دوشنبه، فروردین ۱۷، ۱۴۰۵

پاراگراف اول؛ پیچیدگی‌‌های دیپلماسی آمریکا علیه ایران

 

پاراگراف اول؛ پیچیدگی‌‌های دیپلماسی آمریکا علیه ایران

یک زن جوان ایرانی در پارک پردیسان تهران در حال دویدن، در حالی که برج میلاد از دور پیداست (۱۶ فروردین ۱۴۰۵)
یک زن جوان ایرانی در پارک پردیسان تهران در حال دویدن، در حالی که برج میلاد از دور پیداست (۱۶ فروردین ۱۴۰۵)

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، ۲۲ دی پارسال در پیامی خطاب به معترضان ایرانی، که در روزهای پیش از آن با سرکوبی مرگبار از سوی حکومت روبه‌رو شده بودند، گفت: «کمک در راه است».

چند هفته بعد، در ۱۰ اسفند (یک روز پس از آغاز جنگ با ایران)، او بار دیگر به معترضان اشاره کرد و گفت: «سال‌هاست از آمریکا خواسته‌اید در مبارزه با رژیم به شما کمک کند. هیچ رئیس‌جمهوری حاضر نشد این کار را انجام دهد، اما من این کار را کردم».

آقای ترامپ همچنین از معترضان خواست تا پایان عملیات نظامی در مکان‌های امن پناه بگیرند و آن‌ها را ارجاع داد به روزهای پس از پایان حملات نظامی و گفت از آن پس نوبت آن‌هاست که آینده خود را در دست بگیرند و شکوفایی ایران را رقم بزنند.

اما از اواخر اسفند، لحن و محتوای صحبت‌های رئیس‌جمهور آمریکا تغییر کرد. از این مقطع، اشاره مستقیم به معترضان داخل ایران در سخنرانی‌های او کم‌رنگ شد و جای خود را به مجموعه‌ای از عبارت‌های تکرارشونده داد؛ «جنگ ضروری است، در آن پیروز شده‌ایم، باید ادامه پیدا کند و به‌زودی پایان خواهد یافت».

آقای ترامپ در ۲۶ اسفند در یکی از همین سخنرانی‌ها گفت: «ایران از نظر نظامی اساساً در دو یا سه روز اول تمام شد».

از اوایل فروردین، مفهوم «دیپلماسی زیر سایهٔ بمباران» نیز به این نگرش افزوده شد. در حالی که از یک سو از باز بودن درهای دیپلماسی صحبت می‌شد، از سوی دیگر «مذاکره» در برابر گزینهٔ «تسلیم حکومت» قرار می‌گرفت.

با گذشت هفته‌ها از آغاز جنگ، این دوگانگی در مواضع کاخ سفید شکل تندتری به خود گرفت. پیامی که از واشینگتن مخابره می‌شد، دو گزینه پیش روی جمهوری اسلامی می‌گذاشت؛ یا «توافق»، یا «گشوده شدن درهای جهنم» به روی ایران.

در روزهای اخیر، ترامپ مرحلهٔ تازه‌ای از موضع‌گیری‌ها را مطرح کرده است. او از گفت‌وگو با لایه‌ای از رهبران جمهوری اسلامی ایران می‌گوید که به گفتهٔ او با «رهبران پیشین متفاوت‌اند». رئیس‌جمهور آمریکا از این وضعیت به عنوان «تغییر رژیم» در ایران سخن گفته است.

در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، کیان تاجبخش، کارشناس روابط بین‌الملل، حکمرانی جهانی و سیاستگذاری شهری از دانشگاه کلمبیا به همراه مهدی نوربخش، مدرس امور بین‌الملل و اقتصاد در دانشگاه علوم و فناوری هریسبورگ به پیچیدگی‌های دیپلماسی تهدیدات آمریکا علیه ایران پرداخته‌اند.

کیان تاج‌بخش: جنگ را جمهوری اسلامی آغاز کرد

کیان تاج‌بخش مدرس روابط بین الملل که حدود ده سال را در ایران سپری کرده و از این مدت مدتی را نیز در حبس بوده است، می‌گوید: به هیچ عنوان طرفدار هیچ جنگی نیست اما جنگ کنونی را به گفتهٔ او ۴۷ سال پیش جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا آغاز کرده است.

او این نگاه را به واقعیت تاریخی «نزدیک‌تر» دانسته و معتقد است که جمهوری اسلامی در سال ۵۷ چهار جبهه را علیه ایران باز کرد و به باور او اعلام جنگی بود علیه مدرنیته، آزادی‌خواهی و تمدن لیبرال.

آقای تاج‌بخش می‌گوید: این آمریکا و اسرائیل بوده‌اند که از طریق دیپلماسی برنامهٔ هسته‌ای و مذاکره و اقدام‌های پشت پرده تلاش کردند با جمهوری اسلامی کنار بیایند.

به اعتقاد کیان تاجبخش، تهدید امنیتی جمهوری اسلامی برای منطقه بعد از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ میلادی تا جایی شدت گرفت که سیاست‌های قبلی مانند آنچه دولت باراک اوباما دنبال می‌کرد، دیگر پاسخگو نبود.

او با اشاره به درخواست‌های چهارگانهٔ ایالات متحده آمریکا در جریان دور آخر مذاکرات با ایران در ژنو می‌گوید: وقتی جمهوری اسلامی نپذیرفت حتی درباره این مجموعه مطالبات مذاکره کند، آمریکایی‌ها در عمان به این جمع‌بندی رسیدند که باید به سمت استفاده از اهرم زور بروند.

مهدی نوربخش: این حرف‌ها مستندات تاریخی ندارد

مهدی نوربخش، مدرس روابط بین‌الملل، با تأکید بر مخالفتش با سیاست‌های جمهوری اسلامی، صحبت‌های آقای تاج‌بخش را «فاقد مستندات تاریخی» دانسته و می‌گوید: بعد از هفتم اکتبر، تقریباً گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی به آن تعبیر سابق وجود خارجی نداشتند. حماس در غزه عملاً توسط اسرائیل از پای درآمد. در سوریه، قطر و ترکیه نفوذ ایران را کنار زدند و دولت دیگری سر کار آمد و دولت اسد فروپاشید.

در عراق هم عراقی‌ها راه خودشان را دنبال و تلاش کردند که مسیرهای نفوذ ایران را به شکل‌های مختلف ببندند.

در لبنان هم می‌بینید که چه ضربه‌ای به گروه‌های نیابتی وارد شده است. در یمن هم شرایط به شکلی بود که یمنی‌ها عملاً در وضعیت آرام‌تری قرار داشتند.

آقای نوربخش با ارائه تصویری از وضعیت نیروهای نیابتی مورد حمایت جمهوری اسلامی از کیان تاج‌بخش می‌پرسد: در جنگ دوازده‌روزه اسرائیل علیه ایران کدام‌یک از این گروه‌های نیابتی از ایران حمایت کردند؟ جز حزب‌الله در لبنان، که در نهایت هم تاوان آن را داد و حسن نصرالله دبیرکل این گروه در این رابطه کشته شد.

آقای نوربخش صحبت‌های کیان تاج‌بخش را «ساده‌سازی» مسائل تاریخی دانسته و می‌گوید: در هر دو باری که ایران مورد حمله قرار گرفت با استدلال دونالد ترامپ که نمی‌خواست ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند، در حال مذاکره بود.

این مدرس دانشگاه با استناد به صحبت‌های وزیر خارجه عمان می‌گوید: مذاکرات به‌خوبی پیش می‌رفت، ایران تعهداتی داده بود که قبلاً سابقه نداشت و سه ماه زمان خواسته بود تا دربارهٔ برنامه موشکی‌اش گفت‌وگو کند.

به گفتهٔ آقای نوربخش، امکان رسیدن به توافق وجود داشت اما در همین زمان، اسرائیل برنامه‌ای برای حمله به ایران، که حدود یک سال روی آن کار کرده بود، را پیش می‌برد.

پژوهشگر پیشین مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد می‌گوید: درابتدا آقای ترامپ در بهار ۲۰۲۵ پیشنهاد نتانیاهو برای حمله را رد کرد و گفته بود می‌خواهد دیپلماسی را ادامه دهد.

مهدی نوربخش می‌گوید: پس از سفر بنیامین نتانیاهو به واشینگتن در زمستان پارسال، او به دونالد ترامپ پیشنهاد داد الگویی مشابه ونزوئلا در ایران اجرا شود؛ یعنی با حذف رهبران ارشد، ساختار نظام تضعیف و در نهایت امکان تغییر رژیم فراهم شود.

کیان تاج‌بخش در پاسخ به صحبت‌های آقای نوربخش، با تأکید بر این‌که سال‌ها در ایران به عنوان یک کنشگر مدنی فعالیت کرده و به تقویت جامعه مدنی باور داشته و به همین دلیل، با برداشتی نادرست به طرفداری از جمهوری اسلامی متهم شده است، می‌گوید: در مقام یک تحلیل‌گر روابط بین‌الملل، تلاش کردم توضیح دهم چرا و چگونه چنین جنگی شکل گرفته است.

آقای تاج‌بخش همچنین، با اشاره به صحبت‌های رئیس‌جمهور آمریکا دربارهٔ بازگرداندن ایرانیان به «عصر حجر» و هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی و نیروگاه‌های ایران می‌گوید: اگر ثابت شود که در جریان جنگ، زیرساخت‌های غیرنظامی یا مراکز درمانی عمداً هدف قرار گرفته‌اند، این اقدام «جنایت جنگی» محسوب می‌شود و باید مورد پیگیری قرار گیرد و من به عنوان یک ایرانی-آمریکایی در صورت وجود چنین شواهدی حاضرم علیه چنین اقدامی در دادگاه شهادت بدهم.

مهدی نوربخش معتقد است در تحلیل چنین رویدادهایی باید همه عوامل از جمله نقش بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی را در نظر گرفت.

به باور آقای نوربخش، مسئلهٔ اصلی این است که جنگ آخرین گزینه باشد و پیش از رسیدن به آن، همه راه‌های دیپلماتیک به طور کامل آزموده شوند.

جنگ ایران چگونه موجب بحران انسانی از جنوب آسیا تا شرق آفریقا شده است؟

 

جنگ ایران چگونه موجب بحران انسانی از جنوب آسیا تا شرق آفریقا شده است؟

کشورهای آفریقایی به‌دلیل بسته ماندن تنگهٔ هرمز، با افزایش شدید قیمت سوخت نیز دست‌وپنجه نرم می‌کنند
کشورهای آفریقایی به‌دلیل بسته ماندن تنگهٔ هرمز، با افزایش شدید قیمت سوخت نیز دست‌وپنجه نرم می‌کنند

سازمان‌های بین‌المللی و گروه‌های امدادی مختلف هشدار می‌دهند که در صورت تداوم جنگ ایران و همچنین جنگ میان اسرائیل و گروه شبه‌نظامی حزب‌الله لبنان، بحران انسانی ناشی از کمبود غذا و دارو در جهان شدت خواهد گرفت.

از زمانی که گذرگاه کلیدی تنگهٔ هرمز از سوی سپاه پاسداران، در واکنش به حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، عملاً بسته شده است، به گفتهٔ برنامهٔ جهانی غذا، از نهادهای زیرمجموعهٔ سازمان ملل متحد، ده‌ها هزار تُن مواد غذایی در مسیر انتقال به مقاصد خود با تأخیر جدی مواجه شده‌اند.

صندوق جمعیت سازمان ملل نیز اعلام کرده که ارسال تجهیزات به ۱۶ کشور جهان به تأخیر افتاده است.

همچنین کمیتهٔ بین‌المللی نجات، یک سازمان غیردولتی جهانی، اعلام کرده است که داروهایی به ارزش ۱۳۰ هزار دلار که برای سودانِ جنگ‌زده در نظر گرفته شده بود، در دوبی امارات متحدهٔ عربی متوقف شده و نزدیک به ۶۷۰ محمولهٔ غذای درمانی برای کودکان سومالیایی دچار سوءتغذیهٔ شدید در هند متوقف شده است.

مدیحه رضا، مدیر امور عمومی و ارتباطات آفریقا در کمیتهٔ بین‌المللی نجات، گفت: «جنگ علیه ایران و اختلال در تنگهٔ هرمز، عملیات بشردوستانه را در آستانهٔ فروپاشی قرار داده است».

از میان کشورهای آفریقایی، سودان بیشترین آسیب را از بسته ماندن تنگهٔ هرمز دیده است، زیرا از زمان آغاز درگیری مسلحانه بین دولت سودان و نیروهای شبه‌نظامی این کشور در آوریل ۲۰۲۳ و تشدید بحران انسانی در سودان، از جمعیت تقریباً ۵۰ میلیون نفری این کشور، بیش از ۳۰ میلیون نفر به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند.

شرفی، یکی از امدادگران سازمان امداد بشردوستانهٔ سودان، دربارهٔ تأثیر شدید کاهش واردات کالاهای بشردوستانه به رویترز گفت: «این وضعیت منجر به اختلال شدید در زنجیره‌های واردات به دلیل بی‌ثباتی منطقه‌ای و ازدحام در بنادر خواهد شد. زمان تأمین کالا برای بسیاری از اقلام پزشکی، تغذیه‌ای، سرپناه اضطراری و اقلام غیرغذایی از چهار ماه به شش ماه افزایش خواهد یافت. ناامنی در مسیرهای حمل‌ونقل باعث محدود شدن جابه‌جایی بین کشورها می‌شود. نوسان قیمت سوخت هزینه‌های حمل‌ونقل را افزایش می‌دهد و در نتیجه دفعات تحویل کاهش می‌یابد».

مجوز جزئی ایران برای عبور برخی کشتی‌ها

در چنین شرایطی، ایران روز ۱۵ فروردین عبور برخی کشتی‌های حامل کالاهای بشردوستانه و ضروری از تنگهٔ هرمز را مجاز دانست، اما بر اساس نامهٔ دفتر توسعهٔ تجارت وزارت جهاد کشاورزی، که رسانه‌های ایران آن را منتشر کردند، این مجوز فقط شامل «عبور کشتی‌های کالاهای اساسی و بشردوستانه از تنگهٔ هرمز به مقصد بنادر ایران یا مستقر در دریای عمان» می‌شود.

این در حالی است که جامعهٔ بین‌المللی در روزهای اخیر خواستار حذف همهٔ محدودیت‌ها در زمینهٔ انتقال غذا، دارو و کود شیمیایی شده است.

چند روز پیش از صدور نامهٔ وزارت جهاد کشاورزی ایران، کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیهٔ اروپا، در شبکهٔ اجتماعی ایکس نوشت که این اتحادیه خواستار ایجاد گذرگاه‌های بشردوستانه در تنگهٔ هرمز برای ارسال غذا و کود شیمیایی است و از تلاش‌های سازمان ملل در این زمینه حمایت می‌کند.

علاوه بر محموله‌های انرژی، حدود ۳۰ درصد از کود شیمیایی جهان از طریق تنگهٔ هرمز منتقل می‌شود و با نزدیک شدن فصل کشت در مناطقی مانند شرق آفریقا و جنوب آسیا، به‌ویژه هند، کشاورزان کوچک در کشورهای فقیر بیشترین آسیب را خواهند دید و این امر مستقیماً بر میزان تولید غذا در جهان تأثیر می‌گذارد.

افزایش قیمت‌های غذا و هزینه‌های حمل‌ونقل

سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) روز ۱۴ فروردین اعلام کرد که قیمت‌های جهانی غذا در ماه مارس به بالاترین سطح خود از سپتامبر سال گذشته رسیده است و در صورت تداوم درگیری خاورمیانه، که باعث افزایش قیمت انرژی شده، ممکن است قیمت‌های جهانی غذا باز هم افزایش یابد.

به گفتهٔ این سازمان، اگر این درگیری بیش از ۴۰ روز ادامه یابد و هزینه‌های نهاده‌ها همچنان بالا بماند، کشاورزان ممکن است از مصرف نهاده‌ها بکاهند، سطح کشت را کاهش دهند یا به کشت محصولاتی روی آورند که کود کمتری نیاز دارد.

سازمان ملل اعلام کرده است که بحران کنونی بزرگ‌ترین اختلال در زنجیرهٔ تأمین از زمان همه‌گیری کروناست و هزینهٔ حمل‌ونقل را تا ۲۰ درصد افزایش داده و در ارسال کالاها، به دلیل تغییر مسیرها، تأخیر ایجاد کرده است.

با وجود این‌که مقامات ایران از ارسال کمک‌های بشردوستانهٔ کشورهای همسایه خبر داده‌اند، سازمان‌های بین‌المللی اعلام کرده‌اند که به‌ویژه بسته ماندن فرودگاه‌ها در ایران، ارسال کمک‌های بشردوستانه را پرهزینه کرده است.

به‌عنوان نمونه، پیش از جنگ، یونیسف واکسن‌ها را مستقیماً از سراسر جهان با هواپیما به ایران ارسال می‌کرد، اما اکنون ابتدا آن‌ها را به ترکیه منتقل کرده و سپس از طریق زمینی وارد ایران می‌کند؛ این کار هزینه‌ها را ۲۰ درصد افزایش داده و ۱۰ روز به زمان تحویل افزوده است.

بحران آوارگی و هدف قرار گرفتن نیروهای امدادی

علاوه بر حدود یک میلیون نفر آواره در لبنان، به دلیل جنگ دوباره میان حزب‌الله و اسرائیل، در ایران نیز به گفتهٔ مقامات امدادی، دست‌کم سه میلیون نفر آواره شده‌اند.

ماریا مارتینز، رئیس هیئت نمایندگی فدراسیون بین‌المللی صلیب سرخ و هلال احمر در ایران، به رویترز گفته است: «وضعیت انسانی در کشور روزبه‌روز بدتر می‌شود. این درگیری باعث جابه‌جایی گستردهٔ داخلی در دو هفتهٔ اول شده است. برآورد ما این است که حداقل سه درصد جمعیت جابه‌جا شده‌اند. این تقریباً معادل یک میلیون خانواده، یعنی سه میلیون نفر است».

حملات هوایی، به‌ویژه در ایران، امدادرسانی را با سختی‌های بسیار مواجه کرده و حتی در مواردی، مقامات می‌گویند که کاروان‌های امداد هدف حملات قرار گرفته‌اند.

به‌عنوان نمونه، احسان ایزدپناه، مدیرعامل جمعیت هلال احمر بوشهر، روز ۱۴ فروردین از حمله به کامیون‌های این سازمان خبر داد.

مارتینز هشدار داد که نیروهای امدادی نباید جزو اهداف جنگی باشند. او گفت: «نیازهای انسانی در ایران ساعت‌به‌ساعت در حال افزایش است و افزایش حمایت بین‌المللی برای حفاظت از غیرنظامیان و حفظ عملیات امداد اضطراری حیاتی است. همچنین باید توجه داشت که امدادگران هدف جنگی نیستند. ما باید به نشان هلال احمر احترام بگذاریم».

کارشناسان امور بشردوستانه اعلام کرده‌اند که میزان کمک‌های مالی جامعهٔ جهانی برای تأمین نیازهای اولیهٔ انسانی در جنگ ایران، نسبت به دیگر درگیری‌های پیشین مانند جنگ اوکراین، کمتر بوده است.

به گفتهٔ آنان، این موضوع نشان می‌دهد که در مواقع جنگ، بسیاری از کشورهای جهان در درجهٔ اول به سرمایه‌گذاری در حوزهٔ امنیت و نظامی می‌پردازند تا تأمین کمک‌های بشردوستانه.

انتقاد مدیرکل سازمان جهانی بهداشت در پی تخریب انستیتو پاستور در تهران

 

انتقاد مدیرکل سازمان جهانی بهداشت در پی تخریب انستیتو پاستور در تهران

بخشی از حیاط انستیتو پاستور
بخشی از حیاط انستیتو پاستور

در پی انتشار خبر تخریب انستیتو تحقیقاتی پاستور در تهران، مدیرکل سازمان جهانی بهداشت در پیامی در شبکه ایکس هشدار داد که جنگ در ایران و منطقه «بر ارائه خدمات بهداشتی و درمانی و ایمنی فعالان این بخش و بیماران اثر گذاشته است».

تدروس آدانوم گبرِیسوس در ادامه با اشاره به تاریخچه‌ای کوتاه از انستیتو پاستور گفته است که دو بخش از این مرکز با سازمان زیر نظر او همکاری داشته‌اند.

رسانه‌های داخل ایران روز پنج‌شنبه، ۱۳ فروردین، به نقل از احسان مصطفوی، رئیس انستیتو پاستور ایران، که قدمتی بیش از یک قرن دارد نوشتند: «ساختمان‌های مختلفی از انستیتو پاستور ایران مانند بخش‌های مالاریا، بانک سلولی، تحقیقات بالینی، بیوتکنولوژی و یک سری از بخش‌های پشتیبان مانند دفتر فناوری‌های اطلاعاتی و دفتر فنی مهندسی تخریب شده است.»

به گفته مصطفوی، شدت و موج حملات «در حدی بوده که سایر ساختمان‌ها و تجهیزات انستیتو پاستور ایران نیز آسیب بسیار جدی دیده است و عملاً شرایط کار و فعالیت را در ساختمان مرکزی غیرممکن کرده است».

 Multiple attacks on health have been reported in the Iranian capital, Tehran, in recent days amid the escalating conflict in the Middle East. The Pasteur Institute in Iran sustained significant damage and was rendered unable to continue delivering health services. The Institute 

 

در هیچ خبری در رسانه‌های داخل به طور مشخص نیامده است که انستیتو پاستور در چه تاریخی هدف حمله قرار گرفته،‌ اما خبر این حمله را روز پنج‌شنبه حسین کرمانپور، مسئول روابط عمومی وزارت بهداشت، رسانه‌ای کرد. او در پیامی در شبکه ایکس حمله به پاستور را «حمله مستقیم به امنیت بهداشتی و درمانی بین‌المللی» توصیف کرد.

در پی انتشار این خبر، دیگر مقامات در دولت جمهوری اسلامی از جمله سخنگوی وزارت خارجه و همین طور مسعود پزشکیان، رئیس جمهور، هم این حملات را محکوم کردند.

از گفته‌های احسان مصطفوی چنین برمی‌آید که انستیتو پاستور در روزها یا هفته‌های اخیر «سه بار» هدف حمله قرار گرفته است.

اما همزمان با انتقادها از حمله آمریکا و اسرائیل به انستیتو پاستور توسط مقامات رسمی و همین طور کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی، خبرهایی هم در این شبکه‌ها منتشر شده از این که دست‌کم چند کشور غربی از دهه ۲۰۰۰ همکاری با انستیتو پاستور را به دلیل برخی تحقیقات که می‌تواند به ساخت تسلیحات بیولوژیکی و شیمیایی مرتبط باشد محدود کرده یا برخی فعالیت‌ها در این موسسه را مایه نگرانی خوانده‌اند.

بخشی دیگر از انستیتو پاستور
بخشی دیگر از انستیتو پاستور

کانادا،‌ ژاپن،‌ بریتانیا و ایالات متحده از جمله این کشورها هستند.

مدیرکل سازمان جهانی بهداشت در پیام خود نوشته است که از روز ۱۰ اسفندماه ۱۴۰۴ تاکنون بیش از ۲۰ حمله به مراکز درمانی و بهداشتی در ایران شده است که این سازمان توانسته است راستی‌آزمایی‌شان کند.

او در پیام خود با برشمردن خسارات و حملاتی که به‌ویژه در چند روز اخیر به مراکز درمانی و تحقیقاتی در ایران وارد شده تأکید کرده است که «صلح بهترین درمان و داروست».

ایران دو هواپیمای آمریکا را در یک روز سرنگون کرد

 

ایران دو هواپیمای آمریکا را در یک روز سرنگون کرد

دو جنگندۀ اف ۱۵ آمریکایی
دو جنگندۀ اف ۱۵ آمریکایی

ارتش ایالات متحده روز جمعه ۱۴ فروردین‌ماه دو هواپیمای خود را از دست داد؛ چیزی نمانده بود دو هلیکوپترش هم سقوط کنند، و از سرنوشت یکی از خدمۀ جنگندۀ ساقط‌ شده هم خبری در دست نیست.

حوادث این روز نشان می‌دهد که بر خلاف تأکید چندبارۀ دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده و پیت هگست، وزیر دفاع این کشور، مبنی بر اینکه کنترل کامل آسمان ایران در اختیار آمریکا و اسرائیل است، حریم هوایی ایران همچنان می‌تواند برای جنگنده‌های آنها خطرآفرین باشد.

روز جمعه ابتدا یک اف-۱۵ دو کابینه هدف قرار گرفت و در استان کهگیلویه و بویراحمد سرنگون شد.

ارتش آمریکا بلافاصله عملیات جست‌وجو و نجات را آغاز کرد و در نهایت موفق شد خلبان این جنگنده را بازیابی کرده و نجات دهد.

در پی شلیک نیروهای ایرانی به هلیکوپترهای «بلک هاوک» درگیر عملیات نجات، گزارش‌هایی از زخمی‌ شدن تعدادی از سرنشینان منتشر شد؛ اما در نهایت هر دو هلیکوپتر به پایگاه خود بازگشته و خلبان اف-۱۵ هم به بیمارستان منتقل شد.

این عملیات در مکان‌یابی و نجات اپراتور تسلیحات اف-۱۵ ناکام مانده و با وجود تلاش سپاه پاسداران و حتی تعیین جایزه‌ای کلان برای شناسایی و تحویل او، نه تهران و نه واشینگتن، هنوز موفقیتی در این زمینه نداشته‌اند.

اما دومین هواپیمای آمریکایی که در این روز سقوط کرد، یک هواپیمای تهاجمی اِی -۱۰ بود که پس از هدف قرار گرفتن از سوی پدافند هوایی ایران بر فراز آب‌های جنوبی کشور سرنگون شد. مقام‌های آمریکایی ضمن تأیید هدف‌ قرار گرفتن این هواپیما، از نجات خلبانش خبر دادند.

تحولات روز جمعه، هر قدر که برای ایالات متحده تلخ بود، به نظر می‌رسد برای طرف ایرانی روحیه‌بخش و غرور‌آفرین بوده است. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، در شبکۀ ایکس نوشت که «جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران دچار افول شده» و از «تغییر رژیم به جست‌وجو برای خلبان خودشان» تقلیل یافته است».

 After defeating Iran 37 times in a row, this brilliant no-strategy war they started has now been downgraded from “regime change” to “Hey! Can anyone find our pilots? Please?” Wow. What incredible progress. Absolute geniuse

 

.

حتی تصور این‌که یک خلبان آمریکایی در داخل خاک ایران گیر افتاده باشد می‌تواند هزینه‌های جنگ را برای دولت ایالات متحده بالا ببرد، به‌خصوص جنگی که بر اساس نظرسنجی‌ها، نتوانسته در جلب حمایت اکثر شهروندان این کشور موفق عمل کند.

تهران در تعقیب خلبان دوم

مقام‌های ایرانی از شهروندان استان کهگیلویه و بویراحمد خواسته‌اند که در شناسایی و دستگیری این خلبان، همکاری کنند و حتی پاداش‌های کلانی هم برای این‌کار در نظر گرفته‌اند.

خلبانان و سایر خدمۀ پروازی ارتش ایالات متحده،‌ برای تاب‌آوری پشت خطوط دشمن آموزش‌های ویژه‌ای می‌بینند؛‌ اما تعداد بسیار کمی از آنها فارسی می‌دانند و از این‌رو، ناشناس باقی‌ ماندنشان تا زمانی که نجات پیدا کنند، کار ساده‌ای نیست.

تحولات روز جمعه در حالی رخ داد که تنها چند روز قبل، دونالد ترامپ تهدید کرده بود که ایران و از جمله زیرساخت‌های انرژی و آب‌شیرین‌کن‌هایش را آنچنان بمباران کند، که «به عصر حجر بازگردد».

بر اساس آمارهای سنتکام و پنتاگون، تاکنون ۱۳ نظامی آمریکایی در این جنگ کشته شده‌اند و ۳۶۵ تن هم زخمی. تاکنون هیچ نظامی آمریکایی به اسارت ایران در نیامده و اگر خلبان اف-۱۵ اسیر شود، اولین نفر خواهد بود.

در حالی‌که دونالد ترامپ بارها و بارها تلاش کرده که وضعیت نیروهای مسلح ایران را آشفته و از هم پاشیده توصیف کند، رویترز یک گزارش محرمانۀ اطلاعاتی ایالات متحده را دیده که نشان می‌دهد تهران همچنان بخش قابل توجهی از توان و قابلیت‌های موشکی و پهپادی خود را حفظ کرده است.

به گفتۀ منابع اطلاعاتی رویترز، تا پایان هفتۀ گذشته، ایالات متحده به طور قطعی از نابودی حدود یک‌سوم از موشک‌های ایران اطمینان داشت. وضعیت یک‌سوم دیگر هم نامشخص است، اما احتمال می‌رود که در نتیجۀ حملات و بمباران‌ها آسیب دیده، نابود شده یا در تونل‌های زیرزمینی خود، دفن شده باشند.

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، حالا به کل خاورمیانه گسترش پیدا کرده و علاوه بر گرفتن جان هزاران تن، قیمت نفت را هم به‌شدت بالا برده است؛ موضوعی که به‌نوبۀ خود، اقتصاد جهانی را با رکود و رشد تورم روبه‌رو کرده است.

بر اساس یافته‌های نظرسنجی رویترز و ایپسوس، جنگ جاری در میان آمریکایی‌ها از محبوبیت اندکی برخوردار است و دو سوم آنها معتقدند که واشینگتن باید در اسرع وقت به این جنگ پایان دهد؛ حتی اگر دولت ترامپ به اهداف از پیش اعلام‌شده‌اش دست پیدا نکرده باشد.

قوه قضاییه جمهوری اسلامی دو نفر دیگر را به اتهام «عملیات تروریستی» اعدام کرد

 

قوه قضاییه جمهوری اسلامی دو نفر دیگر را به اتهام «عملیات تروریستی» اعدام کرد

وحید بنی‌عامریان (چپ) و ابوالحسن منتظر
وحید بنی‌عامریان (چپ) و ابوالحسن منتظر

در ادامه موج تازه اعدام توسط قوه قضاییه جمهوری اسلامی که در میانه جنگ از هفته گذشته به راه افتاده، خبرگزاری میزان روز شنبه از اعدام دو نفر دیگر به اتهام «عملیات تروریستی» خبر داد.

در کمتر از یک هفته گذشته و به‌رغم اعتراض‌های مکرر فعالان حقوق بشر، این دو نفر ششمین و هفتمین نفری هستند که حکم اعدام برای آنها اجرا شده است.

به نوشته خبرگزاری میزان، نزدیک به قوه قضاییه، ابوالحسن منتظر و وحید بنی عامریان «به اتهام بَغی از طریق مباشرت در انجام اقدامات متعدد تروریستی و انفجارهایی با هدایت گروهک تروریستی منافقین، عضویت در گروه باغی، اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت داخلی کشور» اعدام شده‌اند.

در خبر میزان آمده است که دیوان عالی کشور هم حکم آنها را تأیید کرده است.

این در حالی است که حامد، برادر وحید بنی عامریان، سه روز پیش در مصاحبه‌ای به رادیوفردا گفته بود:‌ «دیوان عالی کشور، ‌ایراداتی به حکم و پرونده گرفته و پرونده را برای رفع ایرادات به دادگاه بدوی بازگردانده بود اما یک‌باره با خبر اعدام چهار هم‌پرونده‌ای برادرم مواجه شدیم و الان به شدت نگران هستیم.»

اشاره او در این گفت‌وگو به بابک علی‌پور و پویا قبادی، و محمد تقوی سنگ‌دهی و اکبر دانشورکار که همگی هفته گذشته به اتهام‌های مشابه اعدام شدند.

اکبر دانشورکار و محمد تقوی سنگ‌دهی که هر دو به انجام «اقدامات متعدد تروریستی» در تهران متهم شده‌ بودند بامداد دوشنبه، دهم فروردین، و بابک علی‌پور و پویا قبادی هم یک روز بعد یعنی بامداد ۱۱ فروردین به اتهام «عضویت» در سازمان مجاهدین خلق اعدام 

شدند.

 من درباره وضعیت «وحید بنی‌عامریان» و «ابوالحسن منتظر» نگرانم. آنان، بنا بر گزارش‌های رسیده، در معرض خطر اعدام قرار دارند. مکاتبه ارسال‌شده را ببینید:spcommreports.ohchr.org/TMResultsBase/ پاسخ دریافت‌شده:spcommreports.ohchr.org/TMResultsBase/ همچنان در بحبوحه جنگ جاری و قطع اینترنت، گزارش‌های اعدام از ایران نمایش موارد بیشتر

 

اما اعدام ابوالحسن منتظر و وحید بنی عامریان تنها ساعاتی پس از آن انجام شد که مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل، در پیامی از وضعیت آنها ابراز نگرانی کرد و نوشت که آنها «در معرض خطر اعدام قرار دارند».

خانم ساتو در ادامه نوشته بود: «از مقام‌های مسئول می‌خواهم که بلافاصله تمامی اعدام‌ها را در این زمان بسیار سخت [جنگ] متوقف کنند و به خانواده‌ها اجازه دسترسی به افراد بازداشت‌شده را بدهند.»

مای ساتو هفته گذشته اعلام کرده بود که این اعدام‌های تازه «ادامه الگویی دیرینه در استفاده از مجازات اعدام برای سرکوب دیدگاه‌های مخالف [در ایران] است.»

پیش از آغاز اعتراضات مردمی و کشتار دی‌ماه ۱۴۰۴، و به‌ویژه پس از جنگ ۱۲ روزه، روند اجرای اعدام در ایران شدت گرفته بود و اکنون نیز این نگرانی وجود دارد که در غیاب دسترسی مردم به اینترنت و سانسور شدید اخبار اجرای این حکم دوچندان شود.

جدا از این شش نفر که به سازمان مجاهدین خلق ایران مرتبط معرفی شده‌اند حکم اعدام امیرحسین حاتمی، از معترضان بازداشت‌شده در جریان اعتراض‌های دی‌ماه ۱۴۰۴، نیز در روز پنج‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ اجرا شد.

در بیانیه منتشر شده از سوی قوه قضائیه، امیرحسین حاتمی به «مشارکت در اقدامات عملیاتی برخلاف امنیت کشور» و «ورود به اماکن نظامی دارای طبقه‌بندی به قصد خارج کردن سلاح و مهمات جنگی و تخریب و آتش زدن اموال دولتی به قصد مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران» متهم شده بود.

This item is part of

حمله به مجتمع‌های پتروشیمی در ماهشهر و بندر امام؛ نتانیاهو: کار اسرائیل بود

 

حمله به مجتمع‌های پتروشیمی در ماهشهر و بندر امام؛ نتانیاهو: کار اسرائیل بود

مقام‌های ایرانی روز شنبه ۱۵ فروردین اعلام کردند چند مجتمع پتروشیمی در ماهشهر و بندر امام در استان خوزستان هدف حملات هوایی قرار گرفتند و خسارت‌های زیادی به بار آمد. نخست‌وزیر اسرائیل ساعاتی بعد نقش این کشور در حملات را تأیید کرد.

سازمان منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی در اطلاعیه‌ای از تخلیه کامل نیروهای تمامی واحدهای صنعتی فعال در منطقه خبر داد و اعلام کرد که شرکت‌های پتروشیمی فجر ۱ و ۲، رجال، امیرکبیر و پتروشیمی ابوعلی و نیز منطقه ویژه ماهشهر مورد اصابت قرار گرفتند.

رسانه‌های ایران ابتدا اعلام کردند پنج نفر در این حملات مجروح شدند، اما شامگاه شنبه به نقل از استانداری خوزستان گفتند که پنج نفر کشته و ۱۷۰ تن دیگر زخمی شدند.

خبرگزاری تسنیم در ادامه خبر داد که پتروشیمی بندر امام نیز مورد حمله هوایی قرار گرفته و بخش‌هایی از آن آسیب دید.

در حالی که ابتدا اعلام شده بود پتروشیمی امیرکبیر ماهشهر نیز هدف قرار گرفته، این خبرگزاری نزدیک به سپاه پاسداران اعلام کرد به آن حمله نشده است.

مدیران شرکت فجر انرژی خلیج فارس نیز ساعتی بعد اعلام کردند مجتمع‌های فجر ۱ و ۲ مورد اصابت قرار گرفته و توربین‌ها از کار افتاده‌اند.

بر اساس این اطلاعیه، برق فجر انرژی قطع شده و بدین ترتیب برق تمامی پتروشیمی‌های ماهشهر که از این مجتمع تأمین می‌شد، قطع شده است.

ساعتی بعد شرکت ملی صنایع پتروشیمی اعلام کرد آتش‌سوزی در تأسیسات پتروشیمی ماهشهر مهار شده است.

استاندار خوزستان نیز در اظهاراتی که رسانه‌های ایران پوشش دادند، گفت دودی که بر اثر آتش‌سوزی در هوا منتشر شده، «سمی» نیست.

روز دهم فروردین رسانه‌های ایران از حمله به مجتمع پتروشیمی تبریز گزارش داده بودند.

تأیید نقش اسرائیل در حملات

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، شامگاه شنبه تأیید کرد که مجتمع‌های پتروشیمی ایران توسط اسرائیل هدف قرار گرفت.

او در یک پیام ویدئویی با اعلام این‌که اسرائیل به حملات شدید خود به ایران ادامه خواهد داد، گفت: «پس از آنکه ۷۰ درصد از توانایی آن‌ها برای تولید فولاد... را نابود کردیم، امروز کارخانه‌های پتروشیمی آن‌ها را هدف قرار دادیم.»

وی افزود: «این دو بخش، ماشین پول‌سازی آن‌ها هستند که جنگ تروریستی‌شان علیه ما و جهان را تأمین مالی می‌کند.»

او در پایان گفت: «ما به ضربه زدن به آن‌ها ادامه خواهیم داد، همان‌طور که وعده داده بودم.»

رسانه‌های اسرائیل هفته گذشته گزارش دادند که پس از حملات ماه نخست اسرائیل به تمامی اهدافی که ارتش از قبل تهیه کرده بود، سازمان اطلاعات ارتش این کشور فهرستی تازه را به عنوان بانک جدید اهداف تهیه و به تصویب وزیر دفاع رساند.

آن گزارش‌ها حاکی بود که حمله به زیرساخت‌ها و صنایع ملی ایران برای اجرایی شدن منتظر چراغ سبز رئیس‌جمهور آمریکا بوده است.

بنیامین نتانیاهو جمعه در پایان پنجمین هفته جنگ در یک نشست ارزیابی در وزارت دفاع گفت حملات به ایران، کشوری که حکومت «ضعیف‌تر از همیشه» است، «با هماهنگی کامل» بین او با رئیس‌جمهور آمریکا انجام می‌شود.

او گفت «ما در حال از بین بردن فرماندهان، بمباران پل‌ها و زیرساخت‌ها» در ایران هستیم.

نتانیاهو «نابود کردن ۷۰ درصد از ظرفیت فولاد ایران» در بمباران‌های نیروی هوایی اسرائیل را «یک دستاورد عظیم» نامید و مدعی شد که ضربات به صنایع فولاد سپاه پاسداران را از «منابع مالی و توانایی تولید بسیاری از تسلیحات محروم می‌کند».

این نخستین بار بود که نخست‌وزیر اسرائیل به صراحت از دستور خود به فرستادن جنگنده‌های کشورش برای بمباران زیرساخت‌ها و پل‌ها سخن می‌گفت در حالی که او در طول جنگ نیز پیام‌هایی در «حمایت از معترضین ایران» برای ساقط کردن جمهوری اسلامی داده بود.

نیر دبوری، گزارشگر نظامی شبکه ۱۲ تلویزیون اسرائیل جمعه شب گفت حملات هفته گذشته به زیربناهای ایران تنها «جزئی» از بانک تازه اهداف اسرائیلی بوده که ارتش اسرائیل به تازگی تهیه کرده بود.

به گفته او، اسرائیل بیش از این نمی‌خواهد صبر پیشه کند و از آمریکا خواسته که با تشدید حمله به زیربناهای ملی ایران موافقت کند. به گفته آقای دبوری، آمریکا فعلاً اجازه حمله اسرائیل به بخش چاه‌ها و برخی تأسیسات نفت ایران را نداده است.

این گزارش افزود اسرائیل و آمریکا اکنون مذاکره می‌کنند که چگونه از یک‌سو اهرم فشار بر ایران را سنگین‌تر کنند ولی از سوی دیگر، با تشدید حملات به ایران، جنگ در منطقه را گسترش ندهند.

این در حالی است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، نیز چند بار تهدید کرده اگر حکومت ایران به توافقی برای پایان دادن به جنگ تن ندهد، ایالات متحده نیروگاه‌ها و زیرساخت‌های این کشور را هدف قرار می‌دهد و آن را به «عصر حجر» بازمی‌گرداند.

ترامپ می‌گوید ارتش آمریکا خلبان دوم جنگندهٔ خود را از عمق خاک ایران نجات داد

 

ترامپ می‌گوید ارتش آمریکا خلبان دوم جنگندهٔ خود را از عمق خاک ایران نجات داد

عکسی که در پی انتشار خبر سرنگونی اف ۱۵ آمریکا از صندلی خلبان در جایی از خاک ایران منتشر شد
عکسی که در پی انتشار خبر سرنگونی اف ۱۵ آمریکا از صندلی خلبان در جایی از خاک ایران منتشر شد

رئیس‌جمهور ایالات متحده روز یک‌شنبه، ۱۶ فروردین، خبر داد که نیروهای ارتش آمریکا توانسته‌اند خلبان دوم یک جنگنده اف ۱۵ آمریکا را که در خاک ایران سقوط کرده بود، پیدا کرده و او را نجات دهند.

دونالد ترامپ در پستی در شبکهٔ اجتماعی خود، تروث سوشال، نوشت که خلبان دوم که یک سرهنگ مسئول تسلیحات جنگنده بوده زخمی شده، اما نجات یافته است.

به گفتهٔ او، ارتش آمریکا شب ۱۵ فروردین «چندین هواپیمای مسلح به مرگبارترین تسلیحات» را برای نجات او به خاک ایران فرستاده است.

او افزود: «ما هرگز یک آمریکایی را پشت سر رها نخواهیم کرد! این واقعیت که توانستیم هر دو این عملیات را بدون کشته شدن حتی یک آمریکایی یا زخمی شدن حتی یک نفر انجام دهیم، بار دیگر ثابت می‌کند که ما به برتری و سلطهٔ هوایی قاطع دست یافته‌ایم».

یک فروند هواپیمای جنگنده «اف ۱۵ ای» آمریکا روز ۱۴ فروردین در استان کهگیلویه و بویراحمد سقوط کرد. سپاه پاسداران اعلام کرد که این جنگنده را سرنگون کرده است.

شهر دهدشت که به نظر می‌رسد خلبان در حوالی آن بوده یا یافت شده، تا مرز شلمچه بیش از ۳۰۰ کیلومتر و تا مرز ایران در جنوب دست‌کم ۲۰۰ کیلومتر فاصله دارد؛ این به آن معناست که نیروهای آمریکایی بامداد یک‌شنبه حداقل تا عمق ۲۰۰ کیلومتری یا بیشتر وارد خاک ایران شده‌اند.

جنگنده اف ۱۵ آمریکا دو سرنشین داشت که یکی از آن‌ها در همان ساعات اولیه توسط نیروهای جست‌وجو و نجات ارتش آمریکا پیدا شد، اما اثری از دیگری نبود.

خلبانان و سایر خدمۀ پروازی ارتش ایالات متحده،‌ برای تاب‌آوری پشت خطوط دشمن آموزش‌های ویژه‌ای می‌بینند؛‌ اما تعداد بسیار کمی از آن‌ها فارسی می‌دانند و از این‌رو، ناشناس باقی‌ ماندن‌شان تا زمانی که نجات پیدا کنند، کار ساده‌ای نیست.

پیدا نشدن یکی از خلبان‌ها باعث شد که سپاه پاسداران به جست‌وجو برای یافتن این عضو ارتش آمریکا بپردازد و حتی برای یافتن و «زنده‌گیری» او توسط مردم جایزه‌ای قابل توجه تعیین کند، جایزه‌ای که می‌تواند غیرنظامیان را به منطقه‌ای پرخطر فرستاده باشد.

در همین زمینه، رئیس دانشگاه علوم پزشکی یاسوج روز یک‌شنبه گفت در حمله شنبه‌شب «دشمن» که در منطقه کوه‌سیاه در نزدیکی شهر دهدشت در استان کهگیلویه و بویراحمد رخ داد، پنج نفر از مردم منطقه کشته و هشت نفر مجروح شدند.

به گفتهٔ او، این افراد برای مداوا به بیمارستان امام خمینی دهدشت منتقل شده‌اند.

به گزارش خبرگزاری میزان، در ادامه «حملات شب گذشته دشمن» در مناطق وزگ و کاکان از استان کهگیلویه و بویراحمد هم چهار نفر دیگر کشته شده‌اند.

مشخص نیست که این افراد نیروهای نظامی بوده‌اند یا نیروهایی که حکومت از آن‌ها با عنوان «بسیج مردمی» یاد می‌کند.

به نوشته فاکس‌نیوز، میان نیروهای آمریکایی و نیروهای نظامی ایران در منطقه هیچ تبادل آتشی انجام نشده است؛‌ مشخص نیست که آیا نیروهای سپاه برای مقابله با آمریکایی‌ها در این منطقه حضور داشته‌اند یا خیر.

ساعتی پس از انتشار خبر نجات خلبان آمریکایی، قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا در بیانیه‌ای ادعا کرد که دو فروند هواپیمای آمریکایی در جنوب اصفهان «منهدم شده‌اند».

پیشتر رسانه‌های آمریکایی به نقل از مقام‌های ارتش آمریکا خبر داده بودند که دو فروند هواپیمای ترابری سی ۱۳۰ در جریان انتقال نیروهای آمریکایی به خارج از خاک ایران در زمین گیر کرده بودند و فرماندهان عملیات خود تصمیم به تخریب هواپیماها گرفته‌اند تا به دست نیروهای سپاه نیفتند.

استان اصفهان در جنوب به استان کهگیلویه و بویراحمد متصل است. به نظر می‌رسد عملیات نجات خلبان در منطقه دهدشت در کهگیلویه انجام شده است.

حکومت ایران در قطعی عامدانه و سراسری اینترنت در جهان رکورددار شد

 

حکومت ایران در قطعی عامدانه و سراسری اینترنت در جهان رکورددار شد

نت‌بلاکس، مرجع رصد دسترسی به اینترنت در سراسر جهان، روز یک‌شنبه،‌ ۱۶ فروردین، اعلام کرد که ایران با ورود به سی و هفتمین روز از قطعی کامل اینترنت به رکورد «طولانی‌ترین دوره» خاموشی اینترنتی در دنیا رسیده است.

همزمان انتقادهای کاربران شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه در داخل ایران، اگر فرصت ارتباط را پیدا کنند، از سیاست حکومت برای سانسور شدید اینترنت ادامه دارد.

نت‌بلاکس نوشته است که ایران اکنون پس از ۳۶ روز یا ۸۶۴ ساعت قطعی مداوم ارتباط اینترنتی برای مردم عادی کشور از تمام نمونه‌های مشابه از نظر شدت جلو زده و به مقام «طولانی‌ترین قطعی کشوری» رسیده است.

نت‌بلاکس در ادامه توضیح داده است که ایران نخستین کشوری است که ابتدا به شبکه جهانی اینترنت پیوسته و حال تلاش می‌کند از آن خارج شود، در حالی که کشوری مانند کره شمالی از ابتدا به این شبکه جهانی نپیوسته بود.

در پی آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، مقامات جمهوری اسلامی اولین کاری که کردند این بود که دسترسی مردم عادی کشور به ارتباط اینترنتی با دوستان و آشنایان و کسب و کارها را به طور کامل قطع کردند.

جلوگیری از دسترسی مردم به اینترنت در میانه جنگ در حالی است که توانایی برقراری ارتباط و خبردار شدن از جهان پیرامون از حقوق بنیادی بشر به شمار می‌رود و با حق آزادی بیان ارتباط تنگاتنگ دارد.

مقامات جمهوری اسلامی در یک ماه گذشته در اظهار نظرهایی مبهم از وضعیت اضطراری و لزوم قطع اینترنت در این وضعیت سخن گفته‌اند و هنوز مشخص نیست که این عدم دسترسی مردم عادی تا چه زمانی قرار است به طول بینجامد.

کمتر از دو هفته پس از آغاز جنگ، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت مسعود پزشکیان، در توضیحاتی گفت که «برای کسانی که صدا را به دیگران برسانند امکاناتی چون اینترنت فراهم خواهد شد»، اظهار نظری که نشان می‌دهد حکومت حاضر است تنها برای استفاده تبلیغاتی خود اینترنت را در اختیار عده‌ای محدود بگذارد.

 انفجارهای امشب در شمال تهران نفس‌گیر بوده. تراکم جمعیتی این مناطق بالاست و مردم سراسیمه، خانه‌هایشان را ترک کرده‌اند. #قطعی_اینترنت باعث شده مردم حتی ندانند که چطور باید از مهلکه خارج شوند. برای پیدا کردن عزیزانمان هم گرفتاریم، ده‌ها بار زنگ میزنیم و SMS میدهیم شاید جوابی بگیریم.

 

در مقابل این عده معدود، خیل کاربرانی قرار دارد که مجبورند با هزینه‌های گزاف فیلترشکن بخرند، آن هم نه به طور مداوم به اینترنت وصل شوند و از اخبار دنیا و احوال دوستان و اقوام خود باخبر شوند.

این کاربران هر بار که فرصت دسترسی به اینترنت را پیدا می‌کنند از تداوم قطعی اینترنت هم شکایت می‌کنند و با خطاب قرار دادن مقام‌های جمهوری اسلامی می خواهند بدانند که این عدم دسترسی چه زمانی به پایان می‌رسد.

در همین زمینه علی کریم، نویسنده و کارگردان در داخل ایران، روز شنبه در پیامی در شبکه ایکس خطاب به مسعود پزشکیان، رئیس جمهور، و محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی، تلویحا این اقدام حکومت را بی‌فایده خوانده است.

 جناب #پزشکیان رئیس‌جمهور محترم دبیر محترم شورای عالی امنیت ملی جناب آقای #ذوالقدر، چه باید در کشور عزیزمان اتفاق می‌افتاد که با فیلترینگ گستردهٔ کنونی رخ نداده است؟! هزاران شهروند و کودک ستمدیده جان خود را از دست ندادند؟! سربازان و فرماندهان جان‌برکف قربانی نشدند؟! نمایش موارد بیشتر

 

کریم در پیام خود نوشته است: «خاموشی طولانی فضای دیجیتال تنها به نفع دشمنان قسم‌خورده ایران و جریان نفوذ در لباس دلسوزان و شبه‌انقلابی‌ها است. این اقدام نه‌تنها پیوند مؤثر و قدرت نرم وطن‌دوستان ایرانی را مختل کرده، بلکه آثار اقتصادی و روانی سنگینی را به دنبال خواهد داشت.»

پیشتر میلاد علوی، خبرنگار، درباره قطعی اینترنت در میانه جنگ و خطر آن برای جان مردم غیرنظامی نوشته بود:‌ «قطعی اینترنت باعث شده مردم حتی ندانند که چطور باید از مهلکه خارج شوند. برای پیدا کردن عزیزانمان هم گرفتاریم، ده‌ها بار زنگ میزنیم و اس‌ام‌اس میدهیم شاید جوابی بگیریم.»

از دی‌ماه ۱۴۰۴ که دور تازه اعتراضات با به خیابان آمدن بازاریان شروع شد و پس از چند روز،‌ حکومت اینترنت را قطع کرد، قطعی‌ای که سه هفته به طول انجامید، تا اکنون که به نیمه فروردین ۱۴۰۵ رسیده‌ایم، مردم ایران تنها شش هفته به اینترنت دسترسی داشته‌اند.

زنده حمله اسرائیل به پتروشیمی پارس جنوبی و مرودشت؛ رئیس سازمان اطلاعات سپاه کشته شد

 

زنده حمله اسرائیل به پتروشیمی پارس جنوبی و مرودشت؛ رئیس سازمان اطلاعات سپاه کشته شد

پتروشیمی مرودشت در استان فارس
پتروشیمی مرودشت در استان فارس

زنده حمله اسرائیل به پتروشیمی پارس جنوبی و مرودشت؛ رئیس سازمان اطلاعات سپاه کشته شد

 

دو مجتمع پتروشیمی پارس جنوبی در عسلویه و مرودشت در فارس هدف قرار گرفت

رسانه‌های ایران روز دوشنبه از حمله به پروژه پتروشیمی پارس جنوبی در عسلویه خبر دادند. ساعتی بعد خبر رسید که پتروشیمی مرودشت در شمال استان فارس هم هدف حمله بوده است.

اسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، با تأیید این حمله و برعهده گرفتن مسئولیت آن، گفت: «ارتش اسرائیل بزرگ‌ترین تأسیسات پتروشیمی ایران در عسلویه را به‌شدت هدف قرار داده است. این دو تأسیسات، که در مجموع مسئول حدود ۸۵ درصد از صادرات پتروشیمی ایران هستند، اکنون از کار افتاده‌اند و دیگر فعال نیستند».

او افزود به ارتش اسرائیل دستور داده شده که حمله به «زیرساخت‌های ملی» در ایران را با تمام قوا ادامه دهد.

خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران، در این زمینه گزارش داد: «شرکت‌های مبین و دماوند که برق، آب و اکسیژن پتروشیمی‌های عسلویه را تامین می‌کردند هدف حمله قرار گرفته‌اند».

به گفته این خبرگزاری، «همچنین پتروشیمی پارس سالم است و آسیبی به این شرکت وارد نشده است».

تسنیم افزود: «این دو شرکت فعالیتی مشابه فجر انرژی در ماهشهر داشته‌اند و به همین دلیل برق تمامی پتروشیمی‌های عسلویه تا بازسازی این شرکت‌ها خاموش خواهد ماند».

روزنامه هم‌میهن نیز نوشت: «این حادثه هیچ‌گونه تلفات جانی یا مصدومیتی در میان کارکنان و نیروهای مستقر در سایت در پی نداشته است.»

همزمان به گفته فرمانداری شهرستان مرودشت در شمال شهر شیراز، «این حمله هیچ گونه تلفات جانی نداشته و به دلیل جزئی بودن آسیب، خللی در فعالیت این واحد نیز وارد نشده است.»

او ادامه داد: «با توجه به تخلیه و انتقال مواد حساسیت‌زا و حجم بسیار اندک خسارات و به‌ویژه آماده‌باش کامل ستاد مدیریت بحران، هیچ گونه خطری مرودشت یا روستاهای همجوار را تهدید نمی‌کند.»

میدان گازی پارس جنوبی، که ایران و قطر به‌طور مشترک از آن بهره‌برداری می‌کنند، بزرگ‌ترین ذخیرهٔ شناخته‌شدهٔ گاز در جهان است و حدود ۷۰ درصد از کل گاز مصرفی ایران را تأمین می‌کند.

پارس جنوبی اواخر اسفند نیز مورد حمله اسرائیل قرار گرفت که ایران به تلافی آن، تأسیسات راس لفان در قطر، بزرگ‌ترین قطب تولید گاز طبیعی مایع جهان، را هدف قرار داد که به‌دنبال این حمله، ۱۷ درصد از ظرفیت صادرات گاز به بازارهای جهانی از بین رفت.

آمریکا و اسرائیل هفته گذشته نیز مجتمع پتروشیمی ماهشهر را مورد حمله قرار دادند که فعالیت در این تأسیسات را متوقف کرد.