پنجشنبه، اردیبهشت ۰۱، ۱۳۹۰

«طرح نظارت بر نمایندگان باغ وحش .مجلس قدیم ، خیانت به آیندگان»

«طرح نظارت بر نمایندگان باغ وحش .مجلس قدیم ، خیانت به آیندگان»

 

اکبر اعلمی طرح «نظارت بر نمایندگان مجلس» را تیر خلاص بر پیکره جمهوریت نظام می‌داند. طرحی که به موجب آن مصونیت قضایی نمایندگان از بین رفته و امکان لغو اعتبارنامه آنان پیش از پایان دوره نمایندگی، فراهم می‌شود.

 
«قوه قضائیه موظف است شعبه خاصی را جهت رسیدگی به موضوعات ارسالی (اتهامات نمایندگان مجلس) تشکیل داده و خارج از نوبت رسیدگی و نتیجه را ظرف سه ماه به هیات نظارت (مجلس ایران) اعلام نماید.» این جمله ماده ۸ از طرحی ۱۲ ماده‌ای موسوم به طرح "نظارت بر نمایندگان مجلس" است.
طرح نظارت بر نمایندگان مجلس در روزهای پایانی فروردین ۱۳۹۰، توسط کمیسیون مشترک بررسی‌کننده تصویب و قرار شد در صحن علنی مجلس ایران نیز مطرح شود تا به تصویب نهایی برسد. اکبر اعلمی نماینده سابق مجلس در دوره‌های ششم و هفتم و کاندید رد صلاحیت‌شده ریاست جمهوری در سال ۸۸، با برسی این طرح برخی ماده‌های این طرح را "بسیار خطرناک" می‌داند و هشدار می‌دهد در صورت تصویب نهایی، این طرح "تیر خلاص بر پیکر جمهوریت نظام" خواهد بود.
رئیس "کمیسیون دوستی ایران و آلمان" در مجلس هفتم، در گفت‌و‌گو با دویچه وله طرح نظارت بر نمایندگان مجلس را با "نظارت استصوابی" که در دوره‌های گذشته مجلس به تصویب رسید مقایسه کرده، معتقد است که این طرح از بالا به مجلس دیکته شده تا حاکمیت روی نمایندگان مجلس کنترل بیشتری داشته باشد. اکبر اعلمی تصویب این طرح را "خیانت به آیندگان" می‌داند.
دویچه‏وله: ارزیابی شما از "طرح نظارت بر نمایندگان مجلس" چیست؟
اکبر اعلمی: شخصا از هر طرح و اقدامی که در اثر اجرای آن از دامنه فساد در کشورمان کاسته شود استقبال می‌کنم و در همین راستا با توجه به جایگاه مجلس در ساختار قدرت و مناسبات اداری، هر طرح و برنامه‌ای هم که به تقویت شأن و منزلت نمایندگان و جایگاه مجلس منتهی شود قابل دفاع است.
اما در شرایط فعلی که مجلس بیش از هر نهاد دیگری تضعیف و ذلیل شده و تحت کنترل و قیمومیت نهادهای انتصابی درآمده است و همچنین در شرایطی که در بعضی از نهادهای انتصابی و یا دستگاه‌های اجرائی فساد رواج دارد به نحوی که طبق اخرین گزارش سازمان شفافيت بين‌المللي رتبه فساد اداری و مالی ایران در بین ۱۸۰ کشور جهان به رده ۱۴۶ افزایش یافته است، رها کردن دستگاه‌های اجرائی و قضائی و نهادهای انتصابی و متوجه کردن همه نگاه ها و انگشت اتهام به سوی مجلس و اصرار بر تصویب طرح نظارت مجلس بر نمایندگان، بدون حکمت نمی‌تواند باشد. به همین دلیل من به این طرح با دیده تردید می‌نگرم و گمان می‌کنم که هدف اصلی این طرح به کنترل درآوردن هرچه بیشتر مجلس است.
وانگهی اگر میزان نفوذ فساد در مجلس به حدی رسیده است که حاکمیت و طراحان اصلی طرح احساس خطر کرده و در مقام تصویب طرحی هستند که به موجب آن مانع از گسترش فساد در این نهاد قانوگذار و ناظر بشوند، باید این واقعیت را بپذیرند که چنین مجلسی محصول اراده شورای نگهبان است. اگر انتخاب نمایندگان به مردم واگذار می‌شد بدون تردید یک نهاد مردمی که مرکب از نمایندگان مورد وثوق مردم است کمتر با چنین مشکلی مواجه می‌شد.
Bildunterschrift:
فکر می‏کنید با حذف نظارت استصوابی و برگزاری یک انتخابات مردمی که به آن اشاره کردید، از میزان فساد در مجلس کاسته خواهد شد؟
بله من به این سخن اعتقاد دارم و تاکید می کنم که اگر مجالس امروز ما با ناهنجاری‌های جدی مواجه است و در خانه ملت افراد ناصالح حضور دارند و ارزش‌های پسندیده‌ای چون شجاعت، جسارت، آگاهی ، فضیلت، صداقت، سلامت، انتقاد، نظارت و انجام وظایف نمایندگی، جای خود را به رذیلت‌هایی نظیر رعب و وحشت، زبونی، جهالت، ریاکاری، بی سوادی، فرصت‌طلبی، مداهنه و مجامله‌گوئی و فساد های مالی و اخلاقی داده است، اغلب این‌ها ناشی از نظارت استصوابی شورای نگهبان و محدود شدن دایره حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن ملت ایران و فقدان نهادهای مدنی نظارت‌کننده و مهمتر از همه حذف نیروهای توانمند و سالمی است که صالح و سالمند لیکن زبان سرخی دارند و بدون ملاحظه فاشگوئی می‌کنند.
از این‌رو پرواضح است که اصلاح مجلس و تقویت جایگاه آن بیش از این‌که به عملیاتی شدن طرح نظارت بر نمایندگان محتاج باشد، نیازمند مستقل و مردمی شدن این نهاد و توسیع دامنه حق انتخاب کردن و حق انتخاب شدن مردم و آزادی عمل نهادهای مدنی و مطبوعات آزاد و فراهم شدن امکان لازم برای نظارت هرچه بیشتر مردم بر عملکرد نمایندگان خود می‌باشد.
بنابراین ارائه این طرح را اقدامی در راستای تبدیل جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی می‌دانم و با در نظر گرفتن جمیع شرایط و ماهیت نظام سیاسی و ساختار قدرت در ایران و نظارت استصوابی شورای نگهبان بر این عقیده‌ام که تصویب این طرح به صورت فعلی آن را تیر خلاصی بر پیکره جمهوریت می‌دانم.
آیا مجلس اجازه دارد چنین طرحی را تصویب کند؟
تصویب هرگونه طرح و لایحه‌ای جزو حقوق و اختیارات نمایندگان مجلس است. اما نظر به اینکه این قبیل طرح‌ها از بالا به مجلس دیکته می‌شود، پس از تصویب و قانون شدن به قانونی غیرقابل تغییر تبدیل می‌شود و در دوره های بعدی با فرض ورود نمایندگان واقعی ملت به مجلس و اکثریت یافتن آن‌ها، دیگر قادر به اصلاح و برطرف کردن نقاط ضعف آن نیستند. تصویب این طرح به شکل کنونی آن خیانت به آیندگان است.
همین اتفاق پس از تصویب نظارت استصوابی در قانون انتخابات  توسط مجلس پنجم روی داد و پس از آنکه مجلس ششم در مقام اصلاح قانون انتخابات و نظارت استصوابی برآمد، شورای نگهبان تغییر آن را مغایر با شرع و قانون اساسی اعلام کرد. اکنون ملاحظه می‌شود که بسیاری از همان تصویب‌کنندگان قانون انتخابات مورد اشاره، خود نیز گرفتار تیغ نظارت استصوابی شده و از گردونه قدرت حذف گشته‌اند و دیگر پشیمانی برای آن‌ها سودی ندارد.
به چه علت خود نمایندگان مجلس باید طرحی را تصویب کنند که اختیارات آن‏ها را محدود‏تر ‏کند؟
تا جایی که به یاد دارم، تاکنون سابقه نداشته که مجلس طرح و لایحه‌ای را به تصویب برساند که به زیان اکثریت نمایندگان حاضر در آن مجلس تمام شود یا قانونی را تصویب نماید که اختیارات آن‌ها را محدودتر کند. بلکه همیشه عکس این مساله اتفاق افتاده است و طرح‌هایی به تصویب رسیده که اختیارات و شانس حضور مجدد نمایندگان حاضر در مجلس را در دوره‌های بعدی انتخابات بیشتر کرده یا امتیازات دیگری را برای آنان منظور کرده است. مانند طرح جدیدی که اخیرا برای اصلاح قانون انتخابات ارائه شده و به موجب آن شرط داوطلبان مجلس دارا بودن حداقل مدرک فوق لیسانس است که خود نمایندگان از آن مستثنی شده‌اند.
از این‌رو دشوار به‌نظر می‌رسد که این طرح هم به همین صورت و با توجه به خطرات و محدودیت‌هائی که برای نمایندگان ایجاد خواهد کرد، به تصویب برسد، مگر آن که از بالا به آن‌ها دستور رسیده و تضمین‌هایی به آن‌ها داده شود که قبول نمایند طرح مصوب گریبانگیر خود آنان نخواهد شد.
اکبر اعلمی، نماینده مجلس ششم و هفتم و کاندید ردصلاحیت شده ریاست جمهوری در سال ۸۸Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  اکبر اعلمی، نماینده مجلس ششم و هفتم و کاندید ردصلاحیت شده ریاست جمهوری در سال ۸۸در دوره‏های پیشین مجلس طرحی به همین نام مطرح بود. این طرح در زمان نمایندگی شما، به چه شکل بوده است؟ طرحی که الان تصویب شده، چه تفاوتی با طرح قبلی دارد؟
البته این طرح در دوره‏ی نمایندگی ما در مجلس‌های ششم و هفتم، به این صورت ارائه نشد. در مجلس هفتم طرحی مبنی بر لزوم اعلام دارایی نمایندگان و برخی مسئولان ارائه شد اما با وجود این‌که این مجلس مدعی اصول‏گرایی بود و اکثریت آن هم عمیقا مورد تایید شورای نگهبان بودند تا جایی که آقای مشکینی اعلام کرد، نمایندگان مجلس هفتم "مورد تایید امام زمان" هستند، طرح یاد شده به تصویب نرسید.
به این ترتیب می توان نیجه گرفت که شما با این طرح مخالفید؟
بنده با اصل این طرح و کلیات آن مخالف نیستم بلکه مشکلات و ناهنجاری‌های کنونی مجلس و کشور را ناشی از عدم وجود چنین طرح‌هایی نمی‌دانم. بر این عقیده‌ام مادامی که موانع و علل اصلی برطرف نگردیده است، با تصویب بهترین قانون هم نمی توان به مجلس و نمایندگانی سالم و کارامد دست یافت.
 به بیان دیگر در کشور و مجلسی که به اشخاص متملق، چاپلوس و مداح با همه عیوبی که دارند بها داده و چنین افرادی بر اشخاص توانمد و سالم و در عین حال منتقد ترجیح داده می‌شوند، خروجی آن همین مجلس و دولت خواهد بود زیرا هیچ تملق و چاپلوسی و زیر پا گذاشتن کرامت انسانی در برابر همنوع خود بدون دلیل و حکمت و بدون چشمداشت نیست.
وانگهی با توجه به رفتار دوگانه و متناقض برخی دولتمردان و صاحب منصبان مدافع چنین طرحی، نسبت به شریف بودن اهداف و انگیزه‌های پشت پرده این طرح تردید جدی دارم.
با این وجود، این طرح حاوی نکات مثبتی هم است. در صورت تحقق شرایط مطلوب و رفع موانع قانونی موجود در طرح و رعایت سازوکارهای مناسب، اجرای آن‌ها می تواند، در اصلاح و بهبود ساختار مجلس موثر واقع شود.
در یکی از ماده‏های این طرح، به ایجاد شعبه‏های خاص برای رسیدگی به اتهامات نمایندگان مجلس، توسط قوه‏ی قضاییه، اشاره شده است. چه فرقی می‏کند که نمایندگان مجلس در دادگاه‏های معمولی محاکمه شوند یا در شعبه‏های خاص محاکمه‏ نمایندگان مجلس؟
این مساله پدیده جدیدی نیست و به موجب تبصره ماده ۴ قانون تشكيل دادگاه‌های عمومی مصوب ۱۳۸۱، صلاحیت رسيدگی به كليه اتهامات اعضا مجمع تشخيص مصلحت نظام، شورای نگهبان، نمايندگان مجلس، وزرا و معاونان آن‌ها و گروه دیگری از مقامات کشوری و لشگری، به داگاه كيفری استان تهران محول شده و به همين منظور مجتمع قضايی ويژه كاركنان دولت تشكيل شده است كه پس از انجام رسيدگی مقدماتی در دادسرای رسيدگی به جرائم كاركنان دولت و ارجاع به شعبه رسيدگی كننده، وارد سير مراحل رسيدگی قضايی می‌شود.
به‌نظر می رسد که تاکید این طرح برای اختصاص شعبه خاصی جهت رسیدگی به  موارد ارجاعی هیات نظارت موضوع این طرح و اتهامات نمایندگان، در راستای تخصصی کردن و با انگیزه حفظ اسرار و شئونات نمایندگان مجلس و سرعت عمل در رسیدگی است.
البته لازم به ذکر است که این نوع رسیدگی به هیچ وجه قابل مقایسه با رسیدگی به اتهامات روحانیون در دادگاه‌های ویژه روحانیت نیست که از حیث شکلی و ماهوی با رسیدگی به اتهامات مردم عادی کاملا متفاوت است.
تا چه حد امکان سوءاستفاده از این مصوبه‏ی مجلس ایران برای تحت فشار قرار دادن نمایندگان مجلس، وجود دارد؟
با توجه به این‌که تا کنون نمایندگان مجلس طبق قانون اساسی از مصونیت نسبی برخوردار بودند و در طول دوران نمایندگی به هیچ کس پاسخگو نبودند، با در نظر گرفتن ساختار قدرت در ایران، در صورت تصویب این طرح و زمینه سازی‌هایی که صورت خواهد گرفت، به بهانه‌های مختلف برخورد با نمایندگان و تحت فشار قرار دادن آن‌ها تا مرز رد اعتبارنامه آن‌ها موجه قلمداد خواهد شد. دست حکومت و جریانات سیاسی وابسته به حکومت که به دلیل فیلترهای تعبیه شده و سازوکارهای پیش بینی شده معمولا اکثریت مجلس را تشکیل می دهند، برای حذف رقبا و هر نماینده منتقدی بازتر خواهد شد.
در نتیجه با تصویب این طرح نماینده‌های مجلس مرعوبتر از آن چیزی که هم اکنون هستند خواهند شد و نهاد نظارتی و قانونگذاری که یکی از لوازم کارامدی آن، وجود جسارت و شهامت در نمایندگانش است، به یک نهاد کاملا مرعوب و نمایشی مبدل خواهد شد.
علی لاریحانی، رئیس مجلس هشتم جمهوری اسلامی ایرانBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  علی لاریحانی، رئیس مجلس هشتم جمهوری اسلامی ایراناین طرح چه نوع محدودیت‏هایی ممکن است برای نمایندگان مجلس ایران به‏وجود بیاورد؟
اگر ایرادات قانون اساسی موجود در طرح را نادیده بگیریم، در صورت تصویب و اجرايی شدن طرح مورد اشاره از این پس باید در انتظار؛ مخدوش شدن کامل استقلال مجلس و فراهم شدن راهی برای دخالت قوه مجریه در مجلس و تدارک دستاویز لازم برای قوه مجریه جهت مقابله با نمایندگان منتقد و مزاحم و افزایش قلمرو دخالت برخی نهادها در امور مجلس، کنترل و مرعوب کردن هرچه بیشتر نمایندگان و تشدید و گسترش پدیده تغییر ماهیت وظایف نمایندگی از وکیل الملّله بودن به وکیل الدّوله شدن، فراهم شدن زمینه اخراج نمایندگان منتقد از مجلس و لاجرم تسهیل روند تبدیل جمهوریت به حکومت و نهادینه شدن استبداد باشیم.
در صورت تصویب این طرح در مجلس، تشکیلات جدیدی به نام هیات نظارت بر نمایندگان بوجود خواهد آمد. نظر شما در مورد ترکیب و شیوه ایجاد چنین هیاتی چیست؟
تجربه ۸ دوره مجلس نشان داده است که بجز یکی، دو دوره از طریق تائید یا رد صلاحیت‌هایی که توسط شورای نگهبان انجام می شود، ترکیب مجلس بگونه‌ای شکل می گیرد که اکثریت آن باب میل هیات حاکمه است و طبیعتا پس از تشکیل مجلس نیز چیدمان هیات رئیسه و حتی در مواردی چیدمان روسا و نواب رئیس کمیسیون‌ها هم به نحوی خواهد بود که متناسب با خواست و اراده تصمیم گیران اصلی نظام عمل کنند.
بر این اساس اولین ایراد اساسی که متوجه این طرح می‌شود، ناظر به ماده یک آن و محور اصلی طرح یعنی همین "هیات نظارت" است؛
به موجب ماده ۱ این طرح پیشنهادی، هیات ناظر بر حفظ شأن و منزلت نمایندگان مرکب از یکی از نواب رئیس به انتخاب هیات رئیسه مجلس، روسای کمیسیون‌های قضایی و حقوقی و اصل ۹۰ و چهار نفر از نمایندگان به انتخاب مجلس است، به عبارت دیگر نیمی از کسانی که قرار است بر عملکرد نزدیک به ۲۹۰ تن از نمایندگان مجلس نظارت کنند، انتصابی و نوعا پیرو تصمیماتی هستند که از خارج مجلس و یا جریانات سیاسی خاص به انها دیکته می‌شود. در حالیکه هیچ تضمینی بر سلامت اخلاقی و مالی خود آن‌ها وجود ندارد و در این طرح هم هیچ شرایطی برای آنان پیش بینی نشده است.
از طرفی با توجه به ترکیب روسای کمیسیون ها و حتی هیات رئیسه مجلس کنونی که در میان آن‌ها زمین‌خوار، جاعل و رانت‌خوار هم وجود دارد، ترکیب هیات نظارت مذکور در طرح، از هیچ منطقی پیروی نمی کند و هیچ دلیلی وجود ندارد که صلاحیت این هیات را برای نظارت بر نمایندگان تضمین نماید.
به ایرادات و اشکالات طرح و مغایرت آن با قانون اساسی اشاره کردید. ممکن است در چند مورد، مصداقی هم از آن بگویید؟
بله، بعضی از مواد کلیدی طرح در تعارض و تنافر آشکار با برخی از اصول قانون اساسی است و اقدامی در جهت تضعیف مجلس و نمایندگان آن محسوب می‌شود:
یکم، اغلب مفاد طرح ماهیتا معطوف به تبیین انتظامات جدید برای مجلس و نمایندگان و آئین نامه داخلی مجلس است و لازم است در چارچوب همین آئین نامه گنجانده شود. نظر به این که طبق اصل ۶۶ قانون اساسی "ترتيب انتخاب رئيس و هيات رئيسه مجلس و تعداد كميسيون‌ها و دوره تصدی آن‌ها و امور مربوط به مذاكرات و انتظامات مجلس به وسيله آيين نامه داخلی مجلس معين می‌گردد" بنابراین، این طرح که خارج از آئین نامه داخلی پیش بینی شده است از اساس با اصول ۶۵ و ۶۶ قانون اساسی مغایرت دارد و در صورت رسیدن به مرحله تصویب هم به موافقت دو سوم نمایندگان حاضر نیازمند است.
دوم، اینکه پایه و اساس طرح نظارت بر نمایندگان مجلس مبتنی بر تاسیس یک تشکیلات نظارتی جدید در مجلس است. به موجب اصل ۶۶ قانون اساسی تشکیل کمیسیون‌ها به وسیله آئین نامه داخلی مجلس صورت می گیرد و همچنین طبق اصل ۶۵ قانون اساسی براي تصويب آيين نامه داخلی موافقت دو سوم حاضران لازم است. از این‌رو مواد ناظر به شکل‌گیری هیات نظارت و اختیارات تفویض شده به آن  مغایر با اصول ۶۵ و ۶۶ قانون اساسی است.
سوم، اینکه طبق اصل ۸۵ قانون اساسی «سمت نمايندگی قائم به شخص است و قابل واگذاری به ديگری نيست. مجلس نمي تواند اختيار قانون گذاری را به شخص يا هياتی واگذار كند». هیات رئیسه مجلس و هیات نظارت نیز از این قاعده مستثنی نیست.
چهارم، اینکه برخی از مواد طرح مغایر با اصل ۹۰ قانون اساسی است. زیرا به موجب اصل ۹۰ قانون اساسی «هر كس شكايتي از طرز كار مجلس يا قوه مجريه يا قوه قضائيه داشته باشد، مي تواند شكايت خود را كتبا به مجلس شورای اسلامی عرضه كند. مجلس موظف است به اين شكايات رسيدگی كند و پاسخ كافی دهد.» بنابراین چنانچه اشخاص حقیقی و حقوقی شکایتی نسبت به نمایندگان مجلس داشته باشند می‌توانند از طریق کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شکایت خود را پیگیری نمایند. و نیازی به تاسیس و ایجاد یک هیات موازی با کمیسیون اصل ۹۰ نیست.
صحنه‌ای از نمایندگان مجلس ایرانBildunterschrift:
ایراد پنجم، مربوط به ماده‌ایست که معطوف به تهیه منشور اخلاقی نمایندگان توسط هیات نظارتی است. اقدامی تقنینی است و در صلاحیت مجلس و آئین نامه داخلی است. بنابراین واگذار کردن تهیه چنین منشوری به کمیته نظارتی، مغایر با اصول ۵۸، ۶۵، ۶۶ و ۸۵ قانون اساسی است.
ایراد ششم، مربوط به اعمال برخی مجازات‌های مقرر در این طرح نظیر لغو اعتبارنامه نماینده است.
با توجه به وابستگی شدید مجلس به حکومت و عدم استقلال آن، این ماده از خطرناکترین مواد این طرح است که می‌تواند به حربه‌ای برای اخراج و تخریب نمایندگان منتقد مبدل شود. مضافا بر این که این ماده با اصل ۶۳ قانون اساسی مغایرت دارد زیرا به موجب اصل شصت و سوم قانون اساسی «دوره نمايندگی مجلس شورای اسلامی چهار سال است انتخابات هر دوره بايد پيش از پايان دوره قبل برگزار شود، به طوری كه كشور در هيچ زمان بدون مجلس نباشد.» بنابراین مستفاد از اصل مذکور هیچ مقامی حتی مجلس هم نمی تواند دوره نمایندگی را به کمتر از ۴ سال بکاهد.
وانگهی مستفاد از اصل نود و سوم قانون اساسی تنها مرجعی که حق اظهار نظر در مورد صلاحیت نمایندگان را داراست شورای نگهبان قبل از منتخب شدن نماینده و انتخابات مجلس در هنگام رسیدگی به اعتبارنامه‌هاست. پس از منتخب شدن داوطلبان و تائید اعتبار نامه آن‌ها توسط مجلس معزول کردن نمایندگان قبل از پایان دوره نمایندگی آن‌ها فاقد وجاهت قانونی ومغایر با اصول ۶۳ و ۹۳ قانون اساسی است و برای تعقیب نمایندگان متخلف و مجرم باید به سازوکارهای قانونی دیگری متوسل شد.
 و بالاخره یکی دیگر از خطرناکترین موارد این طرح مربوط به بند ج ماده ۲ و تبصره یک آن در خصوص صلاحیت رسیدگی هیات نظارت به گزارش‌های واصله درخصوص اعمال خلاف امنیت ملی کشور و سایر اعمال مجرمانه نمایندگان از بعد انتظامی و نیز رسیدگی به عدم انجام وظایف نمایندگی منجر به مخدوش نمودن شان نمایندگی و یا مجلس است. با توجه به موسع بودن مصادیق هریک از این مفاهیم، این مساله مجوزی خواهد شد برای برخورد با نمایندگانی که در ابعاد سیاسی به نقد قدرت می پردازند و مطابق با تفسیر مقامات مسئول رفتار آنان مغایر با منافع ملی است.
به ایرادات قانونی این طرح پرداختید. به جز ایرادات قانون اساسی، آیا اشکالات دیگری را هم بر این طرح وارد می‏دانید؟
بله در یکی از مواد این طرح قید شده است که مراجع رسمی کشور (اعم از انتظامی، قضایی و امنیتی) موظفند کلیه گزارش‌های موضوع این ماده علیه نمایندگان را پس از وصول به هیات رئیسه مجلس منعکس نمایند.
این ماده هم که ناظر به معرفی نمایندگان متهم به مراجع قضائی از سوی هیات است، از این پس ضمن به خطر انداختن استقلال مجلس، می تواند دستاویزی برای پرونده‌سازی‌های دستگاه های مذکور علیه نمایندگان منتقد خود و سایر دستگاه های اجرائی شود.
انتخاب ۴ ساله هیات نظارت که امکان تجدید نظر در ترکیب آن را در طول دوره از نمایندگان سلب کرده است، از دیگر ایرادات این طرح است.
تهیه و تصویب منشور اخلاقی نمایندگان توسط هیاتی مرکب از  اعضای کمیسیون های اصل ۹۰ و آئین‌نامه داخلی مجلس و هیات نظارت،  موضوع ماده ۷ این طرح که اقدامی تقنینی است و منحصرا در صلاحیت مجلس است، مغایر با قانون اساسی و امری زائد و چه بسا خطرناک است.
مضافا بر اینکه ا قانون اساسی هم تصویب شرایط نمایندگی را صراحتا به عهده مجلس نهاده است.
 نکات مثبت و قابل دفاع طرح چیست؟
جایگاه مجلس در قانون اساسی به روشنی نشان می‌دهد که در صورت تشکیل یک مجلس مردمی مرکب از عصاره‌های فضایل ملت که عزم خود را برای انجام وظایف قانونی و خصوصا وظایف مهم نظارتی جزم کرده باشد، این نهاد می‌تواند در اداره مطلوب کشور و اصلاح امور و مقابله با مفاسد نقش مهم و موثری را ایفا نماید. صد البته اصلاح امور پیش از هر چیز در گرو ایجاد مجلس صالح و مرکب از نمایندگان متعهد، شجاع، متخصص و مهم‌تر از همه پاکدست و سالم است.
 به عبارت دیگر شجاعت نماینده برای ادای وظایف قانونی ملازم با پاکدستی و سلامت اوست و اگر نماینده‌ای دارای نقاط ضعف مالی و اخلاقی باشد به ابزاری برای حکومت و صاحبان قدرت مبدل خواهد شد و از عهده انجام وظایف نمایندگی بر نخواهد آمد.
بنابراین اگر طرحی به تصویب برسد که فاقد نقاط ضعف این طرح بوده و مانع از ورود نمایندگان آلوده و ناسالم به مجلس شود، آن طرح قابل دفاع است. مانند رسیدگی به گزارش‌های واصله در خصوص سوءاستفاده و تخلف مالی یا اخلاقی و گزارش‌های واصله در خصوص عدم شفافیت مالی و غیرمتعارف بودن محل درآمد و هزینه‌های انتخاباتی و همچنین غیبت، تاخیر و بی‌نظمی نمایندگان از نکات مثبت طرح است.
همین طور ماده ۶ این طرح هم که بر مصونیت قضایی نمایندگان در انجام وظایف نمایندگی تاکید کرده و احضار آن‌ها در سایر موارد را تنها از طریق هیئت نظارت مجاز دانسته از دیگر نکات مثبت این طرح است.
حسین کرمانی
تحریریه: علی امینی
برای شنیدن فایل صوتی گفت‌و‌گو با اکبر اعلمی، روی لینک صوتی پایین صفحه کلیک کنید!
 بشنوید: گفت‌و‌گو با اکبر اعلمی نماینده مجلس ششم و هفتم

جمهوری اسلامی و بحرین؛ کشمکش بر سر تعطیلی سفارتخانه‌ها

جمهوری اسلامی و بحرین؛ کشمکش بر سر تعطیلی سفارتخانه‌ها

 

کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی ایران می‌خواهد طرح تعطیلی سفارت بحرین در تهران را بررسی کند. این طرح واکنشی است به تصویب طرح تعطیلی سفارت جمهوی اسلامی در منامه، پایتخت بحرین.

 
حسین سبحانی‌نیا، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی ایران امروز، پنجشنبه، اول اردیبهشت، گفت که اگر بحرین طرح بستن سفارت ایران در منامه را اجرایی کند، ایران هم واکنش متقابل نشان خواهد داد.

او طرح بحرین را ناشی از «فشارهای آمریکا و کشورهای غربی» دانست و آن را «اشتباه جبران ناپذیری» خواند.

همزمان با اعلام این خبر، امروز گروهی که گفته می‌شود «دانشجویان دانشگاه‌های کشور» هستند در مقابل سفارت عربستان سعودی تحصن سه روزه‌ای را آغاز کردند. این «دانشجویان» شعارهای تهدید آمیز علیه عربستان دادند و سخنگوی آن‌ها گفته است که آماده «حضور استشهادی» در بحرین هستند.
مناسبات ایران با بحرین و عربستان چینی شکسته‌ای است که بارها بند زده شده، اما این بارتنش به قدری شدید است که نجات آن بعید به نظر می‌رسد.

تنش با بحرین در گذشته یا بر سر اظهارات مقام‌های ایرانی بالا گرفته که از این کشور به عنوان «استان چهاردهم» ایران یاد کرده‌اند  یا نهادهای جمهوری اسلامی ایران به ایجاد اغتشاش و ناآرامی در آن متهم شده‌اند. با شروع نا‌آرامی‌ها در بحرین، بحران در روابط دو کشور وارد عرصه جدیدی شد و به دشمنی آشکار میان دو حکومت تبدیل شد. ایران در تبلیغات رسانه‌ای خود تا طرح  سرنگونی حکومت بحرین پیش رفته است.
مناسبات با عربستان سعودی هم علیرغم تلاش‌های کم و بیشی که در سال‌های گذشته از سوی مقام‌های ایرانی برای «عادی سازی» صورت گرفت، هیچ‌گاه «دوستانه» نشد. عربستان همواره ایران را عنوان «خطری» برای منطقه دانسته و به‌ویژه افزایش نفوذ جمهوری اسلامی ایران در عراق و لبنان و نیز برنامه اتمی جنجال‌برانگیزاین کشور فضای مناسبات بیشتر از پیش به سوءظن آلوده است.
سیاست‌های سال‌های اخیر ایران در منطقه از نظر شماری از ناظران بهانه‌ای به دست حاکمان خلیج فارس داده تا خواست‌های مشروع مردم خود برای دموکراسی و مشارکت سیاسی بیشتر را که اخیراَ در اعتراض‌های گسترده بروز پیدا کرده سرکوب کنند و آن را به "تحریک بیگانگان" نسبت دهند. حضور نظامی عربستان در بحرین نیز با چنین توجیه‌ای انجام شده است.
به دنبال حمله اخیر به نمایندگی‌های عربستان در مشهد و تهران، این کشور به ایران هشدار داد که قدرت‌اش را دست کم نگیرد. شورای همکاری خلیج فارس نیز با بیانیه‌ای شدیدالحن در برابر ایران موضع‌گیری کرد.

اختلال موقت در برخی از پروازهای داخلی به دلیل بدهی به وزارت نفت

اختلال موقت در برخی از پروازهای داخلی به دلیل بدهی به وزارت نفت

خودداری از تأمین سوخت یک شرکت هواپیمایی به دلیل بدهی، اختلالاتی را در برخی از پروازهای داخلی این شرکت در پی داشته، گرچه اکنون ‌وزارت نفت می‌گوید که سوخت هیچیک از خطوط هوایی قطع نشده، اما این شرکت‌ها باید به بدهی‌های خود به وزارت نفت را پرداخت کنند.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی نفت و انرژی، شانا، علیرضا ضغیمی، معاون وزیر نفت در امور پالایش و پخش گفت: «خط اعتباری شرکت‌های هواپیمایی مقروض به شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران قطع نشده و تحویل سوخت هیچ‌یک از خطوط هواپیمایی کشور از سوی وزارت نفت نیز قطع نشده ‌است، اما این شرکت‌ها باید به قرارداد خود مقید باشند.»

وی افزود: «شرکت‌های هواپیمایی باید بدهی‌ خود را به موقع پرداخت کنند.»

شرکت پخش و پالایش فرآورده‌های نفتی در نامه‌ای به شرکت‌های هواپیمایی اعلام کرده است که وضعیت مابه‌التفاوت افزایش قیمت سوخت که در راستای هدفمندی یارانه‌ها صورت گرفته، باید مشخص شود و شرکت‌ها باید در برابر بدهی خود تضمین‌هایی ارائه دهند.

آقای ضیغمی نیز در این مورد گفت: «در این نامه از آنها خواسته شده است بدهی‌های خود را پرداخت کنند و وجه سوخت دریافتی را در آینده به صورت نقدی بپردازند.»

وی تأکید کرد که هم‌اکنون سوخت هیچ‌یک از خطوط هواپیمایی کشور از سوی وزارت نفت قطع نشده و خدمات دهی در این زمینه مطابق معمول ادامه دارد.

این اظهارات در حالی منتشر شده است که حمید غوابش، دبیر انجمن شرکت‌های هواپیمایی روز سه شنبه، ۳۰ فروردین‌ماه در گفت‌و‌گو با خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا از بروز اختلالاتی در پروازهای شرکت‌ هوایی آتا به دلیل عدم سوخت‌رسانی به هواپیما‌های این شرکت خبر داد.

وی در عین حال افزود که این مشکل روز دوشنبه حل اما «پرواز این شرکت با تأخیر انجام شد».

وی در این زمینه با اشاره به افزایش «۳۰ تا ۴۰ درصدی» هزینه عملیاتی ایرلاین‌ها بر اثر افزایش قیمت سوخت، گفت: «با توجه به این‌که اکنون هم هزینه‌های عملیاتی ایرلاین‌ها بالا است، این امر می‌تواند باعث مشکلاتی و توقف پرواز های شودر، بنابراین ضروری است منابع افزایش نرخ سوخت باید در ایرلاین‌ها ایجاد شود.»

حمید غوابش در گفت‌و‌گو با
روزنامه جهان صنعت نیز، ضمن اشاره به لغو پروازهای شرکت‌ هواپیمایی «آتا» در روز دوشنبه، ۲۹ فروردین، به دلیل عدم تأمین سوخت هواپیمای این شرکت از سوی شرکت ملی پخش، در توضیح محتوای نامه وزارت نفت گفته بود: «از تاريخ ۲۰ فروردين‌ماه جاری شرکت ملی پالايش و پخش فرآورده‌های نفتی در نامه‌های جداگانه‌ای به ايرلاين‌ها اعلام کرد بايد تعهدات خود را با اين شرکت در تاريخ معينی تسويه کرده و پس از آن تاريخ نيز بنزين را به قيمت ليتری ۴۰۰ تومان خريداری کنند در غير اين صورت سوخت به آنها تحويل نخواهد شد».

وی خاطرنشان کرد که تا پیش از این نیز بنزین به قیمت «لیتری ۱۰۰ تومان» تحویل خطوط هوایی می‌شد و «مابه‌التفاوت این قیمت‌ تا ۴۰۰ تومان به حساب تعهدات ایرلاین‌ها گذاشته می‌شد».

حال، به گفته آقای غوابش، قرار بر این است که در جلسه هفته آینده ستاد هدفمندی یارانه‌ها، پیشنهادات شرکت‌های هواپیمایی در مورد ایجاد منابع مالی جدید همزمان با افزایش قیمت سوخت، مورد بررسی قرار بگیرد و تا آن‌زمان سوخت هواپیما مطابق روال پیشین به شرکت‌های هواپیمایی ارائه خواهد شد.

به گفته علی رستمی، مدیر کل فرودگاه‌های آذربایجان شرقی، شرکت‌های هواپیمایی در قبال افزایش بهای سوخت که در راستای هدفمندی یارانه‌ها و آزادسازی قیمت حامل‌های انرژی صورت گرفته‌است، خواستار افزایش قیمت بلیت هستند و قرار بر این است که این موضوع در جلسه روز دوشنبه ستاد هدفمندی مورد بررسی قرار گیرد.

این پیشنهاد در حالی ارائه شده است که در اواسط مهرماه ۸۹ و به دنبال افزایش قیمت حامل‌های انرژی نیز، قیمت تمامی پروازهای داخلی ۳۰ درصد
افزایش یافت.

بر اساس لایحه برنامه پنجم توسعه، تا سال سوم برنامه، نرخ جابه‌جایی حمل و نقل هوایی و سوخت باید پله پله افزایش یابد تا این نرخ‌ها در سال سوم به طور کامل آزاد شوند.

تصرف کشتی ایتالیایی با بار ایرانی به دست دزدان دریایی

تصرف کشتی ایتالیایی با بار ایرانی به دست دزدان دریایی

عکس تزئینی است
عکس تزئینی است
خبرگزاری فرانسه از تصرف یک کشتی باری ایتالیایی در دریای عرب در نزدیکی عمان در روز پنج‌شنبه خبر می‌دهد که با ۲۱ خدمه از جمله شش نفر تبعه کشور ایتالیا به سوی ایران در حرکت بوده است.

این خبرگزاری به نقل از شرکت صاحب این کشتی باری از شلیک این دزدان دریایی به سوی کشتی خبر می‌دهد، اما می‌افزاید که در این حمله به کسی آسیب نرسیده و ناخدا و خدمه کشتی «در وضع مناسبی هستند».

گرچه در خبرها هنوز به ملیت دزدان دریایی مسئول تصرف این کشتی اشاره‌ای نشده، اغلب کشتی‌هايی که در مسير آب‌های خليج عدن و اقيانوس هند در حرکت‌اند با خطر دزدان دریایی سومالیایی روبه‌رو هستند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، کشتی «روسالیا داماتو» که با بار سویا از برزیل به سوی ایران در حرکت بوده در ۶۵۰ کیلومتری خلیج عدن مورد حمله قرار گرفته است.

به گفته سخنگوی شرکت صاحب این کشتی باری، در حالی که دزدان دریایی هنوز درخواست باج نکرده‌اند، موضوع این کشتی‌ربایی به اطلاع وزارت خارجه ایتالیا رسیده است.

دزدان دریایی سومالیایی در ماه فوریه نیز در اقیانوس هند یک نفتکش ایتالیایی را با ۲۲ خدمه آن ربودند.

در مردادماه سال ۱۳۸۹ نیز ایران از حمله ناموفق این دزدان به یک کشتی باری ایرانی در دریای احمر خبر داد.

خبرگزاری فرانسه به نقل از گزارش اداره بین‌المللی دریانوردی که در ماه جاری میلادی منتشر شده است می‌گوید که آمار حمله دزدان دریایی در سه ماه نخست سال ۲۰۱۱ به ۱۴۲ مورد رسیده که برای خود رکورد محسوب می‌شود.

این خبرگزاری همچنین می‌گوید که در حال حاضر بیش از ۴۰ کشتی خارجی در تصرف دزدان دریایی است که برای بازپس دادن آنها درخواست باج کرده‌اند.

برخی از کارشناسان میزان باجی را که دزدان دریایی سومالیایی تاکنون برای آزاد کردن کشتی‌ها دریافت کرده‌اند تا ۱۵۰ میلیون دلار تخمین می‌زنند.

اعتراف نمایندگان ولی فقیه به هراس رژیم از جنبش سبز

اعتراف نمایندگان ولی فقیه به هراس رژیم از جنبش سبز

 

مجتبی ذوالنور جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران، در جمع طلاب و روحانیون دولتی اعتراف کرده که جمهوری اسلامی از تجدید قدرت جنبش سبز می‌ترسد و به همین دلیل حتی مانع برگزاری مراسم خاکسپاری پدر موسوی شده است.

 
سایت کلمه در گزارشی از یک محفل خصوصی، سخنان مجتبی ذوالنور جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران را منتشر کرده است. در این محفل خصوصی، ذوالنور که از روحانیون تندروی وابسته به بیت ‌رهبری است، با طلاب و روحانیونی سخن می‌گفته که به نوشته کلمه «مورد وثوق وی» هستند.
عضو بیت ‌رهبری در زندان
در این گردهمائی، یکی از حاضران از ذوالنور پرسیده است که چرا در مراسم تشییع جنازه  پدر میرحسین موسوی مهاجمان حجت‌الاسلام نوراللهیان را به شدت کتک زده و دستگیر کرده‌اند. نوراللهیان تا آستانه انتخابات دوره دهم ریاست‌جمهوری، عضو بیت‌رهبری و پیش از آن  مسئول حوزه‌های علمیه خارج از کشور بود، اما در آستانه انتخابات به ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی پیوست.
ذوالنور در پاسخ به این پرسش گفته است:«آقای نوراللهیان خیلی تغییر کرده است. او در سال‌های اخیر رفته رفته از آقا فاصله گرفته و متاسفانه هنگام دستگیری هم شدیدا علیه آقا شعار می‌داده و به ایشان هتاکی می‌کرده است. لذا دوستان مجبور به دستگیری او شده‌اند.»
کلمه در معرفی حجت‌الاسلام نوراللهیان می‌نویسد: «او برادر دو شهید است، سابقه حضور در جبهه دارد و زمانی هم معاون وزارت اطلاعات بوده است. وی در مراسم تشییع جنازه میر اسماعیل موسوی پس از ضرب و شتم شدید دستگیر شد و برای چند روز در اوین زندانی بود.»
هراس از تجمع دوباره مردم
توضیحات ذوالنور درباره علت جلوگیری از برگزاری مسالمت‌آمیز مراسم تشییع جنازه پدر موسوی نشان دهنده ترس پایدار حکومت ایران از تجمع معترضان است. وی گفته است: «راستش را بخواهید ما نمی‌توانیم اجازه هیچ گونه تجمع و راه‌پیمائی را به این‌ها بدهیم. چون به محض آن که فرصتی پیدا می‌کنند، جمعیت انبوهی را جمع می‌کنند.»
جانشین نماینده آیت‌الله خامنه‌ای در سپاه، اعتراضات مردمی روز ۲۵ بهمن سال ۱۳۸۹ را نمونه‌ای از این واقعیت دانسته و گفته است: «روز ۲۵ بهمن، در همان اوایل کار پرسنل نیروی انتظامی مرعوب بزرگی جمعیت شد و اگر بچه‌های سپاه و بسیج به موقع عمل نمی‌کردند، معلوم نبود چه اتفاقی بیفتد.»
ریزش طرفداران خامنه‌ای
مجتبی ذوالنور، در بخشی دیگر از سخنان خود اعتراف می‌کند  که حکومت ایران قدرت بسیج نیروهای طرفدار خود را از دست داده است. وی در اشاره به سفرهای علی خامنه‌ای به قم توضیح داده است: «با همه امکاناتی که در اختیار دوستان می‌گذاریم، هنوز نمی‌توانند جمعیت مناسبی را برای سفرهای رهبری به صحنه بیاورند. نمونه آن در همین سفر اخیر به قم بود. به‌گونه‌ای که جمعیت حاضر در برخی جلسات تکراری شد.»
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران اضافه کرده است: «در جلسات و تجمعات، حتی همان افراد ثابت و همیشگی هم دیگر به‌طور مرتب شرکت نمی‌کنند. حتی اگر نماز جمعه قم هم در حرم حضرت معصومه برگزار نشود، که همواره از زوار شهرستانی پر است، شاید جمعیت آن کمتر از نصف میزان فعلی باشد.»
حصر موسوی و کروبی به تدبیر خامنه‌ای
روحانی وابسته به بیت‌رهبری، در ادامه سخنان خود اعتراف کرده که حصر خانگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی با تدبیر شخص علی خامنه‌ای انجام گرفته است. وی گفته است: «با تدبیر مقام رهبری بحران مهار شد و اخیرا نیز با تدبیر ایشان موسوی و کروبی به حصر کشیده شدند و مدیریت فتنه به خارج از کشور منتقل شد. در خارج هم به دلیل اختلاف گسترده بین خودشان و عدم ارتباط با داخل کشور، دیگر توان چندانی برای هدایت جریان فتنه ندارند.»
به گزارش سایت کلمه،  پیش از مجتبی ذوالنور، علی سعیدی نماینده علی خامنه‌ای در سپاه پاسداران نیز در مشهد پرده از مشکلاتی برداشته بود که حکومت ایران در برخورد با رهبران جنبش سبز دارد. وی به صراحت گفته بود:«امروز فضا برای برخورد با سران فتنه فراهم نیست. مشکل عمده در این راه حمایت افراد و گروه‌هائی مثل مجمع مدرسین قم است که بعد از برخورد بیانیه می‌دهند. بنابراین برخورد با سران فتنه باید هوشمندانه باشد. زیرا نباید مشکل را چند برابر کنیم. ما باید به فضای جامعه هم توجه کنیم.»

«ضحاک علی خامنه‏ای می‌تواند به‌راحتی احمدی‏نژاد را از عرصه‏ی سیاست حذف کند»

«ضحاک علی خامنه‏ای می‌تواند به‌راحتی احمدی‏نژاد را از عرصه‏ی سیاست حذف کند»

 

نامه ضحاک علی خامنه‌ای به وزیر اطلاعات اقدامی بی‌سابقه است. آیا این نشانه‌ آغاز حذف احمدی‌نژاد است؟ مهدی مهدوی آزاد، روزنامه‌نگار معتقد است حذف احمدی‌نژاد عملی است اما این‌کار مشکلاتی برای  خامنه‌ای ایجاد خواهد کرد.

 
دویچه‏وله: آقای خامنه‏ای مستقیماً به وزیر اطلاعات نامه نوشته و از او خواسته که قرص و محکم سرجای خودش بماند. معنای چنین نامه‏ای به شکل مستقیم به یک وزیر، برای رییس جمهور، چیست؟
مهدی مهدوی‏آزاد: چنین نامه‏ای، حداقل در دوران صدارت ضحاک علی خامنه‏ای، یعنی در ۲۰ سال اخیر، بی‏سابقه بوده است. هیچ‏گاه علی خامنه‏ای مستقیماً و به‏صورت رسمی، به یکی از وزرای دولت که رسماً و طبق قانون اساسی، تحت انعقیاد رییس جمهور هستند، چنین نامه‏ای ننوشته بود.
البته آقای خامنه‏ای در دولت آقای هاشمی رفسنجانی و در اواخر دوره‏ی آقای خاتمی، سعی کرد با ارتباط مستقیم با برخی از وزرا، قدرت خود را افزایش بدهد و خواسته‏های خود را بر آن‏ها تحمیل کند. اما چنین نامه‏ای نتیجه و معنایی ندارد جز این‏که آقای خامنه‏ای دارد تلاش می‏کند آقای احمدی‏نژاد را در آستانه‏ی انتخابات مجلس کمی تضعیف کند و وزنه‏ی قدرت را به سمت هواداران خودش، چرب‏تر و سنگین‏تر کند.
هدف تضعیف آقای احمدی‏نژاد است یا کنار گذاشتن او؟
جریان آقای احمدی‏نژاد و اسفندیار رحیم‏مشایی، یک جریان بی‏بن و مایه و یک جریان بی‏پشتوانه و یک جریان من‏درآوردی در عرصه‏ی سیاست ایران است. از نظر تئوریک، حذف آن‏ها کاملاً ممکن است، اما از نظر عملی، چون این جریان به کانون‏های قدرت و مشخصاً تاکید می‏کنم، به کانون‏های ثروت دسترسی کاملی پیدا کرده و برخی از محافل امنیتی را هم با خود همراه کرده است، می‏تواند کارشکنی‏های جد‏ی‏ای در مقابل روندی که آقای خامنه‏ای در پیش رو خواهد داشت، انجام بدهد.
این جدال میان اصول‌گرایان به کجا خواهد کشید؟ آیا نظر برخی تحلیل‏گران که معتقدند آقای خامنه‏ای اگر لازم بداند، آقای احمدی‏نژاد را به‏سادگی می‏تواند کنار بگذارد درست است یا نظر کسانی که معتقدند این هزینه‏ی سنگینی برای آقای خامنه‏ای دارد؟
با شرایط فعلی، آقای خامنه‏ای هنوز این قدرت را دارد که به راحتی آقای احمدی‏نژاد را از عرصه‏ی سیاست حذف کند. اشاره‏ای از آقای خامنه‏ای کافی است تا قوه‏ی قضاییه پرونده‏ی آقای رحیمی، معاون اول ایشان را بازگشایی کند و ایشان را بازداشت کند. اشاره‏ای کافی است تا اسفندیار رحیم‏مشایی بازداشت شود. اشاره‏ای کافی است تا حامیان ولایت فقیه و سپاه و بسیج از آقای احمدی‏نژاد فاصله بگیرند.
همان‏طور که ما می‏بینیم سایت "رجانیوز" که زمانی یکی از جدی‏ترین حامیان آقای احمدی‏نژاد بود و توسط خانم فاطمه‏ رجبی تأسیس شد، الان مطالب انتقادی شدیدی نسبت به رییس جمهور دارد و می‏گوید که چرا ایشان از حرف‏های ولایت تبعیت نمی‏کند.
در این میان، نقش مخالفانی که به عنوان جنبش سبز شناخته شده‏اند، چه خواهد بود؟ بسیاری به نقش کمرنگ هاشمی رفسنجانی و مخالفان سرکوب‌شده اشاره می‌کنند و بر این نظر هستند که آقای احمدی‏نژاد تا زمانی اهمیت داشت که بتواند این نیرو را سرکوب کند و الان دیگر اهمیت‏اش را از دست داده است. ارزیابی شما چیست؟
بعد از حذف آقای هاشمی رفسنجانی از ریاست مجلس خبرگان رهبری، بسیاری از نزدیکان آقای هاشمی، در محافل خصوصی، تاکید می‏کردند که این یک تاکتیک سیاسی از طرف آقای هاشمی بوده، برای این‏که در مرحله‏ی اول فشارها را از روی خودش کم کند و در مرحله‏ی دوم، دشمن مشترکی که هم جناح آقای خامنه‏ای و هم جناح احمدی‏نژاد و رحیم‏مشایی داشتند، یعنی آقای هاشمی را از عرصه کمی دورتر کند تا این دو جناح به خودشان مشغول بشوند.
من تصور می‏کنم، در شرایط فعلی، بازداشت آقایان موسوی و کروبی و انزوای بیشتر آقای هاشمی رفسنجانی، صرف‏نظر از درستی یا نادرستی تحلیل‏هایی که نزدیکان آقای هاشمی ارائه می‏دادند، باعث خواهد شد که جناح اقتدارگرا در داخل خودش دچار اختلافات و تناقضات بسیار شدیدی بشود و این اختلافات و تناقضات در آستانه‏ی انتخابات، به قول آقایان، به فتنه‏ی دیگری منجر بشود. یادتان باشد که آقای مصباح یزدی، هفته‏ی گذشته گفت: «آن چیزی که من به عنوان جریان نفوذی در دولت آقای احمدی‏نژاد می‏بینیم، بزرگ‏ترین خطری است که تاکنون، یعنی در ۱۴۰۰ سال گذشته، اسلام را تهدید کرده است».
اما این نکته را هم نباید فراموش کنیم که آقای احمدی‏نژاد هم در این میان یک بازی دارد و آن هم این است که می‏خواهد خاستگاه اجتماعی خود را تغییر بدهد. یعنی اگر زمانی کسانی به آقای احمدی‏نژاد رأی می‏دادند که وابسته به سپاه، بسیج و حامیان ولایت فقیه بودند، الان با تئوری‏های آقای رحیم‏مشایی، به عنوان مغز متفکر این جریان، آقای احمدی‏نژاد سعی می‏کند خاستگاه اجتماعی خود را به سمت طبقه‏ی متوسط، طبقه‏ی تحصیل‏کرده و طبقه‏ی معترض جامعه، یعنی کسانی که از ایستادن در مقابل آقای خامنه‏ای لذت می‏برند، انتقال بدهد که البته به گمان من، حتماً در این بازی مرموز و موذیانه شکست خواهد خورد.
اگر آقای احمدی‏نژاد شکست بخورد، به نظر شما، ترکیب بعدی بهتر از آن چیزی خواهد بود که الان هست؟
تا زمانی که حاکمیت بلامنازع و اقتدارگرایانه‏ی آقای خامنه‏ای و حامیان‏شان وجود دارد، ما تغییر اساسی‏ای در کاست قدرت و در ساختار حاکمیت مشاهده نخواهیم کرد؛ حتی اگر به قیمت اختلافات خیلی جدی تمام بشود. حتی اگر این اختلافات در ترکیب با نارضایتی‏های اقتصادی مردم، به دور جدیدی از شورش‏ها منتهی بشود، در نهایت، من تصور نمی‏کنم که در شرایط فعلی، ما امید چندانی به تغییرات به نفع جنبش دمکراسی‏خواهی و جنبش سکولار ایران داشته باشیم.
مریم انصاری
تحریریه: مصطفی ملکان

چهارشنبه، فروردین ۳۱، ۱۳۹۰

حمایت ضحاک علی خامنه ایی از ادامه کار وزیر اطلاعات

حمایت ضحاک علی خامنه ایی  از ادامه کار وزیر اطلاعات

آیت الله علی خامنه ای (راست) همراه با حیدر مصلحی در حال بازدید از وزارت اطلاعات
 علی خامنه ای (راست) همراه با حیدر مصلحی در حال بازدید از وزارت اطلاعات
علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، در نامه ای به حیدر مصلحی از ادامه کار وی در وزارت اطلاعات حمایت کرده است. سایت های نزدیک به دولت پیشتر خبر داده بودند که حیدر مصلحی دیگر وزیر اطلاعات نیست و محمود احمدی نژاد سرپرستی این وزارتخانه را برعهده گرفته است.

رهبر جمهوری اسلامی در نامه خود که روز چهارشنبه خطاب به حیدر مصلحی و نه به محمود احمدی نژاد نوشته شده است، از وزیر اطلاعات خواسته تا «بیش از پیش در انجام ماوریت های مهم داخلی و خارجی وزارت اطلاعات اهتمام به خرج دهد.»

آیت الله خامنه ای افزوده است: «با حمایت دولت خدمتگزار و همکاری سایر نهادهای اطلاعاتی اجازه ندهید کوچکترین فترت و سستی در انجام وظائف قانونی آن دستگاه مهم پیش آید.»

پیش از انتشار نامه رهبر  ایران برای ادامه کار حیدر مصلحی، سايت «دولت يار» که ديدگاه های هواداران دولت را منعکس می کند، سه شنبه شب در خبری به نقل از محمود احمدی نژاد اعلام کرد که «مصلحی ديگر وزير اطلاعات نيست.»

اين سايت به نقل از يک «منبع آگاه» در دولت و به نقل از رييس جمهور اسلامی ايران نوشته بود: «دکتر احمدی نژاد ساعتی پيش با اشاره به جلسه بسيار خوبی که در محضر رهبر انقلاب اسلامی داشته اند و دلايل خود را در خصوص پذيرش استعفای جناب آقای مصلحی، وزير محترم اطلاعات، بيان کرده اند اعلام داشت که ايشان ديگر وزير اطلاعات نيست.»

اين پايگاه اينترنتی گفته که وزير اطلاعات در جلسه روز چهارشنبه هيئت دولت حضور نخواهد داشت و «بر اين اساس، رييس جمهور هم اکنون شخصا سرپرستی وزارت اطلاعات را بر عهده دارد.»

پایگاه اینترنتی «دولت يار» ساعاتی پس از انتشار اين خبر آن را از روی سايت خود برداشت. با اين حال، مقام های دولتی و رسانه های نزديک به دولت هنوز اين خبر را تاييد يا تکذيب نکرده اند.

گزارش های رسیده حاکی است که سایت دولت یار پس از انتشار این خبر از سوی مقام های قضایی جمهوری اسلامی فیلتر شده است.

در واکنش به خبر این سایت، برخی رسانه های اصولگرايان که از منتقدان دولت به شمار می روند، از قول نمايندگان مجلس خبر کنار گذاشتن مصلحی از وزارت اطلاعات را تکذيب کردند.

ولی اسماعيلی، عضو هيئت رييسه فراکسيون اصولگرايان مجلس، به خبرگزاری فارس گفته است: «برخی از نمايندگان مجلس در صحن علنی مذاکراتی با مسئولان ارشد نهاد رياست جمهوری داشتند که آنها شفاها مطالب منتشره در برخی سايت ها مبنی بر اينکه رييس جمهور اعلام کرده است که مصلحی ديگر وزير اطلاعات نيست را تکذيب کردند.»

وی از تهيه نامه ای توسط نمايندگان مجلس در حمايت از آقای مصلحی خبر داده و گفته در صورتی که دولت نظر خود را تغيير ندهد اين نامه منتشر خواهد شد.

صبح روز چهارشنبه، ۲۱۶ نماينده مجلس بيانيه ‌ای را امضاء کردند که در آن گفته شده است: «از نظر مجلس آقای مصلحی همچنان وزير است و انتظار می ‌رود رييس جمهور در تبعيت از رهبر انقلاب با موضع‌گيری صريح در حمايت از وزير اطلاعات به سوءاستفاده دشمنان پاسخ دهد.»

در اين نامه با لحنی متفاوت خطاب به رييس جمهور اسلامی ايران آمده است: «جناب دکتر احمدی ‌نژاد برادر ارجمند! تغيير وزير اطلاعات که در طول مدت وظايفش به خوبی عمل کرده در وضعيت حساس کنونی به هيچ وجه به مصلحت کشور نيست.»

سيد حسين تقوی، عضو کميسيون امنيت ملی مجلس، نيز به خبرگزاری فارس گفته است که «اصولگرايان با هيچ فردی عقد اخوت نبسته اند. مصلحی وزير اطلاعات جمهوری اسلامی است و هيچ اما و اگری نبايد در ميان باشد.»

کناره گيری وزیر اطلاعات و سپس مخالفت  علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، با آن، در روزهای اخير به جنجالی در صحنه سياسی ايران و ميان هواداران دولت دهم و اصولگرايان منتقد محمود احمدی نژاد تبديل شده است.

روز يکشنبه خبرگزاری های نزديک به دولت و سايت رياست جمهوری ایران اعلام کردند که حيدر مصلحی از سمت وزیر اطلاعات استعفاء داده و رييس جمهور نيز با اين کناره گيری موافقت کرده است.

ساعاتی پس از انتشار این خبر، رسانه های خبری ايران اعلام کردند که رهبر جمهوری اسلامی با اين استعفاء مخالفت کرده و خواهان ادامه کار آقای مصلحی شده است.

اختیارات لاریجانی‌ها و ماجرای «تعقیب قانونی دولت»

اختیارات لاریجانی‌ها و ماجرای «تعقیب قانونی دولت»

 

رئيس مجلس از دولت به خاطر عدم تشکیل وزارت ورزش به قوه قضاییه شکایت کرده است. مجلسی که قاعدتا باید بتواند خود دولت را به مواخذه بکشاند چرا به قوه قضاییه پناه برده است؟

 
تشکیل وزارت ورزش هم به یکی از عرصه‌های زورآزمایی دولت و مجلس تبدیل شده تا جایی که نفس آن دیگر نه ربطی به تربیت بدنی جوانان  دارد نه ورزش ملی کشور.
مهلت قانونی تشکیل وزارت ورزش به گفته مسئولان تمام شده و هنوز قدمی از سوی دولت برای تشکیل آن برداشته نشده. نه وزیری برای آن در نظر گرفته شده است و نه «دخل و تصرف در مسایل مالی» آن به گفته محمد رضا باهنر، معاون نظارت مجلس «وجاهت قانونی» دارد. «وجاهتی» که ظاهرا برای رئیس جمهوری و جنجالی‌ترین معاون او، اسفندیار رحیم مشایی سرسوزنی اهمیت ندارد. مشایی به این اکتفا کرد که بگوید «تشکیل این وزارت‌خانه به صلاح نیست».

شکایت از دولت برای رسیدگی قانونی یا برای بازتاب بیرونی؟
علی لاریجانی، رئیس مجلس در شکایتی که به قوه قضاییه فرستاده، خواهان رسیدگی بی‌اعتنایی دولت به مصوبه مجلس شده است. مصوبه‌ای که سرنوشتی مشابه خیلی مصوبات دیگر پیدا کرده است: از ارائه طرح بودجه کشورگرفته تا طرح ادغام وزرات‌خانه‌ها تا برگماری و برکناری وزرا و غیره.
ابراهیم رئیسی، معاون اول قوه قضاییه روز گذشته به خبرگزاری ایسنا گفت که  شکایت لاریجانی با جدیت پیگیری خواهد شد. مصطفی پورمحمدی، رئیس سازمان بازرسی کل کشور هم گفت که اول «تذکر» داده می‌شود، بعد «پیگیری»، و سپس «اعلام» و اگر همه این‌ها موثر واقع نشد، آن‌گاه «تعقیب قانونی» خواهد شد.
البته رئيس مجلس می‌تواند هرزمان از رئیس دولت به خاطر عدم اجرای مصوبات مجلس از جمله الزام دولت به تاسیس وزارت ورزش جوانان به مراجع کیفری شکایت کند.
ولی قانون در عین حال ابزار لازم را به مجلس داده است تا دولت را موظف به پاسخگویی در برابر مصوبات قوه مقننه کند. آیا امکانات مجلس از قوه قضاییه و یا سازمان بازرسی برای «پیگیری» و «تذکر» و در نهایت استیضاح دولت بیشتر نیست؟ اگر مجلس زورش به دولت نرسد، آیا می‌شود انتظاری از قوه قضاییه داشت؟
شاید این اقدام بیش از آن که به امید تشکیل وزارت ورزش انجام شده باشد، برای طرح گسترده‌تر و بازتاب بیرونی آن انجام شده است.
همه راه‌ها به رهبر ختم می‌شود
اگر قوه قضاییه از پس رسیدگی به شکایت قوه مقننه برنیاید، طبق قانون «مقام معظم رهبری» تنها مرجع ذیصلاح برای حل و فصل مجادله است. مقامی که بارها مجبور شده به صحنه بیاید و جلوی شدیدتر شدن حملات جناح‌های درگیر علیه یکدیگر را بگیرد.
شکایت علی لاریجانی از قوه مجریه به خاطر تشکیل نشدن وزارت وزرش هم جدا از بقیه موارد مورد مشاجره میان اصولگرایان حامی و مخالف احمدی‌نژاد نیست. مشکل این جاست که این بار پای خود «رهبر» هم در میان است و به عقیده برخی تحلیلگران خط  ونشان‌های رئیس دولت و اطرافیانش  در جنجالی که بر سر وزیر اطلاعات براه افتاده، خود رهبر را نیز نشانه رفته است.

اسلامی کردن دانشگاه‌ها با جداسازی جنسیتی

اسلامی کردن دانشگاه‌ها با جداسازی جنسیتی

 

تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها با جداسازی دانشجویان در سرویس‌های رفت و آمد کوی دانشگاه تهران آغاز شده است. بنا بر خبرهای تایید نشده، این طرح در دانشگاه‌های علم و صنعت و صنعت نفت تهران نیز کلید خورده است.

 
وبسایت "دانشجو نیوز" گزارش داده که سرویس‌های ایاب و ذهاب دانشگاه تهران از آغاز هفته جاری، زنانه و مردانه شده ولی دانشجویان با توهین‌آمیز خواندن این تصمیم، اقدام به استفاده مختلط از اتوبوس‌ها کرده‌اند.
به نوشته "دانشجو نیوز"، ماموران حراست دانشگاه جلوی حرکت سرویس‌ها را گرفته و ضمن تهدید دانشجویان، از تجمع اعتراضی آنها نیز فیلمبرداری کرده‌اند. این گزارش افزوده که طرح تفکیک جنسیتی در سرویس‌های رفت و آمد به دستور مستقیم فرهاد رهبر، ریاست دانشگاه تهران انجام شده است.
روزنامه "روزگار" نیز از جداسازی دختران و پسران در دانشگاه‌های علم و صنعت و صنعت نفت خبر داده و از زنانه مردانه شدن درهای ورودی، کلاس‌های عمومی و اختصاصی و حتی آسانسورهای دانشگاه علم و صنعت نوشته است.
"روزگار" از جدا شدن سالن‌های مطالعه دختران و پسران دانشگاه صنعت نفت، و تفکیک کتابخانه‌ها، سالن‌های غذاخوری و بوفه‌های سایر دانشگاه‌ها نیز خبر داده است.
سامانه خبری "ندای سبز آزادی" نیز از افزایش محدودیت برای دانشجویان دختر دانشگاه کاشان و جلوگیری از برگزاری تئاترهای دانشجویی به دلیل اختلاط احتمالی بازیگران دختر و پسر نوشته است.
بحث اسلامی‌ کردن دانشگاه‌ها موضوع تازه‌ای در جمهوری اسلامی نیست اما این بحث با روی کار آمدن دولت دهم و تصدی وزارت علوم توسط کامران دانشجو بیش از پیش رواج یافته است.  کامران دانشجو،در ماه‌های گذشته بارها بر تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها به منظور اسلامی شدن فضای آموزش عالی و قصد وزارت علوم بر تک جنسیتی کردن دانشگاه‌ها تاکید کرده است.
کامران دانشجو وزیر علوم ایرانBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  کامران دانشجو وزیر علوم ایران وی از جمله گفته که هیچ دانشگاهی حق برگزاری اردوهای مختلط را ندارد و دانشگاه‌ها باید کاری کنند تا دختران و پسران از آزمایشگاه‌ها، کارگاه‌ها، سالن‌های تشریح یا اتاق کامپیوتر در نوبت‌های جداگانه استفاده کنند.
آیت‌الله جعفر سبحانی، یکی از مراجع تقلید قم هم در دیدار با جمعی از اعضای فراکسیون دانشگاهیان مجلس ایران عنوان کرده  که مشکل فعلی دانشگاه‌های ایران در سه وجه متون درسی، فقدان اساتید اسلامی و تداخل جنسیتی خلاصه می‌شوند. آیت‌الله سبحانی، مهم‌ترین مشکل مراکز آموزش عالی کشور را تداخل جنسیتی برشمرده و خواهان اصلاح علوم انسانی در دانشگاه‌ها نیز شده‌است.
مرتضی آقاتهرانی، معلم اخلاق دولت احمدی‌نژاد و عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس هم در باره تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها یادآوری کرده که منظور وزیر علوم از این طرح، کشیدن دیوار میان زن و مرد نیست. وی با تاکید بر جایز نبودن اختلاط میان زن و مرد در اسلام گفته که شیوه‌های مدیریتی در محیط آموزش عالی را باید بر اساس این ممنوعیت برگزید.
هادی کحال‌زاده، فعال پیشین دانشجویی و عضو شورای مرکزی خانه احزاب، در گفتگو با دویچه‌وله، حساسیت نسبت به حضور هم‌زمان دختران و پسران در دانشگاه‌ها را موضوعی باسابقه در جمهوری اسلامی می‌داند که شیب سخت‌گیری‌آن با شرایط سیاسی کشور بالا و پایین می‌رود.
کحال‌زاده می‌گوید که بخشی از اهداف این طرح، به فاصله معناداری بازمی‌گردد که در سبک زندگی مورد نظر حاکمیت و سبک زندگی خانواده‌های متوسط وجود دارد. وی با اشاره به  مرزبندی متفاوت و معنادار نسل جدید با آموزه‌های فرهنگی و اجتماعی حاکمیت، تلاش وزارت علوم یا محافل مذهبی و فرهنگی دیگر برای جداسازی جنسیتی در دانشگاه‌های ایران را پاسخگویی و رفع تکلیفی در برابر فشار گروه‌های خاص می‌داند که نتیجه‌ای در بر نخواهد داشت.

در انتظار «فتنه»‌ای خونین‌تر: قیام پاسداران/بسیجی‌ها علیه طبقهٔ ممتاز روحانی



 

در انتظار «فتنه»‌ای خونین‌تر: قیام پاسداران/بسیجی‌ها علیه طبقهٔ ممتاز روحانی

حتی یک سال پیش و بعد از سرکوب جنبش اعتراضی سبز به دشواری می‌شد تصور کرد که روزی دو بخش اقتدارگرایان یعنی روحانیت و طرفداران آن‌ها از یک سو و نظامیان و نظامی‌گرایان از سوی دیگر یکدیگر را فتنه‌گر خطاب کنند.

اما اکنون طرفداران دولت نسبت به زد و خوردهای خونین میان این دو جناح هشدار داده و وعده می‌دهند که کاخ‌های طرف مقابل به زودی فرو می‌ریزد. (دولتیار، ۳۰ فروردین ۱۳۹۰) منتقدان دولت نیز دولت را فاسد (احمد توکلی)، لیبرال (علی مطهری)، دیکتاتور (علی لاریجانی) و تحت سلطهٔ نفوذی‌های دشمن و منحرفان (حسین شریعتمداری) معرفی می‌کنند. نزاع بر سر چیست و چرا بالا گرفته است؟ دو طرف اصلی این نزاع از حیث نهادی کدامند؟

فتنه‌ای بزرگ‌تر

نظامی‌گرایان و روحانیت‌گرایان در شرایط پیش از انتخابات مجلس نهم از فتنه‌ای خونین و سنگین‌تر از اعتراضات سال ۱۳۸۸ سخن می‌گویند. طرفداران دولت این فتنه‌گری را نوعی کودتا علیه دولت دانسته و آن را به مخالفان روحانیت‌گرای خود نسبت می‌دهند: «آن چه باعث شده طرح کودتا علیه دولت احمدی‌نژاد به تاخیر بیفتد محبوبیت وی در میان عموم مردم است. گفته می‌شود گروه‌های مختلف با تشکیل کارگروه‌های خاص به دنبال بی‌اعتبار کردن احمدی‌نژاد در میان طرفداران خاصش و ایجاد جبهه‌ای متحد از مخالفین وی هستند.... مخالفانی که به زودی حرکت دولت را فلج خواهند کرد. با توجه به روحیه خاص احمدی‌نژاد احتمال دارد به زودی کشور صحنه یک رویارویی حیرت‌آور شود، معرکه‌ای که فتنه ۸۸ در برابر آن همچون بازی بچگانه خواهد بود.» (در مسیر انتحار، دولتیار، ۳۰ فروردین ۱۳۹۰)

در مقابل، روحانیون و طرفداران آن‌ها نیز از نفوذ فراماسون‌ها به دولت و فتنهٔ سهمگین آن‌ها سخن گفته‌اند. حتی مصباح یزدی که پیش از این از حامیان دولت احمدی‌نژاد بود به این جمع پیوسته است: «جای تعجب نیست اگر برخی از یاران امام روزی علیه اسلام و انقلاب به پا خیزند (همان گونه که سران فتنه گذشته این چنین کردند)، و جای تعجب نخواهد بود اگر برخی از کسانی که امروز دم از رهبری می‌زنند و از یاران رهبری هستند، فردا فتنه بزرگ‌تری را به وجود آورند... خطری که من احساس می‌کنم شدید‌ترین خطری است که تاکنون اسلام را تهدید کرده است و آن هم از سوی نفوذی‌هایی است که در بین خودی‌ها در حال رشد هستند.» (مصباح یزدی، الف، ۲۴ فروردین ۱۳۹۰)

صفوف از هم جدا می‌شوند

تبلیغاتچی‌های کارکشته‌ای مثل محمدتقی مصباح یزدی، احمد علم‌الهدی، منصور ارضی و حسین حدادیان دریافته‌اند که این نزاع از کجا سرچشمه گرفته و تا کجا می‌تواند ادامه پیدا کند. آن‌ها متوجه شده‌اند که پس از حذف جناح اصلاح‌طلبان نوبت به روحانیت حاکم و فرزندان‌شان در دو دههٔ حکومت خامنه‌ای رسیده است و به سرعت جبههٔ خود را در مقابل کسانی که می‌خواهند روحانیت را دست‌نشاندهٔ نظامیان کنند روشن ساخته‌اند. آن‌ها تا حد بر زمین زدن هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری با این جبهه همراهی داشتند، اما نوبت که به محمد یزدی و مهدوی کنی و دیگر اعضای جامعه روحانیت مبارز تهران و جامعهٔ مدرسین برسد بدین معنی است که نفرات بعدی خود آن‌ها و همراهان‌شان خواهند بود.

مصباح پیش از بسیاری از روحانیون به این خطر در شرایط امروز و پس از حذف هزاران تن از مقامات دوران هاشمی رفسنجانی و خاتمی اشاره می‌کند: «حتی در بین مسئولان نیز کسانی که واقعا ولایت ‌فقیه را شناخته و بدان اعتقاد دارند کم‌اند و حتی عده‌ای معتقدند این‌ که یک روحانی آن هم به حکم دین در رأس مسائل کشور قرار بگیرد، امری اشتباه است... چگونه کسی که در عمرش با عالمی ارتباط نداشته و علاوه بر آن هر روز ضربه‌ای به اسلام می‌زند، می‌تواند برای اسلام مفید باشد، و معلوم نیست چه شده که برخی نیز به آن‌ها دل بسته‌اند.» (مصباح یزدی، الف، ۲۴ فروردین ۱۳۹۰)

گروهی از این هم فرا‌تر رفته و همراهان بی‌اعتقاد به روحانیت را یاغی و سرکش می‌خوانند: «مشایی بَیّن‌ الغَی و فردی است که انحرافش علنی شده.» (جهان نیوز، ۳۰ فروردین ۱۳۹۰) تیم احمدی‌نژاد با تمسک به هاله نور، موعودگرایی و سپس طرح مکتب ایرانی که آن‌ها را از روحانیت بی‌نیاز می‌کند باید انتظار این برخورد‌ها را می‌کشیده‌اند.

نفرات دسته دو تیم روحانیت یعنی محمدرضا باهنر، علی مطهری، لاریجانی‌ها و دیگر «آقازاده‌ها» که منافع خود را در برابر لباس‌شخصی‌های خودپرورده در خطر می‌بینند با همهٔ قوا تلاش دارند در زیر عبای روحانیت جای گرفته و احمدی‌نژاد و دوستان نظامی- امنیتی‌اش را متوقف کنند.

امتیازات آری، اما نه برای آن‌ها

مشکل نظامیان حامی احمدی‌نژاد تنها رفسنجانی و ناطق نوری نبود. آن‌ها با همهٔ «آقا»‌ها و «آقازاده‌»‌ها مشکل داشته و دارند و نمی‌توانند امتیازات و فخرفروشی‌ها و مدعیات اصالت‌تبار حاکمان روحانی و اعضای خانواده آنان در سه دهه‌ گذشته را بپذیرند (مثل نامهٔ صادق خرازی به منوچهر متکی که تصدی وزارت خارجه را شان افراد دارای اصالت‌تبار می‌داند: آفتاب، ۱۳ فروردین ۱۳۹۰). از همین جهت است که کسانی مثل علی مطهری را «آقازادهٔ ناخلف» نام می‌گذارند.

این نزاع هنوز مستقیما به سمت علی خامنه‌ای و روحانیون خاص درگاه وی مثل جنتی نشانه نرفته است، به دو دلیل: اول آن دستگاه تبلیغاتی حکومتی برنامه‌ای خاص برای مبرا کردن خامنه‌ای از فساد و امتیازات طبقهٔ ممتازهٔ روحانی دنبال کرده و هر گونه انتقاد از خامنه‌ای را نیز به‌شدت مجازات کرده است؛ و دوم آن که فرماندهان سپاه برای مقابله با روحانیون اشرافیت‌زده در این مرحله هنوز به خامنه‌ای به عنوان ولی فقیه نیاز دارند.

تضعیف همراهان روحانی خامنه‌ای و به حاشیه راندن آن‌ها راه را برای برخورد با خامنه‌ای و خانواده‌اش نیز همانند دیگر خانواده‌های حاکم در ایران (مثل خانوادهٔ خمینی یا رفسنجانی) فراهم خواهد کرد.

بسیجیان در برابر روحانیت

بسیجیان و پاسدارانی که در دههٔ شصت به امامان جمعه و جماعت اقتدا می‌کردند خود را از حیث ایدئولوژیک دنباله‌روی روحانیت می‌دیدند. اما سه دهه فساد و ادعای اصالت‌تبار و خویشاوندسالاری و اشرافی‌گری و امتیازخواهی و رانت‌خواری موجب شده است که اقتداکنندگان نسل تازه علیه روحانیون بشورند و خود را در موضعی فرا‌تر از حیث اخلاقی و استحقاق قدرت ببینند.

هاشمی رفسنجانی که خود یکی از هدف‌های حملهٔ این نسل است از این موضوع گلایه می‌کند: «یکی از مسئولان مرکز رسیدگی به امور مساجد به من گفت از ده پرونده‌ای که برای ما می‌‌آید، هشت پرونده مربوط به نیروهایی است که در مساجد هستند. یا امام جماعت از آن‌ها شکایت می‌کند یا آن‌ها اتهاماتی به امام جماعت می‌زنند و ما رسیدگی می‌کنیم.» (هاشمی رفسنجانی در آخرین ملاقات با خبرگان، تابناک، ۳۰ فروردین ۱۳۹۰)

«افراطی‌ها» در زبان هاشمی‌‌ همان پاسداران و بسیجیانی هستند که حکومت برای دوام خود و سرکوب مخالفان به آن‌ها اتکا دارد، اما دیگر زیر بار تقدس ریش‌سفیدان و شیوخ رانت‌خوار نمی‌روند: «با خیلی از علما و ائمه جمعه و جماعات ملاقات دارم که می‌آیند و درد دل می‌کنند. کمتر امام جماعت یا جمعه‌ای آمده که از افراد افراطی گله نکند که معمولاً جایی هم در مساجد دارند. می‌گویند توقع دارند ما آن چه را که خودشان می‌فهمند و می‌خواهند، بگوییم و اگر چیزی را نپسندند، فوری عکس‌العمل نشان می‌دهند و اهانت می‌کنند.» (هاشمی رفسنجانی در آخرین ملاقات با خبرگان، تابناک، ۳۰ فروردین ۱۳۹۰)

گرد و غبار‌ها فرو ننشسته است

پس از گذشت دو سال از زلزلهٔ خرداد ۱۳۸۸ در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، هنوز نیروهای جایگزین و سرکوبگر احساس ثبات نمی‌کنند. هر دو طرف نزاع کشور را به شدت بی‌ثبات تصور می‌کنند. حامیان دولت این تصور را به سنت‌گرایان و طرفداران روحانیت نسبت می‌دهند: «طبق برخی شواهد و قرائن تحلیل‌های گروه‌های خاص نشان داده که دولت در سال جاری با مشکلات عدیده اقتصادی مواجه شده و قطعا اعتراضات مردمی کشور را فرا خواهد گرفت.» (دولتیار، ۳۰ فروردین ۱۳۹۰) اما هر دو طرف به گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویی این بی‌ثباتی را فرض گرفته‌اند.

یک طرف بیم دارد که «لات‌ها و شعبان بی‌مخ‌های» طرف مقابل به سمت مراکز تحت قدرت خود (مثل خیابان پاستور که دفتر رئیس دولت در ان واقع است) حرکت داده شوند (دولتیار، ۳۰ فروردین ۱۳۹۰) و طرف دیگر از نفوذی‌های طرف دیگر در دستگاه حکومتی نگران است: «متاسفانه با به کارگیری باند منحرف و نفوذی مورد اشاره [مشایی و همراهان]، این بی‌توجهی [رئیس جمهور به رای مردم] چه بخواهند و چه نخواهند... صورت پذیرفته است.» (حسین شریعتمداری، کیهان، ۳۰ فروردین ۱۳۹۰)

نزاع نظامیان و روحانیان تازه آشکار‌تر شده و با نزدیک شدن به انتخابات مجلس شدت خواهد یافت. این دو منابعی متفاوت از قدرت را در دست دارند، اما نظامی برای تقسیم بدون تنش و قاعده‌مند این منابع موجود نیست. در فقدان قواعد مورد توافق، این نزاع ممکن است شکل خونین نیز پیدا کند. تا هنگامی که چنین قواعدی شکل نگیرد نمی‌توان با یکپارچه اندیشی، اختلافات درون جناح‌های حاکم را به دعوای زرگری تقلیل داد و آن‌ها را جدی نگرفت.

کاهش و قطع پرواز هواپیماهای اروپایی به ایران به دنبال منع سوختگیری


 

کاهش و قطع پرواز هواپیماهای اروپایی به ایران به دنبال منع سوختگیری

 
در پی قطع سوخت رسانی به هواپيماهای اروپایی درفرودگاه های ايران، برخی از شرکت های هوایی اروپا پروازهای خود را به تهران کاهش داده اند و بعضی از آنها نیز پرواز به ايران را قطع کرده اند.

به دنبال خودداری ایران از ارائه سوخت به چند شرکت هواپیمایی اروپایی در فرودگاه‌های ایران، هواپیمایی اتریش نیز روز چهارشنبه اعلام کرد که هواپیماهای این خط هوایی از این پس در ایران سوختگیری نمی‌شوند.

میشائل براون، سخنگوی شرکت هوایی اتریش، در این زمینه به روزنامه اتریشی «وینِر تسایتونگ» گفته است که هواپیماهای این شرکت هوایی از این به بعد به جای پنج بار پرواز در هفته، سه پرواز به ایران خواهند داشت و برای تأمین سوخت مورد نیاز خود برای بازگشت به اتریش نیز، از تهران به باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان خواهند رفت.

آخرین هواپیمای این شرکت هوایی، روز سه شنبه در ایران سوخت دریافت کرد و از روز چهارشنبه دیگر امکان سوختگیری این هواپیماها در خاک ایران فراهم نیست.

روزنامه ایران، ارگان رسمی دولت محمود احمدی نژاد، روز ۲۴ فروردین به نقل از محمدرضا رحیمی، معاون اول رئیس جمهوری، اعلام کرد که ایران در اقدامی تلافی‌جویانه در برابر تحریم‌های بین‌المللی، تأمین سوخت برای «هواپیماهای غربی» در داخل کشور را ممنوع کرده است.

دو روز پس از آن آقای رحیمی بار دیگر تأکید کرد که ایران از عرضه سوخت به هواپیماهای اروپایی در ایران جلوگیری می‌کند.

به دنبال این تصمیم، بسیاری از شرکت‌های هواپیمایی اروپایی از دریافت سوخت در ایران منع شدند.

به همین منظور خطوط هوایی هلند، کی‌ال‌ام، از این پس ناچار است در ادامه مسیر خود به ایران، در آتن، پایتخت یونان سوختگیری کند.

هواپیمایی لوفت هانزا که همه روزه به تهران پرواز دارد نیز برای مقابله با منع دریافت سوخت، نوع هواپیمای خود را تغییر داده و در پروازهای خود به ایران از بوئینگ ۷۴۷ استفاده می‌کند که نیازی به سوختگیری دوباره در فرودگاه‌های ایران ندارد.

در این میان، هواپیمایی فرانسه، به طور کلی پروازهای خود به ایران را قطع کرده است.

تصمیم ایران به خودداری از ارائه سوخت به هواپیماهای اروپایی پس از آن صورت گرفت که در مهرماه سال گذشته، ایالات متحده آمریکا همراه با چهار غول نفتی اروپا؛ توتال فرانسه، انی ایتالیا، شل و استات اویل نروژ، توافق کردند که در فرودگاه‌های اروپایی به هواپیماهای ایران سوخت ندهند.

پس از اخذ این تصمیم، فرودگاه‌های فرانکفورت، هامبورگ، استکهلم، آمستردام و لندن از سوخت‌رسانی به هواپیماهای مسافربری ایران خودداری کردند و این هواپیماها مجبور شدند برای سوختگیری، در فرودگاه وین به زمین بنشینند.

در سوم فروردین ماه، وین نیز از ارائه سوخت به هواپیماهای ایرانی خودداری کرد.

شنبه، فروردین ۲۷، ۱۳۹۰

سناتورهای آمریکایی به کلینتون: احمدی‌نژاد را به دلیل نقض حقوق بشر تحریم کنید

سناتورهای آمریکایی به کلینتون: احمدی‌نژاد را به دلیل نقض حقوق بشر تحریم کنید

چهار سناتور آمريکايی روز جمعه در نامه‌ای به هيلاری کلينتون، وزیر امور خارجه آمریکا، از وی خواسته‌اند تا نام محمود احمدی نژاد، رييس جمهور ايران، را  در فهرست تحریمی ناقضان حقوق بشر  قرار دهد و  برای افزودن  ۲۵ مقام   دیگر جمهوری اسلامی به این فهرست اقدامات لازم را انجام دهد.

مارک کرک و جان کايل، دو سناتور جمهوري‌خواه، کريستين گيليبرند، سناتور دمکرات، به همراه جو ليبرمن، سناتور مستقل، در نامه خود به هيلاری کلينتون، وزير امور خارجه آمريکا، نوشته اند: «ما در خواست می کنيم  که محمود احمدی‌نژاد را به عنوان ناقض حقوق بشر ايرانيان معرفی کنيد.»

دراين نامه به اظهارات خانم کلينتون در يکی از کميته های کنگره آمريکا در دوم مارس اشاره شده است که در آن وزير امور خارجه آمريکا تصريح کرده بود، «اسناد قطعی» از نقش رهبران جمهوری اسلامی در نقض حقوق بشر در دست است.

اين چهار سناتور آمريکايی در بخش ديگری از نامه خود به تصميم اتحاديه اروپا برای قرار دادن نام  ۳۲ مقام و مسئول ايرانی به دليل نقض حقوق بشر در فهرست ناقضان حقوق بشر اشاره کرده و  گفته اند که فقط نام هفت نفر از اين افراد در فهرست آمريکا قرار دارد.

اين چهار سناتور آمريکايی در نامه خود نوشته اند: «بنابر اين ما درخواست می‌کنيم بي‌درنگ تحقيقات درباره احتمال اضافه کردن ۲۵ نفری که نامشان در فهرست اتحاديه اروپا به عنوان ناقضان حقوق بشر در ايران ذکر شده، انجام شود.»

در فهرست منتشر شده از سوی اتحاديه اروپا نام ۱۳ فرمانده نيروهای امنيتی و انتظامی جمهوری اسلامی و ۱۹ قاضی و مقام قضايی که در سرکوب‌های دو سال اخير در ايران و صدور احکام زندان و اعدام برای معترضان دست داشته‌اند به چشم می‌خورد.

نام اين مقام های جمهوری اسلامی در فهرست ۳۲ نفره اتحاديه اروپا قرار گرفته است: اسماعيل احمدی‌مقدم، فرمانده نيروی انتظامی جمهوری اسلامی، حسين الله‌کرم، رئيس گروه انصار حزب‌الله، عبدالله عراقی، معاون نيروی زمينی سپاه، علی فضلی، معاون فرمانده بسيج و فرمانده سابق سپاه سيدالشهدای استان تهران (تا فوريه )، حسين همدانی، فرمانده سپاه محمد رسول‌الله از سال ۲۰۰۹، محمدعلی جعفری (عزيز جعفری)، فرمانده‌کل سپاه پاسداران، علی خليلی، فرمانده سپاه پاسداران و مسئول واحد درمانی قرارگاه ثارالله، بهرام حسينی مطلق، فرمانده سپاه سيدالشهدای استان تهران، محمدرضا نقدی، فرمانده بسيج، احمدرضا رادان، معاون فرمانده پليس امنيت ايران، عزيزالله رجب‌زاده، فرمانده پيشين نيروی انتظامی تهران بزرگ (تا ژانويه ۲۰۱۰)، حسين ساجدی‌نيا، فرمانده نيروی انتظامی تهران و معاون سابق پليس امنيت ايران، حسين طائب، فرمانده سابق بسيج .

برای مشاهده فهرست ۳۲ نفره اتحاديه اروپا  کلیک کنید

آمريکا در ماه سپتامبر سال گذشته تعدادی از مقام‌های جمهوری اسلامی از جمله عزيز جعفری، فرمانده سپاه پاسداران، غلامحسين محسنی اژه ای، سخنگوی قوه قضاييه، سعيد مرتضوی، دادستان سابق تهران و حسين طائب معاون اطلاعات سپاه پاسداران را که گفته می‌شود در نقض حقوق بشر و به ويژه در کشتار معترضان به نتايج انتخابات رياست جمهوری سال گذشته در ايران دست داشتند، مورد تحريم قرار داد.

واشينگتن  همچنین در اسفند ماه گذشته، نام عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، و محمدرضا نقدی، فرمانده نيروی مقاومت بسيج را نيز به اين فهرست اضافه کرد.

وضعيت حقوق بشر در ايران طی دو سال اخير و پس از برگزاری انتخابات جنجال برانگيز رياست جمهوری در خرداد سال ۱۳۸۸ رو به وخامت گذاشته و موج سرکوب فعالان مدنی، معترضان به عملکرد رهبران جمهوری اسلامی ايران، دانشجويان، روزنامه نگاران و اقليت های دينی تشديد شده است.

بان گی مون، دبير کل سازمان ملل، ۲۴ اسفندماه در گزارشی اعلام کرد که ايران سرکوب مخالفان را شدت بخشيده و بر ميزان اعدام زندانيان سياسی و نوجوانان مجرم و قاچاقچيان مواد مخدر افزوده است.

«طرح نظارت بر عملکرد نمایندگان» آماده تصویب نهایی

«طرح نظارت بر عملکرد نمایندگان» آماده تصویب نهایی

 

یک کمیسیون مجلس ایران طرحی را آماده کرده که در صورت تصویب نهایی، بر عملکرد نمایندگان مجلس نظارت خواهد کرد. براساس این طرح، هیاتی «به صورت محرمانه به گزارشات واصله در خصوص هر یک از نمایندگان رسیدگی» خواهد کرد.

 
کار بر روی طرح نظارت بر عملکرد نمایندگان مجلس از سال گذشته و براساس توصیه آیت‌الله خامنه‌ای در مجلس آغاز شده بود. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) آیت‌الله خامنه‌ای در خردادماه سال گذشته در دیدار با هیئت رئيسه و نمایندگان مجلس، خواستار «تدوین سازوکار نظارتی برای مجلس و عملکرد نمایندگان» شده بود.
کمیسیون مشترکی متشکل از اعضای کمیسیون‌های "حقوقی و قضایی"، "تدوین آیین‌نامه داخلی" و "اصل نود" مجلس، در طول ۱۰ماه گذشته "طرح نظارت بر نمایندگان" را تهیه و تصویب کرده‌اند. قرار است این طرح بزودی در جلسه مجلس علنی به بحث گذاشته شود.
یکی از معاونان رئیس مجلس، روسای کمیسیون‌های قضایی و حقوقی و اصل نود و هم‌چنین چهار تن از نمایندگان مجلس، اعضای ۷ نفره "هیئت نظارت بر نمایندگان" خواهند بود.
در شرح وظایف پیش‌بینی شده برای "هیئت نظارت بر نمایندگان" گفته شده: «به منظور حفظ شان و منزلت نمایندگان و نظارت بر آن‌ها در ابتدای هر دوره و حداکثر به مدت یک ماه پس از انتخاب هیات رییسه دائمی مجلس، هیات نظارت به شرح زیر برای یک دوره تشکیل می‌گردد.»
مواردی از عملکرد نمایندگان که رسیدگی به آنها بر عهده‌ی "هیئت نظارت بر نمایندگان" گذاشته شده، عبارتند از «گزارش‌های واصله در خصوص سوء‌استفاده و تخلف مالی یا اخلاقی نماینده»، «گزارش‌های مربوط به رفتار خلاف منشور اخلاقی نمایندگی»، «گزارش‌های واصله در خصوص اعمال خلاف امنیت ملی کشور و سایر اعمال مجرمانه از بعد انتظامی»، «گزارش‌های واصله در خصوص غیبت، تاخیر و بی‌نظمی نمایندگان» و «گزارش‌های واصله در خصوص عدم شفافیت مالی و غیرمتعارف بودن محل درآمد و هزینه‌های انتخاباتی».
در ماده ۳ طرح مصوب کمیسیون مشترک مجلس آمده است: «هیات نظارت به صورت محرمانه به گزارشات واصله در خصوص هر یک از نمایندگان رسیدگی می‌نماید و در صورتی که اتهام را متوجه نماینده بداند در اولین جلسه با دعوت از نماینده و مذاکره با وی و نیز استعلام از مراجع ذیربط تصمیم لازم را اتخاذ می‌نماید.»
طرحی در راستای "یکدست‌سازی" حاکمیت
مطابق اصل ۸۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی و نیز براساس ماده ۷۵ آیین‌نامه داخلی مجلس، نمایندگان از مصونیت قضایی برخوردارند و تعقیب کیفری نمی‌شوند. اما در این طرح، احضار قضایی نماینده از طریق هیات نظارت و حتی بازداشت وی نیز پیش‌بینی شده است. در طرح گفته می‌شود، «چنانچه رسیدگی قضایی مستلزم بازداشت نماینده باشد، باید مراتب به تائید هیات نظارت برسد.»
وجود مواردی همچون رسیدگی به «اعمال خلاف امنیت ملی کشور و سایر اعمال مجرمانه از بعد انتظامی» در شرح وظایف هیئت نظارت بر عملکرد نمایندگان مجلس، این گمان‌‌ را در میان ناظران سیاسی ایجاد کرده که اساس این طرح در راستای "پروژه‌ی یکدست‌سازی حاکمیت" و "خفه‌کردن" نمایندگان منتقد و یا ناهمسو با راس حاکمیت جمهوری اسلامی ایران است.
در طرح نظارت بر عملکرد نمایندگان، دادگاه خاص رسیدگی به این امور نیز پیش‌بینی شده است. در ماده ۸ این طرح آمده است: «قوه قضائیه موظف است در اجرای این قانون شعبه خاصی را جهت رسیدگی به موضوعات ارسالی تشکیل داده و خارج از نوبت رسیدگی و نتیجه را ظرف سه ماه به هیات نظارت اعلام نماید.»
به باور ناظران، این دادگاه ممکن است عملکردی مشابه "دادگاه ویژه روحانیت" داشته باشد که نقش اصلی آن تاکنون واداشتن روحانیون منتقد و دگراندیش به سکوت و یا تمکین از حاکمیت بوده است.
همز‌مان با ارائه این طرح، موضوع سلب اختیارات شوراهای شهر در تعیین شهرداران و واگذاری این اختیار به وزیر کشور نیز مطرح بود. بحث درباره اختیارات شوراها هنوز فرجامی نیافته، اما به گفته ناظران، اگر سرانجام آن به سود خواسته حاکمیت بیانجامد، شوراها از نقش واقعی خود که مشارکت شهروندان در اداره امور شهرها باشد، دور شده و به نهادهایی صوری و بی‌خاصیت تبدیل خواهند شد.

افزایش قیمت برق پس از افزایش قیمت گاز

افزایش قیمت برق پس از افزایش قیمت گاز

 

معاون وزیر نیروی ایران قیمت جدید هر کیلو وات ساعت برق را ۴۸۵ ریال عنوان کرد. سخنگوی شرکت ملی گاز ایران نیز از قطع موقت گاز مشترکان خانگی در مرحله اول ۲۴ ساعت و در مرحله دوم ۴۸ ساعت در صورت نپرداختن بهای گاز خبر داده بود.

 
«قیمت هر متر مکعب گاز ۳۰۰ تومان است»، این گفته جواد اوجی وزیر نفت ایران است که افزایش قیمت گاز را با موافقت دولت ایران دانسته است. به گفته محمد بهزاد، معاون وزیر نیروی ایران، قیمت برق نیز، ۳۰ ریال به‌ازای هر کیلووات ساعت افزایش داشته است.
با آغاز طرح هدفمندسازی یارانه‌ها و افزایش قیمت سوخت در ایران، خطر پرداخت نکردن بهای حامل‌های انرژی همچون گاز توسط مشترکان خانگی، در رسانه‌های و روزنامه‌های داخلی ایران مانند روزنامه تهران امروز و خبرگزاری ایسنا مطرح شد. به نقل از خبرگزاری مهر، مجید بوجارزاده، سخنگوی شرکت ملی گاز ایران فرستادن ۳ اخطاریه برای مشترکانی که بهای گاز را نپرداخته بودند، پیش مراحل قطع گاز دانسته بود.
سخنگوی شرکت ملی گاز ایران در مورد چگونگی قطع گاز مشترکان خانگی گفته است: «پس از صدور اخطاریه و در صورت عدم پرداخت گازبها، در مرحله اول به صورت موقت ۲۴ ساعت و در مرحله دوم به صورت موقت گاز مشترکان خانگی ۴۸ ساعت قطع خواهد شد.»
قیمت گاز قبل و بعد از اجرای طرح هدفمندسازی یارانه‌ها
به گزارش خبرگزاری مهر، براساس آمارهای وزارت نفت ایران از ابتدای اجرای قانون هدفمندی یارانه ها تاکنون، هزینه گازبهای ۳۶ درصد مصرف کنندگان زیر ۱۰ هزار تومان، ۶۱ درصد مصرف کنندگان زیر ۲۰ هزار تومان، ۷۵ درصد مشترکان زیر ۳۰ هزار تومان، ۸۴ درصد مشترکان زیر ۴۰ هزار تومان و ۸۹ درصد مشترکان زیر ۵۰ هزار تومان بوده است.
این در حالی است که در روزهای گذشته چند شهروند تهرانی در گفت و گو با دویچه وله از ۵ و حتی ۶ برابرشدن قیمت قبض‌های گاز خانگی خود خبر داده بودند. از دیگر کسانی که به افزایش قیمت گاز واکنش نشان داده‌اند، مهدی خزعلی تحلیلگر مسائل سیاسی و اجتماعی و نویسنده منتقد دولت ایران است. آقای خزعلی شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۸۹، با قرار دادن عکس قبض‌های گاز خانگی خود، قبل و بعد از اجرای طرح هدفمند‌سازی یارانه‌ها، به افزایش ۵۰ درصدی  قیمت قبض خانه خود اشاره کرده است.
به نقل از پایگاه اطلاع رسانی وزارت نیروی ایران، محمد بهزاد معاون وزیر نیروی ایران قیمت جدید هر کیلووات ساعت برق در ایران را ۴۸۵ ریال عنوان کرده است. قیمت سال گذشته هر کیلو وات ساعت برق ۴۵۰ تومان بوده است.
معاون وزیر نیروی ایران، درباره تعرقه‌های جدید برق گقته است: «مشترکان عادی در هفت ماهه نخست سال جاری به ازای مصرف ماهانه از صفر تا ۱۰۰ کیلووات ساعت به ازای هر کیلووات ساعت ۳۰۰ ریال پرداخت می کنند»
او همچنین با اشاره به مناطق گرمسیر ایران، درباره تعرفه برق این مناطق گفته است: «۷۲ درصد مشترکان ماهانه به طور متوسط ۱۳۳ هزار ریال و ۹۰ درصد مشترکان ماهانه به‌طور متوسط ۲۱۰هزار ریال برای صورت حساب برق پرداخت خواهند کرد»

«در اردوگاه اشرف تلفن، اينترنت و ازدواج ممنوع است»

«در اردوگاه اشرف تلفن، اينترنت و ازدواج ممنوع است»

يک روز پس از آن که سازمان ملل متحد از مرگ ۳۴ نفر در حمله روز نوزدهم فرودين ماه نيروهای عراقی به اردوگاه اشرف خبر داد، ناوی پيلای، کميسر عالی حقوق بشر اين سازمان، خواستار انجام تحقيقات مستقل درباره اين حمله شد.

ناوی پيلای همچنين خواستار راه حلی برای پايان دادن به مساله اردوگاه اشرف شد، اردوگاهی در ۸۰ کيلومتری شمال بغداد که در دوران جنگ ايران و عراق ساخته شد، يعنی زمانی که نيروهای سازمان مجاهدين خلق در اواسط دهه ۱۳۶۰ به عراق رفتند تا در کنار نيروهای عراقی با نيروهای ايران بجنگند.

اما گزارشها از شرايط سخت اين اردوگاه حکايت می کند و ناوی پيلای نيز روز جمعه گفته بود نبايد گذاشت که ساکنان اردوگاه اشرف «بپوسند».

در همين زمينه در گفت وگويی با عبدالطيف شادوری، از ساکنان اردوگاه اشرف که دو ماه پيش با فرار از اين اردوگاه خود را به نيروهای عراقی معرفی کرده است، پرسش های درباره وضعيت اين اردوگاه مطرح کرديم.

ابتدا کمی درباره خودتان و چگونگی محلق شدن به سازمان مجاهدين توضيح بدهيد؟

من عبدالطيف شادوری و بچه بلوچستان هستم. مدت ۲۵ سال است که در اين سازمان فعالیت کرده ام. از طريق پاکستان و از سوی يکی از دوستانم که الان شهيد شده است، با سازمان آشنا شده، وارد سازمان شدم. ۲۵ سال در سازمان بودم ودر طول اين ۲۵ سال بعد از فشارهای روزمره ايی که به من وارد شد ، تصميم گرفتم که خودم را به نيروهای عراقی معرفی کنم.

در طول اين ۲۵ سال من هيچ گونه تماسی با خانواده ام نداشتم. خانواده ام از من هيچ خبری نداشتند چرا که هيچ امکان تماسی وجود نداشت. اساساً استفاده از تلفن، موبايل و اينترنت و حتی گوش دادن به راديو و هر گونه وسايل ارتباط جمعی در سازمان ممنوع است.

در نهايت تصميم گرفتم به علت فشارهای روزمره ايی که تحمل می کردم، خودم را به نيروهای عراقی تسليم کنم.

دو ماه پيش دست به اين کار زدم و الآن در يک هتل اقامت کرده ام و با نيروهای سازمان ملل و صليب سرخ و همچنين با نماينده دولت عراق نيز صحبت کرده ام که شايد بتوانم به کشور ديگری بروم.

معلوم هست که در نهايت به کدام کشور منتقل می شويد؟ وضعيتتان چه خواهد شد؟

بله. قرار است در اين مورد با نيروهای صليب سرخ و سازمان ملل صحبت کنم.
نکته ايی که وجود دارد اين است که هر کسی که بخواهد از قرارگاه اشرف فرار کند، همان طور که رجوی بارها اعلام کرده است، مجازاتش اعدام و مرگ است.
نه تنها من بلکه بسياری از دوستان من در اشرف هستند که اساسا امکان خارج شدن از آنجا را ندارند و تنها راهی که می توانند از آنجا خارج شوند، فرار از قرارگاه اشرف است.

البته فرار کردن از آنجا هم نيازمند دو تا سه ماه کار است. اينکه چطور بايد فرار کنی که دستگير نشوی و اگر در حين فرار دستگير شوی تو را می گذارند در يک اتاق و تا سه چهار سال نگهت می دارند و ديگر به نيروهای عراقی تحويلت نمی دهند.

من خيلی روی اين مسئله فکر کرده و روی طرح فرارم کار کردم تا توانستم از آنجا فرار کنم.

دوستان زيادی در آنجا دارم که همين مشکل مرا دارند. تحت فشارهای شديدی به سر می برند و در اين مدت هشت يا نه ساله نيز هيچ سازمان بين المللی در قرارگاه حاضر نشده است که با تک تک افراد وارد صحبت شود تا شايد بتواند آنها را از اين وضعيت خارج کند.

هميشه به ما می گويند که شما به هيچ کشوری نمی توانيد وارد شويد و تنها جايی که برای ماندگاری داريد همين اردوگاه اشرف است.

پس شما معتقديد که بسياری الان در آن اردوگاه تحت فشارند و مايلند که خارج شوند ولی به آنها اجازه خروج داده نمی شود و به زور در آنجا نگهداری می شوند؟

بله. الان خيلی ها در آنجا تحت فشارهای شديد هستند. اگر يک مصاحبه از سوی سازمان ملل و يا صليب سرخ انجام شود و با تک تک نفرات اردوگاه اشرف صحبت کند، خيلی از نفرات می توانند از آنجا خارج شوند.

خيلی ها از آينده شان می ترسند. نمی دانند که چه عاقبتی دارند.

چرا فکر می کنيد که سازمان مجاهدين خلق مايل است که  بیش از  سه هزار نفر را در اردوگاه اشرف نگه دارد؟ چرا اجازه خروج آنها را از آنجا نمی دهد؟ فکر می کنيد علتش چيست؟

معلوم است. وقتی آن نفرات از آنجا خارج شوند ديگر آن تشکيلات از هم می پاشد. ديگر تشکيلاتی وجود نخواهد داشت و سازمان مجاهدين خلق از هم پاشيده خواهد شد.

شما در اين مدت حضور در اردوگاه  ازدواج کرده ايد؟
نه خير. من ۱۵ سالم بود که به اين سازمان آمدم و الان چهل ساله ام. ۲۵ سال در سازمان مجاهدين خلق بودم و هنوز هم ازدواج نکرده ام. هيچ تماسی هم با خانواده ام نداشتم. به همين دليل هم خانواده ام فکر می کردند که من مرده ام.

چرا در اين مدت ازدواج نکرديد؟ اجازه ازدواج به شما نمی دادند يا اينکه خودتان مايل نبوديد؟
نه. ازدواج کردن در کمپ اشرف ممنوع است. نه تنها ازدواج که کلاً صحبت کردن با خانمها ممنوع است. اصلا نمی توانيد حرف بزنيد. سلام و احوالپرسی اگر بکنيد می گويند چرا سلام و احوالپرسی کرديد؟

اين ناشی از سياست های غلط آقای رجوی است که آنقدر اصرار می کند که افراد را در کمپ اشرف نگه دارد. دولت عراق رسماً التيماتوم داده است که مجاهدين نمی توانند در اين کشور بمانند. کشوری که مايل نيست اين سازمان در آن باقی بماند، برای چه بايد نفرات آن سازمان و جوانانش کشته شوند؟

من از سازمان های بين المللی و صليب سرخ جهانی درخواست می کنم که با تک تک نفرات کمپ اشرف صحبت کنند. اين موضوع را حل و فصل کنند تا هر روز افراد آنجا کشته نشوند، و اينهمه خونريزی نشود.

آقای شادوری، همان طور که می دانيد هفته گذشته بر اساس آماری که سازمان ملل ارائه داده است، ۳۴ نفر در يک حمله يی که ظاهراً از سوی نيروهای عراقی به اردوگاه اشرف رخ داد، در کمپ اشرف کشته شدند. گرچه به روشنی مشخص نيست که چه اتفاقی افتاده است. اما نيروهای عراقی می گويند که بر اساس مدارک و شواهدی که دارند، اين افراد توسط خود نيروهای مجاهدين کشته شده اند. شما در اين زمينه چه اطلاعاتی داريد؟ فکر می کنيد اساسا چنين چيزی ممکن است که خود مجاهدين، دست به خودزنی زده باشند؟

راستش را بخواهيد من در اين مورد زياد اطلاعی ندارم و اين موضوع را از طريق اينترنت فهميدم.

من متاثر و متاسفم برای دوستانم که در اين ميان کشته شده اند ولی اين واقعيت است که يکی از سياست های اشتباه رجوی اين است که افراد را تحت فشار نگهداری می کند. اين در صورتی است که رجوی می توانست در طول اين هشت ساله تمام افراد را از آنجا بيرون کند تا آنها بتوانند پناهندگی بگيرند.
مدتها بود که دولت عراق را تحريک می کرد. شعارش هم اين است که «دولت عراق بايد سرنگون شود». اين يک حرکت تحريک آميز رجوی است که روزانه ادامه دارد.

شما از اين افراد کشته شده کسی را شخصا می شناختيد؟

بله می شناختم. نفرات زيادی بودند که می شناختمشان. از اين بابت خيلی متاسف و ناراحتم.

آيا اين کسانی که کشته شدند کسانی بودند که مثل شما از وضعيت کمپ اشرف ناراضی بودند؟ ممکن است در اين مورد توضيح دهيد؟

راستش را بخواهيد من زياد در جريان نبودم. می دانيد که در قرارگاه اشرف کسی حق صحبت کردن با نفر بغل دستی اش را ندارد و صحبت کردن دو نفر با همديگر ممنوع است.

به همين دليل است که من زياد اطلاعی ازاينها ندارم ولی خيلی از نفرات را می شناسم که در آنجا مشکل دارند. الان هم نمی توانم اسامی شان را بگويم ولی اين نفراتی را که جزو کشته شدگانند زياد نمی شناسم.
 
 
 

مجاهدین: «اصراری برای ماندن در خاک عراق نداریم»

 

یک عضو مجاهدین می‌گوید: «دو روز قبل از حمله به اشرف به آمریکایی‌ها گفتیم همه ساکنین اردوگاه را به آمریکا منتقل کنید». عبدالکریم لاهیجی، معتقد است انتقال همه ساکنان اشرف به یک کشور، با واقعیت‌های دنیای امروز تطبیق ندارد.

 
یک گروه متعلق به سازمان ملل متحد پنجشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۰، اعلام کرد در بازدید از اردوگاه اشرف، اجساد ۲۸ تن از جمله چند زن را یافته است. این افراد در درگیری هفته گذشته نیروهای عراق با افراد ساکن در اردوگاه اشرف در عراق کشته شده‌اند. همچنین فرحان حق معاون سخنگوی سازمان ملل نیز گفته است: «ما از کشته شدن ۳۴ نفر در داخل اردوگاه اشرف و اطراف آن آگاهی داریم» سازمان مجاهدین خلق تعداد زخمی‌های درگیری هفته گذشته را بیش از ۳۰۰ نفر اعلام کرده است.
دولت عراق خواستار خروج نیروهای سازمان مجاهدین از این کشور است. در همین زمینه علی دباغ  سخنگوی دولت عراق نیز بعد از درگیری رخ داده در اردوگاه اشرف گفته بود: «ساکنان اين اردوگاه تا پايان ماه دسامبر فرصت دارند عراق را ترک کنند.» به گفته سخنگوی دولت عراق اعضای این سازمان باید با همکاری سازمان ملل متحد و استفاده از ابزارهای سياسی و ديپلماتيک از خاک عراق خارج شوند.»
موسی افشار، یکی از اعضای "شورای ملی مقاومت ایران" در پاریس در گفت‌‌و‌‌گو با دویچه وله عربی می‌گوید: « دو روز قبل از حمله نیروهای عراق به پادگان اشرف، به نماینده نیروهای آمریکایی و بین‌المللی حاضر در عراق و همین‌طور نماینده سفارت آمریکا در عراق گفته بودیم که ما اصراری برای ماندن در خاک عراق نداریم. گفتیم می‌توانید همین الان هواپیما بیاورید و همه ساکنان پادگان اشرف را به خاک ایالات متحده آمریکا منتقل کنید. گفتیم همچنین می‌توانید ساکنین پادگان اشرف را به اروپا منتقل کنید. ما آماده‌ایم هزینه و خرج و مخارج این کار را هم بپردازیم. به‌خصوص این ‌که نیروهای مجاهدین توسط آمریکایی‌ها خلع سلاح شدند.»
پناهندگی حزبی وجود ندارد
دکتر عبدالکریم لاهیجی، نایب رئیس فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشرBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  دکتر عبدالکریم لاهیجی، نایب رئیس فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشردکتر عبدالکریم لاهیجی، نایب رئیس «فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر» در گفت‌و‌گو با دویچه وله درباره امکان انتقال مجاهدین ساکن اردوگاه اشرف به کشوری خارج از عراق می‌گوید: ««مجاهدین نمی‌توانند توقع داشته باشند که یک دولت آن‌ها را به‌عنوان یک مجموعه ۳-۴ هزار نفری بپذیرد. یعنی پناهندگی گروهی، سازمانی، حزبی و جزو ندارد. توقع نداشته باشند که ایالات متحده آمریکا به ۳۵۰۰ تا ۴۰۰۰ مجاهد به‌صورت دسته جمعی ویزای ورود بدهد و بروند آن‌جا مثلا یک پایگاه اشرف هم آن‌جا به‌وجود بیاورند. این امر با واقعیت‌های دنیای امروز منطبق نیست. پناهندگی یک امر فردی است. بنابراین افراد مجاهدین می‌توانند به صورت فردی از کشورهایی که مهاجر و پناهنده می‌پذیرند تقاضای انتقال به کشوری دیگر کنند.» 
پس از حمله ارتش آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ و سقوط دولت صدام حسین، نیروهای مجاهدین ساکن اردوگاه اشرف خلع سلاح شده و نیروهای آمریکایی اختیار این اردوگاه را به‌دست گرفتند. آنها اواسط سال ۲۰۰۸ میلادی کنترل اردوگاه اشرف را به دولت عراق سپردند. دولت عراق نیز اکنون خواستار خروج مجاهدین از این کشور است.
در حالی‌ که اعضای مجاهدین خلق و رهبران آن، تا پیش از این بر ماندن در اردوگاه اشرف تاکید می‌کردند، آیا با ابراز تمایل  برای خروج از عراق به حل وضعیت ناروشن آنان کمکی خواهد شد؟ عبدالکریم لاهیجی در این‌باره می‌گوید: «راه حل عملی قضیه برای منی که متخصص مسائل مهاجرت در چارچوب مقررات بین‌المللی هستم، این است که مجاهدین اعضای خود را آزاد بگذارند و آن‌ها هم به صورت موازی با تمام کشورهای اروپایی، آمریکا، کانادا درخواست پناهندگی بکنند.»
علت مرگ ۲۵ نفر از مجاهدین اصابت گلوله است
 ارتش عراق پیش از انتشار گزارش اخیر سازمان ملل درباره نیروهای مجاهدین، تعداد کشته‌شدگان را ۳ تن و آغاز درگیری را به‌علت سنگ پراکنی اعضای مجاهدین به نیروهای عراقی اعلام کرده بود. علی دباغ سخنگوی دولت عراق به خبرگزاری فرانسه گفته بود کشته‌شدگان اردوگاه اشرف به دست ماموران مجاهدین به قتل رسیده‌اند.
به‌نقل از آسوشیتدپرس، یک دیپلمات‌غربی نیز با اشاره به مشاهدات گروه سازمان ملل‌متحد از اردوگاه اشرف، علت فوت ۲۵ نفر از ۳۴ کشته در این اردوگاه را  اصابت گلوله دانسته است.
آقای لاهیجی به تحویل مسئولیت مجاهدین به دولت آمریکا و گرفتن ضمانت از دولت عراق برای تامین امنیت جانی آنان که  دو سال پیش انجام شد اشاره می‌کند و می‌گوید: «اگر آمریکا به هر دلیلی نخواهد به مسئولیت سیاسی خود عمل کند، جایی وجود ندارد که مجاهدین از این امر شکایت کنند. بنابراین مسئله به نزاکت بین‌المللی ربط پیدا می‌کند. بالاخره کشورهای دموکراتیک باید یک راه‌حل برای این موضوع پیدا کنند.»
حسین کرمانی
تحریریه: مهین‌دخت مصباح
برای شنیدن فایل صوتی گفت‌و‌گو با دکتر عبدالکریم لاهیجی، روی لینک صوتی پایین صفحه کلیک کنید!

 

چهارشنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۹۰

کلینتون: کشورهای عربی از سرنوشت انقلاب ایران درس بگیرند

کلینتون: کشورهای عربی از سرنوشت انقلاب ایران درس بگیرند

هیلاری کلینتون، وزیر خارجه‌ آمریکا، سران و مردم کشورهای عرب را به اصلاحات واقعی سیاسی و اقتصادی فراخواند و از آنان خواست که از سرنوشت انقلاب ایران درس بگیرند. به گفته‌ وی، این انقلاب به یک «دیکتاتوری بی‌رحم» انجامید.

هیلاری کلینتون که شامگاه سه‌شنبه (۱۲ آوریل / ۲۳ فروردین) به وقت محلی، در همایش جهانی ایالات متحده‌ی آمریکا و جهان اسلام در واشنگتن سخن می‌گفت، خاطر نشان ساخت که برای نخستین بار پس از دهه‌‌ها، امکانی واقعی برای تحول در کشورهای عربی ایجاد شده است.
به گفته‌ی وزیر امور خارجه‌ی آمریکا، جوانان کشورهای عربی دیگر با ادامه‌ی وضع موجود راضی نخواهند شد، زیرا آنان که نوک پیکان قیام‌های اخیر هستند می‌دانند که یک زندگی بهتر قابل دسترس است.
در همایش سالانه‌ی آمریکا و جهان اسلام، نمایندگان بیش از سی کشور اسلامی، از جمله ترکیه، پاکستان، افغانستان، اردن و اندونزی شرکت داشتند. این همایش ۸ سال پیش برای نخستین بار برگزار شد و هدف آن تفاهم بیشتر و بهتر میان جهان اسلام و ایالات متحده‌ی آمریکاست.
درس‌آموزی از انقلاب ایران
کلینتون در بخش‌های دیگری از سخنان خود گفت، همه‌ی نشانه‌های پیشرفتی که در ماه‌های گذشته در کشورهای عربی دیده شد، زمانی معنا می‌یابد که رهبران بیشتری در دیگر کشورهای عربی از خود تحرک سریع‌تری نشان دهند و روح اصلاحات را بپذیرند.
وزیر امور خارجه‌ی آمریکا سرنوشت انقلاب سال ۱۹۷۹ در ایران را هشداری برای کشورهای منطقه دانست و گفت، این انقلابی بود که توسط یک «دیکتاتوری تازه و بی‌رحم» واژگون شد. وی همچنین هشدار داد که رهبران ایران و مبلغان شبکه‌ی تروریستی القاعده تلاش می‌کنند اعتراضات مسالمت‌آمیز جهان عرب را برای هدف‌های خود مورد سوءاستفاده قرار دهند.
کلینتون گفت، اکنون زمان اثبات این موضوع فرارسیده که جنبش‌های انقلابی ماه‌های گذشته در منطقه فقط سراب نبوده است. وی افزود که برای راهیابی به یک جامعه‌ی دمکراتیک واقعی، فقط تغییر رهبران سیاسی کافی نیست، بلکه رهبران کشورهای منطقه باید «صدای مردم را بشنوند و به اولویت‌های آنان توجه کنند».
ضرورت رعایت حقوق اساسی
وزیر امور خارجه‌ی آمریکا خواستار توجه کشورهای منطقه به حقوق مدنی، حقوق اقلیت‌ها و حقوق زنان شد و گفت، دولت‌های دوران گذار در مصر و تونس باید به حقوق اساسی مردم احترام گذارند و امنیت شهروندان خود را در خیابان‌ها تامین کنند.
وی همزمان خواستار دستگاه قضایی مستقل در این کشورها، لغو وضعیت اضطراری و مبارزه با فساد شد. کلینتون گفت، اگر حوادث اخیر در این کشورها به نتیجه نرسد و مردم مایوس شوند، راه برای گرایش‌های افراطی گشوده خواهد شد.
کلینتون همچنین از ادامه‌ی سرکوب زنان در مصر و تونس انتقاد کرد و گفت، نمی‌توان از دمکراسی سخن گفت، وقتی نیمی از مردم وادار به سکوت می‌شوند.
کلینتون با توجه به اوضاع یمن، خواهان تحول مسالمت‌آمیز در این کشور شد. وی همچنین مقابله‌ی خشونت‌آمیز دولت سوریه با تظاهرکنندگان را محکوم کرد و گفت، این حق مردم سوریه است که از آزادی‌های بیشتر برخوردار شوند.
کلینتون خواهان تغییر رژیم در یمن، بحرین و سوریه نشد، ولی قاطعانه از رهبران این کشورها خواست که از هرگونه خشونت علیه تظاهرکنندگان بپرهیزند و به سوی آنان دست همکاری دراز کنند.

دوشنبه، فروردین ۲۲، ۱۳۹۰

رييس بانک مرکزی ایران: هر ريال معادل يک دلار خواهد شد

رييس بانک مرکزی ایران: هر ريال معادل يک دلار خواهد شد

از سال ۱۹۶۰ تاکنون بیش از ۷۰ مورد سياست حذف صفر از پول ملی کشورها گزارش شده است.
از سال ۱۹۶۰ تاکنون بیش از ۷۰ مورد سياست حذف صفر از پول ملی کشورها گزارش شده است.
مقام های اقتصادی جمهوری اسلامی ايران اعلام کرده اند که حذف چهار صفر از پول ملی کشور قطعی شده است و هر ريال معادل يک دلار خواهد شد. رييس بانک مرکزی ايران گفته است واحد پول خرد همانند سال های گذشته دينار خواهد بود.

شمس الدين حسينی، وزير امور اقتصاد و دارايی ايران در گفت و گو با خبرنگاران در تهران از اصلاح پول ملی در کارگروه طرح تحول اقتصادی خبر داده و گفته است که تصميم حذف سه يا چهار سفر از پول ملی با بانک مرکزی است.

محمود بهمنی، رييس بانک مرکزی جمهوری اسلامی يکشنبه شب در جلسه هيئت دولت به ارائه جزئياتی درباره حذف صفرهای پول ملی ايران پرداخته و گفته است که اين برنامه در يک دوره زمانی يک يا دو ساله انجام می شود.

وی افزوده است که پول جديد به تدريج به جامعه تزريق می شود تا بعد از آشنايی مردم با آن، به طور کلی پول جديد جايگزين شود.

آقای بهمنی به تاريخ قطعی اجرای اين برنامه اشاره نکرده است ولی برخی از گزارش ها حاکی است که طرح حذف صفر از پول ملی ايران در سال ۱۳۹۰ آغاز می شود.

هفته گذشته، وزير اقتصاد ايران اعلام کرد که پيشنهاد اجرای اين طرح طی شش ماه آينده به هيئت دولت ارائه خواهد شد.

وی افزود: درصورت تصويب اين طرح در هيئت دولت و تاييد شورای پول و اعتبار، بانک مرکزی برای جمع آوری اسکناس های موجود و انتشار اسکناس های جديد وارد عمل خواهد شد.

محمود بهمنی يکشنبه شب گفته است که بر اساس طرح حذف صفرها، يک ريال (برابر با ۱۰ هزار ريال کنونی است) از نظر ارزشی با يک دلار برابر می شود.

وی اظهار داشت: «با توجه به اينکه ريال واحد پول کشور است و تغييری نمی کند، با تحقق اين برنامه، واحد پول خرد بعد از ريال همانند سال های گذشته دينار خواهد بود.

آقای بهمنی گفته است که هر يک ريال برابر با ۱۰۰ دينار خواهد بود.

دولت محمود احمدی نژاد در سال های اخير به دليل تزريق درآمدهای بالای نفتی ايران به اقتصاد کشور برای اجرای طرح های زودبازده، واردات گسترده و پرداخت مستقيم يارانه ها هدف انتقادهای فراوانی قرار گرفته است.

اقدام های اقتصادی دولت های نهم و دهم به رشد تورم دامن زده است و بر اساس آخرين آمار بانک مرکزی هم اکنون نرخ تورم در ايران حدود ۱۲.۴ درصد است.

اين در حالی است که منابع غير رسمی نرخ تورم را بسيار بيشتر از اين رقم می دانند.

بانک مرکزی در سال های اخير به طور مرتب دلار به بازارهای ايران تزريق کرده است تا از افزايش نرخ آن جلوگيری کند.

هم اکنون نرخ دلار در ايران حدود ۱۱۲۰ تومان است.

تاريخچه حذف صفر از پول ملی کشورها

اژه ای: فهرست «مفسدين اقتصادی» احمدی نژاد قبلا مختومه شده است


اژه ای: فهرست «مفسدين اقتصادی» احمدی نژاد قبلا مختومه شده است

غلامحسين محسنی اژه ای، دادستان کل کشور و سخنگوی قوه قضاييه روز دوشنبه اعلام کرد که فهرست «مفسدين اقتصادی» مورد نظر محمود احمدی نژاد، رييس جمهور ايران، قبلا بررسی و مختومه شده است. وی همچنين خبر از بازداشت «فرد فحاش» به فائزه هاشمی داده است.

آقای اژه ای به خبرنگاران در تهران گفته است: «بسياری از موارد ليستی که محمود احمدی نژاد در کنفرانس خبری خود که گفته به قوه قضاييه داده است، قبلا بررسی و بعضا مختومه شده است.»

وی اظهار داشت: «در اين ليست مواردی ذکر شده که ماه ها و سالهاست در دست رسيدگی است. برخی از اين موارد نيز سال های قبل رسيدگی و مختومه شده است.»

محمود احمدی نژاد روز ۱۵ فروردين ماه در يک نشست خبری اعلام کرد که «سال گذشته در نامه ‌ای به رييس قوه قضاييه اسامی حدود ۲۵۰ نفر که در بخش‌های مختلف اقداماتی خارج از قوانين مرتکب شده بودند اعلام و درخواست رسيدگی قضايی کرديم.»

وی افزوده بود: «البته بسياری از آنها دارای پرونده‌هايی بودند که دولت قبلا از ايشان شکايت کرده بود و دوره رسيدگی خيلی طولانی شده بود و درخواست تسريع در رسيدگی داشتيم که اميدواريم قوه قضاييه به اين درخواست رسيدگی کند.»

اکنون سخنگوی قوه قضاييه جمهوری اسلامی می گويد که «اين ليست تنها يک فهرست است و بسياری از اين موارد، مستندات ندارد و ما بايد از دولت بخواهيم مستندات خود را در اين مورد ارائه کند.»

رييس جمهور اسلامی ايران از زمان روی کار آمدن خود در سال ۱۳۸۴ مبارزه با «فساد اقتصادی» و معرفی اسامی «مفسدين اقتصادی» به مردم را يکی از برنامه های اصلی خود عنوان کرده است ولی هنوز اقدامی در اين زمينه انجام نداده است.

برخی از منتقدان، دولت را متهم می کنند که برخلاف ادعاهای آن مبنی بر مبارزه با «دست اندازان به بيت المال» در برابر رسیدگی به اتهام فساد اقتصادی به نزدیکان خود مقاومت و سنگ اندازی می کند.

این منتقدان به طور ویژه به پرونده محمدرضا رحیمی، معاون اول رییس جمهور، به عنوان «سر حلقه باند فاطمی» اشاره می کنند که از سوی سخنگوی قوه قضاییه به عنوان متهم اصلی پرونده های «فساد اقتصادی در بیمه» متهم شده است.

در حالی که این اتهام همچنان مطرح است، محمود احمدی نژاد به شدت از معاون اول خود دفاع و منتقدان وی را به «بی تقوایی» متهم کرده است.

دولت آقای احمدی نژاد همچنین متهم است که از طريق سيستم بانکی وام های کلانی به نزديکان خود داده است.

در هفته اخير برخی از رسانه های نزديک به اصولگرايان خبر داده اند که خريدار خودروی محمود احمدی نژاد به قيمت دو ميليارد و ۵۰۰ ميليون تومان، از بدهکاران عمده به سيستم بانکی ايران است و رقم بدهی های وی ۱۲۰ ميليارد تومان است.

همچنین گفته می‌شود که این سرمایه دار که نامش فاش نشده، از نزدیکان حمید بقایی، معاون اجرایی رییس جمهور، است.

بازداشت فرد فحاش به فائزه هاشمی

محسنی اژه ای در ادامه نشست خبری خود اعلام کرد که فرد فحاش به فائزه هاشمی، دختر اکبر هاشمی رفسنجانی، بازداشت و پرونده ای عليه وی تشکيل شده است.

سخنگوی قوه قضاييه ايران هويت اين فرد را فاش نکرده است ولی از زمان انتشار ويدئوی فحاشی اين فرد در اواخر سال گذشته، برخی از سايت های اينترنتی وی را «سعيد تاجيک» معرفی کرده اند که از نيروهای لباس شخصی و وابسته به بسيج است.

در اين ويدئو تعدادی از افراد لباس شخصی، فائزه هاشمی را در حرم عبدالعظيم در شهر ری تعقيب کرده و اقدام به فحاشی به وی و پدرش کردند.

انتشار اين ويدئو واکنش های گسترده ای در ايران به دنبال داشت و رييس قوه قضاييه نيز خواستار برخورد با عوامل فحاشی به دختر رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام شد.

آقای اژه ای می گويد که «برخی از مقام های امنيتی نيز به دنبال متهمانی هستند که به صورت خودسر امنيت اخلاقی جامعه را تحت تاثير قرار می دهند.»