ایران و آمریکا: یک کمی جنگ؟
بحران مناسبات ایران و آمریکا دیگر نه روز به روز که ساعت
به ساعت تشدید می شود. آیا جنگی میان دو کشور در میان خواهد بود؟ یا شرایط
نه جنگ و نه صلح منافع آمریکا را بهتر تامین می کند؟ گزارشی تحلیلی از
نشریه آلمانی دیتسایت.
تهدید ایران به خروج گام به گام از برجام، اعزام دو ناوگان آمریکا به
خلیج فارس، خرابکاری در چهار کشتی تجاری در نزدیکی بندر فجیره، حمله موشکی
حوثیهای یمن به یکی از تاسیسات نفتی عربستان سعودی، ابراز شادمانی
تندروهای ایرانی نسبت به این دو اقدام تروریستی، صدور دستور خروج بخشی از
کارکنان سفارت آمریکا از بغداد، همه زنگهای خطری هستند که یکی پس از
دیگری به صدا در میآیند تا احتمال درگیری نظامی آمریکا و متحدان
منطقهایاش را با ایران گوشزد کنند.
دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا هیچ فرصتی را برای بیان این نکته که "قصد جنگ با ایران را ندارد" از دست نمیدهد. بسیاری از تحلیلگران غربی هم بر این باورند که حمله به نیروهای ایران در دستور کار کاخ سفید واشنگتن نیست. عقل سلیم هم می گوید که منافع آمریکا را در شرایط حاضر ادامه حالت نه جنگ و نه صلح در خلیج فارس بیش از ورود به جنگی تامین میکند که نه گستره آن را میتوان پیش بینی کرد و نه پایان آن را.
اما از سوی دیگر، به نوشته پایگاه اینترنتی هفته نامه دی تسایت آلمان، دونالد ترامپ چنان خشم و نفرتی نسبت به جمهوری اسلامی و نیروهای نظامی و شبه نظامی وابسته به آن در منطقه در دل پرورانده است که به این گفته او نیز نمیتوان اطمینان داشت.
خلیج فارس به این ترتیب حالت کبریت و انبار پنبه را پیدا کرده است. یک اشتباه کوچک از سوی ایران یا نیروهای وابسته به آن در عراق و سوریه و یمن و باریکه غزه و لبنان، این بار بر خلاف همیشه برای شعله ورشدن این کبریت و انفجاری تازه در خاورمیانه کافی خواهد بود. در سالهای اخیر، نوک حمله این نیروها، رقبای منطقهای ایران مثل عربستان سعودی و اسرائیل بودهاند. کافی است یکی از پیکانها، به عمد یا به سهو به سوی نیروهای آمریکایی هدف گرفته شوند، آنگاه، پیش بینی ابعاد واکنش آمریکا تا بروز نکرده باشد، بسیار دشوار خواهد بود.
گمانه زنیها در این زمینه که سرانجام جنگی میان ایران و آمریکا درخواهد گرفت یا نه، ادامه دارند. در این میان، پایگاه اینترنتی هفته نامه دی تسایت آلمان عنوانی را برای مقاله تحلیلی روز چهارشنبه ۱۵ آوریل خود برگزیده است که در نهایت گویای احتمالی ترین سناریوست: "یک کمی جنگ"؟
هفته نامه آلمانی به این ترتیب پیش بینی میکند که آمریکا ممکن است با وقوف به موقعیت داخلی بسیار ضعیف جمهوری اسلامی جنگ کوچک و قابل مهاری را آغاز کند تا بتواند جمهوری اسلامی را در موضع ضعف بر سر میز مذاکره بنشاند و ۱۲ شرطی را که پیش تر برای بازگشت به برجام اعلام کرده بود به تهران تحمیل کند. فروریختن ستون پنجم نظامی جمهوری اسلامی در سوریه، عراق، یمن، لبنان و باریکه غزه برجسته ترین این شرایط است؛ چیزی که عربستان سعودی، اسرائیل، دولت مرکزی یمن و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از مدتها پیش برای تحمیل آن به ایران بر واشنگتن و بعضا حتی بر مسکو فشار می آورند.
ماجرای عراق تکرار نمی شود
نویسندگان دی تسایت، مقاله خود را با تشبیه شرایط امروز منطقه با روزهای پیش از حمله آمریکا به عراق در ماه مارس سال ۲۰۰۳ این پرسش را مطرح میکنند که آیا همان سناریو ممکن است در برخورد با ایران تکرار شود؟
در جست و جوی پاسخ این پرسش آنها پس از اشاره به اعزام ناوگانهای آمریکا به خلیج فارس و خرابکاری در کشتیهای تجاری و تانکرهای نفتی متحدان آمریکا و مهمترین رویدادهای تازه دیگر مینویسند که ایالات متحده آمریکا بار دیگر به عنوان ژاندارم جهان علیه ترور و آشفتگی در خاورمیانه وارد صحنه میشود، زیرا سرویسهای اطلاعاتیاش ارتباطات تهران را با شبه نظامیان تحت پشتیبانی خود در عراق و سوریه رمزگشایی کردهاند. آمریکا مدعی است که در این ارتباطات، حمله به دیپلماتهای آمریکایی در منطقه طراحی شده بود و به همین دلیل است که وزارت خارجه آمریکا روز ۱۴ مه بخشی از دیپلماتهای خود را که حضورشان در بغداد چندان ضروری نیست به ترک خاک عراق فراخواند.
دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا هیچ فرصتی را برای بیان این نکته که "قصد جنگ با ایران را ندارد" از دست نمیدهد. بسیاری از تحلیلگران غربی هم بر این باورند که حمله به نیروهای ایران در دستور کار کاخ سفید واشنگتن نیست. عقل سلیم هم می گوید که منافع آمریکا را در شرایط حاضر ادامه حالت نه جنگ و نه صلح در خلیج فارس بیش از ورود به جنگی تامین میکند که نه گستره آن را میتوان پیش بینی کرد و نه پایان آن را.
اما از سوی دیگر، به نوشته پایگاه اینترنتی هفته نامه دی تسایت آلمان، دونالد ترامپ چنان خشم و نفرتی نسبت به جمهوری اسلامی و نیروهای نظامی و شبه نظامی وابسته به آن در منطقه در دل پرورانده است که به این گفته او نیز نمیتوان اطمینان داشت.
خلیج فارس به این ترتیب حالت کبریت و انبار پنبه را پیدا کرده است. یک اشتباه کوچک از سوی ایران یا نیروهای وابسته به آن در عراق و سوریه و یمن و باریکه غزه و لبنان، این بار بر خلاف همیشه برای شعله ورشدن این کبریت و انفجاری تازه در خاورمیانه کافی خواهد بود. در سالهای اخیر، نوک حمله این نیروها، رقبای منطقهای ایران مثل عربستان سعودی و اسرائیل بودهاند. کافی است یکی از پیکانها، به عمد یا به سهو به سوی نیروهای آمریکایی هدف گرفته شوند، آنگاه، پیش بینی ابعاد واکنش آمریکا تا بروز نکرده باشد، بسیار دشوار خواهد بود.
گمانه زنیها در این زمینه که سرانجام جنگی میان ایران و آمریکا درخواهد گرفت یا نه، ادامه دارند. در این میان، پایگاه اینترنتی هفته نامه دی تسایت آلمان عنوانی را برای مقاله تحلیلی روز چهارشنبه ۱۵ آوریل خود برگزیده است که در نهایت گویای احتمالی ترین سناریوست: "یک کمی جنگ"؟
هفته نامه آلمانی به این ترتیب پیش بینی میکند که آمریکا ممکن است با وقوف به موقعیت داخلی بسیار ضعیف جمهوری اسلامی جنگ کوچک و قابل مهاری را آغاز کند تا بتواند جمهوری اسلامی را در موضع ضعف بر سر میز مذاکره بنشاند و ۱۲ شرطی را که پیش تر برای بازگشت به برجام اعلام کرده بود به تهران تحمیل کند. فروریختن ستون پنجم نظامی جمهوری اسلامی در سوریه، عراق، یمن، لبنان و باریکه غزه برجسته ترین این شرایط است؛ چیزی که عربستان سعودی، اسرائیل، دولت مرکزی یمن و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از مدتها پیش برای تحمیل آن به ایران بر واشنگتن و بعضا حتی بر مسکو فشار می آورند.
ماجرای عراق تکرار نمی شود
نویسندگان دی تسایت، مقاله خود را با تشبیه شرایط امروز منطقه با روزهای پیش از حمله آمریکا به عراق در ماه مارس سال ۲۰۰۳ این پرسش را مطرح میکنند که آیا همان سناریو ممکن است در برخورد با ایران تکرار شود؟
در جست و جوی پاسخ این پرسش آنها پس از اشاره به اعزام ناوگانهای آمریکا به خلیج فارس و خرابکاری در کشتیهای تجاری و تانکرهای نفتی متحدان آمریکا و مهمترین رویدادهای تازه دیگر مینویسند که ایالات متحده آمریکا بار دیگر به عنوان ژاندارم جهان علیه ترور و آشفتگی در خاورمیانه وارد صحنه میشود، زیرا سرویسهای اطلاعاتیاش ارتباطات تهران را با شبه نظامیان تحت پشتیبانی خود در عراق و سوریه رمزگشایی کردهاند. آمریکا مدعی است که در این ارتباطات، حمله به دیپلماتهای آمریکایی در منطقه طراحی شده بود و به همین دلیل است که وزارت خارجه آمریکا روز ۱۴ مه بخشی از دیپلماتهای خود را که حضورشان در بغداد چندان ضروری نیست به ترک خاک عراق فراخواند.
سلطه طلبی سیری ناپذیر ایران
در مقاله تحلیلی دی تسایت با یک همکار بسیار نزدیک مایک پمپئو وزیرخارجه آمریکا گفت و گو شده است که چون به لحاظ قانونی اجازه ندارد از سوی وزارت خارجه صحبت کند، در خواست کرده نامش فاش نشود.
این مقام آمریکایی که دی تسایت مینویسد به مسائل خاورمیانه احاطه کامل دارد، ایران را به در پیش گرفتن یک سلطه طلبی سیری ناپذیر متهم کرده که دولت ترامپ برخلاف اوباما نمیتواند با نرمش با آن برخورد کند. او میگوید: «اوباما نتوانست این واقعیت را در توافقنامه هستهای به گونهای که با ایران امضا شده است درک کند. او افرادی مثل ملاهای ایرانی، پوتین و هیتلر را هرگز نفهمید. ترامپ اینها را میفهمد.»
در توضیح تفاوت سیاست آمریکا و اتحادیه اروپا در برابر ایران، دی تسایت به نقل از همکار نزدیک مایک پمپئو مینویسد: «آمریکا هم مثل هایکو ماس وزیرخارجه آلمان میخواهد که ایران صاحب بمب اتمی نشود. اما این در حال حاضر هدف ثانوی آمریکا است. هدف مهم تر واشنگتن متوقف کردن سلطه طلبی ایران در منطقه است. در حالی که به باور دیپلماسی آمریکا، توافق هستهای با رساندن پول زیاد به ایران کمک کرد تا گروههای تروریستی وابسته به خود را بیش از پیش تقویت کند. آمریکا اکنون میخواهد با بیشترین فشار ایران را به مذاکرات بیشتری برای پایان دادن به تامین مالی تروریستها مجبور کند.»
آمریکای ترامپ این را که برنامه اتمی ایران خطر نهایی است، رد میکند و معتقد است که تبدیل ایران به قدرت برتر منطقهای، پشتیبانی از سازمانهایی مثل حزب الله لبنان و حماس در فلسطین به موازات تهدید دائمی اسرائیل به نابودی، خطرناکتر از برنامه هستهای است. خطری که با توافق هستهای و برداشتن تحریمها تشدید شده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر