بازداشت خشونتبار و چندساعته احمد رونقی؛ «نمیگذاریم ایران را بیش از این ویران کنید»
در ادامه فشارهای امنیتی و قضایی بر فعالان مدنی و صنفی و خانوادههای آنها، حسین رونقی با انتشار ویدئویی از نحوه بازداشت چندساعته احمد رونقی توسط مقامات اطلاعاتی جمهوری اسلامی اعلام کرد که مأموران پدر او را روی زمین کشیدند به طوری که بدون او کبود شده است.
بر اساس ویدئو دوربین مداربسته که حسین رونقی روز پنجشنبه دوم تیر منتشر کرده، چند مأمور لباس شخصی برای بازداشت احمد رونقی در نانوایی محل کارش، او را به روی زمین میکشند و بر اثر اعمال خشونت، آقای رونقی «از حال رفته» و در همان حال او را به داخل خودرو منتقل میکنند.
حسین رونقی با این توضیح که پدرش از مأموران درخواست کرده که حکم بازداشت و اتهاماتش را به او ارائه کنند، نوشت، وقتی احمد رونقی «جلو بیقانونی» ایستادگی کرده، مأموران او را «هل داده» و «زیر مشت و لگد» گرفتهاند و ضمن «فحاشی، این مرد سالمند را روی زمین انداخته و کشیدهاند.
این نشانه سقوط شماست! پدرم درخواست حکم داده، نشون ندادید، گفته جرم و اتهامم چیه، گفتید به تو مربوط نیست! جلو بیقانونی وایساده، هلش دادید، زیر مشت و لگد گرفتید! فحاشی کردید گفتید «مردتیکه خر و سگ»! انداختینش رو زمین، از حال رفته و توی همون وضعیت روی زمین کشیدینش وکردینش تو ماشین!
این فعال حقوق بشر نحوه بازداشت پدرش را «نشانه سقوط» توصیف کرده و خطاب به «لباس شخصیهایی که از صبح» مقابل خانه و مغازه پدرش ایستادهاند و به گفته او «همه اعضای خانواده» را «تهدید میکنند که ویدئوهای دوربینها را بدهید»، اعلام کرده که ویدئوها به طور عمومی منتشر شدهاند و خواستار آن شده که از ادامه آزار خانوادهاش دست بردارند.
حسین رونقی ملکی روز چهارشنبه از هجوم نیروهای امنیتی به محل سکونت خانوادهاش در شهرستان ملکان در استان آذربایجان شرقی و تفتیش و ضبط برخی لوازم الکترونیکی خبر داد و گفت که احمد و حسن رونقی، پدر و برادر این زندانی سیاسی سابق برای ساعاتی بازداشت شدهاند.
او همچنین طی یادداشتی در کانال تلگرام خود، فاش کرد که در آخرین بازداشت، مقامات حکومتی حکم دستگیری پدر و برادرش را به او نشان داده و گفتهاند «میخواهی پدر و برادرت را بگیریم؟» و وقتی او گفته «چرا تا الان نگرفتید؟» و «حکم قضایی است و بروید اجرایش کنید!»، پاسخ دادهاند «نخواستیم اذیت بشوید» و «یعنی میخواهید بگیریمشان؟»، «خیلی بیوجدانی!»
به گفته آقای رونقی، مقامات امنیتی با آزار خانوادهاش میخواهند او را تحت فشار قرار دهند، اما خانواده از او پشتیبانی میکنند، چرا که معتقدند او «کار خلافی نمیکند» و «اگر همه ما سرمان را بیاندازیم پایین و پی زندگی خودمان باشیم، کی میماند برای آزادی و آینده ایران و کودکان این سرزمین بایستد و بجنگد؟»
او همچنین تأکید کرد: «مادرم میگوید همه چیز را حکومت خراب کرده، دریاها خشک شدند، ایران را فروختند، نمیتوانند مواظب ایران باشند، باید دست بردارند از سر مردم و ایران. پدرم میگوید ما ایرانی هستیم و ایران میمانیم، نمیگذاریم ایران را بیش از این ویرانما حق داریم...
وقتی بازداشت بودم، حکم بازداشت پدر و بردارم رو نشون دادن گفتن: میخوای پدر و برادرت رو بگیریم؟
گفتم: چرا تا الان نگرفتید؟ (حکم بازداشت برای دو هفته قبلتر بود)
گفت: نخواستیم اذیت بشی و بشن!
گفتم: حکم قضاییه برید اجراش کنید! بگیریدشون!
گفت: یعنی تو میخوای بگیریمشون؟
گفتم: خب اگر به حرف منه هیچ کسی رو بازداشت نکنید، ولی حکم قضاییه باید برید بگیریدشون!
گفت: خیلی بیوجدانی
گفتم: تو میخوای بری بازداشتشون کنی! من بیوجدانم؟ باشه! من بیوجدانم!
امروز که ریختن پدرم و برادرم هر کدوم رو جداگونه از محل کارشون گرفتن (گفتهاند حکم بازداشت داریم) بعدم ریختن خونه سر مادر و خواهرم، و همه لوازم الکترونیکی و وسایلشون رو جمع کردن بردن! یاد اون حرفها افتادم!
مادر، پدر، برادر و خانوادهام پشتم ایستادن، برای اینکه معتقدن من کارخلافی نمیکنم، برای اینکه معتقدن اگر همه ما سرمون رو بندازیم پایین و پی زندگی خودمون باشیم! کی میمونه برای آزادی و آینده ایران و کودکان این سرزمین بایسته و بجنگه؟
مادرم میگه همه چی رو حکومت خراب کرده، دریاها خشک شدن، ایران رو فروختن، نمیتونن مواظب ایران باشن، باید دست بردارن از سر مردم و ایران.
پدرم میگه ما ایرانی هستیم و ایران میمونیم، نمیذاریم ایران رو بیش از این ویران کنید.
ما ایران میمونیم، ما حق داریم جمهوری اسلامی رو نخوایم، سپاه پاسداران رو نخوایم، بازوهای حکومت رو (اصولگرا-اصلاحطلب) رو شرور بدونیم. حق داریم بگیم زیست انسانی و زندگی آزاد حقماست، حق داریم از پوشش آزاد دفاع کنیم، از شادی و رقص بگیم. حق داریم و از حقمون دفاع میکنیم بهخاطر حقمون میایستیم، زندان، بازداشت و آزار و اذیت سیستماتیک رو به تنمون میخریم و در نهایت ما پیروزیم چون ایران مال مردم ایران است، نه حکومتی که مردم آن را نمیخواهند!
پینوشت امروز:
مامور به مادرم گفته: بچههاتو درست تربیت میکردی اینجوری نشن!
مادرم به مامور جواب داده: تو رو درست تربیت میکردن که مردم رو نگیری! مردم رو نکشی!
که ما همچنان مینویسیم
که ما همچنان در اینجا ماندهایم
مثل درخت
که مانده است
مثل گرسنگی
که اینجا مانده است
مثل سنگها که ماندهاند
مثل درد که مانده است
مثل زخم
مثل شعر
مثل دوست داشتن
مثل پرنده
مثل فکر
مثل آرزوی آزادی و
مثل هر چیز که از ما نشانهای دارد
#محمد_مختاری
فشارهای امنیتی و قضایی بر فعالان سیاسی، مدنی و صنفی و همچنین خانوادههای آنها در ایران طی ماههای گذشته افزایش یافته است.
چنان که آرش صادقی، مدافع حقوق بشر میگوید، طی دو ماه گذشته «۲۳۰ معلم در سراسر کشور ربوده، بازداشت، و زندانی» شدهاند و از جمله از حدود دو هفته قبل تاکنون از رسول بداقی، محمد حبیبی و جعفر ابراهیمی، اعضای کانون صنفی معلمان، خبری در دست نیست.
سازمان حقوق بشر ایران در گزارشی نسبت به تداوم اعتصاب غذای مریم کریمبیگی، خواهر دادخواه مصطفی کریمبیگی از جانباختگان سرکوب اعتراضات سال ۸۸، ابراز نگرانی کرده است.
این نهاد حقوق بشری، در گزارشی به نقل از محمد کریمبیگی، پدر مریم، نوشته است: «متأسفانه دادسرای مقدس اوین هیچ کدام از ما خانوادهاش را راه ندادند و دو روز پیش آخرین دفاعیاتش در شعبه دادسرای مقدس اوین بوده است. من خواهان آزادی بی قید و شرط دخترم هستم. مریم هیچ جرمی مرتکب نشده و اگر هم فعالیتی داشته در چهارچوب حقوق بشر بوده است. روز اول، بازپرس به وکیلش آقای رییسیان گفته بود که ارتباطش با خانوادههای زندانیان سیاسی و مادران آبان بوده و ارتباطاتان خیلی زیاد است و به خاطر همین آمد و شدها خواستند که زهر چشمی بگیرند.»
#مریم_کریمبیگی، از خانوادههای دادخواه که از ۲۴ خرداد ماه بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده، در دهمین روز اعتصاب غذا و در شرایط نگران کنندهای بهسر میبرد. #مریم_کریم_بیگی، خواهر #مصطفی_کریمبیگی، یکی از کشته شدگان اعتراضات ۱۳۸۸ در #تهران است.


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر