودند. من فکر نمی‌کردم چنین توفیقی نصیبم شود و آن توفیق، این بود که من وارد رادیو شدم و در برنامهٔ «گل‌ها» کارم را شروع کردم.

«گل‌ها» آن زمان ارجحیت داشت به برنامه‌های دیگر. آن‌جا هم هنرمندان بزرگی مثل مرحوم ملاح و مرحوم تجویدی بودند و در این‌جا (رادیو) هم مرحوم مشیرهمایون شهردار، رئیسِ شورای موسیقی، و مرحوم بدیع‌زاده بودند. به‌هرجهت، شوقِ کارِ اول و دیدارِ اول هیچ‌وقت فراموشم نمی‌شود.

و این‌که شما این تشویقِ اول را از ملوک ضرابی گرفتید...
از استاد عبادی گرفتم. به‌محض این‌که صدای من را شنید، به من گفت که تو سبک‌وسیاق خاصی داری. این قشنگ است و این را حفظ کن. و خیلی چیزها به من آموخت در ده‌سالی که ما با هم فعالیت داشتیم.



پاپ لئو چهاردهم، در نخستین سفر خارجی خود، از مسجد سلطان احمد استانبول دیدار کرد

 

پاپ لئو چهاردهم، در نخستین سفر خارجی خود، از مسجد سلطان احمد استانبول دیدار کرد


پاپ لئو چهاردهم، رهبر جدید کلیسای کاتولیک، که در نخستین سفر خارجی خود به ترکیه رفته است، روز شنبه هشتم آذر به مسجد سلطان احمد استانبول معروف به مسجد آبی رفت، اما از ایاصوفیه دیدن نکرد.

رهبر کاتولیک‌های جهان ششم آذرماه وارد آنکارا شد و در کاخ ریاست‌جمهوری ترکیه از سوی رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، مورد استقبال قرار گرفت، سپس عازم آرامگاه آتاتورک شد و یابودی امضا کرد و روز جمعه هم برای شرکت در مراسمی به مناسبت هزار و هفتصدمین سالگرد یکی از مهم‌ترین شوراهای اولیه کلیسا به شهر ایزنیک سفر کرد.

دیدار پاپ جدید از مسجد آبی نخستین دیدار او از یک مکان عبادی مسلمانان از زمان انتخابش در اردیبهشت ماه به‌عنوان رهبر ۱.۴ میلیارد کاتولیک جهان است. لئو چهاردهم جانشین پاپ فقید فرانسیس شده که از گفت‌وگو و همزیستی مسیحیت با اسلام حمایت می‌کرد.

پاپ بندیکت شانزدهم نیز در سال ۲۰۰۶ و پاپ فرانسیس در سال ۲۱۰۴ از این مسجد دیدن کردند. اما پاپ لئو، بر خلاف آنان، از ایاصوفیه بازدید نخواهد کرد. ایاصوفیه بنای تاریخی قرن ششمی است که در دوران بیزانس ساخته شد و پس از فتح قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳ به مسجد تبدیل گردید.

ایاصوفیه در سال ۱۹۳۵ با تصمیم حکومت سکولار آتاتورک به موزه تبدیل شد و ۵۰ سال بعد در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد، اما در سال ۲۰۲۰ رجب طیب اردوغانَ رئیس‌جمهور ترکیه، دوباره آن را به مسجد تبدیل کرد؛ تصمیمی که با انتقادهای گستردهٔ بین‌المللی روبه‌رو شد و پاپ فرانسیس نیز از آن ابراز اندوه کرده بود.

منتقدان اردوغان و حزب عدالت و توسعه او را متهم می‌کنند که با چنین اقداماتی پایه‌های سکولاریسم در ترکیه را تضعیف می‌کند.

مسجد آبی (سلطان احمد) که نام خود را از کاشی‌های فیروزه‌ای ایزنیکی گرفته، یکی از شاخص‌ترین جاذبه‌های گردشگری استانبول است. این بنا با شش مناره بلند در اوایل قرن هفدهم در دوران سلطان احمد اول ساخته شد.

پاپ لئو قرار است در ادامهٔ برنامه‌های سفرش به ترکیه با رهبران محلی کلیسا نیز دیدار و همچنین رهبر کلیسای ارتدکس نیز دیدار کند.

او قرار است صبح یکشنبه پس از شرکت در آیین‌های عبادی در کلیسای ارمنی و ارتدکس، راهی لبنان شود و در مراسم عشای ربانی در فضای باز در ساحل بیروت، که برگزارکنندگان پیش‌بینی کرده‌اند ۱۲۰ هزار نفر در آن حاضر خواهند شد، و همچنین در یک نشست بین‌ادیانی در مرکز بیروت شرکت کند.


زنده بازداشت عوامل یک برنامهٔ طنز که در یوتیوب منتشر می‌شود

 

زنده بازداشت عوامل یک برنامهٔ طنز که در یوتیوب منتشر می‌شود

تصویری از تیتراژ «کمدی نصف شب» که خبرگزاری قوه قضاییه برای گزارش بازداشت عوامل برنامه استفاده کرده است
تصویری از تیتراژ «کمدی نصف شب» که خبرگزاری قوه قضاییه برای گزارش بازداشت عوامل برنامه استفاده کرده است

زنده بازداشت عوامل یک برنامهٔ طنز که در یوتیوب منتشر می‌شود 

 

بازداشت عوامل یک برنامهٔ طنز که در یوتیوب منتشر می‌شود

خبرگزاری وابسته به قوه قضاییه از بازداشت عوامل یک برنامه که در یوتیوب منتشر می‌شود خبر داد و دلیل آن را «تولید محتوای خلاف شئون اخلاقی و اجتماعی» اعلام کرد.

خبرگزاری میزان نام این برنامه و هویت بازداشت‌شدگان را ذکر نکرد، اما با انتشار تصویری از تیتراژ یک برنامه یوتیوبی به نام «کمدی نصف شب» که تا کنون سه قسمت از آن پخش شده، نوشت «این برنامه که با حضور تماشاگران و تماشاچی برگزار می‌شود، برنامه تعاملی بین مجری و تماشاگران محسوب می‌شود».

قوه قضاییه در گزارش خود نوشت «هفت نفر از عوامل برنامه‌ای که با شرایط مورد اشاره تولید و پخش می‌شود با دستور قضایی بازداشت شده‌اند» و افزود مجری این برنامه پس از تولید و بارگذاری چند قسمت از برنامه «با دستور قضایی بازداشت شده و پرونده قضایی نزد بازپرس تشکیل شده است».

همزمان برخی رسانه‌های داخل کشور از بازداشت علی صبوری، سازنده و مجری این برنامه، خبر دادند.

قوه قضاییه می‌گوید «برخی عوامل» این برنامه پس از بازداشت با صدور قرار وثیقه تا زمان رسیدگی به پرونده در دادگاه آزاد شده‌اند، اما «برخی عوامل دیگر» همچنان در بازداشت به سر می‌برند.

در سال‌های اخیر شمار برنامه‌های تلویزیونی که برای پخش در یوتیوب تولید می‌شوند، در موضوعات گوناگون افزایش چشمگیر یافته و پربیینده‌ترین آن‌ها اغلب برنامه‌های کمدی هستند. یوتیوب به‌دستور مقامات جمهوری اسلامی سال‌ها است که در ایران فیلتر است.


دستور ترامپ برای بازبینی گرین‌کارت‌های صادره برای شهروندان ۱۹ کشور از جمله ایران

 

دستور ترامپ برای بازبینی گرین‌کارت‌های صادره برای شهروندان ۱۹ کشور از جمله ایران


ترامپ عکس معروفی را در دست دارد که ازدحام افغان‌های فراری در زمان تصرف کابل به دست طالبان در یک هواپیمای باری را نشان می‌دهد
ترامپ عکس معروفی را در دست دارد که ازدحام افغان‌های فراری در زمان تصرف کابل به دست طالبان در یک هواپیمای باری را نشان می‌دهد

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، اعلام کرد دولت او مهاجرت از همۀ «کشورهای جهان سوم» را «برای همیشه متوقف» خواهد کرد.

روز پنجشنبه ششم آذر، مقام‌های وزارت امنیت داخلی آمریکا هم اعلام کرده بودند که ترامپ دستور بازبینی گسترده پرونده‌های پناهندگی تأییدشده در دوران جو بایدن و کارت‌های اقامت دائم (گرین کارت) صادرشده برای اتباع ۱۹ کشور را داده است که ایران هم یکی از آن‌ها است.

این تصمیمات پس از حمله‌ای در نزدیکی کاخ سفید اعلام شده که ترامپ آن را نتیجۀ ضعف در بررسی پیشینۀ مهاجران در دوران ریاست جمهوری جو بایدن توصیف کرده است.

فهرست ۱۹ کشور پیشتر در خردادماه سال جاری منتشر شده بود، زمانی که ترامپ بار دیگر سیاست شاخص دورهٔ اول ریاست‌جمهوری خود را احیا و اعلام کرد که شهروندان ۱۲ کشور از جمله ایران از سفر به ایالات متحده منع خواهند شد و شهروندان هفت کشور دیگر با محدودیت‌های شدیدی روبه‌رو می‌شوند.

بر اساس بیانیه اداره خدمات شهروندی و مهاجرت آمریکا که پنج‌شنبه شب در پی دستور رئیس جمهور این کشور صادر شد، این اداره از این پس برای بازبینی صلاحیت مهاجران از این ۱۹ کشور «عوامل منفی و خاص هر کشور» را مد نظر قرار خواهد داد.

آقای ترامپ پنج‌شنبه شب در شبکه اجتماعی خود، تروث سوشال، نوشت: ««من مهاجرت از تمام کشورهای جهان سوم را برای همیشه متوقف خواهم کرد تا نظام ایالات متحده بتواند کاملاً بهبود یابد؛ تمام پذیرش‌های غیرقانونی میلیون‌ها نفریِ دوران بایدن را لغو خواهم کرد، از جمله آن‌هایی که با خودکارِ جو بایدنِ خواب‌آلود امضا شده‌اند، و هر کسی را که برای ایالات متحده منفعتی ندارد، از کشور بیرون خواهم کرد.»

او در پیام خود هیچ کشوری را به‌طور مشخص نام نبرد و توضیح نداد که منظورش از «کشورهای جهان سوم» یا «توقف دائمی» چیست.

ترامپ افزود که تمام مزایا و یارانه‌های فدرال برای «غیرشهروندان» قطع خواهد شد و او مهاجرانی را که «آرامش داخلی را بر هم می‌زنند»، از تابعیت آمریکا خارج می‌کند و هر خارجی‌ای را که «بار مالی، خطر امنیتی یا ناسازگار با تمدن غرب» تشخیص داده شود، اخراج خواهد کرد.

اظهارات ترامپ پس از اعلام مرگ یکی از اعضای گارد ملی مطرح شد که همراه با یک عضو دیگر گارد ملی در یک کمین در نزدیکی کاخ سفید هدف گلوله قرار گرفت؛ حمله‌ای که گزارش شد یک تبعه افغان عامل آن بوده است.

 

سارا بکسترومِ ۲۰ ساله، یکی از دو سرباز گارد ملی آمریکا که چهارشنبه هدف تیراندازی قرار گرفته بود، بر اثر شدت جراحات جان باخت. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، این خبر را اعلام کرد و گفت حال اندرو وولف، سرباز دیگر، نیز وخیم است. او افزود حالِ رحمان‌الله لکنوال، مهاجر افغان نمایش موارد بیشتر
 

عامل حمله یک مهاجر افغان به نام رحمان‌الله لکنوال ۲۹ ساله معرفی شده که در سال ۲۰۲۱ از طریق برنامه اسکان مجدد وارد آمریکا شده بود. لکنوال به‌مدت یک دهه در ارتش افغانستان خدمت کرده و در آن زمان از نیروهای ویژه آمریکا در کشور جنگ‌زده پشتیبانی می‌کرد.

جان رتکلیف، مدیر سازمان سی‌آی‌ای، جان رتکلیف، در بیانیه‌ای تأیید کرد که لکنوال در دوران حضورش در افغانستان با این سازمان و ارتش آمریکا نیز همکاری داشته است.

در برنامه اسکان مجدد که در دولت بایدن اجرا شد، هزاران تبعه افغان که در جریان جنگ افغانستان به نیروهای آمریکایی کمک کرده بودند و پس از تسلط طالبان بر کشورشان در معرض خطر انتقام بودند، به ایالات متحده منتقل و اسکان داده شدند.

با این حال رویترز می‌گوید پرونده‌ای را دیده که نشان می‌دهد لکنوال امسال در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ پناهندگی دریافت کرده بود.

ترامپ در پستی جداگانه پیش از این اعلام کرده بود که «صدها هزار نفر» در جریان «تخلیه وحشتناک» از افغانستان بدون هیچ‌گونه بررسی وارد آمریکا شده‌اند.

اداره خدمات شهروندی و مهاجرت آمریکا روز چهارشنبه همه درخواست‌های مهاجرت مربوط به اتباع افغان را تا اطلاع ثانوی متوقف کرد.

ترامپ گفت: «این اهداف با هدف دستیابی به کاهش عمده جمعیت‌های غیرقانونی و اخلال‌گر دنبال خواهند شد» و افزود: «تنها مهاجرت معکوس می‌تواند به‌طور کامل این وضعیت را درمان کند.»

برخورد سخت با مهاجرت قانونی و غیرقانونی یکی از محورهای اصلی کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ بوده است.

رویترز می‌گوید تیراندازی به نیروهای آمریکایی در خاک آمریکا توسط یک مهاجر احتمالاً پیامدهای گسترده‌ای در صحنه سیاسی ایالات متحده خواهد داشت.

ترس از تلافی

افغان‌های مقیم ایالات متحده گفتند از این بیم دارند که تیراندازی فشارها را بر آنان افزایش دهد و ممکن است هدف حملات تلافی‌جویانه قرار گیرند.

یکی از افغان‌ها که اکنون در ایالت کالیفرنیا زندگی می‌کند، به بخش افغانستان رادیو اروپای آزاد گفت: «من یک سال است به‌عنوان پناهجو در آمریکا هستم و هنوز کارت سبز نگرفته‌ام، و حالا بسیار نگران شده‌ام. نه فقط من، بلکه تمام افغان‌های اینجا نگران‌اند. ما می‌ترسیم که اخراج شویم یا با مشکلات دیگری روبه‌رو شویم، چون با زحمت فراوان از افغانستان به اینجا آمدیم. بازگشت به افغانستان برای ما بسیار خطرناک است.»

پناهجوی دیگری که به پاکستان گریخته است، گفت که شوک ناشی از این تیراندازی تا آن سوی جهان هم طنین‌انداز شده است.

او که پس از حدود دو دهه همکاری با نیروهای آمریکایی در افغانستان، به امید انتقال به آمریکا با خانواده‌اش به اسلام‌آباد رفته، افزود: «من هرچه داشتم فروختم و با خانواده‌ام به پاکستان آمدم به امید آن‌که آینده‌مان تغییر کند و به آمریکا برویم. ما هر کاری توانستیم کردیم، اما حالا در وضعیت ناامیدکننده‌ای منتظریم. آن‌ها باید یک نفر را مجازات کنند، نه این‌که تمام پناهجویان افغان را به‌خاطر کار او تنبیه کنند.»

پناهجویان افغان در آمریکا از مدتی پیش نیز تحت فشار بودند، زیرا وضعیت حفاظت موقت آنان در تاریخ ۱۴ ژوئیه منقضی شد. این تغییر بر حدود ۹ تا ۱۲ هزار افغان که تحت این برنامه به‌طور قانونی در آمریکا زندگی و کار می‌کردندُ تأثیر می‌گذارد.

وزارت امنیت داخلی آمریکا در بیانیه‌ای گفت که لغو وضعیت حفاظت موقت بر اساس ارزیابی این وزارت صورت گرفته که شرایط در افغانستان «به‌قدر کافی بهبود یافته» و دیگر معیارهای قانونی لازم برای این وضعیت را ندارد.