دوشنبه، آبان ۱۵، ۱۳۹۶

تاثیر انقلاب اکتبر روسیه بر جنبش‌های انقلابی در ایران

تاثیر انقلاب اکتبر روسیه بر جنبش‌های انقلابی در ایران

از آغاز جنبش مشروطه‌خواهی در ایران، اندیشه‌های انقلابیان روس بر ایرانیان تاثیرگذار بود. بعدها در نتیجه‌ی انقلاب اکتبر در روسیه، سه جنبش انقلابی در مناطق شمالی ایران شکل گرفت که به درجات مختلف از این انقلاب متاثر بودند.
[No title] میرزا کوچک خان و احسان‌الله خان در میان پارتیزان‌های جنگل
برای پرداختن به تاثیر انقلاب اکتبر روسیه در ایجاد جنبش‌های انقلابی در ایران، نخست باید از نظر تاریخی کمی به عقب بازگشت و به تاثیر افکار و اندیشه‌های انقلابیان روس بر ایرانیان در دوره‌ی انقلاب مشروطه در ایران ۱۲۸۵ ـ ۱۲۹۰(۱۹۰۶ ـ ۱۹۱۱) نگاهی افکند.
انقلاب سال ۱۹۰۵ در روسیه که انقلابی لیبرال ـ دموکراتیک بود، ایران را نیز تکان داد. این انقلاب که ترکش‌های آن تا سال ۱۹۰۷ در روسیه ادامه داشت و مبارزه با استبداد تزاری و تلاش برای اصلاحات اقتصادی و گسترش مناسبات دموکراتیک را هدف خود قرار داده بود، در خود روسیه به نتایج چندان ملموسی نرسید و دستاوردهای آن پس از مدتی توسط تزاریسم بازپس گرفته شد؛ اما بر روی کشور همسایه ایران تاثیری انکارناپذیر داشت. می‌توان گفت که انقلاب سال ۱۹۰۵ در روسیه تکانه‌ی نیرومندی در ایران ایجاد کرد و بر حوادث انقلاب مشروطه تاثیر گذاشت.
بیشتر بخوانید: صدمین سالگرد انقلاب فوریه در روسیه
انقلابیان قفقاز و جنبش مشروطه
در زمان انقلاب ۱۹۰۵ روسیه، حدود ۱۰۰ هزار کارگر فصلی یا مهاجر ایرانی در میدان‌های نفتی باکو، در جاده‌کشی‌های آسیای میانه یا در بنادر دریای خزر کار می‌کردند. از آن میان ۷ هزار تن فقط در شهر باکو می‌زیستند. اینان از همان زمان به تدریج با افکار و ایده‌های انقلابیان روس آشنا شدند و در انتقال این افکار و ایده‌ها به ایران نقش داشتند. از همان ایام پیوندهایی میان انقلابیان دو کشور برقرار شد.
در سال ۱۹۰۴ در باکو «سازمان همت» تشکیل شد که در واقع شعبه‌ی خودمختار حزب انقلابی سوسیال دموکرات روسیه به شمار می‌رفت و هدف آن تبلیغ اندیشه‌های انقلابی در میان کارگران مسلمان قفقاز بود. سازمان همت در میان کارگران ایرانی نیز نفوذ داشت و با اینکه بعدها به عنوان یک سازمان سراسری نام خود را حفظ کرد، اما می‌توان گفت که نیروهای اصلی آن سوسیال دموکرات‌های قفقاز بودند که پیش‌تر در حزب سوسیال دموکرات روسیه فعالیت داشتند.
در سال ۱۲۸۴ (۱۹۰۵) حزب سوسیال دموکرات ایران (اجتماعیون ـ عامیون) در باکو تاسیس شد. تقریبا همه‌ی بنیادگذاران این حزب از روشنفکران آذربایجانی بودند. این حزب با سوسیال دموکرات‌های قفقاز پیوندهای محکمی داشت. سازمان همت در باکو، در آموزش سیاسی و تئوریک مؤسسان حزب سوسیال دموکرات ایران نقش اساسی ایفا ‌کرد. رابط اصلی سوسیال دموکرات‌های ایران با سوسیال دموکرات‌های قفقاز، کمیته‌ای مخفی به نام «مرکز غیبی» در ایران بود که با سازمان همت در باکو ارتباط داشت.
کمیته‌ی مرکزی حزب سوسیال دموکرات ایران به سرعت اقدام به ایجاد تشکیلات خود در شهرهای تبریز، تهران، مشهد، انزلی و اصفهان کرد. در جریان اوجگیری اعتراضات مردمی در سال ۱۲۸۵ (۱۹۰۶) که آغاز انقلاب مشروطه در ایران بود و در شهرهای بزرگ ایران به ایجاد نهاد‌های انقلابی انجامید، نیروهای سوسیال دموکرات، کمیته‌ی انقلابی شهر تبریز را کاملا در اختیار خود داشتند.
روی هم می‌توان گفت که چهار جریان انقلابی در حوادث انقلاب مشروطه نقش مهمی ایفا کردند. این جریان‌ها عبارت بودند از: «حزب اجتماعیون ـ عامیون در همراهی با مرکز غیبی»، «مجمع آدمیت»، «کمیته‌ی انقلابی» و «انجمن مخفی». حزب اجتماعیون ـ عامیون و مرکز غیبی آن، تحت تاثیر مستقیم افکار چپ و بویژه درک انقلابیان روسیه از مارکسیسم بودند. «مجمع آدمیت» و «کمیته‌ی انقلابی» نماینده روشنفکران لیبرال‌منش و طبقه‌ی متوسط یا مرفه شهری بودند و «انجمن مخفی» نیز علایق طبقه‌ی سنتی متوسط  و نیروهای مذهبی را نمایندگی می‌کرد.
همچنین می‌توان گفت که انقلاب مشروطه در روند خود از دو مرحله عبور کرد: در مرحله‌ی نخست که می‌توان آن را مرحله‌ی لیبرالی انقلاب خواند و بیشتر تحت تاثیر اندیشه‌های ملکم خان بود، خواسته‌های آزادیخواهانه و لیبرالی انقلاب مشروطه  پیگیری می‌شد و در مرحله‌ی دوم که می‌توان آن را مرحله‌ی دموکراتیسم انقلابی نامید و بیشتر تحت تاثیر اندیشه‌های آخوندزاده و طالبوف بود، تمایلات سوسیال‌دموکراسی انقلابی پیگیری می‌شد. از انجمن‌های یادشده، «مجمع آدمیت» در مرحله‌ی نخست و «اجتماعیون و عامیون و مرکز غیبی» در مرحله‌ی دوم و پس از انتقال پایگاه انقلاب از تهران به تبریز نقش مهمی ایفا کردند.
هنگامی که محمدعلی‌شاه قاجار علیه دستاوردهای مرحله‌ی اول انقلاب مشروطه در تهران به کودتا دست زد و در سال ۱۲۸۷ (۱۹۰۸) به کلنل لیاخوف روسی، فرمانده بریگاد قزاق، دستور داد مجلس شورای ملی را به توپ ببندد و گلوله باران کند، پس از یک خونریزی شدید، مقاومت مشروطه‌خواهان در تهران درهم شکست. اما این حوادث آتش مقاومت در دیگر شهرها و بویژه تبریز را شعله‌ور ساخت. از آن پس پایگاه انقلاب مشروطه از تهران به تبریز منتقل شد. سوسیال دموکرات‌های روسیه در جریان انقلاب مشروطه هم با ارسال سلاح و هم گسیل افراد مسلح بطور مستقیم از سوسیال دموکرات‌های ایران حمایت می‌کردند.
«مرکز غیبی» در این حوادث نقش مهمی ایفا کرد و با سوسیال دموکرات‌های باکو تماس گرفت و از آنان کمک خواست. حدود یک صد داوطلب مسلح از باکو به مشروطه‌خواهان در تبریز پیوستند. در جریان درگیری‌های نظامی شدیدی که میان قوای دولتی و نیروهای مشروطه‌خواه در تبریز روی داد، مشروطه‌خواهان توانستند با استفاده از نارنجک‌هایی که از قفقاز آورده بودند، صفوف دشمن را درهم شکنند، سنگرهایشان را ویران سازند و سرانجام آنان را با وارد آوردن تلفات سنگین شکست دهند.
به موازات همین حوادث، شماری از انقلابیان آذری در مشهد «جمعیت مجاهدین» را تشکیل دادند و ضمن تماس با سوسیال دموکرات‌های باکو، اعلامیه‌ای منتشر ساختند که می‌توان آن را نخستین برنامه‌ی سوسیالیستی در ایران دانست. در این برنامه خواسته‌هایی چون «دفاع مسلحانه از مشروطیت»، «برابری»، «عدالت اجتماعی»، «دادن حق رای به همه‌ی شهروندان»، «حق آزادی بیان»، «ایجاد مدارس رایگان»، «ایجاد بیمارستان و درمانگاه رایگان برای فقرا» و «تقسیم اراضی سلطنتی و مالکان بزرگ میان دهقانان» و چند خواسته‌ی دیگر مطرح شده بود.
در پاییز سال ۱۲۸۸ (۱۹۰۹) گریگوری اورژنیکیدزه، از رهبران حزب سوسیال دموکرات روسیه که بعد از انقلاب اکتبر به عضویت در کمیته‌ی مرکزی حزب کمونیست شوروی رسید و نماینده‌ی لنین در قفقاز و گرجستان بود، به مدت یک سال در شهر رشت اقامت گزید تا سوسیال دموکرات‌های این منطقه را سازماندهی کند و آموزش دهد. در همین ایام زیر نظر او کتاب «مانیفست حزب کمونیست» نوشته‌ی کارل مارکس و فریدریش انگلس برای نخستین بار به زبان فارسی ترجمه شد.
همان‌گونه که گفته شد، روح دوگانه‌ای بر جنبش مشروطه‌خواهی ایران حکمفرما بود. این روح دوگانه بویژه در دومین دور مجلس شورای ملی در سال ۱۲۸۹ (۱۹۱۰) بازتاب یافت، در جایی که دو جریان اصلاح‌طلب «حزب دموکرات» و محافظه‌کار «اعتدالیون» شکل گرفت. ۲۰ عضو دموکرات مجلس، از نواحی شمالی ایران و ۷ تن از تهران بودند. سازماندهی حزب دموکرات در بیرون از مجلس برعهده‌ی حیدر خان (عمواوغلی) بود که بعدها دبیر اول حزب کمونیست ایران شد.
دموکرات‌ها محتوای برنامه‌ی خود را تا حدود زیادی از اسناد سوسیال دموکرات‌های روسیه اقتباس کرده بودند. آنان در برنامه‌ی خود مبارزه با استبداد سلطنتی و بزرگ‌زمینداری و تقسیم املاک آنان میان رعایا را گنجانده بودند و از روند «غیردینی‌سازی» و صنعتی‌کردن پرشتاب پشتیبانی می‌کردند. در همین ایام سوسیال دموکرات‌های قفقاز به اعضای خود در ایران پیام دادند که سازمان‌های خود را منحل کنند و به «حزب دموکرات» بپیوندند.
«حزب اعتدال» نماینده‌ی منافع اشراف زمیندار و طبقه‌ی متوسط سنتی بود. از ۵۷ عضو این حزب در مجلس دوم، ۱۳ تن روحانی، ۱۰ تن زمیندار و ۹ تن تاجر بودند. دو آیت‌الله و یک شاهزاده نیز از اعضای رهبری این حزب بودند. اعتدالیون در برنامه‌ی خود از تقویت سلطنت مشروطه، حفظ مذهب «به عنوان بهترین سد در برابر ظلم و بی‌عدالتی»، مالکیت خصوصی، آموزش‌های دینی و اجرای شریعت و نیز حمایت از خانواده پشتیبانی می‌کردند.
Die ersten Panzer Großbritannien (imago/United Archives International) تانک انکلیسی در جنگ جهانی اول
ایران در جریان جنگ جهانی اول
 ایران در اوایل قرن بیستم، بطور فزاینده به صحنه‌ی زورآزمایی و رقابت قدرت‌های جهانی و پیش از همه بریتانیا و روسیه‌ی تزاری تبدیل شده بود. این دو کشور در پی منافع و مطامع سیاسی و اقتصادی  خود در سال ۱۹۰۷ در قراردادی در سن‌پترزبورگ، ایران را به دو منطقه‌ی تحت نفوذ خود و یک منطقه‌ی بیطرف تقسیم کرده بودند. امضای این قرارداد بعدا به اطلاع دولت ایران رسید بدون اینکه نظر این دولت درباره‌ی آن پرسیده شود. ایران در آن سال‌ها در نتیجه‌ی عوامل گوناگون و از جمله ضعف و فساد دولت مرکزی، کشوری عملا فروپاشیده بود. روسیه و بریتانیا با استفاده از این وضع و با دادن قرضه‌های جدید، ایران را به اسارت درآورده بودند. ارتش‌روسیه‌ی تزاری در شمال و ارتش بریتانیا در جنوب نیروهای خود را مستقر کرده بودند و حاضر به خروج از کشور نبودند.
هنوز مدت زیادی از خاموش شدن آخرین شعله‌های انقلاب مشروطه در ایران نگذشته بود که جنگ جهانی اول (۱۹۱۴ ـ ۱۹۱۸) آغاز شد. دولت احمدشاه قاجار بیطرفی ایران را اعلام کرد، اما این امر مانع از آن نشد که پای درگیری‌های نظامی قدرت‌های بیگانه، از جمله روسیه، بریتانیا و نیروهای عثمانی به خاک ایران باز نشود. این امر به فقر و فلاکت فزاینده‌‌ای در میان قشرهای وسیعی از مردم انجامید. اقتصاد کشور از کار افتاده و فعالیت‌های کشاورزی متوقف شده بود و قحطی و گرسنگی بیداد می‌کرد. عده‌ی زیادی از ایرانیان در این سال‌ها بر اثر قحطی و گرسنگی و بیماری‌های واگیر جان خود را از دست دادند.
اسارت اقتصادی و سیاسی ایران، حضور ارتش‌های بیگانه در کشور و وضعیت فاجعه‌بار معیشتی مردم به شکل‌گیری قیام‌هایی مردمی در ایران در جریان جنگ جهانی اول منجر گردید که مهم‌ترین آن تاسیس جنبش موسوم به «جنگلی‌ها» در سال ۱۲۹۴ (۱۹۱۵) در گیلان بود. جنگلی‌ها تشکیلاتی چریکی بود که اعضای آن در جنگل‌های شمال پناه گرفته بودند و با عملیات مسلحانه علیه نیروهای روسیه‌ی تزاری که در شمال ایران مستقر شده بودند مبارزه می‌کردند. این جنبش تا انقلاب فوریه‌ی ۱۹۱۷ در روسیه جنبه‌ی محلی داشت. با این همه با تبلیغات سیاسی و نظری توانسته بود توجه و همبستگی لایه‌هایی از مردم گیلان را به خود جلب کند. در رأس برنامه‌ی جنگلی‌ها خواست «تعلق ایران به ایرانیان»، «خروج نیروهای بیگانه از کشور»، «برقراری صلح و امنیت» و «مبارزه با استبداد برای عدالت» به چشم می‌خورد.
انقلاب فوریه‌ی سال ۱۹۱۷ در روسیه و سرنگونی امپراتوری تزار باعث شد که نیروهای نظامی این کشور در شمال ایران نیز دچار از هم گسیختگی شوند و سازماندهی خود را از دست بدهند. با فضای تازه‌ای که ایجاد شده بود، نه تنها جنبش جنگلی‌ها در گیلان دوباره جان گرفت، بلکه دموکرات‌ها در تهران نیز به تجدید سازمان خود پرداختند. باور آنان این بود که روسیه‌ی انقلابی رفتار دیگری در قبال ایران در پیش خواهد گرفت.
در گیلان نیروهای داوطلب تازه‌ای به رهبری خالو قربان و احسان‌الله خان دوستدار به جنبش جنگلی‌ها پیوستند و بر سیاست آن تاثیر گذاشتند. خالو قربان از رهبران کارگری بود و احسان‌الله خان، روشنفکری رادیکال بود که در پاریس تحصیل کرده بود و در زمان پیوستن به جنبش جنگلی‌ها، گروهی از دموکرات‌های ایران را نیز همراه خود آورد.
Schweiz 100 Jahre Lenins Zugfahrt (picture alliance / Tass/dpa) ولادیمیر ایلیچ اولیانوف ملقب به لنین، رهبر انقلاب اکتبر و بنیادگذار دولت شوروی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر