شنبه، مرداد ۲۹، ۱۴۰۱

حقوق شهروندی | پرت شدن یک زن از ون گشت جانی و حرامزاده و فاسدو پفیوزبی شرف ارشاد؛‌ متهم شدن سپیده رشنو به تشویق فساد و فحشا

 

حقوق شهروندی | پرت شدن یک زن از ون گشت جانی و حرامزاده و فاسدو پفیوزبی شرف ارشاد؛‌ متهم شدن سپیده رشنو به تشویق فساد و فحشا


تصویر نیم‌رخ منتشرشده از سپیده رشنو در رسانه‌های داخل ایران

همزمان با آن که قوه قضاییه جمهوری اسلامی از صدور کیفرخواست برای «سپیده رشنو» خبر داده، امروز تصویری نیز از برخورد خشن نیروهای انتظامی با یک زن در شهر رشت بازنشر شده است حال آنکه پلیس مدعی است این زن، خود از ون در حال حرکت آویزان شده است.

برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی روز شنبه بیست و نهم مردادماه با انتشار تصاویری که آن را متعلق به منطقه «سبزه میدان» شهر رشت در استان گیلان دانستند، ‌از عبارت «پرتاب وحشیانه یک خانم از خودرو در حال حرکت ون پلیس به بیرون» برای توصیف این واقعه استفاده کردند.

 

اندکی بعد و با انتشار گسترده این ویدئو و بروز واکنش‌های فراوان به آن در شبکه‌های اجتماعی و برخی رسانه‌های ایران، جانشین پلیس گیلان اعلام کرد که «ادعای پرتاب کردن وی» از خودرو گشت امنیت اخلاقی، «کذب محض است.»

بر اساس اعلام تارنمای روزنامه «جام جم» چاپ تهران، حسین حسن‌پور مدعی شده است که موضوع برخورد «گشت انتظامی کلانتری ۲۲ رشت» با آن زن، «شکایت یکی از شهروندان» به دلیل آنچه «سوء استفاده طرف مقابل از سانحه تصادف رانندگی» چند روز گذشته و «قصد اخاذی از وی» بوده، صورت گرفته است.

این مقام انتظامی جمهوری اسلامی ایران با استناد به «بررسی مستندات و تصاویر دوربین‌های محل حادثه»، اظهار داشته است که «مشخص است» این شهروند خانم پس از حرکت خودروی پلیس، «از پنجره خودروی در حال حرکت آویزان شده» است.

اما از سوی دیگر، برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی این اقدام پلیس گیلان و همزمانی آن با صدور کیفرخواست برای «سپیده رشنو» و ابلاغ به او را بی ارتباط ندانسته‌اند و برخی توضیحات انتشار یافته را توجیه دانسته و اعلام داشتند «خودروی گشت ارشاد برای بدرقه متهم تصادفات استفاده نمی‌شود» و یا «چرا خودروی ون پس از پرت شدن زن، به حرکت خود ادامه داد؟»

یکی از کاربران شبکه اجتماعی توییتر نیز در این ارتباط نوشت: «سپیده رشنو دادگاهی شد و الکی الکی راهی زندان داره میشه، یه زن رو وسط روز روشن از ون پلیس وحشیانه به بیرون پرت کردن و...»

 سپیده رشنو دادگاهی شد و الکی الکی راهی زندان داره میشه ی زن و وسط روز روشن از ون پلیس وحشیانه به بیرون پرت کردن تعداد بچه های کار ده برابر شده شهر کرد ده روزه آب نداره و مردم تشنه ان چقدر این زندگی تو ایران مزخرفه آخه

 

سپیده رشنو، نویسنده و ویراستار بیست و پنجم تیرماه در یک اتوبوس درون شهری تهران توسط «زنی محجبه» به نام «رایحه ربیعی» که خود را از زنان «آمر به معروف» و دارای ارتباط با «سپاه پاسداران» می‌دانست، مورد «حمله فیزیکی» به سبب نوع پوششی که انتخاب کرده بود قرار گرفت و اندکی بعد نیز توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت و مجبور به «اعتراف اجباری» شد.

در همین ارتباط، خبرگزاری «میزان» وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران به نقل از ایمان افشاری، رئیس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران نوشته است: متهم (سپیده رشنو) «از زندان احضار شده» و مفاد کیفرخواست صادره به وی «ابلاغ» شد.

بر این اساس، اتهامات صادره از سوی مقامات قضایی و دستگاه‌های امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی علیه سپیده رشنو، ‌شامل مواردی از جمله «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور از طریق ارتباط با افراد خارج‌نشین و فعالیت تبلیغی علیه جمهوری اسلامی و تشویق مردم به فساد و فحشا» است.

این رسانه قوه قضاییه بدون آنکه اشاره کند زندان محل نگهداری این شهروند «مخالف حجاب اجباری» کجا است و در چه شرایط جسمی و روحی پس از پخش «اعترافات اجباری» تصویری به سر می‌برد، اقدام به انتشار یک تصویر نیم‌رخ از او هنگام قرائت برگه‌هایی که گفته می‌شود کیفرخواست سنگین صادره علیه او باشد، منتشر کرده است.

این اتفاقات در حالی است که برخی رسانه‌ها از بازداشت لیلا حسین‌زاده، فعال صنفی دانشجویی در حالی خبر داده‌اند که او ساعاتی قبل طی رشته توییتی نوشته بود «وضعیت کنونی ‎سپیده رشنو، یاد خودم و بسیاری زنان دیگه میندازدم، سال ۹۶ (اولین بازداشت) وقتی از انفرادی آوردندم تماس گرفتم: _سالمی؟ _بیای بیرون خودمون پات رو قلم میکنیم، میکشیمت که اینجوری آبرومونو بردی. دیگه زنگ نزدم، گفتن تا دادگاهت میمونی تو سلول و خیلی هم ناراحت نبودم...»

 

وضعیت کنونی #سپیده_رشنو، یاد خودم و بسیاری زنان دیگه میندازدم، سال 96 (اولین بازداشت) وقتی از انفرادی آوردندم تماس گرفتم: _سالمی؟ _بیای بیرون خودمون پات رو قلم میکنیم، میکشیمت که اینجوری آبرومونو بردی دیگه زنگ نزدم، گفتن تا دادگاهت میمونی تو سلول و خیلی هم ناراحت نبودم 1/

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر